نکات کلیدی
۱. «انشیتیفیکیشن»: زوال اجتنابناپذیر پلتفرمهای دیجیتال
این مشکل فقط برای شما نیست؛ اینترنت به سرعت در حال بدتر شدن است.
یک پدیدهی جهانی. «انشیتیفیکیشن» به فرایند قابل پیشبینی و نظاممند تخریب خدمات آنلاین اشاره دارد؛ از شبکههای اجتماعی محبوب گرفته تا پلتفرمهای حیاتی تجارت الکترونیک. این زوال تصادفی نیست، بلکه فرایندی است که در آن پلتفرمها ارزش را از کاربران و کسبوکارها استخراج میکنند تا به نفع خود بهرهمند شوند. دنیای دیجیتال با دنیای فیزیکی در هم آمیخته است و این زوال اکنون بر خانهها، خودروها و محل کار ما نیز تأثیر میگذارد.
سه مرحلهی قابل پیشبینی. این فرایند در سه مرحلهی متمایز رخ میدهد: ابتدا دورهای از رشد کاربرمحور است که پلتفرمها با ارائه خدمات ارزشمند و اغلب یارانهای کاربران را جذب میکنند. پس از رسیدن به حجم بحرانی کاربران، تمرکز به سمت مشتریان تجاری تغییر میکند و ارزش از کاربران به نفع تبلیغکنندگان یا فروشندگان استخراج میشود. در نهایت، پلتفرم به سمت مشتریان تجاری خود میچرخد و تمام ارزش باقیمانده را برای سهامداران و مدیران خود میبلعد و برای دیگران «کوهی از زباله» باقی میگذارد.
مطالعات موردی فراوان. این الگو در پلتفرمهای بزرگ به وضوح دیده میشود:
- فیسبوک: ابتدا با یارانه دادن به فیدهای کاربران شروع کرد، سپس کاربران را برای تبلیغکنندگان و ناشران به کار گرفت و در نهایت هر دو را تحت فشار قرار داد تا خود را ثروتمند کند.
- آمازون: کاربران را با قیمتهای پایین و عضویت پرایم جذب کرد، سپس فروشندگان را با هزینههای اضافی و محصولات کپیشده استثمار کرد و در نهایت قیمتها را برای همه افزایش داد.
- آیفون: ابتدا تجربهای امن و کنترلشده ارائه داد، سپس با باغ دیواری خود توسعهدهندگان اپ را کنترل و کاربران را برای کسب درآمد تبلیغاتی زیر نظر گرفت.
- توییتر: با API باز آغاز کرد، اما پس از مالکیت جدید به سرعت ارزش را از کاربران و کسبوکارها گرفت که منجر به خروج گسترده تبلیغکنندگان و تجربهای افتضاح شد.
۲. فرسایش رقابت و تسلط انحصاری شرکتها
پنجاه سال پس از آن، از عینک تا حملونقل دریایی، از بطریهای شیشهای تا پردازش پرداخت، از ویتامین C تا آبجو، بیشتر صنایع اکنون تحت سلطه پنج شرکت یا کمتر در سطح جهانی هستند.
خواب طولانی ضدانحصار. دههها نظریه «استاندارد رفاه مصرفکننده» در قانون ضدانحصار که قیمت پایین را بر ساختار بازار ترجیح میداد، اجازه داد تا ادغامهای بیرویه شرکتها بدون کنترل انجام شود. این منجر به «جشن ادغامها و تملکها» شد که در آن رقبای بزرگ با هم ترکیب شدند و شرکتهای کوچکتر بلعیده شدند و صنایع به شدت متمرکز شدند. نبود انضباط رقابتی به شرکتها اجازه داد سود را بر کیفیت ترجیح دهند بدون ترس از پیامدها.
تاکتیکهای شکارچیانه. انحصارطلبان با روشهای مختلف رقابت را سرکوب کردند. آمازون، به عنوان مثال، ۲۰۰ میلیون دلار صرف کرد تا دیپرز.کام را از بازار خارج کند و پیامی واضح به رقبای بالقوه داد: یا تسلیم شوید یا نابود خواهید شد. گوگل میلیاردها دلار خرج کرد تا موتور جستجوی خود را در همه پلتفرمها پیشفرض کند و به نوآوران نشان داد که تلاش برای ساخت ابزار جستجوی بهتر بیفایده است.
خفه شدن نوآوری. نبود فشار رقابتی به شرکتهایی مانند گوگل اجازه داد درآمدزایی را بر کیفیت محصول ترجیح دهند. اسناد داخلی نشان داد گوگل عمداً نتایج جستجو را بدتر میکند تا جستجوهای بیشتری ایجاد و تبلیغات بیشتری نمایش دهد. این تغییر از برتری فنی به حداکثرسازی سود تنها زمانی ممکن شد که ترس از از دست دادن سهم بازار به رقیب برتر از بین رفت.
۳. تسخیر مقررات: وقتی قوانین به قدرت شرکتها خم میشوند
رایجترین تاکتیک برای دور زدن مقررات این است که قانون را با یک اپلیکیشن نقض کنند و سپس اصرار ورزند که قانون شکسته نشده چون جرم با اپ انجام شده است.
انحصارها نظارت را تضعیف میکنند. صنایع متمرکز با سودهای کلان و شبکههای اجرایی صمیمی، به راحتی مشکل اقدام جمعی که شرکتهای کوچکتر را محدود میکند، را پشت سر میگذارند. آنها میتوانند با هم تبانی کنند و چهرهای متحد به ناظران نشان دهند و عملاً نهادهای نظارتی را تسخیر کنند. این منجر به مقرراتزدایی برای صنعت تسخیرکننده و مقرراتگذاری بیش از حد برای رقبایش میشود.
«اگر با اپ انجام دهیم، جرم نیست.» این بازی لفظی به شرکتهای فناوری اجازه میدهد قوانین موجود را دور بزنند:
- اوبر: ادعا میکند کارفرما نیست چون کارگران را از طریق اپ هدایت میکند و از حمایتهای کارگری فرار میکند.
- ریلپیج: با اپ «پیشنهاد» اجارههای حداقلی به مالکان میدهد و عملاً قیمتگذاری را بدون مسئولیت قانونی انجام میدهد.
- آرایز: کارکنان مرکز تماس را به عنوان پیمانکار مستقل طبقهبندی میکند، آنها را مجبور به پرداخت هزینه آموزش و تجهیزات میکند و برای ترک کار جریمه میکند، همه اینها از طریق اپ مدیریت میشود.
استثمار الگوریتمی. پلتفرمهای دیجیتال با «تنظیم مداوم» قیمتها، دستمزدها و رتبهبندیها ارزش استخراج میکنند. تبعیض دستمزدی الگوریتمی اوبر، مثلاً، به رانندگان بر اساس رفتار گذشتهشان دستمزدهای متفاوت میدهد و به طور ظریف دستمزد کلی را کاهش میدهد. ابزار «گرمکننده» تیکتاک برخی سازندگان را به طور مصنوعی بالا میبرد تا آنها را جذب کند و سپس حمایت را قطع میکند و آنها را وابسته میسازد. این ابهامسازی تقریباً تشخیص یا مقابله با استثمار را برای افراد غیرممکن میکند.
۴. مرگ خودیاری: قانون مالکیت فکری کنترل کاربران را جرمانگاری میکند
وقتی شرکتهای بزرگ فناوری میگویند «اجرای کدی که خودتان انتخاب کردهاید روی کامپیوتری که به شما فروختهایم غیرممکن است»، در واقع میگویند «اجرای کد دلخواه روی آن کامپیوتر غیرقانونی است.»
جهانی بودن در برابر کنترل. کامپیوترهای مدرن «تورینگ کامل» هستند، یعنی میتوانند هر برنامهی معتبری را اجرا کنند. این انعطاف ذاتی دو لبه است: نوآوری را ممکن میسازد اما به کاربران اجازه میدهد دستگاهها را به روشهایی تغییر دهند که سازندگان دوست ندارند. برای جلوگیری از این کار، شرکتها از قانون مالکیت فکری برای محدود کردن قانونی کاربران بر اموال خود استفاده میکنند.
DMCA 1201: قانون «قفل دیجیتال». بخش ۱۲۰۱ قانون حق تکثیر هزاره دیجیتال (DMCA) عبور از «کنترلهای دسترسی» برای آثار دارای حق نشر را جرمانگاری میکند. این به سازندگان اجازه میدهد نرمافزاری (که خود یک اثر دارای حق نشر است) را در محصولاتشان جاسازی کنند و موارد زیر را غیرقانونی کنند:
- استفاده از کارتریجهای جوهر سوم شخص در چاپگرهای HP.
- تعمیر خودرو با قطعات غیرمجاز سازنده (قفل VIN، جفتسازی قطعات).
- دسترسی به امکانات تختخواب هوشمند SNOO بدون اشتراک ماهانه.
- انتقال کتابهای الکترونیکی یا صوتی خریداری شده به پلتفرم دیگر (DRM).
توهین جنایی به مدل کسبوکار. این چارچوب قانونی تغییرات کاربران را به جرایم جدی تبدیل میکند که مجازاتهای سنگین مالی و زندان دارد. شرکتهایی مانند ادوبی با استفاده از نرمافزار ابری و مالکیت فکری، شرایط را یکجانبه تغییر میدهند، مانند زمانی که برای رنگهای پنتون اشتراک خواستند یا قصد داشتند آثار مشتریان را برای آموزش هوش مصنوعی استفاده کنند. این تضمین میکند که حتی اگر محصولی متعلق به کاربر باشد، عملکرد آن تحت کنترل سازنده باقی میماند و امکان استخراج مستمر رانت فراهم میشود.
۵. افول قدرت کارگران فناوری: از حرفه به آسیبپذیری
اما امروز، پس از اخراجهای ویرانگر، خطی که روزی توسط کارگران فناوری حفظ میشد، شکسته شده است.
دو لبهی احترام حرفهای. در گذشته، کارگران فناوری به دلیل کمیابی خود قدرت زیادی داشتند و شرکتها فرهنگ «ماموریتمحور» با مزایای فراوان ایجاد کردند. این «احترام حرفهای» ساعتهای طولانی کار را انگیزه میداد و حس مالکیت ایجاد میکرد که کارگران را در برابر «انشیتیفیکیشن» محصولاتی که روح خود را در آنها گذاشته بودند مقاوم میساخت. به عنوان مثال، شعار «بد نباش» گوگل توسط مهندسانش به شدت دفاع میشد.
قیامها و امتیازات. اعتصابات اولیه گوگل و اعتراضات علیه پروژههایی مانند دراگونفلی (جستجوی سانسورشده چین) و ماون (هوش مصنوعی برای حملات پهپادی) قدرت کارگران را نشان داد. این اقدامات جمعی مدیریت را مجبور به عقبنشینی، تغییر سیاستها و استعفای مدیران، از جمله پایان داوری اجباری در پروندههای آزار جنسی کرد. این دوره نشان داد که کارگران میتوانند در برابر مصالحههای اخلاقی مقاومت کنند.
تبر فرود میآید. اما این قدرت موقتی بود. با کاهش رشد، شرکتهای فناوری خواستههای سهامداران را در اولویت قرار دادند و پس از بازخرید سهام عظیم (مثلاً بازخرید ۷۰ میلیارد دلاری گوگل) اخراجهای بیسابقهای انجام شد (۲۶۰ هزار نفر در ۲۰۲۳، ۱۰۰ هزار نفر اوایل ۲۰۲۴). این کمبود نیروی کار را از بین برد، قدرت کارگران را خرد کرد و «احترام حرفهای» را با ترس جایگزین کرد. مدیران این اخراجها را به عنوان راهی برای انضباط نیروی کار جشن گرفتند و تغییر از همکاری به کنترل مطلق را نشان دادند.
۶. تکنوفئودالیسم: پیروزی رانت بر سود مولد
نظریه تکنوفئودالیسم وارفوآکیس میگوید که پس از بحران مالی بزرگ ۲۰۰۸، فناوری از کسبوکاری عمدتاً سودمحور به کسبوکاری عمدتاً رانتمحور تبدیل شده است.
سرمایهداری در برابر فئودالیسم. اقتصاددان یانیس وارفوآکیس معتقد است شرکتهای فناوری فراتر از سرمایهداری رفتهاند، جایی که درآمد از سود (سرمایهگذاری، پرداخت به کارگران، فروش محصول) حاصل میشود، به سمت «تکنوفئودالیسم» حرکت کردهاند که درآمد از رانت (مالکیت عوامل تولید حیاتی و دریافت هزینه از دیگران برای استفاده) به دست میآید. در سرمایهداری، سود شکننده و تحت رقابت است؛ در فئودالیسم، رانتها پایدار و از جمعیت اسیر استخراج میشوند.
پلتفرمها به عنوان رانتخواران. غولهای فناوری زیرساختها و بازارهای دیجیتال حیاتی را کنترل میکنند و اجازه میدهند رانت استخراج کنند:
- آمازون: جایگاه جستجو (۳۸ میلیارد دلار در سال) و خدمات تحویل را به فروشندگان اجاره میدهد که چارهای جز پذیرش ندارند.
- اپل/گوگل: ۳۰٪ کمیسیون روی همه فروشهای اپ و خریدهای دروناپی میگیرند و از کنترل سیستمعاملهای موبایل بهره میبرند.
- اوبر: اتصال رانندگان و مسافران را کنترل میکند و رانت میگیرد حتی وقتی رانندگان در تلاش هستند.
انحصار و انحصار خرید. پلتفرمها به دنبال هر دو قدرت انحصار فروشنده و انحصار خریداری هستند. اوبر، مثلاً، میلیاردها دلار یارانه داد تا حملونقل شهری را تسخیر کند (انحصار بر مسافران) و سپس قدرت خود را برای کاهش دستمزد رانندگان به کار برد (انحصار خرید بر رانندگان). این قدرت دوگانه به آنها اجازه میدهد هر دو طرف بازار دوطرفه خود را تحت فشار قرار دهند و استخراج رانت را بر مبادله عادلانه ترجیح دهند.
۷. بازگشت ضدانحصار: احیای جهانی مقابله با غولهای شرکتی
ضدانحصار جهانی است، اما در ایالات متحده به دلیل ترکیبی از اقدامات دولتی و خصوصی به ویژه قدرتمند است.
عصر جدید ضدانحصار. پس از دههها غفلت، اجرای قوانین ضدانحصار در حال احیای جهانی است که توسط جنبش «نئو-براندیسی» هدایت میشود. این تغییر میپذیرد که بزرگی شرکتها خود تهدیدی است و منجر به افزایش تحقیقات، شکایات و مقررات جدید در سراسر جهان شده است. این جنبش پاسخی مستقیم به «انشیتیفیکیشن» گسترده اقتصاد است.
هماهنگی جهانی. اتحادیه اروپا با قانون خدمات دیجیتال (DSA) و قانون بازارهای دیجیتال (DMA) پیشگام است، جریمههای سنگین بر غولهای فناوری وضع کرده و قابلیت همکاری را اجباری کرده است. واحد بازارهای دیجیتال بریتانیا (DMU) مطالعات فنی عمیقی ارائه میدهد که اقدامات اتحادیه اروپا را پشتیبانی میکند و همکاری فرامرزی را نشان میدهد. این رویکرد جهانی به این معناست که پرونده موفق علیه یک انحصارگر فناوری در یک کشور میتواند در کشورهای دیگر نیز به کار گرفته شود و اثر دومینو ایجاد کند.
رهبری آمریکا تحت بایدن. دولت بایدن احیای مهمی در ضدانحصار آغاز کرد و مجریان تهاجمی مانند لینا خان (FTC) و جاناتان کانتر (DOJ) را منصوب کرد. تلاشهای آنها منجر به:
- جلوگیری از ادغامهای متعدد (انویدیا، لاکهید مارتین).
- پیروزی در شکایات علیه گوگل (فروشگاه اپ، بازار تبلیغات).
- دستورالعملهای جدید ادغام با تمرکز بر کار و حریم خصوصی.
- ابتکارات گسترده برای ترویج رقابت در بخشهای مختلف.
این نشان داد که اراده سیاسی حتی در برابر منافع قدرتمند شرکتی میتواند تغییرات معنادار ایجاد کند.
۸. مقررات توانمندساز: قواعد قابل اجرا برای اینترنت بهتر
قانون حق خروج منابع کمیاب نظارت را به موارد جدیتر منتقل میکند، به قربانیان سوءاستفاده آنلاین تسکین فوری میدهد (و بدین ترتیب پلتفرمها را برای شکست در حمایت از کاربران مجازات میکند) و به جوامع راهی برای غلبه بر مشکل اقدام جمعی در تصمیمگیری برای ترک پلتفرم و زمان و مکان آن میدهد.
فراتر از «اصلاح» پلتفرمها. به جای تلاش برای مجبور کردن پلتفرمها به «مهربانتر» بودن (که اغلب نیازمند نظارت و کنترل بیشتر است)، باید تمرکز بر کاهش قدرت پلتفرمها و آسانتر کردن ترک آنها باشد. مقررات مؤثر باید «قابل اجرا» باشد؛ یعنی تخلف به آسانی قابل تشخیص و توافق بر آن ساده باشد. قواعد پیچیده و مبتنی بر محتوا معمولاً به دلیل حجم زیاد تخلفات بالقوه ناکارآمدند.
راهحل «حق خروج». سیاستی بسیار قابل اجرا این است که پلتفرمهای شبکههای اجتماعی را ملزم کنند ترک بدون دردسر کاربران را تسهیل کنند.
- مثال ماستودون: کاربران میتوانند به آسانی دنبالکنندگان، دنبالشدگان و بلاکهای خود را صادر و به سرور جدید وارد کنند و شبکه اجتماعی خود را حفظ کنند.
- مزایا: هزینههای تغییر را کاهش میدهد، کاربران را قادر میسازد محیطهای سوءاستفادهآمیز را ترک کنند و پلتفرمها را برای مدیریت ضعیف مجازات میکند.
- قابلیت اجرا: ناظران فقط باید بررسی کنند که آیا پلتفرم دادههای لازم را فراهم کرده است یا خیر، بدون نیاز به بررسی پیچیده محتوا.
پایان به پایان برای خدمات. گسترش اصل «پایان به پایان» اینترنت (تحویل داده به صورت کارآمد و بدون دخالت) به خدمات، قدرت واسطهها را محدود میکند.
- ایمیل: ارائهدهندگان باید همه پیامها از فرستندگان مشترک را تحویل دهند و از دریافت هزینههای «تحویل ممتاز» جلوگیری کنند.
- شبکههای اجتماعی: فید
خلاصه نقدها
این کتاب در سال 1397 با ترجمهی هادی بهمنی توسط نشر نوین در ایران منتشر شد. کتاب عادتهای اتمی چارچوبی اثباتشده برای بهبود کیفیت زندگی ارائه میدهد. جیمز کلیر، یکی از برجستهترین متخصصان جهان در زمینهی ایجاد عادت، در این اثر استراتژیهای عملی را معرفی میکند که به شما میآموزد چگونه عادتهای خوب را در رفتار خود شکل دهید، عادتهای بد را ترک کنید و رفتارهای کوچک اما تأثیرگذاری را بیاموزید که منجر به نتایج چشمگیر میشوند. عادتهای بد بارها و بارها تکرار میشوند و زندگی ما را بهطور کامل تحت تأثیر قرار میدهند. جیمز کلیر در کتاب عادتهای اتمی با بهرهگیری از مطالعات زیستشناسی، روانشناسی و علوم اعصاب، راهنمایی بسیار قابل فهم برای حذف عادتهای بد و جایگزین کردن آنها با عادتهای خوب ارائه میدهد. در این کتاب، خوانندگان با داستانهای واقعی از دارندگان مدال طلای المپیک، هنرمندان برندهی جایزه، رهبران کسبوکار، پزشکان نجاتدهندهی زندگی و کمدینهای برجسته آشنا میشوند که از علم عادتهای کوچک برای تسلط بر کار و زندگی خود بهره میبرند.
دیگران نیز خواندهاند