شروع دوره آزمایشی رایگان
EnglishEnglish
EspañolSpanish
简体中文Chinese
繁體中文Chinese (Traditional)
FrançaisFrench
DeutschGerman
日本語Japanese
PortuguêsPortuguese
ItalianoItalian
한국어Korean
РусскийRussian
NederlandsDutch
العربيةArabic
PolskiPolish
हिन्दीHindi
Tiếng ViệtVietnamese
SvenskaSwedish
ΕλληνικάGreek
TürkçeTurkish
ไทยThai
ČeštinaCzech
RomânăRomanian
MagyarHungarian
УкраїнськаUkrainian
IndonesiaIndonesian
DanskDanish
SuomiFinnish
БългарскиBulgarian
עבריתHebrew
NorskNorwegian
HrvatskiCroatian
CatalàCatalan
SlovenčinaSlovak
LietuviųLithuanian
SlovenščinaSlovenian
СрпскиSerbian
EestiEstonian
LatviešuLatvian
فارسیPersian
മലയാളംMalayalam
தமிழ்Tamil
اردوUrdu
Searching...
SoBrief
دربار مه و خشم
دربار مه و خشم
Amazon Kindle Audible
۳ روز دسترسی کامل رایگان
قفل گوش دادن و امکانات بیشتر را باز کنید!
ادامه

خلاصه داستان

پیش‌درآمد

کتاب درون کابوس تکرارشونده‌ی فِیر آغاز می‌شود. او دوباره در زیرِ کوه است، در برابر تخت آمارانتا زانو زده و خنجری از جنس خاکستر، خیس از خون پری، در دست لرزانش است. او پیش‌تر یک بی‌گناه را کشته. دیگری منتظر است، سرپوشیده و زانوزده. وقتی نگهبانان سرپوش را می‌کشند، چهره‌ای که به او خیره شده، چهره‌ی خودش است — گوش‌های نوک‌تیز، چشم‌های گود افتاده، فسادی که از هر خطوط صورتش بیرون می‌تراود. بدون لحظه‌ای درنگ، خنجر را در قلب منتظر خودش فرو می‌کند. این همان رؤیایی است که هر شب او را از خواب بیدار می‌کند: قصابی که ناجی شد و حالا نمی‌تواند از بازآفرینی بهایش دست بردارد. زنی که زیرِ کوه مُرد و به‌عنوان فِی جاودانه بازآفریده شد، نمی‌تواند تشخیص دهد کابوس کجا تمام می‌شود و دنیای بیداری کجا آغاز.

عروسی که نفس کشیدن را فراموش کرد

سه ماه پس از آمارانتا، فِیر در بهار غرق می‌شود

سه ماه از زمانی گذشته که فِیر پریتیان را آزاد کرد، مُرد و توسط هفت لُرد عالی به‌عنوان فِی جاودانه بازآفریده شد. او در دربار بهار با تَملین، نامزدش، زندگی می‌کند و هر شب از کابوس‌هایی که هیچ‌کدامشان به آن‌ها اعتراف نمی‌کنند، استفراغ می‌کند. تملین اجازه نمی‌دهد از عمارت بیرون برود و بهانه‌اش تهدیدهای باقی‌مانده از هیولاهای آمارانتاست. فِیر نمی‌تواند نقاشی کند، درست غذا بخورد، و روزهایش را صرف برنامه‌ریزی عروسی‌ای می‌کند که نمی‌خواهد، در کنار یانته، کاهنه‌ی عالی حیله‌گری که لباس‌ها، برنامه و زندگی‌اش را انتخاب می‌کند. لوسین، فرستاده‌ی تملین و تنها دوست واقعی فِیر در دربار، به او هشدار می‌دهد که مقاومت نکند — که وحشت حمایتگرانه‌ی تملین بیش از آن عمیق است که بتوان به چالش کشید. روی دست چپش، خالکوبی‌ای از معامله‌ای با ریساند، لُرد عالی شب، مثل ضربان قلب دومی می‌تپد که نمی‌تواند خاموشش کند.

عروسی از هم گسسته

فِیر نمی‌تواند بله بگوید، و تاریکی پیش از نه گفتنش فرا می‌رسد

فِیر با لباس عروس هیولایی از تور که یانته انتخاب کرده، میان سیصد چهره‌ی تماشاگر به سوی تملین قدم برمی‌دارد. گلبرگ‌های سرخ رز روی مسیر سفید، خون جمع‌شده را به یاد می‌آورند. هر قدم به وحشت تبدیل می‌شود — جمعیت خیره تماشاگران شکنجه‌اش می‌شوند، باغ پرچین‌دار قفسی گریزناپذیر. ده قدمی سکو می‌ایستد. تملین دستش را دراز می‌کند؛ او نمی‌تواند بگیرد. چیزی درونش فریاد نجات سر می‌دهد و التماس از طریق پیوند معامله‌شان به ریس می‌رسد. رعد می‌غرد. شب در باغ منفجر می‌شود. ریس با کت سیاه ظاهر می‌شود، اعلام می‌کند که معامله‌اش را مطالبه می‌کند — یک هفته در دربار شب — و بازویش را دور فِیر می‌پیچد پیش از آنکه تاریکی هر دو را ببلعد. فِیر در کاخی از سنگ مهتاب بر فراز کوهی فرود می‌آید، هوای معطر یاسمن را نفس‌نفس‌زنان می‌بلعد و دمپایی ابریشمی‌اش را به سر ریس پرتاب می‌کند.

الفبا و آخرالزمان

ریس به فِیر خواندن یاد می‌دهد و در همان حال فاش می‌کند که هایبرن نقشه‌ی جنگ دارد

در کاخ کوهستانی‌اش، ریس دو وظیفه به فِیر محول می‌کند: خواندن یاد بگیرد و سپر ذهنی بسازد. او در برابر هر دو مقاومت می‌کند، اما نیاز عملی پیروز می‌شود — بی‌سوادی تقریباً زیرِ کوه جانش را گرفته بود. ریس جملات گستاخانه‌ای برایش می‌نویسد تا رمزگشایی کند، سپس نشان می‌دهد یک دایماتی — یک ذهن‌پیما — چه کارهایی می‌تواند بکند، با تسخیر افکارش تا زمانی که یاد بگیرد او را بیرون براند. بین درس‌ها، ریس او را به اتاق نقشه می‌برد و دلیل واقعی حضورش را فاش می‌کند: پادشاه هایبرن قصد دارد به پریتیان حمله کند، دیوار بین سرزمین‌های فِی و انسانی را بشکند و دنیای فانی را به بردگی بکشد. او معتقد است فِیر وقتی بازآفریده شد، تکه‌هایی از قدرت هر هفت لُرد عالی را به ارث برده — و اگر آموزش ببیند، می‌تواند سلاحی تعیین‌کننده شود.

سپری که قفس شد

جادوی تملین فِیر را در خانه حبس می‌کند در حالی که مور آن را می‌شکند

در بازگشت به دربار بهار، تنش بالا می‌گیرد. در مراسم ده‌یک — مالیات دوسالانه — فِیر جواهراتش را به یک آب‌پری گرسنه می‌دهد که توان پرداخت ندارد و تملین را به خاطر تضعیف اقتدارش خشمگین می‌کند. عصبانیت تملین اتاق کارش را ویران می‌کند؛ فِیر غریزی سپری فیزیکی از هوای سخت‌شده می‌آفریند. قدرت‌هایش غیرقابل‌کنترل بروز می‌کنند — پنجه‌ها، اثر دست‌های داغ روی چوب، لغزیدن به ذهن لوسین. تملین آموزش را ممنوع می‌کند. وقتی برای مرز غربی می‌رود، کل عمارت را در سپری نامرئی مهر و موم می‌کند. فِیر از هیچ در یا پنجره‌ای نمی‌تواند عبور کند. در وحشت سیاه فرو می‌ریزد، قدرتش در تاریکی و شعله منفجر می‌شود و حلقه‌ی نامزدی‌اش ذوب می‌شود. مور، دخترعموی ریس، می‌رسد — ریس سپر تملین را از دور شکسته — نگهبانان را بیهوش می‌کند و فِیر را به هوای آزاد می‌برد. نه امن، مور به او می‌گوید. آزاد.

شهری پنهان در نور ستاره

ریس همه چیز را فدا کرد تا ولاریس را پنهان و آزاد نگه دارد

فِیر تصمیم می‌گیرد به دربار بهار بازنگردد و از ریس می‌خواهد هر جا می‌رود او را هم ببرد. ریس او را به خانه‌ای شهری در ولاریس می‌برد — شهری پررونق از هنر، موسیقی و تجارت که آمارانتا هرگز از وجودش خبر نداشت. پنج هزار سال افسون و پنهان‌کاری آن را مخفی نگه داشته؛ هیچ بیگانه‌ای نمی‌داند واقعی است. وقتی فِیر در خیابان‌های سنگفرش‌شده‌ای قدم می‌زند که پر از چایخانه، تئاتر و رنگین‌کمان — محله‌ی پرجنب‌وجوش هنرمندان در کنار رودخانه‌ی سیدرا — است، از اینکه چنین زیبایی‌ای دوام آورده شگفت‌زده می‌شود. ریس بهایش را فاش می‌کند: به مدت پنجاه سال، ذهن هر شهروند دربار شبی را که آمارانتا اسیر کرده بود در دست گرفت و ولاریس را از یادشان پاک کرد، در حالی که باقی قدرتش شهر را از شناسایی محافظت می‌کرد. بهای حفظ آن سپر، تبدیل شدن به فاحشه‌ی آمارانتا بود.

حرامزاده‌ها و رؤیاپردازان

فِیر با حلقه‌ی درونی ریس آشنا می‌شود — طردشدگان و بازماندگان

در خانه‌ی باد، که در کوهی از سنگ سرخ بالای ولاریس تراشیده شده، فِیر با حلقه‌ی درونی ریس آشنا می‌شود. کَسیان، فرمانده‌ی ارتش ایلیریایی — حرامزاده‌ای که بدون سرپناه در اردوگاه‌های یخ‌زده‌ی کوهستانی بزرگ شده — گستاخ، گرم و مرگبار است. آزریل، رئیس جاسوسان سایه‌خوان، دست‌هایی زخمی از شکنجه‌ی دوران کودکی دارد و خود را در سایه‌های زنده می‌پوشاند. آمرن، معاون ریس، موجودی باستانی و غیرانسانی است که در کالبد فِی به دام افتاده، با چشمان نقره‌ای که حتی جاودانگان را ناآرام می‌کند. آن‌ها خود را دربار رؤیاها می‌نامند. سر شام، ریس اعلام می‌کند پادشاه هایبرن قصد دارد جوریان — جنگجوی افسانه‌ای انسانی — را با استفاده از دیگ، ظرف اسطوره‌ای آفرینش، زنده کند. برای مقابله، به کتاب نَفَس‌ها نیاز دارند. فِیر موافقت می‌کند کمک کند و کسیان پیشنهاد می‌دهد رزم را به او بیاموزد.

حقایقی که در زیرزمین مبادله شدند

استخوان‌تراش سلاح و پادزهرش را نام می‌برد

فِیر به اعماق زندان فرو می‌رود — کوه‌جزیره‌ای که مجرمان جاودانه را در خود جای داده — تا با استخوان‌تراش صحبت کند، موجودی باستانی که به شکل پسری سیاه‌مو با چشمان بیش از حد آبی ظاهر می‌شود. او خاطرات مرگ فِیر را به‌عنوان بها طلب می‌کند. فِیر سکوت پس از شکستن گردنش را توصیف می‌کند، رشته‌ای که برای بازگشت به زندگی دنبال کرد — پیوندی که درکش نکرده بود. استخوان‌تراش تأیید می‌کند دیگ در هایبرن است و فاش می‌کند کتاب نَفَس‌ها می‌تواند آن را خنثی کند. پس از جنگ باستانی به دو نیمه تقسیم شده، یک قطعه نزد لُرد عالی دربار تابستان است و دیگری نزد ملکه‌های فانی. فقط چیزی که ساخته شده — مثل فِیر — می‌تواند افسون‌های کتاب را به کار گیرد. بیرون از زندان، فِیر و ریس مأموریت را کنار هم می‌چینند: هر دو نیمه را بازیابی کنند و فِیر کلمات خنثی‌کننده را بر دیگ بخواند.

دودکش بافنده

فِیر انگشتر مادر ریس را از گنجینه‌ی هیولا بیرون می‌آورد

برای اثبات اینکه فِیر می‌تواند اشیای افسون‌شده توسط لُرد عالی را ردیابی کند، ریس او را به کلبه‌ی بافنده می‌فرستد — موجودی کور و باستانی که از بقایای انسانی نخ می‌ریسد و هنگام کار آواز می‌خواند. فِیر باید با استفاده از امضای جادویی مشترکش با ریس، شیء خاصی را پیدا و بدزدد. به داخل می‌لغزد، نامرئی از حواس بافنده تا زمانی که فقط شیء او را لمس کند: انگشتری از طلای تابیده روی قفسه‌ای شلوغ. اما لحظه‌ای که آن را در جیب می‌گذارد، بافنده تمام خروجی‌ها را قفل می‌کند. فِیر شمعی را به سمت طاقه‌های پوست بافته‌شده پرتاب می‌کند، اتاق را به آتش می‌کشد و از دودکش چرب‌اندود بالا می‌رود — در نیمه‌ی راه گیر می‌کند و آجری را به صورت بافنده می‌کوبد. آن انگشتر متعلق به مادر ریس بود، یادگاری که برای همسر آینده‌اش در نظر گرفته شده بود.

فِی در میان فانیان

فِیر از خواهرانش می‌خواهد همه چیز را برای جنگی که نمی‌بینند به خطر بیندازند

ریس، فِیر، کسیان و آزریل به سرزمین فانیان پرواز می‌کنند و در عمارت خانواده‌ی آرچرون فرود می‌آیند. اِلین، مهربان و طلایی، با دیدن گوش‌های نوک‌تیز فِیر گریه می‌کند. نِستا، با اراده‌ی آهنین و خصمانه، از آن‌ها می‌خواهد بروند. اما اِلین — که با پسر یک لُرد نامزد است و خانواده‌اش شکارچی پری‌اند — آرام حرف نستا را رد می‌کند و حساب می‌کند که بدون این اتحاد، وقتی ارتش‌ها از دیوار بگذرند هیچ عروسی‌ای اهمیت نخواهد داشت. خدمتکاران ظرف چند ساعت مرخص می‌شوند و عمارت به محل ملاقات ملکه‌های فانی تبدیل می‌شود. در حین تمرین بیرونی در نزدیکی، آتور — ستوان خزنده‌ی آمارانتا که اکنون در خدمت هایبرن است — به فِیر حمله می‌کند. ریس عمداً او را تنها گذاشته بود تا هر کسی که آن‌ها را تعقیب می‌کند بیرون بکشد. آزریل موجود را برای بازجویی اسیر می‌کند و تأیید می‌شود نیروهای هایبرن به پریتیان نفوذ کرده‌اند.

سرقت جزر و مدی و یاقوت‌های خون

فِیر کتاب را از دریا می‌دزدد و نشان مرگ دریافت می‌کند

فِیر، ریس و آمرن به دیدار تارکوین، لُرد عالی جوان تابستان، در کاخ جزیره‌ای‌اش می‌روند. فِیر با تارکوین — اصلاح‌طلبی که رؤیای برابری بین فِی عالی و پریان کوچک‌تر را دارد — دوست می‌شود، در حالی که مخفیانه قلمرواش را برای یافتن مخفیگاه کتاب جستجو می‌کند. آن را در معبدی جزر و مدی پیدا می‌کند که جز در جزر کامل زیر آب است و با قفل‌هایی محافظت می‌شود که به خون تارکوین کلید خورده‌اند. با استفاده از تکه‌ای از قدرت او و توانایی‌های دایماتی‌اش، خود را به امضای جادویی تارکوین تغییر شکل می‌دهد تا از مهرها عبور کند. او و آمرن نزدیک است در اتاق سیل‌زده غرق شوند، اما آب‌پریانی که بدهی فِیر را از ماه‌ها پیش در مراسم ده‌یک دربار بهار به یاد دارند، نجاتشان می‌دهند. پیش از سپیده‌دم فرار می‌کنند. تارکوین یاقوت‌های خون — نشان‌های رسمی مرگ — برای هر سه نفر می‌فرستد.

بالماسکه‌ی تالار تخت

فِیر نقش حیوان خانگی ریس را بازی می‌کند در حالی که آزریل گوی حقیقت را می‌دزدد

برای به دست آوردن وریتاس — گوی حقیقت‌نمای متعلق به خانواده‌ی مور — به دربار کابوس‌ها در شهر تراشیده زیر کوه می‌روند. فِیر لباس سیاه تحریک‌آمیزی می‌پوشد و روی پای ریس بر تخت می‌نشیند، نقش جایزه‌ی اغواگرش را بازی می‌کند در حالی که او پوستش را نوازش می‌کند و تحریکاتی زمزمه می‌کند که مرز بین نمایش و میل را محو می‌کنند. هر لمسی آتش واقعی از درونش عبور می‌دهد. در همین حین، آزریل بی‌سروصدا می‌لغزد تا گوی را از اتاق‌های کِیر بدزدد — کیر پدر مور و کارگزار شهر تراشیده است. وقتی کیر فِیر را فاحشه خطاب می‌کند، ریس بدون پلک زدن استخوان‌های بازویش را در چهار نقطه خُرد می‌کند. بعد از آن، ریس خاطره‌ای از تلاش یانته برای اغوای خودش را به فِیر نشان می‌دهد — و اینکه وقتی رد شد، دست‌های مردمان خودش را شکست — و تأیید می‌کند که کاهنه بسیار خطرناک‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

نخستین لبخند شب ستاره‌باران

فِیر برای نخستین بار به ریس لبخند می‌زند در حالی که ستاره‌ها فرو می‌بارند

در شب ستاره‌باران، موجودات روحانی درخشان در رودخانه‌ای از نور از آسمان بالای ولاریس مهاجرت می‌کنند. فِیر لباسی از جواهرات آبی کم‌رنگ پوشیده و با هر یک از اعضای حلقه‌ی درونی می‌رقصد پیش از آنکه جشن به هر بالکنی سرریز شود. روی تراسی خصوصی بالای شهر، یک روح سرگردان به صورت فِیر برخورد می‌کند و گرد ستاره‌ی درخشان رویش می‌پاشد؛ یکی دیگر به ریس برخورد می‌کند. آن‌ها می‌خندند — واقعاً می‌خندند — و فِیر شکل ستاره‌ای را در گرد درخشان روی کف دست ریس می‌کشد. این نخستین باری است که به او لبخند زده — و نخستین باری است که از زمان از دست دادن آن توانایی، هر چند کوچک، چیزی نقاشی کرده. او به فِیر می‌گوید بی‌نظیر است. تا سپیده‌دم با هم می‌رقصند و در سکوت پس از آن، هر آنچه دورش می‌چرخیدند غیرممکن می‌شود انکارش کرد.

قمار پنهانی شیر

ملکه‌های فانی رد می‌کنند، اما یکی مخفیانه کتاب را قاچاق می‌کند

ملکه‌های فانی دو بار از عمارت آرچرون دیدن می‌کنند. در نخستین ملاقات، التماس‌های فِیر را رد می‌کنند و سرزمینش را قابل فدا می‌دانند — بیش از حد کوچک برای دفاع. نستا از بزدلی‌شان خشمگین می‌شود؛ کسیان به او قول می‌دهد برای مردمش خواهد جنگید. در ملاقات دوم، مور از وریتاس استفاده می‌کند تا حقیقت ولاریس را در اتاق نمایش دهد — زیبایی‌اش، مردمش، صلحش. ملکه‌ها بی‌تأثیر می‌مانند. اما هنگام رفتن هیئت‌ها، فِیر جعبه‌ی سربی‌ای را زیر صندلی ملکه‌ی طلامو پیدا می‌کند. درونش نیمه‌ی دوم کتاب نَفَس‌ها قرار دارد، همراه با یادداشتی: او به صلح ایمان دارد و هشدار می‌دهد به بقیه اعتماد نکنند. ملکه‌ی ششم، می‌فهمند، صرفاً بیمار نبوده — شاید ساکتش کرده باشند. آمرن شروع به رمزگشایی هر دو نیمه می‌کند.

گرگ‌های آب، رنگین‌کمان خون

فِیر به سیدرا فرمان می‌دهد تا از ولاریس دفاع کند و آتور را می‌کشد

نیروهای هایبرن — موجودات بالدار با دستکش‌های سنگی خنثی‌کننده‌ی جادو — با قدرت دیگ، حصارهای ولاریس را می‌شکنند. جسد ملکه‌ی طلامو، با چشمان کنده‌شده، به‌عنوان هشداری از ملکه‌های خائن بر تیر چراغی آویخته شده. در حالی که کسیان و آزریل آسمان‌ها را نگه می‌دارند و آمرن کابوس‌ها را به ذهن دشمنان آن سوی رودخانه رها می‌کند، فِیر به سوی رنگین‌کمان بی‌دفاع می‌دود. پایش را بر لبه‌ی سیدرا می‌کوبد و رودخانه پاسخ می‌دهد: گرگ‌هایی از آب در خیابان‌ها می‌تازند و سربازان را غرق می‌کنند، و وقتی به آسمان فرار می‌کنند، آب روی بال‌هایشان را به یخ باستانی منجمد می‌کند تا روی سنگفرش خُرد شوند. آتور فراری را در هوا می‌گیرد، تیرهای زهرآلود خاکستری را از بال‌هایش عبور می‌دهد و سوارش می‌شود تا روی خیابان له شود.

تیرهای خاکستر و حقیقت سوریل

فِیر لُرد عالی مسمومش را نجات می‌دهد و می‌فهمد او جفتش است

در حال پرواز بر فراز دشت‌های ایلیریایی، ریس در کمین صدها تیر زهرآلود خاکستری گرفتار می‌شود که بال‌هایش را تکه‌تکه می‌کنند. سربازان هایبرن او را با زنجیرهای خنثی‌کننده‌ی جادو می‌کشند. فِیر ردّ بوی خونش را در جنگل شبانه دنبال می‌کند، از درختی به درختی جابه‌جا می‌شود با چشمان حیوانی تغییرشکل‌یافته، و او را زنجیرشده در غاری می‌یابد با پشتی شلاق‌خورده. هر اسیرکننده‌ای را می‌کشد، هفت تیر را از بال‌هایش بیرون می‌کشد و برای هوشیار نگه داشتنش برایش داستان تعریف می‌کند، و سم خون‌بِین را با خون خودش شفا می‌دهد — هدیه‌ای از دربار سپیده‌دم که نمی‌دانست دارد. روز بعد، سوریلی را به دام می‌اندازد تا درمان را تأیید کند، و موجود باستانی حقیقت کاملاً متفاوتی را فاش می‌کند: ریساند جفت اوست. او از زمان زیرِ کوه می‌دانسته. این کلمه دنیایش را منفجر می‌کند.

رنگ بر هر دیوار

فِیر دوباره نقاشی می‌کند و ریس اعتراف می‌کند از زمانی که مُرد عاشقش بوده

خشمگین از این راز، فِیر تنها به کلبه‌ای کوهستانی پناه می‌برد. در تنهایی، قوطی‌های رنگ قدیمی پیدا می‌کند و هر دیوار را می‌پوشاند: بال‌های ایلیریایی به سیاه و طلایی، موهای مور قاب پنجره، چشمان نقره‌ای آمرن بالای درگاه، گل‌ها و شعله‌ها و رنگ‌های دوستانش. هنرش بازمی‌گردد چون سرانجام چیزی دارد که ارزش به تصویر کشیدن دارد. وقتی ریس می‌رسد، همه چیز را می‌گوید — چگونه سال‌ها از طریق پیوند خوابش را دیده، در کالانمای پیدایش کرده، راز را برای محافظتش از دشمنانی که از آن سوءاستفاده می‌کردند پنهان نگه داشته. فِیر به او سوپ می‌دهد، آیین باستانی پذیرش جفت توسط زن. به او می‌گوید دوستش دارد. در میان ملحفه‌های آغشته به رنگ عشق‌ورزی می‌کنند و پیوند میانشان مثل زنجیره‌ای از نور شکست‌ناپذیر شعله‌ور می‌شود.

دیگ خواهرانش را می‌گیرد

معامله‌ی تملین و خیانت یانته، نستا و اِلین را تحویل پادشاه می‌دهد

حلقه‌ی درونی به قلعه‌ی هایبرن نفوذ می‌کند تا دیگ را خنثی کند، اما تله است. تملین در کنار پادشاه هایبرن ایستاده — او عبور از سرزمین‌های دربار بهار و بازگرداندن فِیر را در ازای کمک پادشاه معامله کرده. یانته موقعیت خواهران را فروخته. نستا و اِلین دهان‌بسته و دست‌بسته جلوی دیگ کشیده می‌شوند. پادشاه اول اِلین را مجبور می‌کند داخل شود — لرزان و به شکل فِی بیرون می‌آید، و لوسین تلوتلو می‌خورد وقتی پیوند جفتی بین آن‌ها شکل می‌گیرد. نستا با هر نگهبانی می‌جنگد، انگشت اتهامی به سوی پادشاه نشانه می‌رود پیش از آنکه به زیر آب فرو برده شود. دگرگون‌شده بیرون می‌آید — انگار چیزی را از خود دیگ بیرون کشیده. بال‌های کسیان توسط قدرت پادشاه تکه‌تکه می‌شوند. آزریل مسموم افتاده. تمام جادو قفل شده. آن‌ها به دام افتاده‌اند.

روباه وارد لانه می‌شود

فِیر نجات خودش را جعل می‌کند تا جاسوسی درون دربار بهار شود

با دوستانش شکسته و خون‌آلود، فِیر بداهه عمل می‌کند. از قدرت شکننده‌ی نفرینش استفاده می‌کند تا مخفیانه حصارهای قلعه را بشکند، سپس وانمود می‌کند از کنترل ذهنی ریس آزاد شده — گریه‌کنان، سینه‌خیز به سوی تملین، التماس نجات. از پادشاه می‌خواهد پیوندش با ریس را قطع کند. پادشاه اطاعت می‌کند — اما فقط معامله را تشخیص می‌دهد، نه پیوند جفتی پنهان زیر آن. مور خواهران را به امنیت می‌برد؛ ریس کسیان و آزریل را می‌برد. فِیر با تملین می‌رود، بازی زندگی‌اش خشم درون خونش را پنهان می‌کند. شب قبل، او و ریس کاهنه‌ای یافته بودند — فِیر به‌عنوان بانوی عالی دربار شب سوگند یاد کرد، خالکوبی شد و مخفیانه ازدواج کرد. وقتی تملین او را به عمارت پوشیده از رزش هدایت می‌کند، زمزمه‌ی عشقی را از طریق پیوند پنهان برای جفتش می‌فرستد.

پایان‌بندی

در تنها فصلی که از دیدگاه ریس روایت می‌شود، حقیقت برای حلقه‌ی درونی زخمی‌اش در ولاریس آشکار می‌شود: پیوند جفتی هرگز شکسته نشد. پادشاه فقط معامله را نابود کرد — بیش از حد سطحی بود تا آن را از اتصال عمیق‌تر تشخیص دهد. ریس فاش می‌کند که شب قبل از هایبرن، او و فِیر کاهنه‌ای یافتند و فِیر نه به‌عنوان همسر، بلکه به‌عنوان بانوی عالی دربار شب سوگند یاد کرد — برابر او در عنوان، قدرت و تاج. آمرن از او می‌خواهد برود و بیاوردش. او امتناع می‌کند. جفتش این را انتخاب کرده. او درون پایگاه دشمن است، رشته‌ی زنده‌ای که آن‌ها را به هر حرکت پادشاه و تملین متصل می‌کند. و وقتی زمانش برسد، با هم پاسخ خواهند داد.

تحلیل

رمان پرسش فریبنده‌ای ساده را واکاوی می‌کند: آزادی واقعاً برای کسی که نجات یافته چه شکلی است؟ فِیر توسط تملین از گرسنگی نجات یافت، سپس توسط هفت لُرد عالی از مرگ. اما نجات، همان‌طور که کتاب با دقت ساختاری استدلال می‌کند، رهایی نیست. عشق تملین از اسارت آمارانتا غیرقابل‌تمایز می‌شود — هر دو شامل درهای قفل‌شده، صداهای خاموش‌شده و زنی تقلیل‌یافته به نمادی از پیروزی دیگری هستند. پیشنهاد رادیکال این است که فِیر باید خودش را نجات دهد، و این خودنجاتی نه فقط فرار فیزیکی بلکه بازسازی هویت، هدف و بیان خلاقانه را می‌طلبد.

تقابل بین تملین و ریساند نه به‌عنوان مثلث عشقی بلکه به‌عنوان دو مدل رقیب قدرت عمل می‌کند. تملین از طریق سنت و غریزه‌ی حمایتگری حکومت می‌کند — پنهان‌کاری اطلاعات، ممنوعیت آموزش، و در نهایت زندانی کردن. ریساند از طریق شفافیت و حق انتخاب حکومت می‌کند و دربارش را جایی می‌سازد که حرامزاده‌ها فرماندهی ارتش‌ها را دارند و زنان رتبه‌ی برابر. ساختار دربار شب برابری‌خواهی‌ای را تجسم می‌بخشد که سلسله‌مراتب سخت بهار نمی‌تواند در خود جای دهد، و انتخاب عاشقانه را از انتخاب سیاسی جدانشدنی می‌سازد.

اختلال استرس پس از سانحه با دقت غیرمعمولی به تصویر کشیده شده: استفراغ شبانه، رتبه‌بندی اتاق‌ها بر اساس پتانسیل تنگی فضا، ناتوانی در خلق هنر. بهبود فِیر نه رمانتیک است و نه خطی — عود می‌کند، بی‌حس می‌شود، پرخاش می‌کند. لحظه‌ای که در کلبه‌ی کوهستانی قلم‌مو برمی‌دارد پیروزمندانه نیست؛ ناامیدانه و آرام است، برانگیخته از اینکه سرانجام آدم‌هایی دارد که ارزش به تصویر کشیدن دارند. رمان پیشنهاد می‌کند بهبود نه به آسایش بلکه به هدف نیاز دارد، نه به حمایت بلکه به اجتماع. براندازانه‌ترین استدلالش این است که زنی که جهان را نجات می‌دهد هنوز می‌تواند با یک در قفل‌شده از پا درآید — و صادقانه‌ترین شکل عشق، دادن کلید به دست کسی است، نه تصمیم‌گیری درباره‌ی اینکه اجازه‌ی ورود به کدام اتاق‌ها را دارد.

آخرین بروزرسانی:

Report Issue

خلاصه نقدها

4.63 از 5
میانگین ۳٬۰۰۰٬۰۰۰+ امتیاز از Goodreads و Amazon.

دربار مه و خشم به طور گسترده به عنوان پیشرفتی چشمگیر نسبت به کتاب قبلی‌اش ستایش شده است. خوانندگان از توسعه شخصیت‌ها، به‌ویژه رشد فیری و شخصیت پیچیده ریساند قدردانی می‌کنند. این کتاب مضامین تروما، بهبود و روابط سالم را کاوش می‌کند. بسیاری آن را روایتی فمینیستی با جهان‌سازی قوی و شخصیت‌های فرعی جذاب می‌دانند. در حالی که برخی از نحوه برخورد با شخصیت تاملین و محتوای صریح انتقاد می‌کنند، اکثر منتقدان عاشقانه‌اش را جذاب و طرح داستانی‌اش را گیرا یافته‌اند. در مجموع، به عنوان اثری احساسی و اعتیادآور ستایش شده که فراتر از انتظارات عمل می‌کند.

Your rating:
4.65
887 امتیاز
Want to read the full book?

شخصیت‌ها

فیری

شکارچی که به فای جاودانه تبدیل شده

فیری شکارچی انسانی سابق است که به فای جاودانه تبدیل شده و شخصیتش با تنش میان غریزه‌های بقایش و روان درهم‌شکسته‌ای که از تروما بر جای مانده تعریف می‌شود. پس از مرگ در زیر کوه، توسط قدرت هفت ارباب بزرگ بازآفریده شد و تکه‌هایی از جادوی هر دربار را با خود حمل می‌کند — ناهنجاری متحرکی که همه‌جا و هیچ‌جا متعلق است. اختلال استرس پس از سانحه‌اش به شکل کابوس، تهوع و ناتوانی ویرانگر در نقاشی بروز می‌کند — هنری که زمانی هویتش را تعریف می‌کرد. آنچه فیری را به حرکت وامی‌دارد قهرمانی نیست، بلکه نیاز مبرم به احساس زنده بودن دوباره است، به اینکه مفید باشد نه تزئینی. او هر رابطه‌ای را از این منظر می‌سنجد که آیا کوچک شدنش را می‌طلبد یا تمامیتش را جشن می‌گیرد. سیر تحول او بازپس‌گیری اراده، هدف و صدای خلاقانه از کسانی را ترسیم می‌کند که مالکانه دوستش داشتند نه آزادانه.

ریساند

ارباب بزرگ دربار شب

قدرتمندترین ارباب بزرگ در تاریخ پریتیان پشت نقابی از بی‌رحمی و شهوانیت پنهان می‌شود تا از آنچه دوست دارد محافظت کند. نیمه‌ایلیریایی، بزرگ‌شده میان دربار پدری سردش و اردوگاه‌های جنگی بی‌رحم کوهستانی، ریس از همان اوایل آموخت که آسیب‌پذیری دعوت به نابودی است. پنجاه سال تحمل بستر آمارانتا را به جان خرید تا از ولاریس و دوستانش محافظت کند، و تروما‌ی آن فداکاری به همان اندازه کابوس‌های خود فیری او را آزار می‌دهد. در پس پوزخندها و کنایه‌ها مردی نهفته که باور دارد ذاتاً دوست‌نداشتنی است — بیش از حد خطرناک، بیش از حد لکه‌دار، بیش از حد هیولاصفت برای اینکه کسی بماند. او نه از طریق سلطه بلکه از طریق چشم‌انداز رهبری می‌کند: رؤیای برابری، صلح و پریتیانی که در آن حرام‌زاده‌ها و زنان و موجودات کهن در کنار یک ارباب بزرگ به عنوان برابر بنشینند. زبان عشق او انتخاب است — او هرگز آنچه را گرامی می‌دارد در قفس نمی‌کند.

تاملین

ارباب بزرگ دربار بهار

ارباب بزرگ بهار نمونه‌ای از این است که چگونه تروما عشق را به کنترل تبدیل می‌کند. زمانی مردی پرشور و حامی بود که در برابر خانواده هیولاصفت خودش ایستاد، اما ناکامی تاملین در نجات فیری در زیر کوه چیزی اساسی در او را شکست. واکنش او به ترس، تنگ‌تر کردن است — قفل کردن درها، گماشتن نگهبان، امتناع از دادن اطلاعات، خاموش کردن مخالفت. او فیری را با شدتی دوست دارد که خفه می‌کند نه تغذیه، و نمی‌تواند تفاوت میان محافظت از او و تصاحب او را تشخیص دهد. خلق‌وخوی انفجاری‌اش — اتاق‌های درهم‌شکسته، پنجه‌هایی که از پوست بیرون می‌زنند — مردی را آشکار می‌کند که با ناتوانی خودش در جنگ است. تراژدی تاملین این است که غرایزش اشتباه نیستند (تهدیدها واقعی‌اند)، اما روش‌هایش همان کسی را نابود می‌کند که سعی در نجاتش دارد. او نمی‌تواند ببیند که امنیت بدون آزادی نوع دیگری از زندان است.

کاسیان

فرمانده ارتش ایلیریایی

حرام‌زاده ایلیریایی که به جنگجویی افسانه‌ای تبدیل شده، کاسیان ارتش‌های ریساند را با انرژی آتشفشانی و گرمای خلع‌سلاح‌کننده رهبری می‌کند. بزرگ‌شده بدون سرپناه در اردوگاه‌های یخ‌زده کوهستانی، محرومیت کودکی‌اش را به وفاداری شدید و غریزه حمایتی تبدیل کرده که شامل هر فرد آسیب‌پذیری می‌شود. گستاخی‌اش هوش عاطفی عمیقی را پنهان می‌کند — او میدان‌های نبرد و قلب‌های شکسته را با دقت یکسانی می‌خواند. پویایی پرتلاطمش با نستا حاکی از شناختی میان دو روح است که در آتش آبدیده شده‌اند.

مور

دختر عموی ریساند و سوم او

دختر عموی طلامویِ ریساند پس از آنکه خانواده‌اش به خاطر امتناع از ازدواج تحمیلی او را بی‌رحمانه آزار داد و رها کرد، از دربار کابوس‌ها گریخت. به عنوان سوم ریساند، هر دو دربار را با اعتمادبه‌نفسی بی‌پروا اداره می‌کند که زخم‌های کهنه را پنهان می‌سازد. هدیه مور حقیقت است — هم به معنای واقعی و هم عاطفی — و هر دو را به عنوان سلاح به کار می‌برد. گره حل‌نشده‌اش با آزریل و کاسیان زنی را آشکار می‌کند که هنوز در حال یادگیری این است که بقا و خوشبختی لزوماً متقابلاً ناسازگار نیستند.

آزریل

سایه‌خوان و رئیس جاسوسان

جاسوس سایه‌خوان، سکوتی مجسم است — دست‌هایی زخمی از شکنجه دوران کودکی، سایه‌های زنده‌ای که اطلاعات زمزمه می‌کنند، و چهره‌ای زیبا و سرد و ناخوانا. آزریل خود را به معیارهای سختگیرانه‌ای پایبند می‌داند، با این باور که تولد حرام‌زادگی و گذشته بی‌رحمانه‌اش او را لایق عشق نمی‌کند. ارادت خاموشش به مور، که نه با کلمات بلکه با نزدیکی هوشیارانه بیان می‌شود، منضبط‌ترین خویشتن‌داری در دربار شخصیت‌های قدرتمند است.

آمرن

موجود کهن، دوم ریساند

کهن‌تر از آنچه بتوان سنجید، آمرن چیزی غیرانسانی است که در کالبد فای به دام افتاده — موجودی از جهانی دیگر که خون می‌نوشد و جواهرات را با حرص اژدهاوار احتکار می‌کند. به عنوان دوم ریساند، نقش مشاور سیاسی، کتابخانه متحرک و گزینه هسته‌ای را ایفا می‌کند. چشمان نقره‌ای و تهدید بی‌تکلفش حتی اربابان بزرگ را به وحشت می‌اندازد. در پس ظاهر شکارچی‌گونه، هزاره‌ها تنهایی تبعید و امید مبرمی نهفته که شاید روزی متنی کهن بتواند او را به خانه بازگرداند.

لوسین

فرستاده تاملین، شاهزاده تبعیدی

فرستاده تاملین و پسر تبعیدی ارباب بزرگ دربار پاییز، لوسین میان وفاداری به اربابش و وجدانش در رفت‌وآمد است. او شاهد قتل اولین عشقش به دست خانواده خودش بود، و این زخم‌ها او را هم همدل و هم گریزان از تعارض کرده‌اند. چشم فلزی‌اش — جایگزین چشمی که بی‌رحمی پدرش از او گرفت — بیش از آنچه اعتراف می‌کند می‌بیند، و پیوندش با فیری زیر فشار وفاداری‌های ناممکن قرار دارد.

نستا

خواهر بزرگ‌تر فیری، با اراده‌ای فولادین

خواهر بزرگ‌تر فیری خشمی فشرده در قالب وقار اشرافی است — زنی که همه چیز را آنقدر شدید احساس می‌کند که دیوارهایی از یخ برای بقا ساخته. او اجازه داد فیری چهارده‌ساله برای خانواده شکار کند و این گناه را مانند زرهی نامرئی حمل می‌کند. امتناع نستا از تسلیم شدن، حتی در برابر پادشاهان جاودانه، حاکی از اراده‌ای است که می‌تواند جهان‌ها را بازسازی یا درهم بشکند. سرسختی‌اش شیفتگی کاسیان را مانند آهن به آهنربا جذب می‌کند.

ایلین

خواهر میانی مهربان فیری

خواهر میانی فیری تجسم مهربانی و زیبایی است — باغبانی نامزد پسر یک ارباب از خانواده‌ای فای‌ستیز. شجاعت آرامش در بحران آشکار می‌شود، هرچند خشونت جهان طبیعت لطیفش را تهدید به تسخیر می‌کند.

یانته

کاهنه بزرگ جاه‌طلب

جوان‌ترین کاهنه بزرگ در قرن‌های اخیر، یانته زیبایی، ایمان و زیرکی سیاسی را به عنوان ابزارهای قابل تعویض به کار می‌برد. خود را به قدرت می‌چسباند — در دربار تاملین جا خوش می‌کند، لباس‌های فیری را انتخاب و برنامه‌اش را تحت پوشش دوستی کنترل می‌کند. پشت تاج نقره‌ای و لبخندهای خیرخواهانه، در اطلاعات و نفوذ معامله می‌کند، و جاه‌طلبی‌اش هیچ مرزی میان وظیفه مقدس و پیشرفت شخصی نمی‌شناسد.

تارکوین

ارباب بزرگ جوان تابستان

ارباب بزرگ جوان تابستان دربار شکسته‌ای را به ارث برده و رؤیای بازسازی آن بدون سلسله‌مراتب کهن را دارد. با پوستی تیره، موهای سفید و چشمان فیروزه‌ای، آدریاتا را با دلسوزی واقعی و چشم‌انداز اصلاح‌طلبانه اداره می‌کند. پیشنهاد دوستی‌اش به فیری صادقانه است، و همین سرقتی را که علیه او انجام شد به زخمی دوسویه تبدیل می‌کند — و نشان‌های مرگی به بار می‌آورد که شاید هرگز بخشیده نشوند.

پادشاه هایبرن

فاتح کهن فای

پادشاه کهن فای با ظاهری معمولی و بی‌رحمی بی‌انتها، دیگ را به عنوان سلاحش به کار می‌برد و نقشه‌ای قرن‌ها طولانی برای شکستن دیوار و بازپس‌گیری جهان فانی‌ها طراحی کرده است.

جوریان

جنگجوی انسانی رستاخیزیافته

جنگجوی افسانه‌ای انسانی که پس از پانصد سال به عنوان روحی به دام افتاده و آگاه، توسط دیگ رستاخیز یافته. دیوانه‌شده از قرن‌ها آگاهی اجباری، اکنون به عنوان رابط هایبرن با ملکه‌های فانی خدمت می‌کند.

استخوان‌تراش

زندانی کهن، معامله‌گر حقیقت

موجودی کهن که در زیر جزیره‌ای کوهستانی زندانی شده و برای هر بازدیدکننده‌ای متفاوت ظاهر می‌شود. در ازای حقایقی درباره مرگ و جهان ماورا اطلاعات مبادله می‌کند و پیشگویی‌هایش را بر استخوان حک می‌کند.

تمهیدات داستانی

دیگ

سرچشمه آفرینش، سلاح جنگ

دیگ ظرف اسطوره‌ای است که تمام جادو — و شاید خود جهان — از آن زاده شده. هزاران سال پنهان بود تا اینکه پادشاه هایبرن آن را بازیافت و با استفاده از قطعات پایه‌ای غارت‌شده از معابد پریتیان بازسازی کرد. در دستان پادشاه، حصارها را درهم می‌شکند، مردگان را زنده می‌کند و فانی‌ها را به زور به فای جاودانه تبدیل می‌کند. قدرتش ورطه‌ای است که هر کسی را که لمسش کند غرق می‌سازد، و تنها کتاب نفس‌ها — در دست موجودی که خود ساخته شده — می‌تواند بالقوه در برابرش بایستد. دیگ هم به عنوان تهدید مرکزی داستان و هم ابزار ویرانگرترین دگرگونی‌هایش عمل می‌کند و پرسش رمان را تجسم می‌بخشد: آیا قدرتی که از آفرینش زاده شده، پس از آنکه برای ویرانی به کار رفت، قابل رستگاری است؟

کتاب نفس‌ها

پادزهر قدرت دیگ

این مصنوع از همان سنگ معدن ازلی دیگ ساخته شده و پس از جنگ باستانی به دو نیم تقسیم شد — نیمی به فای‌ها و نیمی به ملکه‌های فانی سپرده شد. به زبانی مقدس از جهانی دیگر نوشته شده که تنها آمرن قادر به خواندنش است، و طلسم‌هایش می‌توانند دیگ را خنثی یا کنترل کنند. نکته اینجاست: تنها چیزی ساخته‌شده (مانند فیری) می‌تواند کلماتش را بگوید و مهرهایش را بگشاید. هر نیمه صدای خاص خود را دارد — یکی سرد و حیله‌گر، دیگری آشوبناک و اغواگر — و پیوستن آن‌ها خطر آگاه کردن هر شر کهنی در هستی را دارد. جستجو برای بازیابی هر دو نیمه یک‌سوم میانی طرح داستان را هدایت می‌کند و هر اتحادی را که شخصیت‌ها می‌سازند به آزمون می‌گذارد.

پیوند جفتی

پیوند روحی ناگسستنی میان جفت‌ها

در فرهنگ فای، پیوند جفتی نادرتر و مقدس‌تر از ازدواج است — شناختی عمیق در سطح روح میان دو برابر که نمی‌توان آن را ساخت، جعل کرد یا با جادوی معمولی گسست. این پیوند امکان ارتباط عاطفی در فواصل دور را فراهم می‌کند، بوها را به عنوان نشانگر قلمرویی درهم می‌آمیزد و غرایز حفاظتی بدوی‌ای را برمی‌انگیزد که حتی مردان عاقل را ناپایدار می‌کند. این پیوند آیین‌های فرهنگی نیز دارد: پیشکش غذا از سوی زن نشانه پذیرش است، و شور اولیه اذعان آنقدر فراگیر است که جفت‌های پیوندخورده ممکن است روزها از زندگی عمومی ناپدید شوند. کارکرد روایی مرکزی‌اش هم به عنوان تحقق عاشقانه و هم دارایی راهبردی است — عمق و نامرئی بودنش زمانی حیاتی می‌شود که دشمنان باور دارند می‌توانند به سادگی آن را از هم بگسلند.

ولاریس

شهر پنهان، نماد امید

شهری پررونق از هنر، موسیقی و تجارت که مخفیانه در ساحل غربی پریتیان جای گرفته، ولاریس پنج هزار سال از طریق طلسم‌های اجدادی و فداکاری اربابان بزرگش پنهان مانده است. این شهر نماینده همه چیزی است که دربار شب واقعاً هست — نه دربار کابوس‌هایی که جهان از آن می‌ترسد، بلکه دربار رؤیاها جایی که فای‌های بزرگ و پریان کوچک‌تر در برابری نسبی زندگی می‌کنند. ریساند در دوران حکومت آمارانتا با استفاده از بخش عمده قدرت باقی‌مانده‌اش آن را از هر شناسایی محافظت کرد و بهای آن سپر را با بدنش پرداخت. آشکار کردن ولاریس به بیگانگان به عنوان نشانه حسن نیت بزرگ‌ترین قمار دیپلماتیک داستان است، و آسیب‌پذیری متعاقب شهر در برابر حمله، ریسک هر تصمیم بعدی را بالا می‌برد.

خالکوبی معامله

فریب آشکار پنهان‌کننده پیوند عمیق‌تر

خالکوبی چشم‌شکل روی دست چپ فیری در زیر کوه ایجاد شد، زمانی که او در ازای شفای ریساند، یک هفته در ماه با او معامله کرد. این خالکوبی که برای همه قابل رؤیت است، او را به عنوان وابسته به دربار شب نشان‌گذاری می‌کند و بهانه‌ای فراهم می‌آورد تا ریساند او را در جریان عروسی‌اش از دربار بهار بیرون بکشد. خالکوبی همچنین به عنوان کانال ارتباطی عمل می‌کند — احساسات و افکار گاهی از طریق پیوندی که نمایندگی می‌کند نشت می‌کنند. مهم‌تر از همه، به عنوان فریب عمل می‌کند: دشمنانی که خالکوبی را می‌بینند فرض می‌کنند تمامیت پیوند میان فیری و ریساند را نشان می‌دهد، و هرگز گمان نمی‌برند که پیوندی عمیق‌تر و دائمی — پیوند جفتی — مانند سنگ بستر زیر خاک سطحی در زیر آن پنهان است.

درباره نویسنده

سارا جی. ماس نویسنده پرفروش فانتزی است که به خاطر مجموعه‌های تخت شیشه‌ای، دربار خار و گل سرخ و شهر هلال شناخته می‌شود. کتاب‌های او به موفقیت جهانی دست یافته‌اند، میلیون‌ها نسخه فروخته شده و به ۳۸ زبان ترجمه شده‌اند. نوشته‌های ماس با جهان‌سازی پیچیده، قهرمانان زن قوی و خطوط داستانی درهم‌تنیده‌ای شناخته می‌شوند که عاشقانه را با عناصر فانتزی حماسی ترکیب می‌کنند. آثار او پایگاه طرفداران وفاداری و تحسین منتقدان را به دست آورده و او را به چهره‌ای برجسته در ادبیات فانتزی نوجوان و بزرگسال جوان تبدیل کرده است. ماس در حال حاضر با خانواده‌اش در شهر نیویورک زندگی می‌کند و به گسترش جهان ادبی‌اش با انتشارات جدید و داستان‌های جانبی از مجموعه‌های محبوبش ادامه می‌دهد.

دانلود PDF

To save this دربار مه و خشم summary for later, download the free PDF. You can print it out, or read offline at your convenience.
Download PDF

دانلود EPUB

To read this دربار مه و خشم summary on your e-reader device or app, download the free EPUB. The .epub digital book format is ideal for reading ebooks on phones, tablets, and e-readers.
Download EPUB
Want to read the full book?
Follow
گوش دادن
Now playing
دربار مه و خشم
0:00
-0:00
Now playing
دربار مه و خشم
0:00
-0:00
1x
Queue
Home
Swipe
Library
Get App
Try Full Access for 3 Days
Listen, bookmark, and more
Compare Features Free Pro
📖 Read Summaries
Read unlimited summaries. Free users get 3 per month
🎧 Listen to Summaries
Listen to unlimited summaries in 40 languages
❤️ Unlimited Bookmarks
Free users are limited to 4
📜 Unlimited History
Free users are limited to 4
📥 Unlimited Downloads
Free users are limited to 1
Risk-Free Timeline
امروز: دسترسی فوری
گوش دادن به خلاصه کامل بیش از ۲۶,۰۰۰ کتاب. بیش از ۱۲,۰۰۰ ساعت محتوای صوتی!
روز دوم: یادآوری دوره آزمایشی
به شما اطلاع می‌دهیم که دوره آزمایشی‌تان به‌زودی پایان می‌یابد.
روز سوم: شروع اشتراک شما
مبلغ اشتراک در تاریخ Jul 21,
کسر می‌شود. هر زمان قبل از آن می‌توانید لغو کنید.
Consume 2.8× More Books
2.8× more books Listening Reading
Our users love us
600,000+ readers
Trustpilot Rating
TrustPilot
4.6 Excellent
This site is a total game-changer. I've been flying through book summaries like never before. Highly, highly recommend.
— Dave G
Worth my money and time, and really well made. I've never seen this quality of summaries on other websites. Very helpful!
— Em
Highly recommended!! Fantastic service. Perfect for those that want a little more than a teaser but not all the intricate details of a full audio book.
— Greg M
Save 62%
Yearly
$119.88 $44.99/year/yr
$3.75/mo
Monthly
$9.99/mo
Start a 3-Day Free Trial
3 days free, then $44.99/year. Cancel anytime.
Unlock a world of fiction & nonfiction books
26,000+ books for the price of 2 books
Read any book in 10 minutes
Discover new books like Tinder
Request any book if it's not summarized
Read more books than anyone you know
#1 app for book lovers
Lifelike & immersive summaries
30-day money-back guarantee
Download summaries in EPUBs or PDFs
Cancel anytime in a few clicks
Scanner
Find a barcode to scan

We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel
Settings
General
Widget
Loading...
We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel