نکات کلیدی
1. پرورش، دارویی پیشگیرانه در دوران نوزادی
زمانی که نوزادان در سه سال اول زندگی خود مراقبت پرورشی دریافت میکنند، مغزهای قوی و مقاومی شکل میگیرد که کمتر در معرض مشکلات روانی در طول زندگی خواهند بود.
تجربیات اولیه اهمیت دارند. مشکلات سلامت روان در حال افزایش و شایع شدن هستند، اما پایهگذاری سلامت روانی در طول زندگی در دوران نوزادی انجام میشود. مراقبت پرورشی در سه سال اول زندگی تأثیر چشمگیری بر ژنتیک و توسعه سیستم استرس نوزاد دارد که منجر به تغییرات گستردهای در مغز و بدن میشود و سلامت طولانیمدت را تقویت میکند. این دوره از توسعه سریع مغز فرصتی منحصر به فرد برای شکلدهی به مغزهای مقاوم و کمتر آسیبپذیر در برابر مشکلات روانی فراهم میآورد.
پرورش در مقابل داروها. در حالی که درمانهای دارویی میتوانند کمک کنند، اما بهبود قابل توجهی در سلامت روان جمعی ایجاد نکردهاند. در مقابل، پرورش یک رویکرد تجربی پیشگیرانه است که مغزهای قوی و مقاوم را میسازد. این شامل روابط پاسخگو است که سیستم استرس را تنظیم کرده، خطرات ژنتیکی را کاهش میدهد و سلامت طولانیمدت را ترویج میکند.
انقلاب سلامت روان. با پرورش مغز نوزادان، میتوانیم سلامت روان را متحول کنیم و بر سیستمهای بزرگتری در جهان تأثیر بگذاریم. سلامت روان بر افراد بهتنهایی تأثیر نمیگذارد. خانوادهها، جوامع و ملتها بهطور کلی تحت تأثیر سلامت روان اعضای خود قرار دارند. ما در یک بحران سلامت روان هستیم که تأثیرات گستردهای بر بشریت و سیاره ما دارد. همچنین دانش لازم برای تغییر این بحران و ایجاد چرخههای جدید سلامت روان بین نسلی را در اختیار داریم.
2. نوزادان نیاز دارند تا از مغز شما برای تنظیم استفاده کنند
نوزادان نیاز به دسترسی قابل اعتماد به شما، والد یا مراقب، برای آنچه که من آن را مغز عاطفی خارجی مینامم دارند؛ آنها به یک مراقب نیاز دارند که بتواند بهطور قابل اعتماد استرس آنها را تنظیم کند، احساساتشان را حمایت کند و نیازهایشان را برآورده سازد.
مدارهای مغزی نابالغ. مغز نوزادان هنوز در حال توسعه است، بهویژه مدارهای مغزی عاطفی و تفکری. آنها نمیتوانند بهتنهایی استرس و احساسات را مدیریت کنند و به مراقبینی نیاز دارند که بهعنوان "مغز عاطفی خارجی" عمل کنند. این به معنای فراهم کردن یک حضور حمایتی، قابل اعتماد و ایمن برای تنظیم استرس، حمایت از احساسات و برآورده کردن نیازهاست.
سه مرحله توسعه مغز. مغز نوزاد از پایین به بالا توسعه مییابد:
- مدارهای مغزی بقا (ساقه مغز) ابتدا توسعه مییابند و زندگی و روابط را حفظ میکنند.
- مدارهای مغزی عاطفی (سیستم لیمبیک) در دوران نوزادی بهطور گستردهای توسعه مییابند و تحت تأثیر پرورش قرار میگیرند.
- مدارهای مغزی تفکری (قشر پیشپیشانی) بعداً توسعه مییابند و تحت تأثیر مغز عاطفی قرار دارند.
همتنظیمی کلید است. نوزادان نیاز به دسترسی قابل اعتماد به شما، والد یا مراقب، برای آنچه که من آن را مغز عاطفی خارجی مینامم دارند؛ آنها به یک مراقب نیاز دارند که بتواند بهطور قابل اعتماد استرس آنها را تنظیم کند، احساساتشان را حمایت کند و نیازهایشان را برآورده سازد. برای ساختن سالمترین مغز، نوزاد شما نیاز دارد تا در سالهای اولیه زندگی خود از عملکردهای مغز بالغ شما استفاده کند. مغز نوزاد در رابطه با مغز بزرگسال توسعه مییابد و از مغز بزرگسال برای توسعه تنظیم، اجتماعی بودن، شناخت و سلامت استفاده میکند.
3. پرورش با ژنهای ارثی برای سلامت روان تعامل دارد
پرورش بر روی DNA ارثی و اپیژنتیک تأثیر میگذارد تا اثرات سلامت روان را کاهش یا خاموش کند.
طبیعت و پرورش. مغز از طریق تعامل پیچیدهای بین ژنتیک (طبیعت) و تجربیات (پرورش) ساخته میشود. در حالی که DNA دستورالعملهای ساخت را فراهم میکند، تجربیات ژنها، پروتئینها، سلولها و مدارهای مهم در مغز را شکل و تقویت میکنند. پرورش میتواند قدرت ژنهایی را که آسیبپذیری به علائم روانی را افزایش میدهند، کاهش یا خاموش کند.
ژنهای ارکیده در مقابل ژنهای دندلیون. برخی نوزادان ژنهای "ارکیده" را به ارث میبرند که آنها را به شدت حساس به تجربیات پرورشی و استرسزا میکند. دیگران ژنهای "دندلیون" را به ارث میبرند که آنها را مستقلتر از محیط خود میسازد. از آنجا که ما نمیدانیم کدام ژنها در فرزندان ما وجود دارد، ضروری است که به هر کودک تجربیات پرورشی ارائه دهیم تا شانس آنها را برای سلامت روانی خوب به حداکثر برسانیم.
مارکرهای اپیژنتیک. تجربیات در توسعه اولیه منجر به تغییرات اپیژنتیکی در نوزادان ما میشود. تجربیات پرورشی مارکرهای اپیژنتیکی بر روی DNA ایجاد میکنند که تابآوری و سلامت روانی را تقویت میکند. تجربیات استرسزا ممکن است مارکرهای اپیژنتیکی را به جا بگذارند که آسیبپذیری به مشکلات روانی را افزایش میدهند. با پرورش در دوران بارداری و نوزادی، میتوانیم مارکرهای اپیژنتیکی جدیدی ایجاد کنیم که تابآوری و سلامت روانی را تقویت کند.
4. مغز والدین برای قدرتهای پرورشی طراحی شده است
داشتن یک نوزاد مغز شما را تغییر میدهد تا قدرتهای پرورشی به شما بدهد.
تغییرات مغزی. تبدیل شدن به والد منجر به تغییرات عظیم مغزی میشود، دورهای از انعطافپذیری عصبی که به اندازه نوجوانی مهم است. این تحول که به آن "ماترسنس" (برای مادران) و "پاترسنس" (برای پدران) گفته میشود، شامل ظهور مدارهای مغزی جدید و تخصصی والدینی است که والدین غیر از آنها ندارند.
قدرتهای پرورشی. این مدارهای مغزی جدید به والدین تواناییهای بهبودیافتهای برای:
- حساسیت به ارتباط نوزاد
- همدلی بیشتر
- شناسایی تهدید
- احساسات انگیزه، پاداش و آرامش هنگام تعامل با نوزادشان میدهد.
پرورش کلید است. میزان این تغییرات مغزی و قدرتهای پرورشی بستگی به مقدار زمانی دارد که والدین در ماههای اولیه به پرورش نوزاد خود اختصاص میدهند. این اهمیت مرخصی والدینی را برای همه والدین تأکید میکند.
5. حضور پرورشی: بودن در یک رابطه فیزیکی و عاطفی
بودن با نوزاد من، فعالیتی حیاتی برای ساخت مغز، شکلدهی مدارها و آغاز چرخهای برای آینده نوزاد من است.
تغییر نگرشها. حضور پرورشی یک تغییر در نگرش از فکر کردن به نوزادان بهعنوان اشیایی برای مدیریت به فکر کردن به آنها بهعنوان انسانهایی است که در روابط وجود دارند. این شامل پذیرش بدون قید و شرط، احترام و اعتماد به نشانهها و ارتباطات آنهاست.
چهار سؤال. یک حضور پرورشی با پاسخ "بله" به این سؤالات مشخص میشود:
- آیا مرا میبینی؟
- آیا برایت مهم است که من اینجا هستم؟
- آیا من برای تو کافی هستم یا نیاز داری که بهنوعی بهتر باشم؟
- آیا میتوانم بفهمم که برای تو خاص هستم از طریق نگاهی که به من میکنی؟
بودن در مقابل انجام دادن. حضور پرورشی بودن با نوزاد را بر انجام کارها اولویت میدهد. این به این معناست که قدرتمندترین ابزاری که برای ساخت مغزهای سالم داریم، نه کمال یا هر محصولی، بلکه صرفاً حضور محبتآمیز ماست.
6. همدلی پرورشی: ارتباط با دنیای درونی نوزاد
تمام استرس و احساسات نوزاد شما باید احساس خوشامدگویی و امنیت کند.
درک دنیای درونی. نوزادان دنیای درونی دارند که شامل احساسات جسمی، استرس، احساسات، نیازها و افکار است. تمام رفتار و ارتباطات از این دنیای درونی ناشی میشود. همدلی پرورشی شامل جلب توجه ما به دنیای درونی نوزاد با هدف آموزش به آنها برای مدیریت احساسات، نیازها، افکار و رفتارهاست.
فراتر از پرورش مبتنی بر رفتار. همدلی پرورشی یک جایگزین برای پرورش مبتنی بر رفتار است که بر اصلاح رفتارها از طریق پاداشها و تنبیهها تمرکز دارد. در عوض، همدلی پرورشی به دنبال درک احساسات و نیازهای زیرین است که رفتار را هدایت میکند.
ساخت خودآگاهی. با پیوند دادن رفتار به احساسات و نیازها، به نوزادان کمک میکنیم تا خودآگاهی، خودتنظیمی و همدلی با دیگران را توسعه دهند. این شامل نامگذاری آنچه در درون اتفاق میافتد، ارتباط مغز تفکری با مغز عاطفی و برآورده کردن نیازهای زیرین است.
7. استرس پرورشی: پاسخ به گریهها و احساسات بزرگ
پاسخدهی قابل اعتماد مدارهای عاطفی مغز نوزاد را تقویت میکند، به آنها کمک میکند بهطور مستقل و با اعتماد به نفس رشد کنند و هدیهای از تنظیم استرس برای زندگی به آنها میدهد.
استرس بهعنوان ارتباط. تمام استرس نوزادان یک نوع ارتباط است که نشان میدهد سیستمهای استرس آنها تحت فشار قرار گرفته و احساس ناامنی و عدم تنظیم دارند. نوزادان به ما نیاز دارند تا اکسیتوسین فراهم کنیم تا احساس آرامش و امنیت کنند.
منحنی استرس. نوزادان دارای آلارم آمیگدال و پدال گاز هیپوتالاموس هستند، اما پدال ترمز هیپوکامپ را ندارند. آنها به پرورش نیاز دارند تا سیستم استرس خود را بازیابی کرده و به حالتهای ایمن برگردند.
اهمیت حضور. پرورش، از طریق هزاران تجربه با یک مغز خارجی آرام، تنظیمشده و محبتآمیز در دوران نوزادی، شرایط را فراهم میکند و کارایی سیستم استرسی را که نوزادان برای زندگی به آن تکیه خواهند کرد، میسازد.
8. خواب پرورشی: ایجاد یک محیط خواب ایمن و متصل
نیازهای خواب نوزادان بسیار متنوع است و در یک محیط خواب ایمن و راحت، نوزاد من به میزان نیاز مغزش میخوابد.
خواب طبیعی نوزاد. خواب نوزاد تحت تأثیر ریتم شبانهروزی و نیاز خواب هموستاتیک قرار دارد که هر دو در نوزادان نابالغ هستند. بیدار شدن در شب یک ویژگی طبیعی خواب نوزاد است و نوزادان به کمک ما برای خواب دوباره نیاز دارند.
فراتر از آموزش خواب. آموزش خواب، که شامل گذاشتن نوزادان برای گریه کردن تا خوابشان ببرد، از نظر علمی پشتیبانی نمیشود و مبتنی بر شواهد نیست. این ممکن است منجر به واکنش خواب یخزدگی-جدایی شود و مغز نوزاد را در معرض استرس سمی قرار دهد.
روشهای خواب پرورشی. خواب پرورشی شامل:
- یک مراقب تنظیمشده
- حمایت از ریتمهای شبانهروزی با نور خورشید و تاریکی
- پیروی از نشانههای خستگی نوزاد
- پرورش نوزاد به خواب با همتنظیمی، تغذیه، در آغوش گرفتن، تکان دادن یا حمل کردن
- خوابیدن نزدیک به نوزاد
- اولویت دادن به خواب خودتان
9. پر کردن مخزن پرورش خود: اولویت دادن به رفاه خود
تبدیل شدن به والد فرصتی منحصر به فرد برای یادگیری درباره سیستم استرس خود و انجام کارهای درونی در رابطه با نوزاد شماست.
مخزن پرورش. خود را بهعنوان داشتن یک مخزن پرورش درون خود تصور کنید. وقتی این مخزن پر است، احساس راحتی، امنیت و توانایی برای مقابله با استرسها را دارید. وقتی خالی است، احتمال بیشتری دارد که به حالت استرس برگردید.
روشهای I CARE. از این روشها برای ساخت مخزن پرورش خود در طول زمان استفاده کنید:
- شهود یا دروننگری: سیگنالهای بدن خود را مشاهده کنید.
- کنجکاوی درباره نیازهای جسمی خود: نیازهای اساسی خود را برای آب، غذا، طبیعت، حرکت، خواب، لمس و امنیت برآورده کنید.
- آگاهی از احساسات و نیازهای عاطفی خود: یاد بگیرید که احساسات خود را شناسایی و پردازش کنید.
- تنفس منظم: تمرین تنفس عمیق و آرام.
- برانگیختن همدلی و شگفتی: احساسات مثبت را پرورش دهید.
روشهای SPACE در حال رشد. از این استراتژیهای آنی برای هدایت خود از حالتهای استرس به حالتهای ایمن استفاده کنید:
- خودآگاهی: متوجه شوید که در حال استرس هستید.
- واکنش فوری خود را متوقف کنید: پاسخ فوری را قطع کنید.
- آگاهی از احساسات: احساس را احساس کنید و نشانهها را در بدن خود مشاهده کنید.
- ایجاد حرکت: استرس را از طریق حرکت فیزیکی آزاد کنید.
- پردازش احساسات: احساسات و نیازهای خود را نامگذاری کنید.
آخرین بهروزرسانی::
نقد و بررسی
کتاب انقلاب پرورش عمدتاً نقدهای مثبتی دریافت کرده است و خوانندگان به رویکرد علمی آن در زمینهی پرورش فرزندان و تأکید بر مراقبت از نوزادان ارج مینهند. بسیاری از خوانندگان این کتاب را تأییدکننده و تغییر دهندهی زندگی میدانند و بر تمرکز آن بر پاسخگویی به نیازهای نوزادان تأکید میکنند. برخی به تکراری بودن و کمبود جزئیات در برخی بخشها انتقاد کردهاند. چند نفر از خوانندگان نیز نسبت به انتخابهای زبانی فراگیر احساس ناراحتی کردهاند. بهطور کلی، این کتاب بهطور گستردهای برای والدین جدید توصیه میشود، هرچند برخی معتقدند که ممکن است برای همهی مخاطبان یا فلسفههای پرورشی مناسب نباشد.