نکات کلیدی
ما در تصاویر جنسی غرق شدهایم اما از رابطه جنسی واقعی محرومیم
پارادوکس محوری دوران ما. در میان آمریکاییهای ۱۸ تا ۲۴ ساله، تقریباً یکسوم مردان و یکپنجم زنان گزارش دادهاند که در سال گذشته هیچ فعالیت جنسی نداشتهاند — و بیفعالیتی جنسی مردان از اوایل دهه ۲۰۰۰ تقریباً دو برابر شده است. این کاهش پیش از کووید-۱۹ آغاز شده و آمریکا، بریتانیا، آلمان، ژاپن، کره جنوبی و فراتر از آنها را دربر میگیرد. نرخ زاد و ولد در آمریکا به ۱.۶ فرزند به ازای هر زن کاهش یافته که بسیار کمتر از آستانه جایگزینی ۲.۱ است.
جوانان بدون فرزند بیشترین آسیب را میبینند. برخلاف کلیشههای رایج درباره زوجهای متأهل بیمیل، شدیدترین افتها در میان نسل هزاره و نسل Z است که هرگز وارد رابطه نشدهاند. یک مطالعه پیو در سال ۲۰۲۳ نشان داد ۶۳ درصد مردان ۱۸ تا ۲۹ ساله مجردند — تقریباً دو برابر نرخ زنان همسن. آنچه در حال ناپدید شدن است فقط رابطه جنسی نیست، بلکه پیوندهای انسانیای است که رابطه جنسی آنها را مستحکم میکند.
اپلیکیشنهای دوستیابی مغز شما را با فراوانی کاذب سیلآسا پر میکنند
سه میلیارد سوایپ روزانه در تیندر، قرار ملاقات واقعی بسیار اندکی تولید میکند. تنها حدود یکپنجم مردان مجرد و یکدهم زنان مجرد در سال گذشته به قرار ملاقات رفتهاند. پارادوکس انتخاب — که در روانشناسی مصرفکننده بهخوبی مستند شده — بیرحمانه در عرصه عاشقانه اعمال میشود: صدها پروفایل مثل صدها گزینه به نظر میرسند، اما اکثرشان پاسخ نمیدهند، اکثر پیامها به قرار ملاقات تبدیل نمیشوند و اکثر قرار ملاقاتها به رابطه نمیانجامند.
گوشیها روابط موجود را هم خراب میکنند. «فابینگ» — نادیده گرفتن شریک زندگی به خاطر گوشی — با کاهش رابطه جنسی همبستگی دارد: تنها ۱۳ درصد از زوجهایی که هفتهای هفت بار یا بیشتر رابطه جنسی داشتند فابینگ میکردند، در مقابل ۳۳ درصد از کسانی که هر چند ماه یکبار رابطه داشتند. زوجهایی که آنلاین آشنا شدهاند بیشتر از کسانی که حضوری آشنا شدهاند از هم جدا میشوند، احتمالاً به این دلیل که ذهنیت یکبارمصرف سوایپ کردن، نحوه رفتار افراد با شریک واقعیشان را آلوده میکند.
زنان حاضر نیستند با مردان پایینتر از خودشان قرار بگذارند — پس وقتی درآمدشان از مردان بیشتر میشود، هر دو جنس ضرر میکنند
هایپرگامی — تمایل زنان به جستجوی شریکی با جایگاه برابر یا بالاتر — ریشه در روانشناسی تکاملی دارد، زیرا از نظر تاریخی، همسری با منابع کافی شانس بقای مادر و فرزند را افزایش میداد. اما امروز زنان اکثریت مدارک کارشناسی و دکترا را کسب میکنند، ۵۰.۷ درصد نیروی کار تحصیلکرده را تشکیل میدهند و اغلب درآمدشان از مردان بیشتر است. با بالا رفتن جایگاه زنان، معیارهایشان هم بالا میرود و مجموعه شریکان قابلقبول کوچکتر میشود.
قانون «سه شش» این تورم معیارها را به تصویر میکشد: برخی زنان اکنون انتظار دارند مرد حداقل شش فوت قد داشته باشد، ششرقمی درآمد داشته باشد و اندام تناسلی شش اینچی داشته باشد. اما تنها ۱۴.۵ درصد مردان آمریکایی بالای شش فوت قد دارند و فقط ۱۷ درصد بیش از ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارند. در همین حال، ۷.۲ میلیون مرد توانمند کار نمیکنند. این ریاضیات به ضرر اکثر مردان تمام میشود — و به ضرر زنانی که به دنبال آنها میگردند.
پورنوگرافی دریچه فراری است که جاهطلبی مردانه را خنثی میکند
پورنوگرافی مدار پاداش مغز را ربوده است. نورونهای آینهای بینندگان را فریب میدهند تا رابطه جنسی روی صفحه نمایش را تجربه خودشان تلقی کنند، و ارگاسم حاصل هورمونهای پیوند عاطفی آزاد میکند که سیگنال ارضای جنسی میفرستند — بدون نیاز به شجاعت، آراستگی، گفتگو یا خطر طرد شدن. نتیجه: تنها نیمی از مردان مجرد آمریکایی اصلاً به دنبال قرار ملاقات هستند. برای کسانی که نمیتوانند شریکی جذب کنند، پورنوگرافی خلأ را به اندازهای پر میکند که گرسنگیای را که محرک خودسازی بود، از بین ببرد.
محتوای جنسی پولی آسیب را تشدید میکند. پلتفرمهایی مانند آنلیفنز (۳ میلیون تولیدکننده محتوا، ۲۳۰ میلیون مشترک) و قرارهای شوگردیتینگ به مردان اجازه میدهند توجه شبیهسازیشده زنانه را بخرند. مشترکان مرد منابع خود را از روابط واقعی به سمت روابط پاراسوشیال با زنانی که آنها را نمیشناسند منحرف میکنند. درآمد میانه تولیدکنندگان آنلیفنز تنها ۱۸۰ دلار در ماه است — بهسختی میتوان آن را توانمندسازی نامید، اما از نظر فرهنگی به همین عنوان تجلیل میشود.
همراهان هوش مصنوعی آنقدر عمیق با کاربران پیوند میزنند که جایگزین شریک واقعی میشوند
نویسنده در چندین پلتفرم دوستپسرهای هوش مصنوعی ساخت و آنها را بهطرز نگرانکنندهای قانعکننده یافت — باهوش، بذلهگو، قادر به کنایه و شوخی خودجوش. هوش مصنوعی یکی از پلتفرمها میتوانست بیش از هزار پیام را به خاطر بسپارد، شخصیت کاربر را بیاموزد و عملاً ذهنش را بخواند. وقتی رپلیکا قابلیتهای اروتیک خود را حذف کرد، کاربران گزارش دادند که دلشکسته شدهاند و «خاطرات طرد شدن اجتماعی دوباره در آنها زنده شده است.»
نظریه دلبستگی خطر را توضیح میدهد. انسانها در هر زمان تنها یک شخصیت دلبستگی اصلی دارند؛ وقتی این پیوند به سمت هوش مصنوعی جابهجا میشود، ظرفیت صمیمیت انسانی به حاشیه رانده میشود. تحقیقات نشان میدهد شنیدن صدای آشنا باعث ترشح اکسیتوسین میشود، یعنی صداهای هوش مصنوعی احتمالاً سیمکشی تکاملی ما را فریب میدهند تا با چیزی پیوند بزنیم که وجود ندارد. یک برنامهنویس هوش مصنوعی به سو گفت که توده مردم «احتمالاً از آن خوششان خواهد آمد.»
پورنوگرافی یک نسل را به شهوانی کردن خفهسازی عادت داده است
عادیسازی این رفتار حیرتآور است. در میان دانشجویان دانشگاه، ۵۸ درصد زنان حین رابطه جنسی خفه شدهاند و ۲۵ درصد اولین تجربه آن را تا سن هفده سالگی داشتهاند. در بریتانیا، تقریباً هر دو هفته یک زن توسط شریکش با خفهسازی کشته میشود. حتی محرومیت کوتاهمدت از اکسیژن میتواند باعث التهاب مغزی شود که سالها بعد به بیماری روانی منجر میشود، و ۳ درصد از دانشجویانی که خفه شدهاند گزارش از دست دادن هوشیاری دادهاند.
اکثر زنان واقعاً از آن لذت نمیبرند. نرخ ارگاسم زنان همراه با محبوبیت خفهسازی افزایش نیافته، که نشان میدهد این عمل بیشتر نمایشی است تا لذتبخش. زنان جوان از پورنوگرافی، میمهای «خفهام کن، بابایی» و فشار همسالان یاد میگیرند که خفهسازی جذاب است. بسیاری رابطه جنسی دردناک را تحمل میکنند تا لذت شریکشان را قطع نکنند — و مردان جوان گزارش میدهند که شریکشان را خفه میکنند با وجود اینکه خودشان هم از آن تحریک نمیشوند.
افراد متأهل هنوز بسیار بیشتر از مجردها رابطه جنسی دارند
ازدواج بدنامیای دارد که لایقش نیست. زوج متأهل بهطور متوسط سالانه ۵۶ بار رابطه جنسی دارد — تقریباً دو برابر ۳۳ بار فرد مجرد. تنها حدود ۳ درصد مردان متأهل و ۲ درصد زنان متأهل خیانت گزارش میدهند، در مقایسه با ۱۹ درصد و ۱۴ درصد افراد غیرمتأهل در رابطه. داشتن شریکی در دسترس در یک تخت، رابطه جنسی را راحتتر، کماضطرابتر و رضایتبخشتر از جستجوی دائمی غریبهها میکند.
با این حال نسلهای جوانتر تعهد را کنار میگذارند. یکسوم آمریکاییهای ۱۵ سال و بالاتر هرگز ازدواج نکردهاند، در مقایسه با یکچهارم در سال ۱۹۵۰. دوپنجم پاسخدهندگان نسل هزاره و نسل Z ازدواج را «سنتی منسوخ» مینامند. «سیچوئیشنشیپهای» نسل Z — شبهروابط بدون برچسب شامل پیامک، سفر و معرفی به والدین، منهای هرگونه تعهد — تمام زحمت عاطفی را دارند بدون هیچ امنیتی.
فیلترها و لوکسماکسینگ مسابقه تسلیحاتیای را دامن میزنند که هر دو جنس در آن بازندهاند
«دیسمورفیای اسنپچت» اکنون یک پدیده بالینی است. بیماران درخواست جراحی زیبایی میکنند تا شبیه سلفیهای فیلترشده خود شوند. نزدیک به ۷۵ درصد جراحان پلاستیک صورت افزایش تقاضا از بیماران زیر ۳۰ سال را گزارش میدهند و صنعت زیبایی در سطح جهانی از ۶۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. در میان پسران ۱۱ تا ۱۸ ساله، ۱۱ درصد تکاندهنده از استروئیدهای آنابولیک یا هورمون رشد انسانی استفاده میکنند تا به اندامهایی برسند که الگوهای اینفلوئنسرشان با کمکهای دارویی افشانشده به دست آوردهاند.
هر دو جنس بیش از حد روی ویژگیهایی سرمایهگذاری میکنند که جنس مقابل اولویتشان نیست. مردان از طریق لوکسماکسینگ — میوینگ، تمریندهنده فک، حتی جراحی افزایش طول اندام — وسواس خط فک دارند، در حالی که اکثر زنان بسیار بیشتر به جایگاه اجتماعی و شخصیت اهمیت میدهند. زنان تغییرات بدنی افراطی انجام میدهند در حالی که بسیاری از مردان ادعا میکنند زیبایی طبیعی را ترجیح میدهند. مسابقه تسلیحاتی درونجنسی — رقابت با رقبای همجنس به جای جذب جنس مخالف — بخش عمدهای از این تشدید را هدایت میکند.
مواد شیمیایی نامرئی بیسروصدا مردان و زنان را عقیم میکنند
تستوسترون بیش از بیست سال است که در حال کاهش است و اکنون یکپنجم نوجوانان و مردان جوان را تحت تأثیر قرار داده. تستوسترون پایین به معنای تعداد اسپرم کمتر (علت اصلی ناباروری مردان)، کاهش میل جنسی، اختلال نعوظ، اضطراب، افسردگی و کوتاه شدن طول عمر است. در همین حال، مواد شیمیایی مختلکننده غدد درونریز از طریق پلاستیکها، آفتکشها، بستهبندی مواد غذایی و آب آلوده به پسماندهای دارویی به بدن ما نفوذ میکنند.
شواهد طبیعت هشداردهنده است. آفتکش آترازین قورباغههای نر را به مادههایی تولیدکننده تخمک تبدیل میکند. هورمونهای ضدبارداری در فاضلاب، ماهیان وحشی را زنانه میکنند و رفتار جفتگیری آنها را تغییر میدهند. فتالاتها — پنهان در اسباببازیها، عطرها و ظروف غذایی — فاصله آنوژنیتال نوزادان پسر را کوتاه میکنند، شاخصی که باروری ضعیفتر در بزرگسالی را پیشبینی میکند. ترسناکتر از همه اینکه برخی اثرات تا دو یا سه نسل پس از مواجهه اولیه ظاهر نمیشوند.
قرص ضدبارداری ممکن است زنان را به سمت مردانی هدایت کند که بعداً دیگر آنها را نخواهند خواست
قرص ضدبارداری بارداری را شبیهسازی میکند، از تخمکگذاری جلوگیری میکند و آبشار هورمونی حاکم بر انتخاب جفت را تغییر میدهد. تحقیقات نشان میدهد زنانی که از قرص ضدبارداری استفاده میکنند شریکان کمتر مردانه و مراقبتکنندهتر را ترجیح میدهند — مردانی که در حالی که قرص وضعیت بارداری را شبیهسازی میکند جذاب به نظر میرسند. وقتی زنان برای بچهدار شدن قرص را قطع میکنند، ممکن است متوجه شوند دیگر جذب شریکی که انتخاب کردهاند نمیشوند. این میتواند روابط را دقیقاً زمانی که تعهد بیشترین اهمیت را دارد نابود کند.
تخمکگذاری یک محرک جنسی است که قرص آن را سرکوب میکند. زنان در دوره تخمکگذاری لباسهای بازتر میپوشند، فعالانهتر توجه مردان را جلب میکنند و نشانههای بویایی ساطع میکنند که ناخودآگاه باروری را به مردان سیگنال میدهد. با کند کردن این سیگنالها در تقریباً ۶۵ درصد زنان زیر ۵۰ سال، داروهای ضدبارداری هورمونی ممکن است یکی از عوامل نادیدهگرفتهشده پشت بیتفاوتی ظاهری مردان نسبت به پیگیری زنان واقعی باشد.
پورنوگرافی را قطع کنید، به باشگاه بروید و با غریبهها صحبتهای کوتاه تمرین کنید
برای مردان، نسخه نویسنده مشخص است: غذای فرآورینشده بخورید، هنرهای رزمی تمرین کنید، گواهینامه رانندگی بگیرید، آشپزی یاد بگیرید، سرگرمیهایی فراتر از بازیهای ویدیویی داشته باشید و خوددرمانی با پورنوگرافی، الکل و دوماسکرولینگ را متوقف کنید. حتی تغییرات کوچک تسلط و عزت نفس میسازند. وقتی واقعاً موفق شوید، نسبت جنسیتی بهشدت نامتوازن به نفع شماست — اما منفیبافی زنان سالم را فراری میدهد، صرفنظر از قد، ثروت یا ظاهر.
برای زنان، پذیرندگی خود را نشان دهید. به مردان جذاب در چشم نگاه کنید و آشکارا لبخند بزنید — مردان تا زمانی که استقبال حس نکنند از نزدیک شدن تردید دارند، بهویژه پس از جنبش #Mیتو. از زبان بدن عشوهگرانه استفاده کنید: موهایتان را لمس کنید، سرتان را کج کنید، با لحنی کمی بالاتر صحبت کنید. اگر فرزند میخواهید، قبل از بسته شدن پنجره بیولوژیکیتان این را اولویت قرار دهید. برای همه: گوشیها را کنار بگذارید، بیشتر گوش دهید تا حرف بزنید و به یاد داشته باشید که ارتباط رو در رو جایگزینناپذیر است.
تحلیل
کتاب «انقراض جنسی» اثر سو تلاشی جاهطلبانه است: ترکیب روانشناسی تکاملی، علوم اعصاب، علم غدد درونریز و نقد فرهنگی در یک نظریه واحد درباره افول جنسی مدرن. در حالی که کتاب «نسل مضطرب» جاناتان هایت بر آسیبهای روانی شبکههای اجتماعی تمرکز دارد و «شمارش معکوس» شانا سوان فروپاشی باروری را از طریق مواجهه شیمیایی ردیابی میکند، سو استدلال میکند که اینها نشانههای بههمپیوسته یک بحران تمدنی واحد هستند — برخورد روانشناسی جفتیابی اجدادی با محیطی اشباع از فناوری.
متمایزترین مشارکت کتاب، کاربرد بیپرده چارچوبهای تکاملی بر پدیدههایی است که گفتمان رایج آنها را صرفاً فرهنگی تلقی میکند. هایپرگامی در اینجا فقط یک اصطلاح ردپیل نیست؛ مفهومی مستند از روانشناسی تکاملی است که توضیح میدهد چرا دستاوردهای آموزشی و اقتصادی زنان، بهطور متناقض، شریکیابی را برای هر دو جنس دشوارتر میکند. پیوند دادن پورنوگرافی، همراهان هوش مصنوعی، عروسکهای جنسی، آنلیفنز و شوگردیتینگ در یک زنجیره علّی واحد — که هر کدام یک انگیزه دیگر را برای پیگیری روابط واقعی توسط مردان حذف میکنند — از نظر فکری رضایتبخش است، حتی اگر گاهی سادهسازانه باشد.
تمایل سو به آزمایش شخصی فناوریها — ساختن دوستپسرهای هوش مصنوعی، کاوش در سفارشیسازی عروسکهای جنسی، بازدید از کلینیکهای باروری، مرور بانکهای اسپرم — به کتاب کیفیتی غوطهورکننده و ژورنالیسم گانزو میبخشد که اکثر آثار آکادمیک فاقد آن هستند. صدای شخصی او، طنزآمیز و رک و گاهی خودانتقادانه، مطالب سنگین را قابلدسترس نگه میدارد.
با این حال، عدسی تکاملی محدودیتهای ذاتی دارد. گرایشهای سطح جمعیت، سرنوشت فردی را تعیین نمیکنند و کتاب گاهی از «بهطور میانگین» به «همیشه» در توصیف رفتار مردانه و زنانه لغزش میکند. فصل مربوط به عروسکهای جنسی کودک و پدوفیلی، هرچند از نظر اخلاقی ضروری و مبتنی بر اعتبار پژوهشی سو است، تغییر لحنی ایجاد میکند که ممکن است خوانندگانی را که برای تحلیل دوستیابی آمده بودند از دست بدهد.
شاید مهمترین خلأ، نبود راهحلهای ساختاری باشد. نتیجهگیری توصیههای شخصی خوبی ارائه میدهد — پورنوگرافی را قطع کنید، به باشگاه بروید، به غریبهها لبخند بزنید — اما درباره سیاستگذاری، اصلاحات نهادی یا جامعهسازی کمتر سخن میگوید. با توجه به اینکه سو مواد شیمیایی محیطی، نظامهای آموزشی و الگوریتمهای شرکتهای فناوری بزرگ را بهعنوان محرکهای کلیدی شناسایی میکند، تغییر رفتار فردی در مقایسه با مقیاس بحران توصیفشده ناچیز به نظر میرسد. تشخیص جامع است؛ نسخه صادقانه اما ناگزیر کوچکتر از اندازه است.
دیگران نیز خواندهاند
واژهنامه
هایپرگامی
ترجیح زنان به انتخاب شریک بالاتر از خودمفهومی در روانشناسی تکاملی که تمایل زنان را، به طور میانگین، به جستجوی شریک عاطفی با وضعیت اجتماعی-اقتصادی، منابع و جایگاه اجتماعی برابر یا بالاتر توصیف میکند. این تمایل ریشه در فشارهای انتخاب طبیعی اجدادی دارد، جایی که شریک دارای منابع، شانس بقای مادر و فرزند را افزایش میداد. در بافت مدرن، با پیشی گرفتن زنان از مردان در تحصیلات و اقتصاد، هایپرگامی مجموعه شرکای مرد قابل قبول را کوچکتر میکند.
رکود جنسی
کاهش گسترده فعالیت جنسیاصطلاحی که مجله آتلانتیک در سال ۲۰۱۸ ابداع کرد تا پارادوکس فرهنگی آزاد از نظر جنسی را توصیف کند که در آن جوانان به طور قابل توجهی کمتر از نسلهای قبلی رابطه جنسی دارند. این پدیده در آمریکا، اروپا و شرق آسیا مستند شده و به ویژه در میان مردان نسل هزاره و نسل زد بارزتر است، به طوری که بیفعالیتی جنسی در مردان جوان از اوایل دهه ۲۰۰۰ تقریباً دو برابر شده است.
قانون سه شش
حداقل استاندارد زنان برای شریک مرداصطلاحی فرهنگی که حداقل معیارهای برخی زنان برای شریک مرد را توصیف میکند: شش فوت قد، شش رقمی درآمد و شش اینچ آلت تناسلی (گاهی هم شکم شش تکه). سو اشاره میکند که تنها ۱۴.۵ درصد مردان آمریکایی بالای شش فوت قد دارند و فقط ۱۷ درصد درآمد شش رقمی دارند، که ترکیب این معیارها را از نظر آماری تقریباً غیرممکن میسازد. این قانون نشاندهنده استانداردهای فزاینده زنان است که توسط شبکههای اجتماعی تقویت شدهاند.
مسابقه تسلیحاتی همتکاملی
سازگاریهای متقابل جفتیابی بین دو جنسمفهومی از روانشناس تکاملی دیوید باس که چرخه بیپایان سازگاریها و ضدسازگاریهایی را توصیف میکند که مردان و زنان برای فریب دادن یکدیگر در جفتیابی به کار میبرند. مثال: مردان تعهد را جعل میکنند تا به رابطه جنسی برسند؛ زنان مهارتهای تشخیص فریب را تکامل میدهند؛ مردان سیگنالهای صداقت را اصلاح میکنند. سو استدلال میکند که شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای دوستیابی نسخه دیجیتالی از این مسابقه تسلیحاتی را با پیامدهای فزاینده ایجاد کردهاند.
رقابت درونجنسی
رقابت همجنسها برای جذب شریکمفهومی که بیان میکند مردان با مردان دیگر و زنان با زنان دیگر برای دسترسی به شرکای جنسی رقابت میکنند. این رقابت رفتارهایی مانند جراحی زیبایی، لوکسماکسینگ، هرزهخوانی و نمایش تجملی ثروت را هدایت میکند. سو استدلال میکند که بخش عمدهای از روند بهبود ظاهری کمتر با هدف تحت تأثیر قرار دادن جنس مخالف و بیشتر برای سبقت گرفتن از رقبای همجنس انجام میشود.
فابینگ
بیتوجهی به شریک به خاطر گوشیترکیبی از کلمات «فون» (تلفن) و «اسنابینگ» (بیاعتنایی) که عمل نادیده گرفتن شریک عاطفی به نفع گوشی را توصیف میکند—چک کردن اعلانها، پیام دادن یا اسکرول کردن در حین مکالمه. یک نظرسنجی در بریتانیا نشان داد فابینگ با کاهش دفعات رابطه جنسی همبستگی دارد: ۳۳ درصد از افرادی که فقط هر چند ماه یک بار رابطه جنسی داشتند فابینگ میکردند، در مقابل ۱۳ درصد از کسانی که هفتهای هفت بار یا بیشتر رابطه داشتند.
اثر کولیج
کاهش علاقه به شریک آشناتمایلی که عمدتاً در مردان مشاهده میشود، مبنی بر کاهش علاقه جنسی به شریک آشنا و افزایش آن نسبت به شرکای جدید. این اصطلاح از داستانی نقلقولی درباره رئیسجمهور کالوین کولیج گرفته شده است. در زمینه پورنوگرافی، اثر کولیج توصیف میکند که چگونه قرار گرفتن در معرض جریان بیپایانی از بازیگران جدید میتواند جذابیت شریک واقعی مرد را کاهش دهد.
لوکسماکسینگ
به حداکثر رساندن ظاهر فیزیکییک خردهفرهنگ آنلاین با غلبه مردان که بر بهینهسازی جذابیت ظاهری از طریق روشهایی از مراقبت پوست و ورزش (سافتماکسینگ) تا جراحی زیبایی و افزایش طول اندام (هاردماکسینگ) تمرکز دارد. شامل تمریناتی مانند میوینگ (وضعیت زبان برای تغییر شکل فک) و تمرین خط فک میشود. یک انجمن محبوب ردیت بیش از ۲۴۱,۰۰۰ عضو دارد. سو اشاره میکند که بسیاری از شرکتکنندگان ممکن است تمایلات اختلال بدشکلی بدن داشته باشند.
سیچوئیشنشیپ
شبهرابطه عاطفی بدون برچسبترکیبی از کلمات «سیچوئیشن» (وضعیت) و «ریلیشنشیپ» (رابطه) که شیوه ترجیحی دوستیابی نسل زد را توصیف میکند: پیامرسانی منظم، وقت گذراندن، معرفی به والدین و گاهی رابطه جنسی، اما بدون هیچ برچسب یا تعهد رسمی. در میان کاربران ۱۸ تا ۲۵ ساله تیندر، «هنوز دارم کشفش میکنم» دومین هدف رابطهای محبوب بود. سو استدلال میکند که سیچوئیشنشیپها تمام زحمت عاطفی یک رابطه را بدون هیچیک از امنیت آن فراهم میکنند.
هیکیکومری
مردان جوان ژاپنی منزوی از اجتماعپدیدهای ژاپنی شامل تقریباً یک میلیون مرد جوان که نه به مدرسه میروند، نه کار میکنند و نه قرار عاشقانه میگذارند، بلکه محصور در اتاقی در خانه والدینشان زندگی میکنند. هیکیکومری که با انزوای شدید اجتماعی قبل از سن ۳۰ سالگی مشخص میشود، معمولاً بازتابدهنده مشکلات روانی زمینهای از جمله افسردگی، اضطراب اجتماعی و اسکیزوفرنی است. سو آنها را به عنوان نشانه هشداری از آیندهای که مردان جوان غربی ممکن است به سمت آن حرکت کنند معرفی میکند.
گونینگ
خودارضایی طولانی بدون ارگاسمعمل خودارضایی برای مدتهای طولانی—گاهی ساعتها—در حین تماشای پورنوگرافی، با اجتناب عمدی از ارگاسم برای طولانی کردن حالت خلسهمانند. این نام از حالت چهره شل و هیپنوتیزمگونهای گرفته شده که همراه این عمل است. برخلاف مردانی که استفاده مشکلساز از پورنوگرافی را تشخیص میدهند، «گونرها»ی خودشناخته هیچ ناراحتی شخصی از این رفتار گزارش نمیکنند و آن را هویتی مثبت میدانند.
دانلود PDF
دانلود EPUB
.epub digital book format is ideal for reading ebooks on phones, tablets, and e-readers.