شروع دوره آزمایشی رایگان
Searching...
SoBrief
فارسی
EnglishEnglish
EspañolSpanish
简体中文Chinese
繁體中文Chinese (Traditional)
FrançaisFrench
DeutschGerman
日本語Japanese
PortuguêsPortuguese
ItalianoItalian
한국어Korean
РусскийRussian
NederlandsDutch
العربيةArabic
PolskiPolish
हिन्दीHindi
Tiếng ViệtVietnamese
SvenskaSwedish
ΕλληνικάGreek
TürkçeTurkish
ไทยThai
ČeštinaCzech
RomânăRomanian
MagyarHungarian
УкраїнськаUkrainian
Bahasa IndonesiaIndonesian
DanskDanish
SuomiFinnish
БългарскиBulgarian
עבריתHebrew
NorskNorwegian
HrvatskiCroatian
CatalàCatalan
SlovenčinaSlovak
LietuviųLithuanian
SlovenščinaSlovenian
СрпскиSerbian
EestiEstonian
LatviešuLatvian
فارسیPersian
മലയാളംMalayalam
தமிழ்Tamil
اردوUrdu
همه کسانی که رفته‌اند اینجا هستند

همه کسانی که رفته‌اند اینجا هستند

ایالات متحده، آمریکای مرکزی و شکل‌گیری یک بحران
اثر جاناتان بلیتزر 2024 544 صفحه
4.47
۱۰٬۰۰۰+ امتیاز
گوش دادن
۳ روز دسترسی کامل رایگان
قفل گوش دادن و امکانات بیشتر را باز کنید!
ادامه

نکات کلیدی

۱. مداخله‌ی آمریکا و پیدایش مهاجرت

آمریکایی‌ها به‌جای جدا کردن جهان‌های آمریکا، السالوادور، گواتمالا و هندوراس، آن‌ها را به‌طور غیرقابل‌انکاری به هم پیوند دادند.

درهم‌تنیدگی جنگ سرد. سیاست خارجی آمریکا در آمریکای مرکزی طی دهه‌ها، که با ضدکمونیسم جنگ سرد هدایت می‌شد، به‌طور مستقیم بی‌ثباتی منطقه و مهاجرت‌های بعدی را تشدید کرد. از حمایت از رژیم‌های سرکوبگر در السالوادور تا سازماندهی کودتاها در گواتمالا، اقدامات آمریکایی‌ها شرایطی را ایجاد کرد که مردم مجبور به فرار شدند. این اقدامات شامل موارد زیر بود:

  • حمایت از نیروهای نظامی که مرتکب نقض گسترده حقوق بشر شدند.
  • تعریف «شورش» به‌عنوان هرگونه مخالفت با دولت‌های موجود، حتی جنبش‌های اصلاحی مسالمت‌آمیز.
  • آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی که به خاطر شکنجه و کشتارهای خارج از چارچوب قانونی مشهور شدند.

ریشه‌های آوارگی. کشتار ۱۹۳۲ لا ماتانزا در السالوادور که طی آن ۳۰ هزار دهقان به قتل رسیدند، الگویی از ترور دولتی ایجاد کرد که دهه‌ها کشور را در ترس فرو برد. بعدها، کمک‌های نظامی آمریکا به السالوادور و گواتمالا، که اغلب به‌عنوان «غیرکشنده» توجیه می‌شد، نیروهایی را تجهیز کرد که در سرکوب مردم «خشونت‌بارتر» شدند. این ارتباط مستقیم میان سیاست آمریکا و خشونت منطقه‌ای، جریان مداومی از پناهندگان را به وجود آورد.

پیامدهای ناخواسته. قانون پناهندگی آمریکا در سال ۱۹۸۰، در حالی که قانون پناهندگی را رسمی کرد، به‌طور پارادوکسیکال بهانه‌ای برای رد درخواست‌های پناهندگی از آمریکای مرکزی فراهم آورد. این وضعیت «آشفتگی سیاستی» ایجاد کرد که در آن منافع ژئوپلیتیکی، نه اصول انسانی، تعیین‌کننده‌ی دریافت حمایت بودند و سرنوشت این کشورها را به‌طور غیرقابل‌برگشتی به هم گره زد.

۲. پناهگاه: جبهه‌ای اخلاقی و حقوقی

اطاعت از خداوند این را از همه‌ی ما می‌طلبد.

چالش قوانین ناعادلانه. جنبش پناهگاه در دهه ۱۹۸۰ به‌عنوان واکنشی مستقیم به امتناع دولت آمریکا از اعطای پناهندگی به آمریکای مرکزی‌های فراری از خشونت شکل گرفت. کلیساها، به رهبری افرادی چون جان فایف و جیمز کوربت، خود را به‌صراحت «پناهگاه» اعلام کردند و به مهاجران بدون مدرک پناه دادند و کمک‌های حقوقی ارائه کردند، اغلب با خطرات شخصی فراوان. این اقدام به‌عنوان یک وظیفه اخلاقی دیده می‌شد و یادآور جنبش‌های تاریخی مانند راه‌آهن زیرزمینی بود.

فعالیت و حمایت. فعالانی مانند مارگو کوان و لوپه کاستیلو با استفاده از راهکارهای حقوقی به چالش کشیدن سیستم پرداختند و صدها درخواست پناهندگی ارائه کردند، هرچند نرخ رد بالا بود، اما هدف اصلی جلوگیری از اخراج بود. آن‌ها شیوه‌هایی مانند فرم‌های «خروج داوطلبانه» را افشا کردند که مهاجران بدون اطلاع حقوق خود را واگذار می‌کردند. هدف جنبش «فشار آوردن به قانون تا حد امکان» و تعریف موفقیت به‌عنوان رهایی موکلان از بازداشت بود، نه لزوماً پیروزی در پرونده‌های پناهندگی.

آگاهی عمومی. این جنبش به‌طور استراتژیک از توجه رسانه‌ها برای برجسته کردن وضعیت پناهندگان و تناقض‌های سیاست آمریکا بهره برد. چهره‌هایی مانند فایف و کوربت در برنامه‌های خبری ملی مانند ۶۰ دقیقه ظاهر شدند و گفت‌وگویی ملی درباره‌ی نقض حقوق بشر در آمریکای مرکزی و همدستی دولت ایجاد کردند.

۳. بازدارندگی و هزینه انسانی سیاست مهاجرتی آمریکا

ما نمی‌توانیم وضعیتی داشته باشیم که اگر از مرز عبور کردی و دستگیر شدی، انتظار داشته باشی به نزدیک‌ترین ایستگاه اتوبوس منتقل شوی.

«پیشگیری از طریق بازدارندگی». در دهه ۱۹۹۰، سیاست مرزی آمریکا به‌شکل چشمگیری تغییر کرد و با ابتکاراتی مانند عملیات بلاکید، هدف بازداشتن عبور مهاجران با هدایت آن‌ها به مناطق دورافتاده و خطرناک بیابانی دنبال شد. این استراتژی که بعدها به عملیات گیت‌کیپر و سیف‌گارد گسترش یافت، موفقیت را در کاهش تعداد بازداشت‌ها می‌دید، هرچند منجر به افزایش مرگ‌ومیر مهاجران شد. فرض اصلی این بود که سفر آن‌قدر خطرناک شود که مردم از تلاش دست بکشند.

جدایی خانواده‌ها به‌عنوان سیاست. سیاست «صفر تحمل» در دولت ترامپ به‌طور آشکار برای بازدارندگی مهاجرت با جدا کردن کودکان از والدینشان در مرز اجرا شد. این روش بی‌رحمانه که ابتدا در ال پاسو آزمایش شد، با هدف وارد کردن بیشترین درد ممکن بود و مقامات معتقد بودند پیام قوی‌ای به آمریکای مرکزی ارسال می‌کند. اسناد دولتی نشان داد که جدایی خانواده‌ها با قصد قبلی انجام شده، هرچند در برابر عموم انکار می‌شد.

ظلم بوروکراتیک. اجرای سیاست‌های بازدارندگی، شکست‌های عمیق سیستماتیک و هزینه‌های انسانی را آشکار کرد:

  • والدین به جرم ورود غیرقانونی متهم به جرایم جزئی شدند و از کودکان جدا شدند.
  • سوابق دولتی آن‌قدر نامنظم بود که بازگرداندن خانواده‌ها «عملاً غیرممکن» بود.
  • کودکان در «هیلراها» (سلول‌های سرد) و سپس در پناهگاه‌ها نگهداری می‌شدند، اغلب بدون اطلاع دقیق از محل والدین.
  • والدینی مانند کلدی مجبور به امضای مدارکی شدند که حق حضانت را واگذار یا با اخراج بدون فرزندان موافقت می‌کرد.

۴. تحول فراملی باندهای جنایی

«چیز جدید» نماد داشت، موسیقی داشت، پول داشت. چند فیلم هم اضافه کن—این فقط شستشوی مغزی است. بعد چند آهنگ از سایپرس هیل. سایپرس هیل همه را اینجا خراب کرد.

کوره‌راه باندهای لس‌آنجلس. در دهه‌های ۸۰ و ۹۰، لس‌آنجلس به کانون شکل‌گیری باندهای فراملی مانند MS-13 و خیابان ۱۸ تبدیل شد. جوانان آمریکای مرکزی، اغلب پناهنده، در سلسله‌مراتب نژادی خشنی گرفتار شدند که بین باندهای سیاه‌پوست و چیکانو تقسیم شده بود. MS-13 که ابتدا گروهی از طردشدگان بود، با هویت لاتین فراگیر و خشونت شدید، اغلب با استفاده از شمشیرهای مچه‌ته، خود را متمایز کرد.

اخراج به‌عنوان گسترش. سیاست‌های اخراج آمریکا، به‌ویژه قانون اصلاح مهاجرت غیرقانونی ۱۹۹۶ (IIRIRA)، به‌طور ناخواسته باندهای محلی لس‌آنجلس را به شبکه‌های جنایی بین‌المللی تبدیل کرد. هزاران مجرم حرفه‌ای، بسیاری با سوابق طولانی، به کشورهای آمریکای مرکزی که توانایی پذیرش آن‌ها را نداشتند، اخراج شدند.

  • السالوادور که از جنگ داخلی بهبود می‌یافت، نیروی پلیس ضعیف و سلاح‌های فراوان نظامی داشت.
  • اخراج‌شدگان، مانند دوک دوست ادی، گروه‌های خیابانی به سبک لس‌آنجلس را در کشورهای خود ایجاد کردند.
  • «چیز جدید» فرهنگ باندهای آمریکایی با موسیقی، سبک و قدرت ادراک‌شده‌اش، جذابیت زیادی برای جوانان محلی داشت.

جنگ داخلی جدید. رقابت‌های باندهای منتقل‌شده به آمریکای مرکزی به چیزی «خشونت‌آمیزتر و غیرقابل کنترل‌تر» تبدیل شد. باندها از کسب‌وکارها اخاذی می‌کردند، محله‌ها را کنترل می‌کردند و خشونت گسترده‌ای به‌ویژه علیه خود اخراج‌شدگان اعمال می‌کردند. منطق پیچیده این درگیری جدید، فضای ترس فراگیری ایجاد کرد که:

  • کارت‌های شناسایی ملی با آدرس محل سکونت، به نقطه ضعف تبدیل شدند و افراد را در معرض بررسی قرار دادند.
  • اخراج‌شدگان توسط محلی‌ها با سوءظن مواجه شدند و بیشتر منزوی شدند.
  • خشونت چنان عادی شد که مراکز تماس مانند سایکز («هومیلند») به کارفرمایان اصلی اخراج‌شدگان انگلیسی‌زبان تبدیل شدند و پناهگاهی شکننده فراهم آوردند.

۵. مهاجرت به‌عنوان سلاح سیاسی

این یک کمپین نیست. این یک جنبش است.

ظهور ترامپ. کمپین ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ سیاست مهاجرتی آمریکا را به‌طور بنیادین تغییر داد و سخنان ضد مهاجرت را به محور اصلی و پیروز تبدیل کرد. او با متهم کردن مهاجران به مشکلات اقتصادی، جرم و ناامنی ملی، بخش بزرگی از خشم آمریکایی‌ها را به خود جلب کرد. لحن او که اغلب به‌عنوان «نمایش‌های هیجانی بی‌دقت» توصیف می‌شد، با بخشی از رای‌دهندگان هم‌صدا شد.

معماران ایدئولوژیک. افرادی مانند سناتور جف سشنز و مشاور استیون میلر ستون فکری و استراتژیک برنامه مهاجرتی ترامپ را شکل دادند.

  • سشنز، سخت‌گیر دیرینه ضد مهاجرت، ترامپ را وسیله‌ای برای «پوپولیسم فروتن و صادق» می‌دید.
  • میلر، «دایرةالمعارف زنده» سیاست مهاجرت، دستورهای اجرایی تهاجمی و طرح‌های سیاستی را تدوین کرد که اغلب از مسیرهای بوروکراتیک سنتی عبور نمی‌کرد.
  • هدف آن‌ها نه فقط کنترل مرز، بلکه «تقسیم و تسخیر رای‌دهندگان» با شیطان‌سازی مهاجران و مدافعان لیبرال آن‌ها بود.

سلاح‌سازی از ترس. دولت به‌طور مداوم از زبان تحریک‌آمیز و تهدیدهای اغراق‌شده برای توجیه سیاست‌های خود استفاده کرد.

  • مهاجران به‌عنوان «تجاوزگر»، «گنگستر» و «حیوان» برچسب زده شدند.
  • MS-13، باندی نسبتاً کوچک، به تهدید امنیت ملی تبدیل شد و سایر بحث‌های سیاستی را تحت‌الشعاع قرار داد.
  • «شبح جرم مهاجران» برای توجیه اجرای سخت‌گیرانه به‌کار رفت، حتی زمانی که نرخ جرم به‌طور کلی کاهش یافته بود. این استراتژی از نظر سیاسی مؤثر بود، همان‌طور که در طرح کالیفرنیا ۱۸۷ در ۲۰۱۴ و نتایج انتخابات ۲۰۱۶ دیده شد.

۶. چنگال بوروکراسی: سیاست، اختیار و ناکارآمدی

سیستم کار می‌کند. کند کار می‌کند، اما این تقصیر سیستم نیست. تقصیر کسانی است که از آن استفاده می‌کنند.

سیستمی در آشفتگی. سیستم مهاجرتی آمریکا، به‌ویژه INS (که بعدها به DHS تبدیل شد)، همواره با کمبود نیرو، بودجه ناکافی و تجهیزات ناکافی برای مدیریت پیچیدگی‌های مهاجرت مواجه بود. از «آشفتگی ماریل» تا «بی‌نظمی» سیستم پناهندگی در اوایل دهه ۹۰، بوروکراسی با مشکلات زیر دست‌وپنجه نرم می‌کرد:

  • انباشت عظیم پرونده‌های پناهندگی که منجر به انتظارهای چندساله می‌شد.
  • اجرای ناهماهنگ قوانین که تصمیمات پناهندگی را بیشتر تحت تأثیر ژئوپلیتیک قرار می‌داد تا اصول انسانی.
  • فقدان هماهنگی بین نهادها که به شکست‌های سیستماتیک مانند ناتوانی در پیوند خانواده‌های جداشده منجر شد.

توهم کنترل. با وجود بودجه‌های کلان و افزایش پرسنل، دولت اغلب با «توهم کنترل» عمل می‌کرد. سیاست‌هایی مانند «پیشگیری از طریق بازدارندگی» بر اساس فرضیات نادرست بودند و پیامدهای ناخواسته داشتند. قانون IIRIRA ۱۹۹۶ که برای مهار مهاجرت غیرقانونی طراحی شده بود، در واقع میلیون‌ها نفر را در آمریکا گرفتار کرد و جمعیت بدون مدرک را دو برابر کرد.

مقاومت داخلی و فشار خارجی. مقامات حرفه‌ای مانند دوریس میسنر اغلب بین دستورات سیاسی و واقعیت‌های میدانی گرفتار می‌شدند.

  • میسنر، به‌عنوان کمیسر موقت INS، شاهد «سیگنال‌های متناقض» و «استاندارد دوگانه» در پرونده‌های پناهندگی بود.
  • تلاش‌های او برای اصلاح سیستم اغلب با مقاومت مواجه می‌شد یا به‌عنوان «کتاب قرمز بزرگ» رد می‌شد.
  • دولت ترامپ با تماس‌ها و پاکسازی‌های «عمیق در ساختمان» بوروکراسی را بیش از پیش سیاسی کرد و مقامات را مجبور به کار در «پناهگاه‌های امنیتی طبقه‌بندی‌شده» برای محافظت از کارشان نمود.

۷. پیگیری بی‌امان عدالت و پاسخگویی

هر کسی که رفته، اینجاست.

مقابله با مصونیت. مبارزه برای عدالت قربانیان درگیری‌های آمریکای مرکزی فراتر از مرزهای ملی رفت و به دادگاه‌های آمریکا رسید. سازمان‌های حقوق بشری مانند مرکز عدالت و پاسخگویی از حقوق بین‌الملل برای پیگیری پرونده‌های مدنی علیه مقامات نظامی سابق که در آمریکا زندگی می‌کردند، استفاده کردند. این رویکرد نوآورانه بود، زیرا مرتکبان اغلب در کشوری پناه می‌گرفتند که از رژیم‌های آن‌ها حمایت کرده بود.

شهادت شخصی به‌عنوان قدرت. قربانیانی مانند خوان رومگوزا، نریس گونزالس و کارلوس مائوریسی شجاعانه علیه شکنجه‌گران خود، از جمله ژنرال‌های سابق السالوادور خوزه گیلرمو گارسیا و کارلوس اوژنیو ویدس کازانووا شهادت دادند. روایت‌های دقیق آن‌ها که اغلب با بازگویی دردناک همراه بود، هدف داشتند تا «مسئولیت فرماندهی» را اثبات کنند و پاسخگویی را جایی که قوانین عفو ملی شکست خورده بود، برقرار سازند. شهادت خوان، به‌ویژه نمایش زخم‌های جسمی‌اش، اقدامی قدرتمند برای بازپس‌گیری روایت خود بود.

مسیر طولانی. پیگیری عدالت فرایندی طولانی و اغلب خطرناک بود.

  • کمپین بی‌وقفه هلن مک برای خواهر مقتولش، میرنا، در گواتمالا سال‌ها طول کشید و با تهدیدها و ترور شاهدان مواجه بود.
  • بنیاد میرنا مک به نمادی برای حقوق بشر تبدیل شد، که سوءاستفاده‌های نظامی را افشا و برای اصلاحات نهادی تلاش کرد.
  • حتی وقتی محکومیت‌هایی به دست آمد، مانند نوئل د خسوس بتتا آلوارز، «نویسندگان فکری» اغلب از عدالت فرار کردند و این نشان‌دهنده مصونیت عمیق در میان نخبگان نظامی و سیاسی بود.

۸. تغییرات اقلیمی: محرک خاموش آوارگی

اگر باران‌ها در زمان قابل پیش‌بینی نبارند، چطور می‌فهمی؟ این محصولات برای بقا هستند. اگر محصول نباشد، مردم می‌روند.

ویرانی محیطی. فراتر از خشونت سیاسی و مشکلات اقتصادی، تغییرات اقلیمی به‌عنوان محرکی مهم اما اغلب نادیده گرفته‌شده برای مهاجرت از آمریکای مرکزی ظهور کرد. در مناطقی مانند ارتفاعات غربی گواتمالا، جوامعی که به کشاورزی معیشتی وابسته بودند، با تهدیدهای وجودی مواجه شدند.

  • طوفان میچ (۱۹۹۸) در هندوراس ۶ میلیارد دلار خسارت وارد کرد و محصولات و زیرساخت‌ها را نابود ساخت.
  • در گواتمالا، «بارش‌های غیرقابل پیش‌بینی»، «افزایش ناگهانی دما» و «یخ‌زدگی‌های صبحگاهی» برداشت‌ها را نابود کردند.
  • تولید غلات و سبزیجات که زمانی برای یک سال کافی بود، اکنون کمتر از پنج ماه دوام می‌آورد و شرایطی شبیه قحطی ایجاد شده است.

آسیب‌پذیری ارتفاعات. ارتفاعات گواتمالا با میکرو اقلیم‌های خاص و نرخ بالای سوءتغذیه، به‌عنوان «آسیب‌پذیرترین منطقه کشور در برابر تغییرات اقلیمی» شناخته شدند. این شکنندگی محیطی مستقیماً به افزایش مهاجرت منجر شد.

  • کشاورزانی مانند فلیسیانو پرز شاهد نابودی کامل برداشت‌ها بودند و همسایگان را مجبور به ترک زمین‌هایشان کردند.
  • روستاها شاهد افزایش «خانه‌های حواله» بودند که با پول ارسال‌شده از مهاجران در آمریکا ساخته شده بود و نمادی از آینده‌ای

آخرین بروزرسانی:

Report Issue

خلاصه نقدها

4.47 از 5
میانگین ۱۰٬۰۰۰+ امتیاز از Goodreads و Amazon.

کتاب «هرکسی که رفته است، اینجاست» اثری جامع و به‌دقت پژوهش‌شده درباره‌ی مهاجرت از آمریکای مرکزی به ایالات متحده است. بلیتزر در این کتاب، داستان‌های شخصی را با تحلیل‌های تاریخی و سیاسی درهم می‌آمیزد و ریشه‌های بحران را در سیاست خارجی آمریکا و درگیری‌های داخلی دنبال می‌کند. خوانندگان از عمق مطالب، همدلی نویسنده و توانایی او در انسانی‌کردن موضوعی پیچیده تمجید کرده‌اند. برخی آن را از نظر احساسی دشوار و طولانی یافته‌اند، اما اکثریت آن را مطالعه‌ای ضروری برای درک وضعیت کنونی می‌دانند. این کتاب دهه‌ها شکست سیاست‌ها، خشونت و هزینه‌های انسانی مهاجرت را بررسی می‌کند و اگرچه راه‌حل‌های آسانی ارائه نمی‌دهد، پرسش‌های مهمی را مطرح می‌سازد.

Your rating:
4.67
155 امتیاز
Want to read the full book?

درباره نویسنده

جاناتان بلیتزر، نویسنده‌ای برجسته در نشریه نیویورکر، به‌واسطه‌ی فعالیت‌های روزنامه‌نگاری خود مورد تحسین قرار گرفته است؛ از جمله دریافت جایزه ملی گزارشگری آموزشی و جایزه ادوارد آر. مورو. آثار او در زمینه مهاجرت و مسائل آمریکای مرکزی به کتاب «هرکسی که رفته اینجاست» منتهی شده است؛ اثری که بر پایه پژوهش‌های گسترده و صدها مصاحبه انجام‌شده بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۳ شکل گرفته است. رویکرد بلیتزر تلفیقی از روزنامه‌نگاری تحقیقی و روایت‌های شخصی است که هدف آن ارائه تصویری جامع از بحران مهاجرت است. او به‌عنوان پژوهشگر امرسون در سال ۲۰۲۱ در مؤسسه نیو آمریکا، تخصص خود را در این حوزه بیش از پیش گسترش داده است. جاناتان بلیتزر همراه با خانواده‌اش در شهر نیویورک زندگی می‌کند.

Follow
گوش دادن
Now playing
همه کسانی که رفته‌اند اینجا هستند
0:00
-0:00
Now playing
همه کسانی که رفته‌اند اینجا هستند
0:00
-0:00
1x
Queue
Home
Swipe
Library
Get App
Try Full Access for 3 Days
Listen, bookmark, and more
Compare Features Free Pro
📖 Read Summaries
Read unlimited summaries. Free users get 3 per month
🎧 Listen to Summaries
Listen to unlimited summaries in 40 languages
❤️ Unlimited Bookmarks
Free users are limited to 4
📜 Unlimited History
Free users are limited to 4
📥 Unlimited Downloads
Free users are limited to 1
Risk-Free Timeline
امروز: دسترسی فوری
گوش دادن به خلاصه کامل بیش از ۲۶,۰۰۰ کتاب. بیش از ۱۲,۰۰۰ ساعت محتوای صوتی!
روز دوم: یادآوری دوره آزمایشی
به شما اطلاع می‌دهیم که دوره آزمایشی‌تان به‌زودی پایان می‌یابد.
روز سوم: شروع اشتراک شما
مبلغ اشتراک در تاریخ Jun 13,
کسر می‌شود. هر زمان قبل از آن می‌توانید لغو کنید.
Consume 2.8× More Books
2.8× more books Listening Reading
Our users love us
600,000+ readers
Trustpilot Rating
TrustPilot
4.6 Excellent
This site is a total game-changer. I've been flying through book summaries like never before. Highly, highly recommend.
— Dave G
Worth my money and time, and really well made. I've never seen this quality of summaries on other websites. Very helpful!
— Em
Highly recommended!! Fantastic service. Perfect for those that want a little more than a teaser but not all the intricate details of a full audio book.
— Greg M
Save 62%
Yearly
$119.88 $44.99/year/yr
$3.75/mo
Monthly
$9.99/mo
Start a 3-Day Free Trial
3 days free, then $44.99/year. Cancel anytime.
Unlock a world of fiction & nonfiction books
26,000+ books for the price of 2 books
Read any book in 10 minutes
Discover new books like Tinder
Request any book if it's not summarized
Read more books than anyone you know
#1 app for book lovers
Lifelike & immersive summaries
30-day money-back guarantee
Download summaries in EPUBs or PDFs
Cancel anytime in a few clicks
Scanner
Find a barcode to scan

We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel
Settings
General
Widget
Loading...
We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel