نکات کلیدی
1. برنامهریزی استراتژیک اغلب نمیتواند تصمیمات مؤثری را بهدنبال داشته باشد.
با وجود تمام زمانی که اکثر شرکتها صرف برنامهریزی استراتژیک میکنند، تحقیقات ما نشان میدهد که این فرآیند بیشتر اوقات مانع تصمیمگیری خوب میشود.
نقصهای برنامهریزی سنتی. بسیاری از شرکتها سرمایهگذاری زیادی در برنامهریزی استراتژیک انجام میدهند، اما این فرآیند اغلب به هدف مورد نظر خود نمیرسد. بهجای تسهیل تصمیمگیری مؤثر، میتواند به یک تمرین طاقتفرسا تبدیل شود که زمان و منابع را مصرف میکند بدون اینکه نتایج ملموسی بهدست آورد. این عدم ارتباط ناشی از چندین عامل است، از جمله سالیانه بودن فرآیند، تمرکز بر واحدهای تجاری فردی و عدم وجود مکانیزمهای واضح برای تبدیل برنامهها به عمل.
علائم برنامهریزی ناکارآمد:
- تعهد زمانی بیش از حد
- بحثهای سطح بالا و انتزاعی
- عدم ارتباط با عملیات روزمره
- تأثیر محدود بر استراتژی واقعی
نیاز به رویکرد جدید. برای غلبه بر این محدودیتها، سازمانها باید رویکرد خود را به برنامهریزی استراتژیک بازنگری کنند. آنها باید از فرآیندهای سخت و از بالا به پایین فاصله بگیرند و به رویکردهای انعطافپذیر و تکراری روی آورند که بهطور نزدیک با تصمیمگیری مرتبط باشد. این نیازمند تغییر در ذهنیت است، از دیدن برنامهریزی بهعنوان یک هدف در خود به دیدن آن بهعنوان وسیلهای برای دستیابی به هدف: تصمیمات بهتر، سریعتر و مؤثرتر.
2. برنامهریزی مداوم و متمرکز بر مسائل مؤثرتر است.
در نتیجه، برنامهریزی استراتژیک واقعاً بر استراتژی اکثر شرکتها تأثیر نمیگذارد.
رویکرد پویا. یک رویکرد مؤثرتر شامل برنامهریزی مداوم و متمرکز بر مسائل است. این به معنای شناسایی مسائل حیاتی است که شرکت باید به آنها رسیدگی کند تا به اهداف استراتژیک خود دست یابد و سپس تلاشهای برنامهریزی را بر روی حل آن مسائل خاص متمرکز کند. بر خلاف برنامهریزی سنتی که بهصورت سالیانه و واحد به واحد انجام میشود، این رویکرد مداوم و سراسری است.
ویژگیهای کلیدی:
- مداوم: استراتژی در طول سال توسعه و اصلاح میشود، نه فقط در یک دوره برنامهریزی مشخص.
- متمرکز بر مسائل: تلاشهای برنامهریزی به حل چالشها یا فرصتهای استراتژیک خاص معطوف میشود.
- سراسری: این فرآیند شامل چندین واحد و عملکرد تجاری است و همکاری و همراستایی را تقویت میکند.
مزایای برنامهریزی مداوم:
- چابکی بیشتر: شرکت میتواند به سرعت به شرایط بازار و فرصتهای جدید پاسخ دهد.
- بهبود تصمیمگیری: تلاشهای برنامهریزی بر روی مهمترین مسائل متمرکز است که منجر به تصمیمات بهتر میشود.
- همراستایی بیشتر: این فرآیند همکاری و همراستایی را در بین واحدها و عملکردهای تجاری تقویت میکند.
3. تصمیمگیری و برنامهریزی را برای نتایج بهتر پیوند دهید.
مکانیزمی ایجاد کنید که به شما کمک کند تصمیماتی را که باید برای ایجاد ارزش بیشتر برای سهامداران بگیرید، شناسایی کنید.
برنامهریزی مبتنی بر تصمیمگیری. مؤثرترین فرآیندهای برنامهریزی استراتژیک آنهایی هستند که بهطور محکم با تصمیمگیری مرتبط هستند. این به این معناست که هدف اصلی برنامهریزی شناسایی تصمیمات کلیدی است که شرکت باید برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود اتخاذ کند. پس از شناسایی این تصمیمات، فرآیند برنامهریزی میتواند برای توسعه یک نقشهراه اجرایی استفاده شود.
یک فرآیند دو مرحلهای:
- شناسایی تصمیمات کلیدی: تصمیماتی را که برای موفقیت شرکت حیاتی هستند، تعیین کنید.
- توسعه برنامه اجرایی: یک برنامه دقیق برای اجرای آن تصمیمات ایجاد کنید.
رویکرد بوئینگ. بوئینگ کامرشیال ایرلاینز نمونهای از این رویکرد است. مدیران بهطور منظم ملاقات میکنند تا مهمترین مسائل استراتژیک بلندمدت شرکت را شناسایی کنند. پس از انتخاب یک مسیر عمل، آنها برنامه کسبوکار بلندمدت خود را با استراتژی اجرایی برای آن تصمیم بهروزرسانی میکنند. با جدا کردن—اما پیوند دادن—برنامهریزی و اجرا، بوئینگ تصمیمات سریعتر و بهتری میگیرد.
4. در بحثهای استراتژیک بر مسائل سراسری تمرکز کنید.
در بحثهای استراتژیک، بر مسائل مربوط به چندین واحد تجاری تمرکز کنید.
همکاری بین واحدها. بحثهای استراتژیک باید بر روی مسائلی تمرکز کند که شامل چندین واحد و عملکرد تجاری است. این امر همکاری و همراستایی در سراسر سازمان را تشویق میکند و منجر به راهحلهای مؤثرتری میشود. همچنین از پیگیری استراتژیهایی که با استراتژی کلی شرکت ناسازگار است، توسط واحدهای فردی جلوگیری میکند.
مثال مایکروسافت. با مواجهه با کمبود ایدههای سرمایهگذاری، رهبران مایکروسافت شروع به تعریف مسائلی کردند—مانند رشد بازار کامپیوترهای شخصی و امنیت—که در سراسر شرکت حیاتی هستند. گفتگوها بین رهبران واحد و کمیته اجرایی اکنون بر روی این تمرکز دارد که مایکروسافت بهطور کلی چه کاری میتواند برای رسیدگی به هر مسئله انجام دهد—نه اینکه کدام استراتژیها باید توسط واحدهای فردی تدوین شود. فرصتهای جدید رشد بیشماری ظهور کرده است.
مزایای تمرکز سراسری:
- بهبود همراستایی: اطمینان حاصل میکند که تمام واحدهای تجاری به سمت اهداف یکسانی کار میکنند.
- همکاری بیشتر: ارتباط و همکاری در بین عملکردها را تقویت میکند.
- نوآوری بیشتر: توسعه راهحلهایی را که به نفع کل سازمان است، تشویق میکند.
5. استراتژی را در طول سال بهطور مداوم توسعه دهید.
بررسیهای استراتژیک را در طول سال پخش کنید و آنها را در یک بازه دو یا سه ماهه فشرده نکنید.
استراتژی در طول سال. بهجای محدود کردن بررسیهای استراتژیک به یک زمان خاص از سال، آنها را در طول سال پخش کنید. این امر رویکردی انعطافپذیر و پاسخگو به برنامهریزی را امکانپذیر میسازد و به شرکت اجازه میدهد تا به مسائل به محض بروز آنها رسیدگی کند. همچنین از تبدیل فرآیند برنامهریزی به یک گلوگاه که زمان و منابع زیادی را مصرف میکند، جلوگیری میکند.
رویکرد تکستران. مدیران در غول چند صنعتی تکستران بهجای فشردهسازی تمام بررسیهای واحدها به یک فصل سالیانه، بهطور فصلی دو تا سه واحد را بررسی میکنند. آنها همچنین بررسیهای مداومی را برگزار میکنند که به رسیدگی به هر مسئله استراتژیک در دستور کار شرکت اختصاص دارد. تکستران که زمانی در میان همتایان خود در رده پایینتری قرار داشت، در سالهای 2004–2005 به عملکردی در رده بالای خود دست یافت.
مزایای بررسیهای مداوم:
- انعطافپذیری: شرکت میتواند استراتژی خود را به شرایط متغیر بازار تطبیق دهد.
- تمرکز: این فرآیند اجازه میدهد تا تلاش بیشتری بر روی مسائل فردی متمرکز شود.
- کارایی: پخش بار کاری، بار را از دوش مدیران کاهش میدهد.
6. بررسیهای استراتژیک را بهگونهای ساختاربندی کنید که نتایج روشنی تولید کند.
جلسات استراتژیک را طراحی و برگزار کنید بهطوریکه شرکتکنندگان قبل از پیشنهاد راهحلها بر روی حقایق مربوط به هر مسئله توافق کنند.
تصمیمگیری مبتنی بر واقعیت. بررسیهای استراتژیک را بهگونهای ساختاربندی کنید که شرکتکنندگان قبل از پیشنهاد راهحلها بر روی حقایق مربوط به هر مسئله توافق کنند. این امر به جلوگیری از بحثهای غیرمولد بر اساس فرضیات یا تفسیرهای متفاوت کمک میکند. همچنین اطمینان حاصل میکند که تصمیمات بر اساس واقعیت، نه آرزوهای غیرواقعی، اتخاذ میشود.
فرآیند منظم تکستران. در تکستران، هر مسئله استراتژیک از طریق یک فرآیند منظم حل میشود:
- توافق بر روی حقایق: کمیته مدیریت درباره مسئله مورد بحث به توافق بر روی حقایق مربوطه میرسد.
- تولید گزینهها: گروه چندین گزینه استراتژیک قابل اجرا را تولید میکند.
- ارزیابی و انتخاب: کمیته گزینهها را از منظر استراتژیک و مالی ارزیابی کرده و یک مسیر عمل را انتخاب میکند.
مزایای رویکرد ساختاریافته:
- بهبود عینیت: تصمیمات بر اساس حقایق، نه نظرات، اتخاذ میشود.
- وضوح بیشتر: شرکتکنندگان درک مشترکی از مسئله و راهحلهای پیشنهادی دارند.
- کارایی بیشتر: فرآیند متمرکزتر و مولدتر است.
7. مدلهای تحلیلی را با شهود و قضاوت انسانی متعادل کنید.
اگر شما یک شرکت را مدیریت میکنید، باید فردی کمیگرایانه باشید. جزئیات کمی واقعاً مهم هستند.
محدودیتهای تحلیل. در حالی که مدلهای تحلیلی میتوانند ابزارهای قدرتمندی برای تصمیمگیری باشند، نباید بهطور انحصاری به آنها تکیه کرد. شهود و قضاوت انسانی نیز ضروری است، بهویژه در موقعیتهایی که دادهها ناقص یا غیرقابل اعتماد هستند. مهم است که فرضیات پشت مدلها را درک کنید و از محدودیتهای آنها آگاه باشید.
ملاحظات کلیدی:
- درک مدل: مدیران نباید از مدلهایی استفاده کنند که آنها را درک نمیکنند.
- وضوح فرضیات: فرضیات زیرین مدلها باید بهوضوح بیان شود.
- مدیریت مدل: مدلها باید بهطور منظم نظارت و بهروزرسانی شوند.
- پشتیبانهای انسانی: تصمیمگیرندگان انسانی باید در صورت لزوم برای لغو مدلها در دسترس باشند.
بحران وامهای زیرزمینی. بحران وامهای زیرزمینی بهعنوان یک داستان عبرتآمیز درباره خطرات تکیه بیش از حد بر مدلهای تحلیلی عمل میکند. بسیاری از مؤسسات مالی از مدلهای پیچیده برای ارزیابی ریسک وامهای زیرزمینی استفاده کردند، اما این مدلها نتوانستند احتمال کاهش گسترده بازار مسکن را در نظر بگیرند. در نتیجه، این مؤسسات متحمل خسارات عظیمی شدند.
8. دیدگاههای متنوع نتایج بهتری بهدنبال دارد.
تصمیمات، مانند هر فعالیت تجاری دیگری، بدون بررسی سیستماتیک بهبود نخواهند یافت.
دیدگاههای متنوع. برای اتخاذ بهترین تصمیمات، ضروری است که دیدگاههای متنوعی را در نظر بگیرید. این به معنای درگیر کردن افراد از زمینهها، عملکردها و سطوح مختلف سازمان در فرآیند تصمیمگیری است. همچنین به معنای جستجوی فعال نظرات مخالف و به چالش کشیدن فرضیات است.
مزایای دیدگاههای متنوع:
- دامنه وسیعتری از گزینهها: دیدگاههای مختلف میتواند به شناسایی راهحلهای جدید و نوآورانه منجر شود.
- تحلیل بهبود یافته: دیدگاههای متنوع میتواند به شناسایی نقصهای احتمالی در تحلیل کمک کند.
- تعهد بیشتر: درگیر کردن افراد بیشتر در فرآیند تصمیمگیری میتواند تعهد آنها به نتیجه را افزایش دهد.
بررسی سیستماتیک. تصمیمات، مانند هر فعالیت تجاری دیگری، بدون بررسی سیستماتیک بهبود نخواهند یافت. اگر نمیدانید کدام یک از تصمیمات شما مهمترین است، نمیتوانید به بهبود اولویت دهید. اگر نمیدانید تصمیمات چگونه در شرکت شما اتخاذ میشود، نمیتوانید فرآیند اتخاذ آنها را تغییر دهید. اگر نتایج تغییرات خود را ارزیابی نکنید، به احتمال زیاد به تصمیمات بهتری نخواهید رسید.
آخرین بهروزرسانی::
نقد و بررسی
کتاب 10 مقالهی ضروری HBR دربارهی اتخاذ تصمیمات هوشمند نظرات متفاوتی را به خود جلب کرده و میانگین امتیاز آن 3.74 از 5 است. خوانندگان از بینشهای آن در زمینهی سوگیریهای شناختی و تصمیمگیری سازمانی قدردانی میکنند و آن را برای رهبران کسبوکار ارزشمند میدانند. برخی به تمرکز آن بر شرکتهای بزرگ و مثالهای قدیمی انتقاد کردهاند. نقاط قوت این کتاب شامل مشاورههای عملی برای بهبود فرآیندهای تصمیمگیری و اجتناب از دامهای رایج است. با این حال، برخی خوانندگان احساس میکنند که این کتاب در ارائهی استراتژیهای تصمیمگیری شخصی کمبود دارد و شامل محتوای نامربوطی است. بهطور کلی، این کتاب بهعنوان منبعی مفید برای تصمیمگیرندگان سازمانی در نظر گرفته میشود، با وجود برخی محدودیتها.