نکات کلیدی
1. مقیاسگذاری نیازمند تعادل بین بهرهوری و مثبتاندیشی است
عملکرد پایدار نقطهی شیرینی است که در آن هم بهرهوری و هم مثبتاندیشی در سطح بالایی قرار دارند؛ جایی که تیم شما به دستاوردهای بزرگ میرسد و در حین دستیابی به آنها احساس خوبی دارد.
تعریف بهرهوری و مثبتاندیشی. بهرهوری به انجام کار درست بهطور کارآمد مربوط میشود، در حالی که مثبتاندیشی بر خوشحال کردن افراد در حین انجام کار تمرکز دارد. هر دو برای عملکرد پایدار و مقیاسگذاری موفق ضروری هستند.
اندازهگیری موفقیت. رهبران باید هر دو عنصر بهرهوری و مثبتاندیشی را با استفاده از یک ماتریس ۲x۲ ارزیابی کنند:
- ناامیدکننده: بهرهوری پایین، مثبتاندیشی پایین
- دلگرمکننده: بهرهوری پایین، مثبتاندیشی بالا
- ترسناک: بهرهوری بالا، مثبتاندیشی پایین
- انرژیبخش: بهرهوری بالا، مثبتاندیشی بالا
عمل تعادل. از دام تمرکز متناوب بین بهرهوری و مثبتاندیشی پرهیز کنید. در عوض، تلاش کنید تا یک دایرهی virtuous تقویتکننده متقابل ایجاد کنید که در آن هر دو عنصر از یکدیگر حمایت کنند.
2. اعتماد پایه و اساس سازمانهای با عملکرد بالا است
اعتماد چیزی است که به ما امکان میدهد تا بر این کوهها به نام اصطکاکهای بین فردی غلبه کنیم. مهارت چیزی است که به ما امکان میدهد تا بهطور موفقیتآمیز از آنها عبور کنیم.
ساخت اعتماد رابطهای. اعتماد رابطهای فراتر از اعتماد معاملاتی است و برای داشتن گفتگوهای حیاتی "ما" که تنشها را حل و مسائل بین فردی را مورد بررسی قرار میدهد، ضروری است.
ایجاد اعتماد بهصورت پیشگیرانه. از آیینهایی مانند به اشتراکگذاری راهنماهای کاربری شخصی (PUGs) برای شروع ایجاد اعتماد قبل از بروز تنشها استفاده کنید. زمانی که درگیریها رخ میدهد، از آیین تبدیل تنشها به اعتماد برای پردازش آنها بهطور سازنده استفاده کنید.
نقش رهبری. رهبران باید:
- حرکت به سمت افزایش سطوح اعتماد بین فردی در تمام روابط کاری کلیدی را تشویق کنند
- "فیلهای در اتاق" را مورد توجه قرار دهند تا موضوعات دشوار قابل بحث شوند
- گفتوگوی باز و حل مسئله را ترویج دهند
3. گفتوگوی مؤثر موفقیت سازمانی را به پیش میبرد
گفتوگو تنها صحبت کردن و گوش دادن نیست؛ بلکه عمل یادگیری و تفکر مشترک است که میتوانیم آن را تفکر جمعی نیز بنامیم.
مزایای تفکر جمعی:
- ایدهها، راهحلها و تصمیمات بهتر
- تعهد عمیقتر به تصمیمات
- سطوح بالاتر درگیری و رضایت
غلبه بر موانع. چارچوب درست/غلط را با تواضع فکری جایگزین کنید و فرض کنید که هر دو طرف تا حدی حق دارند. این امر تفکر جمعی و نتایج بهتر را ترویج میکند.
نردبان استنباط. از نردبان استنباط برای درک دیدگاههای مختلف و یافتن راهحلهای بهتر استفاده کنید. آیین تفکر مشترک شامل گوش دادن عمیق، پرسشگری و درک دیدگاههای یکدیگر است که منجر به بحثهایی میشود که هم بهرهور و هم مثبت است.
4. آیینها مهارتها را به عادتها برای رشد پایدار تبدیل میکنند
آیینها راهی هستند که از مهارتها به عادتها منتهی میشوند.
محدودیتهای آموزش سنتی. آموزش اغلب در ایجاد تغییرات پایدار ناکام میماند زیرا:
- چسبندگی ندارد (مهارتها با گذشت زمان کاهش مییابند)
- ویروسی نیست (به راحتی به استخدامهای جدید منتقل نمیشود)
- در شرایط استرسزا پایدار نمیماند
قدرت آیینها. آیینها:
- مهارتها را از طریق تمرین مکرر بهطور عمیق درونی میکنند
- عادتهایی ایجاد میکنند که حتی در شرایط استرسزا نیز پایدار میمانند
- میتوانند بهطور ویروسی در سراسر سازمان گسترش یابند
اجرای آیینها. با یک یا دو آیین اصلی شروع کنید، آنها را به تسلط برسانید و سپس گسترش دهید. آنها را بخشی از جریان کار روزانه خود قرار دهید و دیگران را به پذیرش آنها تشویق کنید.
5. مدیران بزرگ کلید مقیاسگذاری موفق هستند
مدیران بزرگترین شکلدهندگان بهرهوری، مثبتاندیشی و مقیاسپذیری سازمان شما هستند.
تأثیر مدیران:
- با ایجاد احساس اعتبار در افراد، مثبتاندیشی را افزایش میدهند
- از طریق واگذاری مؤثر و مدیریت خودمختاری، بهرهوری را تحت تأثیر قرار میدهند
- فرهنگ را شکل میدهند و پیشفرضهایی برای رفتار تعیین میکنند
پرورش مدیران بزرگ. در آموزش مدیران در مراحل اولیه سرمایهگذاری کنید و بر روی:
- واگذاری مؤثر با استفاده از چارچوب چهار مرحلهای خودمختاری
- مهارتهای مربیگری برای کمک به رشد و خودمختاری کارکنان
- ارائه بازخورد صریح با استفاده از آیین قرارداد برای بازخورد
- برگزاری جلسات مؤثر یک به یک که شامل واگذاری، مربیگری، بازخورد و قدردانی باشد، تمرکز کنید
ملاحظات مقیاسگذاری. با رشد شرکتها، آنها باید از سرپرستان عملکردی به CXOهای واقعی که میتوانند به رهبری سازمان کمک کنند و بر همکاری بینعملکردی تمرکز کنند، منتقل شوند.
6. همکاری بینعملکردی حیاتی اما چالشبرانگیز است
تعداد کمی از رهبران شرکتهای با رشد بالا زمان زیادی را صرف فکر کردن به این میکنند که آیا افرادشان در حال برگزاری گفتگوهای ارزشمند "ما" هستند یا خیر. فرض بر این است که گفتگوهای "این" همانهایی هستند که نتایج را به همراه دارند و گفتگوهای "ما" در بهترین حالت یک عامل خوشایند و در بدترین حالت یک تلاش پرخطر و ناراحتکننده است که باید به هر قیمتی از آن پرهیز کرد.
چالشها در کار بینعملکردی:
- اهداف و اولویتهای متفاوت در بخشهای مختلف
- عدم تعادل منابع
- کمبود فرصتهای ارتباط غیررسمی
- سطوح پایینتر اعتماد
- عدم وضوح در اختیارات تصمیمگیری
غلبه بر موانع. از آیینهایی مانند:
- تنظیم کار بینعملکردی برای موفقیت: همراستا کردن اهداف، اولویتها و روشهای ارتباطی
- مدیریت لحظات WTF ما: هدایت سوءتفاهمها و درگیریها بهطور سازنده
- بازخورد بین تیمی: بهبود همکاری از طریق تبادل بازخورد ساختاریافته
فرهنگ باز. گفتگوهای "ما" را تشویق کنید تا تنشها را مورد بررسی قرار دهند و اعتماد را در سراسر بخشها بسازند و از ایجاد سیلوها جلوگیری کنند و همکاری مؤثر را ترویج دهند.
7. مدیران عامل باید ذهنیت خود را برای مقیاسگذاری مؤثر تغییر دهند
با ساختن سازمان و فرهنگی که دیگر نیازی به او نداشت. او اکنون کار خود را بهعنوان تعیین چشمانداز و استراتژی، رسیدگی به سرمایهگذاران و ذینفعان خارجی و شکلدهی به سازمان و فرهنگ میبیند—بهعلاوه مدیریت تمام چیزهای غیرمنتظرهای که با رشد همراه است.
سه ذهنیت مدیر عامل:
- ذهنیت عمل: متمرکز بر انجام کارها (معمولاً در استارتاپهای مرحله اولیه)
- ذهنیت کنترل: اطمینان از انجام کارها توسط دیگران (متداول در شرکتهای در حال رشد)
- ذهنیت مقیاسگذاری: ساختن سازمانی که کارها را انجام دهد (ضروری برای مقیاسگذاری واقعی)
پرورش ذهنیت مقیاسگذاری:
- بر توسعه سازمان و فرهنگ تمرکز کنید
- مشکلات را از منظر کسبوکار و سازمانی ببینید
- هوش سازمانی بالایی (OQ) برای پیشبینی و رسیدگی به مسائل توسعه دهید
- تمرین واگذاری مسئولیتها ("لگوها") برای تسهیل رشد
تکامل مداوم. مدیران عامل باید هدفگذاری کنند که هر سال حداقل ۲۵٪ از کارهایی که انجام میدهند را واگذار کنند تا ظرفیت لازم برای مرحله بعدی رشد ایجاد شود.
8. طراحی سازمانی تعاملات کلیدی را هماهنگ میکند
هدف طراحی سازمانی هماهنگ کردن تعاملات صحیح بین افراد صحیح در فرکانس صحیح است.
فراتر از حقوق تصمیمگیری. طراحی سازمانی تنها به این نیست که چه کسی تصمیم میگیرد، بلکه به ترویج تعاملات صحیح برای افزایش بهرهوری و مثبتاندیشی مربوط میشود.
عناصر کلیدی طراحی:
- ساختار و فرکانس جلسات
- کانالها و هنجارهای ارتباطی
- فرآیندها و مکانیزمهای همکاری بینعملکردی
- روابط گزارشدهی و ساختارهای تیمی
رویکرد تطبیقی. بهطور منظم طراحی سازمانی خود را ارزیابی و تنظیم کنید تا اطمینان حاصل کنید که همچنان از تعاملات صحیح در حین رشد و تکامل شرکت شما حمایت میکند.
آخرین بهروزرسانی::
نقد و بررسی
کتاب مقیاسپذیری نرم به خاطر رویکرد عملیاش در مواجهه با چالشهای سازمانی در دوران رشد، مورد تحسین قرار گرفته است. خوانندگان به تمرکز بیئر بر عنصر انسانی و بیست "آیین" او برای ایجاد اعتماد و تقویت همکاری، ارج مینهند. این کتاب مشاورههای عملی، مثالهای واقعی و چارچوبی برای ایجاد سازمانهای با عملکرد بالا ارائه میدهد. این اثر به عنوان خواندنی ضروری برای رهبرانی که در حال هدایت رشد هستند، شناخته میشود و بسیاری از منتقدان بر دیدگاه منحصر به فرد آن در مورد دینامیکهای داخلی و پتانسیل آن برای تحول کسبوکارها تأکید میکنند.