نکات کلیدی
۱. فرار سلطنتی که رقابت ایبری را شعلهور کرد
در قلب بزرگترین توافق دیپلماتیک و سیاسی پنج قرن اخیر، روابط و احساسات چند تن از افراد قدرتمند قرار داشت که با دشمنیهای متقابل، تعهدات شخصی، نزاعها، رقابتها و کینههایی چند دههای به هم پیوسته بودند.
یک سرپیچی شخصی. داستان تقسیم جهان با شاهزاده نوجوانی به نام ایزابلا کاستیل آغاز شد که در سال ۱۴۶۸ در برابر تلاشهای ناتنیاش، پادشاه انریک چهارم، برای ازدواج او با پادشاه پیر آلفونسو پنجم پرتغال ایستادگی کرد. ایزابلا بهطور مخفیانه با فردیناند، وارث جوان و خوشقیافه آراگون، ازدواج کرد؛ حرکتی که وعده اتحاد دو پادشاهی قدرتمند اسپانیا و تقویت ادعای او بر تخت کاستیل را میداد. این اقدام اراده شخصی، که از جاهطلبی و تمایل به یافتن همسری شایسته ناشی میشد، مستقیماً اقتدار انریک را به چالش کشید و نزاع تلخ خانوادگی را شعلهور ساخت.
جنگ داخلی و تثبیت قدرت. ازدواج ایزابلا جنگ داخلی کاستیل را به دنبال داشت، چرا که پادشاه انریک با حمایت آلفونسو پنجم تلاش کرد او را به نفع دخترش خوانا «لا بلترانخا» از ارث محروم کند. این درگیری در نبرد تورو در سال ۱۴۷۶ به اوج رسید که ایزابلا و فردیناند بهطور قاطعانه تهاجم پرتغالیها را شکست دادند. این پیروزی حکومت آنها را تثبیت کرد، کاستیل و آراگون را متحد ساخت و اسپانیای قدرتمند و متحدی را پایهگذاری کرد، اما در عین حال کینه عمیقی با پرتغال، بهویژه با جانشین آلفونسو، ژوآو دوم بیرحم و جاهطلب، بر جای گذاشت.
بذرهای درگیری آینده. دشمنی شخصی میان پادشاهان ایبری که ریشه در این کشمکش دودمانی داشت، تأثیر عمیقی بر رویدادهای جهانی آینده گذاشت. ژوآو دوم که از دست دادن کاستیل و خیانت بهظاهر ایزابلا و فردیناند را تحمل نکرد، مصمم شد امپراتوری دریایی پرتغال را گسترش دهد و منافع دریاییاش را حفظ کند. این رقابت که از یک فرار سلطنتی زاده شده بود، صحنه سیاسی ناپایداری ایجاد کرد که به زودی نیازمند راهحلی بینالمللی برای جلوگیری از جنگهای بیشتر شد.
۲. انحصار دریایی پرتغال با تأیید پاپ
دو بول پاپهای نیکلاس و کالیستوس، پیشزمینهای قدرتمند ایجاد کردند.
کاوشهای پیشگامانه. پرتغال، تحت رهبری افرادی مانند پرنس هنری دریانورد (که نقش تاریخیاش مورد بحث است)، از اوایل قرن پانزدهم دههها کاوش دریایی دولتی در سواحل آفریقا را آغاز کرد. با هدف یافتن طلا، بردگان و مسیر دریایی به هند، دریانوردان پرتغالی بهطور سیستماتیک آبهای ناشناخته را نقشهبرداری کردند، موانع بزرگی مانند دماغه بوجادور را پشت سر گذاشتند و مراکز تجاری پرسودی تأسیس کردند. این تلاش مستمر پرتغال را به قدرت دریایی برتر اروپا تبدیل کرد.
تأیید پاپی. برای حفاظت از سرمایهگذاریها و اکتشافات خود، پرتغال از پاپ اجازه انحصار بر این سرزمینهای جدید را درخواست و دریافت کرد. بول «رومانوس پونتیفکس» پاپ نیکلاس پنجم (۱۴۵۵) و بول پاپ کالیستوس سوم (۱۴۵۶) حقوق انحصاری پرتغال را بر تمام سرزمینهای کشفشده «از دماغههای بوجادور و نام» و «تا و از طریق تمام گینه و فراتر از آن تا هند» اعطا کردند. این فرمانها پیشزمینهای قدرتمند برای اقتدار پاپ در تخصیص سرزمینهای تازه کشفشده غیرمسیحی ایجاد کردند.
الگوی ادعاها. معاهده آلکاسوواس (۱۴۷۹) که رسماً جنگ جانشینی کاستیل را پایان داد، انحصار پرتغال بر تجارت آفریقا و تمام اکتشافات آینده جنوب جزایر قناری را تثبیت کرد. این معاهده که با بول «آترنی رجیس» پاپ سیکستوس چهارم (۱۴۸۱) تأیید شد، اقیانوس اطلس شرقی و جنوبی را به روی سایر کشورهای اروپایی بست. این چارچوب ادعاهای سرزمینی با حمایت پاپ به زودی توسط دریانورد جاهطلب جنوایی و حامیان اسپانیاییاش به چالش کشیده خواهد شد.
۳. چشمانداز جسورانه کلمبوس، فرصت اسپانیا
تا اوایل دهه ۱۴۸۰، به گفته زندگینامهای که پسرش فردیناند نوشته، کلمبوس «شروع به گمانهزنی کرد که اگر پرتغالیها میتوانند تا این حد به جنوب بروند، باید امکان سفر به سمت غرب نیز وجود داشته باشد و منطقی است که انتظار یافتن سرزمین در آن جهت را داشته باشیم.»
پیشنهاد بزرگ. کریستف کلمبوس، دریانورد و نقشهنگار جنوایی مقیم لیسبون، طرح جسورانهای برای رسیدن به هند از طریق سفر به غرب در اقیانوس اطلس ارائه داد. «شرکت هند» او بر اساس تفسیر انتخابی از جغرافیدانان باستانی مانند بطلمیوس بود که محیط زمین را بسیار کوچکتر و گستره شرقی آسیا را بزرگتر از واقعیت تصور کرده بودند، بنابراین سفر به غرب قابل تصور مینمود. کلمبوس به دنبال حمایت سلطنتی برای این طرح جسورانه و در عین حال سودآور بود.
رد پرتغال. در سال ۱۴۸۴، کلمبوس طرح خود را به پادشاه ژوآو دوم پرتغال و کمیته دریایی او، هیئت ریاضیدانان، ارائه داد. با وجود علاقه ژوآو به گسترش جهانی، هیئت طرح کلمبوس را رد کرد و محاسبات او درباره اندازه زمین را بسیار کوچک و درخواستهای شخصیاش را بیش از حد دانست. آنها توصیه کردند که پرتغال به استراتژی اثباتشده خود در کاوش سواحل آفریقا ادامه دهد؛ تصمیمی که ژوآو دوم بعدها بهویژه پس از موفقیت بارتولومئو دیاس در عبور از دماغه امید نیک در ۱۴۸۸، به شدت پشیمان شد.
حمایت اسپانیا. کلمبوس ناامید از پرتغال، در ۱۴۸۵ به اسپانیا گریخت و سرانجام با فردیناند و ایزابلا دیدار کرد. پس از سالها تأخیر به دلیل جنگ گرانادا و شک و تردیدهای اولیه کارشناسان اسپانیایی، پادشاهان سرانجام در ۱۴۹۲ موافقت کردند سفر او را تأمین مالی کنند. این تصمیم ناشی از:
- تمایل به رقابت با موفقیت دریایی پرتغال
- نیاز به درآمد جدید پس از جنگ پرهزینه گرانادا
- فرصت برای هدایت نجیبزادگان بیقرار به فتوحات خارجی
- دشمنی با ژوآو دوم و انحصار پرتغال
موفقیت کلمبوس به زودی منجر به تقابل بر سر تسلط جهانی خواهد شد.
۴. پاپ فاسدی که جهان را تقسیم کرد
شاید سرعت صدور این بیانیه [پاپ] با هدیهای از طلای اسپانیایی، بخشی از آن که توسط کلمبوس بازگردانده و به پادشاهان بارسلونا داده شده بود، تسهیل شده باشد.
صعود بورجیا. در سال ۱۴۹۲، همان سالی که کلمبوس سفر کرد، رودریگو بورجیا، کاردینال ثروتمند و سیاستمدار آراگونی، به عنوان پاپ الکساندر ششم انتخاب شد. او که به فساد، خویشاوندسالاری و زندگی پرزرق و برق مشهور بود، روابط نزدیکی با زادگاه اسپانیایی خود و فردیناند و ایزابلا داشت که از جاهطلبیهای سیاسی خانوادهاش حمایت کرده بودند. این ارتباط در منازعه بینالمللی پیش رو حیاتی بود.
بحران دیپلماتیک. پس از بازگشت پیروزمندانه کلمبوس در مارس ۱۴۹۳، پادشاه ژوآو دوم فوراً سرزمینهای تازه کشفشده را به پرتغال نسبت داد و به معاهده آلکاسوواس و بولهای پاپی استناد کرد. فردیناند و ایزابلا که مشتاق تثبیت اکتشافات خود و جلوگیری از جنگ بودند، به سرعت نمایندهای به رم فرستادند و از الکساندر ششم درخواست حکم قطعی کردند. تصمیم پاپ سرنوشت سرزمینهای وسیع ناشناخته و آینده گسترش اروپایی را تعیین میکرد.
خط مرزی. بین ماههای مه و سپتامبر ۱۴۹۳، الکساندر ششم چندین بول صادر کرد که مهمترین آن «اینتر کاتررا» (۴ مه ۱۴۹۳) بود و خط مرزی فرضی را ۱۰۰ لیگ غربی از آزور و جزایر کیپ ورد ترسیم کرد. تمام سرزمینهای کشفشده یا کشفشدنی غرب این خط به طور انحصاری به اسپانیا تعلق داشت و همه چیز شرق آن به پرتغال. این فرمان جسورانه که با تهدید تکفیر همراه بود، هدف جلوگیری از جنگ میان دو قدرت کاتولیک و مشروعیتبخشی به ادعاهای استعماری آنها را داشت، هرچند پیامدهای بلندمدت آن پیشبینی نشده بود.
۵. سفر دور دنیا ماژلان، تقسیم جهانی را به چالش کشید
«انشاءالله به زودی به دیدارتان میآیم، اگر نه از راه پرتغال، پس از راه کاستیل.»
دریانوردی تحقیرشده. فردیناند ماژلان، نجیبزاده پرتغالی و کهنهسرباز کمپینهای آسیایی پرتغال، در سال ۱۵۱۷ توسط پادشاه مانوئل اول تحقیر شد، از ارتقا محروم گردید و به طور علنی توهین شد. او که از سر غرور و تمایل به انتقام، تابعیت پرتغالی خود را ترک کرد، خدماتش را به اسپانیا پیشنهاد داد. ماژلان طرح جسورانهای ارائه کرد: یافتن تنگهای غربی از طریق قارههای آمریکا برای رسیدن به جزایر ادویه که معتقد بود طبق معاهده توردسیلاس در نیمه اسپانیایی جهان قرار داشتند.
شرطبندی اسپانیا. چارلز یکم جوان اسپانیا (که بعدها امپراتور چارلز پنجم شد)، مشتاق به چالش کشیدن انحصار سودآور ادویه پرتغال و تثبیت قدرت خود، در سال ۱۵۱۹ به سرعت پیشنهاد ماژلان را پذیرفت. با وجود فشارهای دیپلماتیک پرتغال و تهدیدهای ترور علیه ماژلان، چارلز ناوگانی متشکل از پنج کشتی در اختیار او گذاشت. هدف این سفر اثبات این بود که جزایر ادویه در محدوده مرزی اسپانیا قرار دارند و بدین ترتیب ثروت عظیمی برای اسپانیا به ارمغان آورند بدون نقض معاهدات موجود.
جهان آشکار شد. سفر دور دنیای حماسی ماژلان (۱۵۱۹-۱۵۲۲)، اگرچه به قیمت جان او در فیلیپین تمام شد، وسعت واقعی اقیانوس آرام و زمین را اثبات کرد و دیدگاه بطلمیوسی جهان را فرو ریخت. بازگشت کشتی ویکتوریا مملو از ادویه، امکانپذیری مسیر غربی را تأیید کرد، اما منازعه شدیدی بر سر حاکمیت مولوکاس برانگیخت. معاهده ساراگوسا (۱۵۲۹) این اختلاف را حل کرد، خط مرزی را به شرق منتقل کرد و ادعای اسپانیا بر جزایر ادویه را به پرتغال فروخت، تا اسپانیا بتواند بر امپراتوری نوپای آمریکایی خود تمرکز کند.
۶. امپراتوری آمریکایی اسپانیا با طلا و فتوحات تغذیه شد
«من اینجا آمدم تا ثروتمند شوم، نه اینکه مثل یک دهقان زمین را شخم بزنم.»
فتح و بهرهکشی. در حالی که ماژلان در حال دور زدن جهان بود، هرنان کورتس در سال ۱۵۱۹ از کوبا به مکزیک لشکرکشی کرد و فتح بیرحمانه امپراتوری آزتک را آغاز نمود. با ترکیبی از دیپلماسی، تهدید و تسلیحات برتر، کورتس و دیگر فاتحان مانند فرانسیسکو پیزارو در پرو، امپراتوریهای بومی وسیعی را تحت سلطه درآوردند. این دوره با:
- کمپینهای نظامی بیرحمانه
- غارت گسترده طلا و نقره
- بردگی و کار اجباری گسترده بومیان
مشخص میشود.
بیماری به عنوان سلاح. بیماریهای اروپایی مانند آبله، آنفلوآنزا و سرخک که بومیان آمریکا در برابر آنها ایمنی نداشتند، بسیار مخربتر از سلاحهای اسپانیایی بودند. این اپیدمیها جمعیت بومی را تا ۹۰٪ در برخی مناطق کاهش دادند و فاجعه جمعیتی ایجاد کردند که فتح و استعمار اسپانیا را تسهیل نمود. کمبود نیروی کار منجر به افزایش واردات بردگان آفریقایی شد.
انحصار تنظیمشده. ثروت عظیمی که از آمریکا به ویژه طلا و نقره به اسپانیا سرازیر شد، این کشور را به ثروتمندترین ملت اروپا تبدیل کرد. تاج اسپانیا در سال ۱۵۰۳ خانه قراردادها را در سویا تأسیس کرد تا تمام تجارت با دنیای جدید را به دقت کنترل کند و انحصاری سختگیرانه برقرار نماید. این سیستم، در حالی که سلطنت را ثروتمند ساخت، موجب:
- بوروکراسی و مالیاتهای سنگین
- ناکارآمدی و فساد
- وابستگی به فلزات گرانبهای آمریکایی و رکود صنعت داخلی
شد که به زودی هدف قدرتهای اروپایی دیگر قرار گرفت.
۷. اصلاحات، اقتدار پاپ و انحصارهای جهانی را تضعیف کرد
«پاپ حق نداشت جهان را تقسیم کند و پادشاهیها را به هر که میخواست بدهد یا از او بگیرد.»
چالشی برای اقتدار. در سال ۱۵۱۷، نود و پنج تز مارتین لوتر اصلاحات پروتستان را شعلهور ساخت که اقتدار روحانی و دنیوی کلیسای کاتولیک و پاپ را به چالش کشید. این تحول مذهبی وحدت اروپا را شکست و منجر به نسلها جنگهای مذهبی خونین شد. برای کشورهایی مانند انگلستان و جمهوری هلند، جدا شدن از رم به معنای عدم پایبندی به فرمانهای پاپ، از جمله تقسیم جهان توسط الکساندر ششم بود.
همسویی اقتصادی و مذهبی. تقسیم مذهبی در اروپا به تدریج با منافع اقتصادی همسو شد. اسپانیا و پرتغال کاتولیک که از معاهده توردسیلاس بهرهمند بودند، به شدت از انحصارهای جهانی تأییدشده توسط پاپ دفاع کردند. کشورهای پروتستان که از این سرزمینهای سودآور محروم بودند، توجیه الهی برای به چالش کشیدن آنها یافتند. این انگیزه قوی ایجاد کرد تا:
- اقتدار پاپ در امور دنیوی را رد کنند
- به «دزدی دریایی» علیه کشتیهای ایبری بپردازند
- به دنبال فرصتهای استعماری و تجاری خود باشند
دزدان دریایی و غارت. دریانوردان انگلیسی مانند سر جان هاوکینز و فرانسیس دریک علناً قوانین اسپانیا را نقض کردند، به تجارت غیرقانونی پرداختند و ناوگانهای گنج اسپانیا در کارائیب را غارت کردند. این «دزدان دریایی» که اغلب به طور مخفیانه توسط ملکه الیزابت اول حمایت میشدند، قهرمانان ملی شدند و ادعای اسپانیا بر سلطه انحصاری بر آمریکا را به چالش کشیدند. سفر دور دنیای دریک (۱۵۷۷-۱۵۸۰) که مشابه ماژلان بود، آسیبپذیری امپراتوری جهانی اسپانیا و کاهش قدرت خط توردسیلاس را بیشتر نشان داد.
۸. هلندیها «آزادی دریاها» را ترویج کردند
مفهومی که آنها حمایت کردند، این بود که اقیانوسها و دریاها متعلق به هیچ کشوری نیستند و برای کشتیها بدون توجه به ملیتشان باز است—چیزی که امروز کاملاً طبیعی به نظر میرسد—اما در زمان گروتیوس ایدهای رادیکال بود.
**قدرت دریایی نوظه
خلاصه نقدها
کتاب «1494» نوشتهی استیون آر. بون به بررسی پیمان توردسیلاس میپردازد؛ پیمانی که جهان را میان اسپانیا و پرتغال تقسیم کرد. نظرات دربارهی این کتاب متفاوت است و امتیاز آن در سایتهای نقد و بررسی 3.89 از 5 است. برخی منتقدان تأثیر این پیمان را فراتر از جلوگیری از جنگ چندان قوی نمیدانند و فرضیهی اصلی کتاب را ضعیف ارزیابی میکنند. با این حال، بیشتر خوانندگان از سبک نوشتاری روان و جذاب بون تمجید میکنند که شخصیتها و رویدادهای تاریخی را به شکلی زنده و ملموس به تصویر میکشد. این اثر به بررسی روابط درون خانوادههای سلطنتی، سفرهای کلمبوس و چالشهای بعدی از سوی دیگر کشورها میپردازد. خوانندگان از آشنایی با بخشهای کمتر شناختهشدهی تاریخ استقبال میکنند، هرچند برخی معتقدند روایت در فصلهای پایانی کمی پراکنده و کمرمق میشود.
دیگران نیز خواندهاند