نکات کلیدی
1. میراث انسانگرایی: تاروپودی پیچیده از پیشرفت و exclusion
تمام انسانگراییها تا به امروز، امپریالیستی بودهاند.
دوگانگی انسانگرایی. انسانگرایی با تأکید بر عقل، پیشرفت و کمال انسانی، نیروی محرکهای برای پیشرفتهای تمدن غربی بوده است. با این حال، این ایده بهطور تاریخی بهعنوان ابزاری برای exclusion، حاشیهنشینی و حتی خشونت علیه کسانی که بهعنوان "دیگری" شناخته میشوند، عمل کرده است.
یوروسنتریسم و "دیگری." ایدهآل انسانگرایی که غالباً با هویت اروپایی معادل است، بهطور تاریخی خود را در مقابل "دیگری" تعریف کرده است – کسانی که جنسیسازی، نژادیسازی یا طبیعیسازی شدهاند. این منطق دوتایی منجر به غیرانسانیسازی و استثمار گروههای کامل انسانی شده است.
محاسبه با گذشته. شناخت جنبه تاریک انسانگرایی برای پیشرفت ضروری است. این شامل شناسایی راههایی است که در آن انسانگرایی در استعمار، بردهداری و دیگر اشکال ستم همدست بوده و تلاش برای ایجاد دیدگاهی فراگیرتر و عادلانهتر از انسان است.
2. ضدانسانگرایی بهعنوان پیشنیاز ضروری اما متناقض برای پستانسانگرایی
ممکن است انسانیت بیش از حد ارزیابی شده باشد، اما با رسیدن جمعیت انسانی به مرز هشتمین میلیارد، هرگونه صحبت از انقراض بهنظر احمقانه میرسد.
چالش "انسان" در انسانگرایی. ضدانسانگرایی که از ناامیدی ناشی از آزمایشهای سیاسی ناموفق قرن بیستم و نقدهای فمینیسم و پستاستعماری بهوجود آمده، موضوع واحد و عقلانی انسانگرایی را رد میکند. این ایده محدودیتها و تعصبات موجود در مفهوم سنتی "انسان" را آشکار میسازد.
تناقضات ضدانسانگرایی. در حالی که ضدانسانگرایی به نقد جنبههای exclusionary انسانگرایی میپردازد، اغلب به ارزشهای انسانگرایانهای مانند آزادی، برابری و عدالت اجتماعی تکیه میکند. این امر تنشی بین تمایل به تخریب ساختارهای ستمگر و نیاز به حفظ اصول اخلاقی ایجاد میکند.
پلهای به سوی پستانسانگرایی. با وجود تناقضاتش، ضدانسانگرایی پایهای حیاتی برای پستانسانگرایی فراهم میکند و با پرسش از وضعیت بدیهی طبیعت انسانی، فضایی برای تصورات جایگزین از موضوعیت باز میکند. این یک شرط ضروری، اما نه کافی، برای پستانسان است.
3. چرخش پستسکولار: به چالش کشیدن بنیادهای انسانگرایی غربی
انسانگرایی تبدیل دکترین مسیحی نجات به پروژهای از رهایی جهانی انسان است.
محدودیتهای سکولاریسم. افول انسانگرایی با احیای دیدگاههای مذهبی و معنوی در عرصه عمومی همزمان شده است. این "چرخش پستسکولار" فرضیهای را به چالش میکشد که سکولاریسم شرطی ضروری برای پیشرفت و رهایی است.
بازنگری در رابطه بین ایمان و عقل. وضعیت پستسکولار ما را مجبور میکند تا رابطه بین عقل و ایمان را دوباره بررسی کنیم و به پتانسیل همزیستی باورهای مذهبی با تفکر انتقادی و کنش سیاسی اذعان کنیم.
فراتر از سکولاریسم و دین. چرخش پستسکولار خواستار درک دقیقتری از نقش دین در جامعه معاصر است و از دوگانگیهای سادهانگارانه فراتر میرود و تنوع شیوههای معنوی و باورها را شناسایی میکند.
4. پستانسانگرایی: عبور از انسانگرایی و ضدانسانگرایی
وضعیت پستانسان ما را به تفکر انتقادی و خلاقانه درباره اینکه واقعاً در حال تبدیل شدن به چه کسی و چه چیزی هستیم، وادار میکند.
یک چارچوب گفتمانی جدید. پستانسانگرایی بهعنوان راهی برای عبور از محدودیتهای انسانگرایی و ضدانسانگرایی ظهور میکند و چارچوبی جدید برای تفکر درباره انسان در زمینه پیشرفتهای تکنولوژیکی و ارتباطات جهانی ارائه میدهد.
سه رشته از تفکر پستانسان:
- پستانسانگرایی واکنشی: از انسانگرایی در برابر تهدیدات ادعایی دفاع میکند.
- پستانسانگرایی تحلیلی: تأثیر علم و فناوری را بدون لزوماً درگیر شدن با موضوعیت بررسی میکند.
- پستانسانگرایی انتقادی: تصورات جایگزین از موضوع انسانی را بررسی میکند.
تمرکز بر موضوعیت. پستانسانگرایی انتقادی بر اهمیت موضوعیت در درک وضعیت پستانسان تأکید میکند. این تلاش میکند تا طرحهای اجتماعی، اخلاقی و گفتمانی جدیدی برای شکلگیری موضوع ایجاد کند که با تحولات در حال وقوع ما سازگار باشد.
5. پستانسانگرایی: به چالش کشیدن برتری گونهها در آنتروپوسن
اگر ما دید و احساس تندی از تمام زندگی انسانی عادی داشتیم، مانند شنیدن رشد چمن و ضربان قلب سنجاب بود و باید از آن سر و صدایی که در طرف دیگر سکوت وجود دارد، بمیریم.
آنتروپوسن و نارضایتیهای آن. آنتروپوسن، دوره زمینشناسی که با تأثیر انسان بر سیاره تعریف میشود، ما را مجبور میکند تا با عواقب آنتروپوسنتریسم – باور به اینکه انسانها مرکز جهان هستند – روبهرو شویم.
فراتر از سلسلهمراتب گونهها. پستانسانگرایی به چالش کشیدن مفهوم سلسلهمراتب گونهها و خواستار شناسایی ارتباط متقابل تمام موجودات زنده است. این فرض را زیر سؤال میبرد که انسانها بهطور ذاتی برتر از دیگر گونهها هستند.
کالاییسازی زندگی. سرمایهداری پیشرفته با فناوریهای بیوژنتیکی خود، "زندگی خود" را به کالایی تبدیل کرده است. این منجر به استثمار و دستکاری حیوانات، گیاهان و حتی مواد ژنتیکی انسانی برای سود شده است.
6. تبدیل به حیوان، تبدیل به زمین، تبدیل به ماشین: مسیرهایی به سوی موضوعیت پستانسان
ماشینها بسیار زنده هستند، در حالی که انسانها بسیار بیتحرک هستند!
گسترش مرزهای خود. موضوعیت پستانسان شامل محو مرزها بین انسان و غیرانسان است و منجر به شکلهای جدید هویت و ارتباط میشود. این میتواند از طریق سه مسیر کلیدی بررسی شود: تبدیل به حیوان، تبدیل به زمین و تبدیل به ماشین.
تبدیل به حیوان:
- فراتر از سلسلهمراتب گونهها و شناسایی همبستگی بینگونهای.
- چالش دیدگاههای آنتروپوسنتریک درباره هوش و آگاهی.
- بررسی پیامدهای اخلاقی تعاملات انسان و حیوان.
تبدیل به زمین:
- تأکید بر پایداری محیطی و اجتماعی.
- شناسایی ارتباط متقابل تمام موجودات زنده بر روی سیاره.
- خواستار تغییر از دیدگاه انسانمحور به دیدگاه زمینمحور.
تبدیل به ماشین:
- اذعان به ادغام فزاینده فناوری در زندگی انسانی.
- بررسی پتانسیل فناوری برای تقویت قابلیتهای انسانی.
- طرح سؤالات اخلاقی درباره رابطه بین انسانها و ماشینها.
7. غیرانسانی: مواجهه با مرگ و نکروریتیک در عصر پستانسان
آن ماجراجوییها بهدنبال نجات دنیای متمدن ("هومو هومانیوس") از دشمنانش ("هومو بارباروس") بودند، تحت پرچمهای محترم آزادی، شرافت و دموکراسی.
فراتر از بیو-سیاست. وضعیت پستانسان نه تنها با مدیریت زندگی (بیو-سیاست) بلکه همچنین با اداره مرگ (نکروریتیک) مشخص میشود. این شامل ابزارسازی وجود انسانی و تخریب مادی بدنها و جمعیتهای انسانی است.
شکلهای جدید جنگ. جنگهای معاصر بهطور فزایندهای بهوسیله فناوری میانجیگری میشوند و منجر به شکلهای جدیدی از بیرحمی و غیرانسانیسازی میشوند. پهپادها، سلاحهای خودکار و دیگر فناوریهای پیشرفته سؤالات اخلاقی درباره ماهیت کشتن و مسئولیت را مطرح میکنند.
بدنهای دور ریختنی. اقتصاد جهانی طبقهای از بدنهای دور ریختنی ایجاد کرده است – کسانی که حاشیهنشین، استثمار شده و از حقوق انسانی پایهای محروم هستند. این افراد اغلب قربانیان خشونت، فقر و تخریب محیط زیست هستند.
8. اخلاق پستانسان: رابطه، پایداری و تأیید زوئه
ما نیاز داریم تا طرحهای اجتماعی، اخلاقی و گفتمانی جدیدی برای شکلگیری موضوع ایجاد کنیم که با تحولات عمیق در حال وقوع ما سازگار باشد.
فراتر از فردگرایی. اخلاق پستانسان بر رابطه، پایداری و تأیید زوئه – نیروی حیاتی که تمام موجودات زنده را به حرکت در میآورد، تأکید میکند. این از مفاهیم فردگرایانه اخلاق فراتر میرود و بر ارتباط متقابل تمام چیزها تمرکز میکند.
اصول کلیدی اخلاق پستانسان:
- رابطه: شناسایی ارتباط متقابل تمام موجودات.
- پایداری: ترویج رفاه زیستمحیطی و اجتماعی.
- تأیید: جشن گرفتن حیات و خلاقیت زندگی.
اهمیت آزمایش. اخلاق پستانسان مجموعهای از قوانین ثابت نیست، بلکه فرآیندی مداوم از آزمایش و کاوش است. این شامل پرسش از ارزشهای سنتی و جستجوی راههای جدید برای ارتباط با جهان است.
9. بازاندیشی در علوم انسانی: فراتر از آنتروپوسنتریسم و ملیگرایی روششناختی
ممکن است انتقاد از انسانگرایی به نام انسانگرایی ممکن باشد و اینکه، با تجربه سوءاستفادههای آن از طریق تجربه یوروسنتریسم و امپراتوری، بتوان نوع دیگری از انسانگرایی را شکل داد که جهانی و وابسته به متن و زبان باشد بهگونهای که درسهای بزرگ گذشته را جذب کند [. . .] و همچنان به صداها و جریانات نوظهور حال حاضر، بسیاری از آنها در تبعید، خارج از مرز و بیخانمان، توجه داشته باشد.
بحران علوم انسانی. علوم انسانی با بحران خودتعریفی در مواجهه با پیشرفتهای تکنولوژیکی، جهانیسازی و ظهور زمینههای بینرشتهای جدید روبهرو است. فرضیات سنتی درباره انسان و ماهیت دانش به چالش کشیده میشوند.
حرکت بهسوی فراتر از آنتروپوسنتریسم. علوم انسانی نیاز دارند تا از تمرکز آنتروپوسنتریک خود فراتر رفته و دیدگاهی فراگیرتر و سیارهای را در آغوش بگیرند. این شامل تعامل با علم و فناوری، بررسی اشکال غیرانسانی هوش و پرداختن به مسائل پایداری محیطی است.
نقش نظریه. نظریه نقش حیاتی در بازاندیشی در علوم انسانی ایفا میکند. این ابزارهایی برای تحلیل انتقادی، آزمایش خلاقانه و توسعه چارچوبهای اخلاقی جدید فراهم میکند.
10. چند دانشگاه جهانی: چشماندازی جدید برای آموزش عالی در عصر پستانسان
ما نیاز داریم تا طرحهای اجتماعی، اخلاقی و گفتمانی جدیدی برای شکلگیری موضوع ایجاد کنیم که با تحولات عمیق در حال وقوع ما سازگار باشد.
چشمانداز در حال تغییر آموزش عالی. دانشگاه در پاسخ به جهانیسازی، پیشرفتهای تکنولوژیکی و نیازهای اجتماعی در حال تحول است. مدل سنتی دانشگاه بهعنوان مرکزی برای فرهنگ ملی به چالش کشیده میشود.
ظهور چند دانشگاه. دانشگاه به "چند دانشگاه" تبدیل میشود – مؤسسهای پیچیده که وظایف متنوعی از جمله تحقیق، تدریس و تعامل با جامعه را انجام میدهد. این نیازمند یک چشمانداز جدید از رهبری و حکمرانی است.
دانشگاه پستانسان. دانشگاه پستانسان همکاری بینرشتهای، نوآوری تکنولوژیکی و تعهد به عدالت اجتماعی و زیستمحیطی را در آغوش میکشد. این دانشگاه دانشجویان را برای تبدیل شدن به شهروندان فعال در یک دنیای جهانیشده آماده میکند.
آخرین بهروزرسانی::
FAQ
What's The Posthuman by Rosi Braidotti about?
- Exploration of Posthuman Era: The book examines the implications of living in a posthuman era, where traditional notions of humanity are challenged by technological advancements and societal shifts.
- Focus on Inhuman Aspects: It delves into the inhuman aspects of contemporary life, exploring how bio-political management affects our understanding of life and death.
- Interdisciplinary Approach: Braidotti uses an interdisciplinary lens, integrating feminist theory, post-colonial studies, and eco-criticism to analyze identity, subjectivity, and ethics.
Why should I read The Posthuman by Rosi Braidotti?
- Timely and Relevant: The book addresses pressing issues like climate change and technological advancements, essential for understanding contemporary society.
- Challenging Traditional Views: It encourages rethinking established notions of humanity and identity, promoting a more inclusive understanding of being human.
- Rich Theoretical Framework: Braidotti combines various disciplines, offering new perspectives and encouraging critical engagement with the material.
What are the key takeaways of The Posthuman by Rosi Braidotti?
- Redefining Subjectivity: Emphasizes redefining subjectivity beyond traditional humanist frameworks, advocating for a posthuman perspective.
- Ethics of Sustainability: Argues for an ethics that respects vulnerability and constructs social horizons of hope, highlighting sustainability.
- Necro-Politics and Bio-Politics: Central to understanding contemporary power dynamics, particularly in relation to life, death, and commodification.
What are the best quotes from The Posthuman by Rosi Braidotti and what do they mean?
- Complexity of Existence: “The moment one starts thinking about it, multiple ways of dying, of inflicting death and suffering losses are proliferating around us.”
- Contradictions in Values: “The obsession with being ‘forever young’ works in tandem with and forms the counterpart of social practices of euthanasia and assisted death.”
- Proactive Engagement: “We need to actively and collectively work towards a refusal of horror and violence – the inhuman aspects of our present – and to turn it into the construction of affirmative alternatives.”
What is the significance of bio-politics in The Posthuman by Rosi Braidotti?
- Management of Life and Death: Bio-politics is a framework for understanding how societies regulate life and death, prioritizing certain lives over others.
- Intersection with Capitalism: Connects bio-political practices to capitalism, illustrating how commodification affects perceptions of health and mortality.
- Necro-Politics: Examines how power dynamics influence the management of death, particularly in contexts of war and systemic violence.
How does The Posthuman by Rosi Braidotti address gender and identity?
- Feminist Perspective: Integrates feminist theory, arguing for a re-examination of gender identities in light of posthuman thought.
- Intersectionality: Emphasizes that identities are shaped by multiple factors, including race, class, and sexuality.
- Nomadic Subjectivity: Introduces the idea of nomadic subjectivity, allowing for fluid and dynamic identities that resist fixed categorizations.
What role does technology play in The Posthuman by Rosi Braidotti?
- Technological Mediation: Explores how technology mediates experiences and relationships, shaping understanding of identity and community.
- Enhancements and Ethics: Discusses ethical implications of technological enhancements, questioning what it means to be human.
- Impact on Society: Argues that technology influences social structures and power dynamics, necessitating critical examination.
How does Rosi Braidotti propose we navigate the posthuman condition in The Posthuman?
- Affirmative Ethics: Advocates for an ethics that embraces complexity and interconnectedness, fostering sustainability and social justice.
- Collective Action: Emphasizes the importance of collective action in addressing posthuman challenges, urging positive change.
- Critical Engagement: Encourages critical engagement with personal and societal narratives, promoting a reflective approach.
What is the relationship between the posthuman and the inhuman in The Posthuman by Rosi Braidotti?
- Interconnected Concepts: Argues that the posthuman and inhuman are interconnected, revealing limitations of traditional humanist frameworks.
- Critique of Humanism: Critiques humanism for exclusionary practices, suggesting a posthuman perspective for a more inclusive understanding.
- Necro-Politics: Explores the inhuman through necro-politics, examining power dynamics in understanding death and life value.
How does The Posthuman by Rosi Braidotti envision the future of the Humanities?
- Transformation and Renewal: Envisions a transformative future for the Humanities, embracing posthuman thought and interdisciplinary collaboration.
- Global Multi-versity: Proposes a global multi-versity, adapting to global complexities and fostering diverse perspectives.
- Civic Responsibility: Emphasizes civic responsibility, advocating for social justice and sustainability in academic practices.
How does The Posthuman by Rosi Braidotti redefine subjectivity?
- Beyond Humanist Frameworks: Advocates for redefining subjectivity beyond traditional humanist frameworks, recognizing interconnectedness.
- Posthuman Perspective: Encourages a posthuman perspective that includes all life forms, challenging established notions of identity.
- Dynamic Identities: Promotes fluid and dynamic identities, resisting fixed categorizations and embracing complexity.
What ethical considerations does The Posthuman by Rosi Braidotti highlight?
- Respect for Vulnerability: Emphasizes ethics that respect vulnerability and construct social horizons of hope.
- Sustainability Focus: Highlights the importance of sustainability in ecological and social contexts.
- Affirmative Alternatives: Calls for creating affirmative alternatives to horror and violence, fostering positive change.
نقد و بررسی
کتاب پسازندگی نوشتهی روزی برایدوتی به بررسی پسازندگی میپردازد و مفاهیم سنتی انسانگرایی را به چالش میکشد و چارچوب اخلاقی جدیدی را پیشنهاد میکند. خوانندگان این کتاب را تحریککننده اما سنگین مییابند و تحلیل جامع برایدوتی از نظریهی پسازندگی و پیامدهای آن برای رشتههای مختلف را ستایش میکنند. برخی از زبان علمی و تکرار مکررات آن انتقاد میکنند، در حالی که دیگران به بینشهای آن در مورد مسائل معاصر ارج مینهند. این کتاب به عنوان یک مشارکت مهم در گفتمان پسازندگی شناخته میشود، هرچند دسترسی و کاربردهای عملی آن مورد بحث قرار دارد. بهطور کلی، این اثر دیدگاه فلسفی پیچیدهای را در مورد هویت انسانی در ارتباط با فناوری، طبیعت و سایر گونهها ارائه میدهد.