نکات کلیدی
1. محبوبیت پزشکی جایگزین ناشی از بیاعتمادی به پزشکی مدرن و آرزوی زمانهای سادهتر
دلیل محبوبیت درمانهای جایگزین ساده است. پزشکان اصلی به عنوان افرادی بیاحساس و دیکتاتور شناخته میشوند که درمانهای غیرطبیعی با عوارض جانبی غیرقابل تحمل ارائه میدهند.
ناامیدی از پزشکی مدرن. بسیاری از افراد به دلیل نواقص در مراقبتهای بهداشتی متعارف، مانند درمانهای غیرشخصی، وابستگی به داروهای مصنوعی و عدم تمرکز بر سلامت کلی، به پزشکی جایگزین روی میآورند. این نارضایتی خلأی ایجاد میکند که درمانگران جایگزین اغلب با وعدههای مراقبت شخصی و راهحلهای طبیعی پر میکنند.
جاذبه سادگی و سنت. پزشکی جایگزین اغلب حس نوستالژی را برای زمانی که درمان به عنوان چیزی بیشتر مرتبط با طبیعت و کمتر وابسته به فناوریهای پیچیده در نظر گرفته میشد، برمیانگیزد. این آرزو برای زمانهای سادهتر با کسانی که از دنیای سریع و تکنولوژیک پزشکی مدرن احساس بیگانگی میکنند، همصدا میشود.
قدرت ادراک. ادراک عمومی از پزشکان اصلی به عنوان افرادی بیاحساس و درمانگران جایگزین به عنوان افرادی دلسوز نقش مهمی در محبوبیت پزشکی جایگزین ایفا میکند. این ادراک، چه درست باشد و چه نادرست، بر انتخابهای بیماران و تمایل آنها به پذیرش درمانهای جایگزین تأثیر میگذارد.
2. جذابیت درمانهای "طبیعی": یک دیدگاه تاریخی
زمانی که دین قوی بود و علم ضعیف، مردان جادو را با پزشکی اشتباه میگرفتند. اکنون، زمانی که علم قوی است و دین ضعیف، مردان پزشکی را با جادو اشتباه میگیرند.
ریشههای باستانی درمان. در طول تاریخ، انسانها به دنبال درمانهایی برای بیماریها بودهاند و در ابتدا به باورها و شیوههای روحانی مانند دعا و قربانیها تکیه میکردند. بعدها، سیستمهایی مانند نظریه مزاجی یونانی و پزشکی سنتی چینی ظهور کردند که بر تعادل درون بدن تأکید داشتند.
ظهور پزشکی علمی. قرنهای 18 و 19 شاهد انقلابی در درک پزشکی بودند، با کشفیاتی مانند واکسیناسیون، نظریه میکروب و روش علمی که مراقبتهای بهداشتی را متحول کرد. این تغییر منجر به توسعه درمانهای مبتنی بر شواهد و کاهش وابستگی به درمانهای سنتی شد.
سفر پزشکی مدرن به گذشته. با وجود پیشرفتهای پزشکی علمی، روند رو به رشدی برای بازگشت به شیوههای باستانی وجود دارد که اغلب ناشی از بیاعتمادی به مداخلات مدرن است. این "کشف دوباره" میتواند منجر به پذیرش غیرانتقادی درمانهایی شود که فاقد اعتبار علمی هستند.
3. جنون ویتامینها: داستانی هشداردهنده از ایمان نادرست به دوزهای بالا
باید بگویم، در صدر لیست من مصرف ویتامینها قرار دارد. میدانم که در طول سالها پزشکان گفتهاند که این کار مضحک است و همه اینها. اما من از سنین پایین شروع به مصرف ویتامینها کردم. و هر روز آنها را مصرف میکنم. هر روز لعنتی! بنابراین فکر میکنم این شماره یک است. به هر دلیلی، در سن خودم احساس فعال بودن و خوب بودن میکنم.
میراث لینوس پاولینگ. لینوس پاولینگ، برنده جایزه نوبل، استفاده از ویتامین C با دوز بالا را برای پیشگیری و درمان بیماریهای مختلف، از جمله سرماخوردگی و سرطان، ترویج کرد. حمایت او باعث ایجاد باوری گسترده در مورد مزایای ویتامینهای فوقالعاده شد، با وجود شواهد علمی محدود.
واقعیت تحقیقات ویتامین. مطالعات متعدد نتوانستهاند ادعاهای پاولینگ را تأیید کنند و برخی حتی پیشنهاد میکنند که دوزهای بالای برخی ویتامینها ممکن است خطر ابتلا به سرطان و بیماریهای قلبی را افزایش دهد. این موضوع اهمیت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد را در مراقبتهای بهداشتی نشان میدهد.
پارادوکس آنتیاکسیدان. نظریهای که میگوید آنتیاکسیدانها میتوانند با رادیکالهای آزاد مبارزه کنند و از بیماری جلوگیری کنند، منجر به استفاده گسترده از مکملهای آنتیاکسیدانی شده است. با این حال، آزمایشهای بالینی نشان دادهاند که این مکملها اغلب نمیتوانند مزایای مورد انتظار را ارائه دهند و حتی ممکن است مضر باشند.
4. معافیت نظارتی صنعت مکملها: پیروزی لابیگری بر علم
آزادی برای گرگها، مرگ برای برهها است.
زمینه تاریخی تنظیم دارو. تاریخ تنظیم دارو با تراژدیهایی که منجر به نظارتهای سختگیرانهتر شد، مانند فاجعه الیکسیر سولفانیلامید و بحران تالیدومید، مشخص میشود. این رویدادها موجب تصویب قوانینی شدند که آزمایش ایمنی و اثربخشی را قبل از بازاریابی داروها الزامی میکردند.
قانون سلامت و آموزش مکملهای غذایی (DSHEA). در سال 1994، DSHEA به طور قابل توجهی قدرت نظارتی FDA را بر مکملهای غذایی تضعیف کرد و به تولیدکنندگان اجازه داد بدون ارائه شواهد علمی از ایمنی یا اثربخشی، ادعاهایی درباره محصولات خود مطرح کنند. این قانون یک خلأ ایجاد کرده است که به فروش مکملهای بالقوه مضر به مصرفکنندگان اجازه میدهد.
قدرت لابیگری. صنعت مکملها با موفقیت به کنگره لابی کرده است تا معافیت نظارتی خود را حفظ کند و از تاکتیکهایی مانند کمپینهای مردمی و تأییدیههای سلبریتیها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی استفاده کند. این موضوع تأثیر پول و سیاست را در شکلدهی به سیاستهای بهداشتی نشان میدهد.
5. جداسازی هیاهوی مکملها: انتخابهای مبتنی بر شواهد
نمیتواند دو نوع پزشکی وجود داشته باشد. تنها پزشکی وجود دارد که به طور کافی آزمایش شده و پزشکی که آزمایش نشده است.
اهمیت پزشکی مبتنی بر شواهد. کلید تمایز بین درمانهای مؤثر و غیرمؤثر در آزمایشهای علمی دقیق نهفته است. درمانها باید از طریق آزمایشهای بالینی به خوبی طراحی شده ارزیابی شوند تا ایمنی و اثربخشی آنها مشخص شود.
مکملهایی با مزایای بالقوه. در حالی که بسیاری از مکملها فاقد حمایت علمی هستند، برخی ممکن است برای جمعیتهای خاص مزایایی ارائه دهند. به عنوان مثال، اسیدهای چرب امگا-3 برای سلامت قلب، کلسیم و ویتامین D برای سلامت استخوان در زنان یائسه و اسید فولیک در دوران بارداری برای جلوگیری از نقصهای مادرزادی.
نقش NCCAM. مرکز ملی پزشکی مکمل و جایگزین (NCCAM) برای مطالعه درمانهای جایگزین تأسیس شد. در حالی که NCCAM برخی از تحقیقات ارزشمند را تأمین مالی کرده است، تلاشهای آن نیز به خاطر حمایت از مطالعات درمانهای مشکوک مورد انتقاد قرار گرفته است.
6. تأییدیههای سلبریتیها: زمانی که قدرت ستاره بر بررسی علمی سایه میافکند
اوه، نه، عزیزم؛ من واقعاً مرد خوبی هستم، اما من یک جادوگر بسیار بد هستم.
قدرت تأثیرگذاری. سلبریتیها تأثیر قابل توجهی بر افکار عمومی دارند و تأییدیههای آنها میتواند فروش محصولات پزشکی جایگزین را بدون توجه به شواهد علمی افزایش دهد. این موضوع اهمیت تفکر انتقادی و سواد رسانهای را نشان میدهد.
سوزان سامرز و هورمونهای بیوایدنتیک. سوزان سامرز، بازیگر معروف، هورمونهای بیوایدنتیک را به عنوان درمانی ایمن و مؤثر برای یائسگی و پیری ترویج کرده است. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که هورمونهای بیوایدنتیک خطرات مشابهی با درمان جایگزینی هورمونی متعارف دارند.
جنی مککارتی و اوتیسم. جنی مککارتی، سلبریتی دیگری، درمانهای اثباتنشدهای برای اوتیسم، از جمله درمان کلاتاسیون و محدودیتهای غذایی را ترویج کرده است. موضع ضد واکسن او نیز به خاطر کمک به کاهش نرخ واکسیناسیون و شیوع بیماریهای قابل پیشگیری مورد انتقاد قرار گرفته است.
7. جنبه تاریک امید: سوءاستفاده از بیماران آسیبپذیر
وقتی به آن فکر میکنید، چه انتخاب دیگری جز امید وجود دارد؟
ناامیدی و سوءاستفاده. درمانگران جایگزین اغلب بیماران آسیبپذیر با بیماریهای جدی را هدف قرار میدهند و امید کاذب و درمانهای اثباتنشده را با قیمتهای گزاف ارائه میدهند. این سوءاستفاده میتواند منابع مالی بیماران را تخلیه کرده و آنها را از درمانهای متعارف که ممکن است جان آنها را نجات دهد، منحرف کند.
استنسیلاو بورزینسکی و آنتینئوپلاستونها. استنسیلاو بورزینسکی، پزشک جنجالی، به مدت دههها آنتینئوپلاستونها را به عنوان درمانی برای سرطان ترویج کرده است، با وجود عدم وجود شواهد علمی. درمانهای او به خاطر هزینههای بالا و پتانسیل سمی بودن مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
اهمیت ملاحظات اخلاقی. ترویج درمانهای اثباتنشده نگرانیهای اخلاقی درباره خودمختاری بیمار، رضایت آگاهانه و مسئولیت ارائهدهندگان خدمات بهداشتی برای اولویت دادن به رفاه بیمار بر منافع مالی را به وجود میآورد.
8. پاسخ پلاسبو: پدیدهای قدرتمند اما اغلب نادرست فهمیده شده
ما آنچه را که وانمود میکنیم، هستیم...
قدرت باور. پاسخ پلاسبو یک پدیده فیزیولوژیکی واقعی است که در آن باور یک فرد به یک درمان میتواند منجر به بهبودهای قابل اندازهگیری در وضعیت او شود، حتی اگر درمان خود بیاثر باشد. این پاسخ توسط اندورفینها و سایر مواد شیمیایی عصبی میانجیگری میشود.
عوامل مؤثر بر پاسخ پلاسبو. پاسخ پلاسبو میتواند تحت تأثیر عواملی مانند رفتار درمانگر، انتظارات بیمار و هزینه و پیچیدگی درک شده درمان قرار گیرد. درک این عوامل میتواند به ارائهدهندگان خدمات بهداشتی کمک کند تا به طور اخلاقی و مؤثر از قدرت پاسخ پلاسبو بهرهبرداری کنند.
ملاحظات اخلاقی. در حالی که پاسخ پلاسبو میتواند مفید باشد، سؤالات اخلاقی درباره فریب و رضایت آگاهانه را به وجود میآورد. ارائهدهندگان خدمات بهداشتی باید مزایای بالقوه پاسخ پلاسبو را با نیاز به صداقت و شفافیت با بیماران خود متعادل کنند.
9. عبور از خط: زمانی که پزشکی جایگزین به کلاهبرداری تبدیل میشود
از تمام موجوداتی که بر بدنهای مرده و در حال مرگ تغذیه میکنند، کلاهبرداران سرطان بیرحمترین و بیاحساسترین هستند.
توصیه به عدم استفاده از درمانهای مفید متعارف. یکی از خطرناکترین جنبههای کلاهبرداری این است که درمانگران جایگزین بیماران را از جستجوی مراقبتهای پزشکی متعارف که میتواند جان آنها را نجات دهد، منصرف میکنند. این میتواند عواقب ویرانگری به ویژه در موارد سرطان و سایر بیماریهای جدی داشته باشد.
ترویج درمانهای مضر بدون هشدار کافی. برخی از درمانهای جایگزین، مانند درمان کلاتاسیون و مکملهای ویتامین با دوز بالا، میتوانند عوارض جانبی جدی داشته باشند. کلاهبرداران اغلب در مورد این خطرات به بیماران بهطور کافی هشدار نمیدهند و آنها را در معرض خطر قرار میدهند.
تخلیه حسابهای بانکی بیماران. کلاهبرداری اغلب شامل دریافت هزینههای گزاف برای درمانهای اثباتنشده است که منابع مالی بیماران را تخلیه کرده و آنها را با کمترین نتیجه رها میکند. این سوءاستفاده به ویژه زمانی که بیماران آسیبپذیر با بیماریهای جدی هدف قرار میگیرند، به شدت غیرقابل قبول است.
10. اهمیت تفکر انتقادی و سواد علمی در مراقبتهای بهداشتی
این غیرمنطقی است که اداره یک دولت مدرن به مردانی که از علم بیخبرند، واگذار شود.
نیاز به تشخیص. در عصر اطلاعات بیش از حد، توسعه مهارتهای تفکر انتقادی و توانایی ارزیابی شواهد علمی بسیار مهم است. این موضوع به ویژه در زمان تصمیمگیری درباره مراقبتهای بهداشتی اهمیت دارد.
نقش سواد علمی. درک پایهای از اصول علمی میتواند به افراد کمک کند تا بین درمانهای مبتنی بر شواهد و کلاهبرداری تمایز قائل شوند. این شامل درک اهمیت آزمایشهای کنترلشده، بررسی همتا و معنیداری آماری است.
مسئولیت ارائهدهندگان خدمات بهداشتی. ارائهدهندگان خدمات بهداشتی مسئولیت دارند تا اطلاعات دقیقی درباره خطرات و مزایای درمانهای مختلف، چه متعارف و چه جایگزین، به بیماران ارائه دهند. آنها همچنین باید از ترویج درمانهایی که فاقد حمایت علمی هستند، احتیاط کنند.
آخرین بهروزرسانی::
نقد و بررسی
کتاب "آیا به جادو اعتقاد دارید؟" بهطور انتقادی به بررسی پزشکیهای جایگزین میپردازد و کمبود شواهد علمی و خطرات بالقوه آنها را افشا میکند. آوید افیت در این کتاب استدلال میکند که تنها دو نوع دارو وجود دارد: داروهایی که مؤثرند و داروهایی که مؤثر نیستند و به نقد درمانهای محبوب و تأییدیههای سلبریتیها میپردازد. او اثر دارونما، صنعت مکملهای غیرقانونی و خطرات رها کردن پزشکی متعارف را مورد بحث قرار میدهد. در حالی که برخی از خوانندگان به رویکرد علمی افیت ارج مینهند، دیگران او را نسبت به درمانهای جایگزین متعصب میدانند. این کتاب بهعنوان هشداری در برابر شبهعلم در حوزه بهداشت و درمان عمل میکند و خوانندگان را به دقت در ادعاهای پزشکی و اتکا به درمانهای مبتنی بر شواهد ترغیب مینماید.