شروع دوره آزمایشی رایگان
EnglishEnglish
EspañolSpanish
简体中文Chinese
繁體中文Chinese (Traditional)
FrançaisFrench
DeutschGerman
日本語Japanese
PortuguêsPortuguese
ItalianoItalian
한국어Korean
РусскийRussian
NederlandsDutch
العربيةArabic
PolskiPolish
हिन्दीHindi
Tiếng ViệtVietnamese
SvenskaSwedish
ΕλληνικάGreek
TürkçeTurkish
ไทยThai
ČeštinaCzech
RomânăRomanian
MagyarHungarian
УкраїнськаUkrainian
Bahasa IndonesiaIndonesian
DanskDanish
SuomiFinnish
БългарскиBulgarian
עבריתHebrew
NorskNorwegian
HrvatskiCroatian
CatalàCatalan
SlovenčinaSlovak
LietuviųLithuanian
SlovenščinaSlovenian
СрпскиSerbian
EestiEstonian
LatviešuLatvian
فارسیPersian
മലയാളംMalayalam
தமிழ்Tamil
اردوUrdu
Searching...
SoBrief
بی‌باک
بی‌باک

بی‌باک

اثر لورن رابرتز 2025 593 صفحه
4.04
۴۰۰٬۰۰۰+ امتیاز
گوش دادن
فراگیر
V2.0
۳ روز دسترسی کامل رایگان
قفل گوش دادن و امکانات بیشتر را باز کنید!
ادامه

خلاصه داستان

پیش‌درآمد

دو چهرهٔ ردادار در کوچه‌ای مهتابی به هم می‌رسند؛ صورت‌هایشان زیر کلاه‌های سنگین پنهان است. یکی دیگری را برای کاری بی‌نام اجیر می‌کند و کیسه‌ای پُر از سکه در دستانش می‌فشارد. کار باید واقعی به نظر برسد، باورپذیر. وقتی مرد اجیرشده می‌پرسد چرا، پاسخ از روی شانه‌ای که دور می‌شود به گوش می‌رسد: هر عمل وحشیانه‌ای از عشق زاده می‌شود. سایه می‌گریزد و همدستش را تنها می‌گذارد با سنگینی نقره و یقین آهسته‌ای که این تصمیم غرقش خواهد کرد.

حلقه به جای شمشیر

کیت قاتل پدرش را با زنجیری الماسین می‌بخشاید

پیدین در تالار تخت ایستاده، خون‌آلود و دست‌بسته، مطمئن که پادشاه جدید به خاطر فرو کردن شمشیر در سینهٔ پدرش اعدامش خواهد کرد. اما کیت آزر حلقه‌ای بر انگشتش می‌لغزاند و او را عروس خود اعلام می‌کند. این نامزدی پیدین، دربار و کای — برادر کیت و مجری — را مات و مبهوت می‌کند؛ کای از میان جمعیت با ویرانی خاموشی تماشا می‌کند. او به فرمان کیت، پیدین را در سراسر سوزان‌ها تعقیب کرده و به این سرنوشت سپرده بود، و حالا زنی که پنهانی عاشقش است به برادرش تعلق دارد. مردی را که به پیدین تف می‌اندازد هل می‌دهد، اما پیدین خودش تالار تخت را ساکت می‌کند و به دربار هشدار می‌دهد که این عادی هر نخبه‌ای را که به مردمش توهین کند نابود خواهد کرد. ملکهٔ آینده نخستین فرمانش را صادر کرده — و پادشاهی هنوز به‌سختی شروع به گوش دادن کرده است.

دروغ عادی‌ها برملا می‌شود

کیت فاش می‌کند که شفادهندگان رشوه گرفته بودند تا بیماری عادی‌ها را جعل کنند

در جلسه‌ای رسمی، کیت دهه‌ها تبلیغات دروغین را از هم می‌پاشد: بیماری‌ای که ظاهراً عادی‌ها حامل آن بودند دروغی بود که پدرش اختراع کرده و شفادهندگان رشوه‌خورده پشتیبانش بودند تا تبعید عادی‌ها را توجیه کنند. او ذخایر غذایی رو به فروپاشی ایلیا، زاغه‌نشینی‌های پرجمعیت و تجارت قطع‌شده با پادشاهی‌های همسایه را شرح می‌دهد. پذیرش دوبارهٔ عادی‌ها بقاست، نه خیرخواهی. کالوم، رهبر سابق مقاومت و ذهن‌خوانی که کیت از سیاهچال آزادش کرده بود، به پادشاه جوان کمک کرد تا حقیقت را ببیند. پدر پیدین، آدام گری — شفادهنده‌ای که رشوه را نپذیرفت — این دروغ‌ها را در دفترچه‌ای مستند کرده بود. حالا نوشته‌هایش هر آنچه کیت اعلام می‌کند را تأیید می‌کنند. دربار از خشم می‌جوشد، اما تهدید بی‌خیالانهٔ کای مبنی بر بریدن زبان هرکسی که حرف پادشاه را قطع کند، مخالفان را ساکت می‌کند. فعلاً.

بمب‌ها در کوچهٔ غارت

حمله‌ای به زاغه‌ها پیدین را وادار می‌کند تاجش را ثابت کند

پیدین کیت را متقاعد می‌کند رژهٔ جشن را تا زاغه‌هایی که زمانی خانه‌اش بودند ادامه دهد. در کوچهٔ غارت، بمب‌های دست‌ساز منفجر می‌شوند — شش انفجار که ساختمان‌ها را ویران، اجساد را پراکنده و بازار را از فریاد پر می‌کند. نُه نفر می‌میرند. پیدین برخلاف دستور کای از کالسکهٔ سلطنتی بیرون می‌پرد، پسر در حال مرگی را در آغوش می‌گیرد که چشمان عسلی‌اش یادآور آدنا هستند، و زندگی را از چشمانش رفتن می‌بیند. کای او را خون‌آلود و شکسته به عقب می‌کشد. در پی آن، ایزل سخنگوی دربار حکم پادشاهی را اعلام می‌کند: اگر پیدین می‌خواهد ملکه شود، باید خود را از طریق مجموعه‌ای جدید از آزمون‌ها ثابت کند — شجاعت، نیکوکاری و بی‌رحمی — سه ویژگی‌ای که شاه ادریک باور داشت یک حاکم را می‌سازد. پیدین علی‌رغم اعتراضات خشمگین کای می‌پذیرد، چون می‌داند شکست یعنی مرگ.

تاج نخستین ملکه

پیدین مقبره‌ای را غارت می‌کند، سه راهزن را می‌کشد و تاج را بر سر خود می‌گذارد

پیدین تنها به سوزان‌ها فرستاده می‌شود تا تاج نخستین ملکهٔ ایلیا را از مقبره‌اش در حرم ارواح بازیابد. غار به غار در تاریکی مطلق پیش می‌رود — وحشتی خفقان‌آور — تا اینکه از دریچه‌ای پوسیده به درون اتاق دفن سقوط می‌کند. با خنجر درِ تابوت را باز می‌کند، تاج را از استخوان‌های فروپاشیده برمی‌دارد و به سطح بازمی‌گردد، جایی که سه راهزن راه فرارش را بسته‌اند. اولی را با خنجر می‌زند، تاج را بر جمجمهٔ دومی می‌کوبد و تیغه‌اش را در سینهٔ سومی پرتاب می‌کند. کوفته و خون‌آلود، پیش از نیمه‌شب وارد تالار تخت می‌شود و تاج گل‌آلود را بر سر خود فشار می‌دهد. دربار مات و مبهوت به عادی‌ای خیره می‌شود که از مقبرهٔ ملکهٔ مرده با جایزه‌اش بازگشته است.

لحظه‌های دزدیده‌شده زیر بید

کای و پیدین عشقشان را بالای مزار خواهرش پنهان می‌کنند

میان فشارهای تظاهر، کای پیدین را تا درخت بیدی در باغ‌ها می‌برد — جایی که خواهر مرحومش آوا دفن شده — و او را روی پتویی میان ریشه‌ها می‌خواباند. زیر شاخه‌های آویزان، جنگ شست بازی می‌کنند و اعتراف‌ها رد و بدل می‌کنند؛ صمیمیتشان از چشم قلعهٔ بالا پنهان است. اگر کیت حقیقت را کشف کند، اتحاد شکننده فرو می‌ریزد. کای یادداشت‌های عاشقانه زیر در پیدین می‌لغزاند؛ او هم با نوشته‌هایش پاسخ می‌دهد. وقتی کابوس‌ها پیدین را به جیغ وامی‌دارند، در اتاقش را با لگد باز می‌کند، در طوفان نان شیرینی چسبناکی برایش می‌آورد، پیش از هر آزمون خنجر نقره‌ای پدرش را به او بازمی‌گرداند. هر لمس دزدانه بهایی دارد، اما هیچ‌کدام نمی‌توانند دست از دیگری بردارند. پیدین آرام‌آرام دوستی‌اش با کیت را از طریق شام‌های مشترک ترمیم می‌کند — پیوندی موازی که حسادت خاموش کای را عمیق‌تر می‌کند.

شورش بر عرشهٔ رکونینگ

سه ملوان کای را بیهوش می‌کنند و سعی می‌کنند ملکه‌اش را غرق کنند

برای آزمون نیکوکاری، پیدین باید از دریای خطرناک شالوز به ایزرام برود تا تجارت را بگشاید. کای اصرار دارد به عنوان محافظش همراهی کند. دو روز پس از آغاز سفر طوفانی بر کشتی‌ای به نام رکونینگ، سه خدمهٔ کشتی کای را با گرد خواب‌آور بیهوش می‌کنند، سپس تصویر توهم‌ساز پیدین را کنارش می‌تابانند تا متوجه غیبتش نشود. دست و دهانش را می‌بندند، تا نرده‌ها می‌کشانندش و سعی می‌کنند از کشتی پرتابش کنند. کای با احساس خطر بیدار می‌شود و دو نفر را می‌کشد. سومی پیدین را از لبهٔ کشتی پرت می‌کند. کای با قدرت تله‌ای قرضی او را در میانهٔ سقوط می‌گیرد، ذهنش را تا نقطهٔ شکست تحت فشار می‌گذارد و از درزهای در حال پاره شدن جلیقهٔ زیتونی آدنا — آخرین یادگار دوست مرده‌اش — او را به عرشه بازمی‌کشد.

گل‌های رز برای ملکهٔ ساحلی

پیدین مرزهای ایزرام را می‌گشاید، بی‌خبر از آنچه گل‌ها حمل می‌کنند

پیدین به قلعهٔ مرواریدی ایزرام می‌رسد و با ملکه زایلا رو‌به‌رو می‌شود؛ حاکمی تیززبان که بر تختی از استخوان نشسته. زایلا نسبت به حسن‌نیت ناگهانی ایلیا شکاک است اما جسارت پیدین توجهش را جلب می‌کند. وقتی پیدین اصرار می‌کند که از جانب خودش سخن می‌گوید — نه هیچ پادشاهی — ملکه تسلیم می‌شود و موافقت می‌کند تجارت را بپذیرد، تا حدی از رضایت دیدن ایلیای مغرور در حال تحقیر. پیدین صندوقی از گل‌های رز — که به خاطر خواص شفابخششان ارزشمندند — به عنوان هدیهٔ صلح از طرف کیت تقدیم می‌کند. در صبحانه‌ای خصوصی، زایلا کای را در حال بیرون آمدن از تخت پیدین می‌بیند و هشدار می‌دهد که عشق و وظیفه هرگز در کنار هم نمی‌مانند. آزمون نیکوکاری تمام شده — عادی ملکهٔ خارجی را مجذوب اتحاد کرده است. اما بی‌آنکه پیدین بداند، گل‌هایی که تحویل داده آغشته به چیزی بسیار بدتر از خار شده‌اند.

نیزه در چشم هیولای دریا

پیدین نیزه‌ای در چشم هیولای دریایی فرو می‌کند

در سفر بازگشت، موجود عظیم مارماهی‌مانندی — که بر اثر طاعون باستانی جهش یافته — بدنش را دور کشتی می‌پیچد. قدرت‌های نخبگان بی‌اثر از پوست زره‌ای‌اش بازمی‌گردند. کای با ضربهٔ دم خاردار موجود از عرشه پرت و به دریا سقوط می‌کند و به‌سختی با طناب و قدرت تله‌ای قرضی خود را بالا می‌کشد. پیدین از رفتن به زیر عرشه سر باز می‌زند. موجود را هنگام حمله زیر نظر می‌گیرد، چشم آسیب‌پذیرش را شناسایی می‌کند و نیزه‌ای مستقیم در آن فرو می‌کند. هیولا فریاد می‌زند و به اعماق عقب‌نشینی می‌کند. بازماندگان خدمه — که نیمی‌شان از دست رفته‌اند — نام نجات‌دهندهٔ نقره‌ای را هلهله می‌کنند. رکونینگ آسیب‌دیده لنگان‌لنگان به بندر ایلیا می‌رسد، جایی که کیت در اسکله منتظر است. دست پیدین را می‌گیرد و می‌گوید انگار برای این کار زاده شده‌ای.

آتش قاتل آدنا را می‌بلعد

پیدین بلر را به میان شعله‌ها می‌راند اما آرامش نمی‌یابد

پیدین از زمانی که بلر — نخبهٔ تله‌ای — شاخه‌ای را در آزمون‌های تصفیه از سینهٔ آدنا عبور داد، خواهان مرگش بوده. وقتی سرانجام در اتاق بلر رو‌در‌رو می‌شوند، شمع‌ها واژگون شده و فضا در آتش غرق می‌شود. بی‌حسی‌ای بر پیدین چیره می‌شود. بلر را به کف سوزان می‌چسباند و صورت زخمی‌اش را در آتش فرو می‌برد و نگه می‌دارد؛ پوست ذوب می‌شود و فریادها دود را پر می‌کنند. لنی، نگهبان امپراتوری که مراقب بلر بود، پیدین را بیرون می‌کشد پیش از آنکه دود ریه‌هایش را ببلعد. بلر مرده است. اما حفرهٔ خالی در قلب پیدین دقیقاً همان‌طور باقی مانده که روز مرگ آدنا در آغوشش بود. انتقام، چنان‌که درمی‌یابد، آنچه از دست رفته را بازنمی‌گرداند. در همین حال، به دژ قدیمی‌اش در کوچهٔ غارت سر می‌زند و مک را می‌بیند — دوست‌پسر مخفی آدنا — که جلیقهٔ جفتی را به تن دارد که آدنا برایش دوخته بود.

بی‌رحمانه‌ترین آزمون گود

پیدین باید مجری را بکشد تا بی‌رحمی‌اش را ثابت کند

بدون هشدار، پیدین را به میدان گود می‌برند — همان گودالی که آدنا در آن مرد — برای آزمون نهایی‌اش: نبردی تا مرگ. حریفش ظاهر می‌شود و به نظر کای است. جنگجو بین توانایی‌های نخبگان جابه‌جا می‌شود — پوست سنگی، آتش، پیچک‌های خفه‌کننده، شبیه‌سازها، انفجارها — و پیدین را با دقتی ویرانگر در سراسر شن‌ها می‌راند. او تنها با مشاهده و ناامیدی مقابله می‌کند و بین قدرت‌های قرضی که استخوان می‌شکنند و گوشت می‌درند ضربه می‌زند. شن زیر پایش منفجر می‌شود و نزدیک است زنده‌به‌گورش کند. خود را بیرون می‌کشد، اما در هوا به سمت شمشیری در انتظار کشیده می‌شود. میدان برای مرگش غرش می‌کند و کسی که تیغه را در دست دارد چهرهٔ محبوب‌ترین کسش را دارد. سرنوشتش را می‌پذیرد — به او می‌گوید خنجر را در سینه‌اش فرو کند.

خنجر در سینه‌اش

او خود تیغه را می‌پذیرد و پیدین عشقش را خیلی دیر فریاد می‌زند

به جای کشتن پیدین، جنگجو دست‌های او را دور خنجر می‌پیچد و آن را در سینهٔ خودش فرو می‌کند. پیدین التماس می‌کند خودش را شفا دهد، اما تیغه تا دسته فرو رفته. خون در شن جمع می‌شود و چشمانش به سوی آسمان می‌رود. چیزی زمزمه می‌کند که پیدین برای شنیدنش تقلا می‌کند. جیغ‌زنان و هق‌هق‌کنان، پیدین دست‌هایش را روی زخم فشار می‌دهد و سرانجام سه کلمه‌ای را اعتراف می‌کند که همیشه از ترس اینکه او را از دستش بگیرند نگفته بود. اما نگاهش دیگر خالی شده. او را بیهوش می‌کنند و از گودال بیرون می‌برند. وقتی یک روز کامل بعد در اتاقش بیدار می‌شود، پوشیده از خون خشکیده است و با یقین لرزان که کای مرده. سکوت الی تأیید می‌کند که آنچه در میدان رخ داد واقعی بود — نه کابوس.

کای در اتاقش را با لگد باز می‌کند

مجری واقعی بیهوش شده بود در حالی که غریبه‌ای چهره‌اش را به عاریت گرفته بود

در اتاقش قفل شده و در اندوه خفه می‌شود، پیدین صدای آشنایی را می‌شنود که در راهرو می‌غرد. در از لولا کنده می‌شود. کای در چارچوب ایستاده — زنده، سالم، خشمگین. شب قبل از آزمون بیهوشش کرده و به دستور کیت زندانی‌اش کرده بودند. یک توهم‌ساز تصویر کای را بر چهرهٔ جادوگر دیگری انداخته بود تا میدان باور کند مجری می‌جنگد. به سیاهچال‌ها می‌روند و جسد جنگجوی مرده را پیدا می‌کنند. پیدین مک را می‌شناسد — دوست‌پسر آدنا که تنها چند هفته پیش در دژ دیده بودش. روی جلیقه‌اش کلماتی دوخته شده که سعی داشت هنگام مرگ در شن‌ها زمزمه کند. پیدین آرام چشمانش را می‌بندد، خداحافظی‌اش را زمزمه می‌کند و او را رها می‌کند تا آدنا را در آسمان بیابد.

عروسی‌ای که نمی‌تواند از آن بگریزد

کای یک ضربان قلب دیر به درها می‌رسد

پیدین در راهروی گل‌رز‌آرا قدم می‌زند، کالوم بازویش را گرفته، و دو کلمه‌ای را می‌گوید که سرنوشتش را مهر می‌زند. تاج بر سرش گذاشته می‌شود. کیت او را می‌بوسد — نرم و نهایی، مثل آخرین نفس یک عذرخواهی. پوستش زیر تاج طلایی رنگ‌پریده و دست‌هایش ناآرام است. وقتی از تالار تخت بیرون می‌روند، پیدین کای را در آستانهٔ در می‌بیند، سینه‌اش بالا و پایین می‌رود، از کنار قضاوت خودش دویده. چشمانش از ناباوری سوسو می‌زند — آمده بود جلویش را بگیرد و دیر رسیده بود. نگاه‌هایشان تلاقی می‌کند و نگاهی که به او می‌اندازد رهایی آهستهٔ کسی است که دارد دل می‌کند. مراسم دومی در کوچهٔ غارت برگزار می‌شود، جایی که مردم زاغه‌ها در برابر ملکهٔ عادی‌شان زانو می‌زنند. پادشاهی تعظیم می‌کند، اما قلب پیدین پشت تاج تکه‌تکه می‌شود.

گل رز در جعبهٔ جواهرات

نامه‌های عاشقانهٔ ملکهٔ مرده نسب واقعی پیدین را فاش می‌کنند

در روز عروسی‌اش، پیدین جعبهٔ جواهرات ملکه آیریس را باز می‌کند — هدیه‌ای از کیت — و گل رز خشکیده، یادداشت‌های عاشقانهٔ مخفی و عکسی پیدا می‌کند. دست‌خط حلقه‌ای با دست‌خط کالوم مطابقت دارد. چهره در عکس چشمان آبی، بینی کک‌مکی، موهای بلوند دارد — و شباهتی که نفس پیدین را می‌گیرد. او دست‌خط را با کتاب‌های کودکانه‌ای که کالوم به او داده و طومارهای آزمون تصفیه‌ای که زمانی حفظ کرده بود مقایسه می‌کند. هر خطی مطابقت دارد. ملکه آیریس عاشق مخفی‌ای داشت: کالوم، ذهن‌خوان خود پادشاه. پیدین دختر نامشروع آن‌هاست — هرگز فرزند خونی آدام گری نبوده، بلکه شاهدختی فراموش‌شده که عادی به دنیا آمده و بر آستانهٔ دری رها شده تا در پادشاهی‌ای زنده بماند که باید میراثش می‌بود. جعبهٔ جواهرات کپسول زمانی عشقی ممنوع است که در نسل‌ها منفجر می‌شود.

پدر، جاسوس، مرگبار

کالوم سلاح پادشاه و والد رهاشدهٔ پیدین بود

پیدین در اتاقش با کالوم رو‌در‌رو می‌شود. او همه‌چیز را تأیید می‌کند: عاشق آیریس بوده، پدر پیدین است و نتوانسته نوزاد عادی‌ای را که پادشاهش فرمان مرگش را داده بکشد. پس او را بر آستانهٔ در آدام گری رها کرده و از دور تماشا کرده — اما از او متنفر بوده، عادی‌ای که از دو نخبهٔ قدرتمند زاده شده و مسئول مرگ زنی بوده که عاشقش بود. تمام مدت ذهن‌خوان ادریک بوده و اطلاعات مقاومتی را که وانمود می‌کرد رهبری می‌کند به پادشاه می‌رسانده. پیدین توانایی خودش را علیه او برمی‌گرداند و ذهنش را با طعنه‌هایی دربارهٔ بزرگ‌ترین شکستش پر می‌کند تا خونسردی‌اش فرو بریزد و چشمانش بسته شود. ضربه می‌زند و با دستهٔ خنجرش بیهوشش می‌کند. به سوی کیت می‌دود — و پادشاه شمشیر تشریفاتی‌اش را بر پله‌های قلعه از سینهٔ کالوم عبور می‌دهد.

طاعون هرگز طبیعی نبود

کیت خود و ایزرام را مسموم کرد تا امپراتوری‌ای از نخبگان بسازد

یک قرن پیش، دانشمندان ایلیا طاعون را برای تقویت ارتش‌هایشان ساختند، اما غیرقابل‌مهار گسترش یافت — بسیاری را کشت، بازماندگان را نیرومند کرد و عادی‌ها را به عنوان شکست‌خوردگانش بر جای گذاشت. این راز از پادشاهی به پادشاه دیگر منتقل شد. کیت آن را در نامهٔ پدرش یافت و چیزی دید که ادریک هرگز تصور نکرده بود: هر پادشاهی‌ای می‌تواند پر از نخبگان شود، همه وفادار به تاجی که آن‌ها را ساخته. دانشمندان را مجبور کرد ویروس را بازسازی کنند، خودش یک دوز مصرف کرد و گل‌هایی را که پیدین به ایزرام برد آلوده کرد. ذهنش از آن زمان رو به زوال رفته — رگ‌های تیره از شقیقه‌هایش بالا می‌خزند، خون سرفه‌هایش را لکه‌دار می‌کند. در همین حال، کای از مادر در حال مرگش کشف می‌کند که ادریک هرگز پدر بیولوژیکی‌اش نبوده؛ پادشاه صرفاً قدرت جادوگری خارق‌العاده‌اش را مصادره کرده بود. حالا کیت پیدین را تهدیدی برای تختش اعلام می‌کند و شمشیرش را می‌کشد.

کیت فراموش می‌کند جاخالی بدهد

تمرین شمشیربازی تکراری با سیخ آتش در سینهٔ پادشاه پایان می‌یابد

کیت با تیغه به پیدین حمله می‌کند. کای سیخ آتش را از بخاری می‌قاپد و ضربه را مهار می‌کند. برادرها در تمرین شمشیربازی دوران کودکی‌شان فرو می‌افتند — رقصی از حافظهٔ عضلانی، دقیق و دردناک‌آشنا. برای لحظه‌ای معلق، شبیه صلح است: بین سلاح‌های ضربدری به هم لبخند می‌زنند. سپس کای سیخ را در توالی‌ای به جلو می‌راند که کیت قرار بود از کنارش بگریزد. اما طاعون بیش از حد در رفلکس‌هایش نفوذ کرده. حرکت را فراموش می‌کند. آهن سینه‌اش را می‌شکافد. کای او را در حال فرو افتادن می‌گیرد و فریادزنان شفادهنده‌ای را صدا می‌زند که بسیار دور است تا به آنچه طاعون از پیش ادعا کرده برسد. کیت حلقهٔ عروسی‌اش را در کف خونین کای فشار می‌دهد و آخرین آرزویش را زمزمه می‌کند: به جای من همدیگر را دوست بدارید.

زیر بید، تا ابد

کای با حلقهٔ برادرش آنجا که خواهرش آرمیده خواستگاری می‌کند

کای قبر کیت را کنار آوا زیر درخت بید می‌کند، پیدین در کنارش بیل می‌زند. روزها اندوه تهی‌اش می‌کند — اما پیدین هر سکوت را با بهبودهای کوچک پر می‌کند: خون را از پوستش می‌شوید، برایش می‌خواند، در آشپزخانه با جکس، اندی و آشپزی که بزرگشان کرده می‌نشیند. وقتی دربار تاج نقره‌ای بر موهای تیره‌اش می‌گذارد، کای اعلام می‌کند مرزهای ایلیا باز خواهند ماند و کیت به عنوان بزرگ‌ترین پادشاهش به یاد آورده خواهد شد. زیر بید، در باران سیل‌آسا، زانو می‌زند و حلقهٔ طلایی برادرش را پیش می‌گیرد. پیدین بله می‌گوید — نه به عنوان قربانی، بلکه به عنوان نتیجهٔ اجتناب‌ناپذیری که حقشان بوده. آنجا میان شاخه‌های آویزان ازدواج می‌کنند در حالی که رعد بالای سرشان کف می‌زند. تاجی از گل‌های رز دست‌بافت جای الماس را می‌گیرد.

پایان‌بندی

پنج سال بعد، کای و پیدین با دخترشان کیت — به نام عمویی که مادرش حلقه‌اش را به انگشت دارد — به تاندو سفر می‌کنند. دختر کوچک موهای خاکستری خاکستری و چشمان آبی کم‌رنگ دارد، ترکیبی درهم از والدینش. پیدین بلر را آن سوی خیابان بازار می‌بیند، زخمی اما زنده، و با سری آرام رهایش می‌کند. در پایان واقعی داستان، کیت در خلأیی آرمیده که قرار بود آرامش باشد، و دو نور ملایم که نمی‌شناسدشان به دیدارش می‌آیند. قول می‌دهند تا وقتی دوباره برادرش را ببیند همراهش بمانند. او دیگر تنها نیست.

تحلیل

بی‌باک سلاح‌سازی از عشق را به چالش می‌کشد — اینکه چگونه فداکاری وقتی از فیلتر تروما و نیاز ناآگاهانه عبور می‌کند به کنترل تبدیل می‌شود. هر شخصیت اصلی از سر عشق عمل می‌کند، اما نتایج از فداکاری قهرمانانه تا نسل‌کشی متغیر است. کیت آن‌قدر برادرش را دوست دارد که هرکسی این پیوند را رقیق کند تهدیدی وجودی می‌شود. ادریک آن‌قدر عمیقاً عاشق آیریس بود که مرگش سه دهه آزار قومی را رقم زد. کالوم آن‌قدر آیریس را دوست داشت که به پادشاهش خیانت کرد، سپس هجده سال از دختری که از مرگ مادرش جان سالم به در برده متنفر بود. رمان استدلال می‌کند که عشق بدون خودآگاهی از استبداد تمایزناپذیر می‌شود.

کتاب نظام قدرت خود را با دقتی غیرمعمول از هم می‌پاشد. توانایی روان‌شناختی پیدین — که کاملاً از مشاهده و استنتاج ساخته شده — در سراسر داستان به‌طور مداوم از قدرت‌های واقعی نخبگان پیشی می‌گیرد. افشای اینکه طاعون آزمایش نظامی ناموفقی بوده، نه هدیه‌ای الهی، معماری اخلاقی سلسله‌مراتب طبقاتی ایلیا را ویران می‌کند. توانایی‌های نخبگان تصادفات شیمیایی‌اند، نه نشانه‌های شایستگی. عادی شکست بیولوژیکی نیست بلکه تنها حالت دست‌نخوردهٔ انسانی است. ناتوانی پیدین صادقانه‌ترین اعتبارنامه‌اش برای رهبری می‌شود.

سیر شخصیت کیت دقیق‌ترین دستاورد روان‌شناختی رمان است. بزرگ‌شده با تأیید مشروط پدری که عشق را با سودمندی یکسان می‌دانست، مدلی معامله‌ای از روابط انسانی می‌سازد که روایت با همدلی واقعی با آن برخورد می‌کند. نقشه‌اش برای گسترش طاعون سیاست‌ورزی عقلانی نیست بلکه آسیب‌شناسی عاطفی است — پسر پدر مرده‌ای که تلاش می‌کند عشق پس از مرگ را از طریق اعمال کنترلی هرچه بزرگ‌تر به دست آورد. طاعونی که تزریق می‌کند به معنای واقعی کلمه ذهنش را می‌بلعد و فروپاشی درونی‌ای را که از کودکی آغاز شده بود بیرونی می‌سازد. آخرین عملش — ناتوانی در جاخالی دادن از ضربه‌ای که هزاران بار از آن گریخته — سنگینی تسلیم ناخودآگاه را حمل می‌کند.

نقش‌مایهٔ تظاهر تمام روابط را اشباع می‌کند: پیدین تظاهر به نخبه بودن، کای تظاهر به عاشق نبودن، کیت تظاهر به ثبات و کالوم تظاهر به متحد بودن. آزادی تنها زمانی فرا می‌رسد که هر نقابی سرانجام کنار گذاشته شود — زیر درخت بیدی، در باران، با چیزی جز کلمات صادقانه میان دو نفری که حق یکدیگر را به دست آورده‌اند.

آخرین بروزرسانی:

Report Issue

خلاصه نقدها

4.04 از 5
میانگین ۴۰۰٬۰۰۰+ امتیاز از Goodreads و Amazon.

خوانندگان مشتاقانه منتظر بی‌باک، سومین کتاب سه‌گانه‌ی بی‌قدرت لورن رابرتز هستند. رونمایی از جلد کتاب هیجان زیادی ایجاد کرد و بسیاری زیبایی آن را ستودند. طرفداران امیدوارند کای و پیدین پایان خوشی داشته باشند، در حالی که برخی نگران پیچش‌های احتمالی داستان هستند. تاریخ انتشار کتاب ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ (۸ آوریل ۲۰۲۵) است و خوانندگان بی‌صبرانه منتظرند. بسیاری قصد دارند بلافاصله پس از انتشار یکجا بخوانند و از اسپویلرها دوری کنند. کتاب‌های قبلی امتیازات بالایی دریافت کردند و خوانندگان به سرنوشت شخصیت‌ها دلبسته‌اند. برخی جنجال‌ها درباره‌ی ادعای سرقت ادبی از آثار محبوب دیگر وجود دارد.

Your rating:
4.67
6102 امتیاز
Want to read the full book?

شخصیت‌ها

پیدین گری

یک فرد عادی که به ملکه تبدیل شد

پیدین یک فرد عادی در پادشاهی نخبگان است که با جعل توانایی روان‌خوانی مبتنی بر مشاهده‌ی فوق‌العاده و تفکر سریع، از آزمون‌های پاکسازی جان سالم به در برد. او بار گناه کشتن شاه ادریک آزر، اندوه از دست دادن بهترین دوستش آدنا، و زخمی بالای قلبش را با خود حمل می‌کند — حرف O به نشانه‌ی عادی بودن — که خود شاه بر بدنش داغ زده بود. او در محله‌های فقیرنشین توسط یک شفادهنده بزرگ شد که پدر بیولوژیکی‌اش نبود، و تمام عمرش را صرف تظاهر به چیزی کرده که نیست. در پس ظاهر زیرک و بقاجوی خیابانی، زنی نهفته است که از خون وحشت دارد، کابوس‌ها آزارش می‌دهند و به شدت از هر کسی که دوستش دارد محافظت می‌کند. شجاعت او نه نبود ترس، بلکه لجاجت در عمل کردن علی‌رغم آن است. او به قدرت بی‌اعتماد است اما با نیروی محض شخصیتش نفوذ اعمال می‌کند.

کای آزر

مجری که عاشق ملکه‌اش است

مجری ایلیا — مرگبارترین سلاح پادشاهی — کای یک ویلدر است که می‌تواند هر توانایی نخبگان در نزدیکی‌اش را قرض بگیرد و استفاده کند. از کودکی از طریق جلسات بی‌رحمانه با شاه آموزش دیده و به ابزاری برای مرگ تبدیل شده، در حالی که یاد گرفته هر احساسی را زیر نقاب بی‌تفاوتی دفن کند. عشقش به پیدین شکافی در آن زره است: بی‌پروا، فراگیر و اساساً در تضاد با وظیفه‌اش. او تسخیر مرگ خواهرش آوا شده و نیاز مبرمی به محافظت از عزیزانش دارد — به‌ویژه وقتی دست‌های خودش ابزار نابودی آن‌ها بوده‌اند. در پس ظاهر خودپسند و آرامش مرگبار تمرین‌شده‌اش، کای پسری است که هرگز یاد نگرفت چگونه دوست داشته شود، اما تلاش می‌کند به هر حال کسی را دوست بدارد.

کیت آزر

پادشاهی که تشنه‌ی عشق برادرش است

پادشاه تازه تاج‌گذاری‌شده‌ی ایلیا، کیت تختی آلوده به استبداد پدرش و پادشاهی در آستانه‌ی فروپاشی را به ارث برده است. بزرگ‌شده با اشتیاق به تأیید پدری که آن را دریغ می‌کرد، تمام عمرش را به عنوان ولیعهد مطیع گذرانده — باهوش، جذاب و همیشه در رتبه‌ی دوم پس از کای در نظر پدرشان. اندوهش از مرگ ادریک کاتالیزور تحولی می‌شود: از پسر فداکار به حاکمی پرسشگر، که تا حدی توسط مشاوره‌ی کالوم و تا حدی توسط اشتیاق مبرم به اثبات شایستگی‌اش هدایت می‌شود. رابطه‌اش با کای محور دنیای عاطفی‌اش است — برادری تنها عشقی است که واقعاً درک می‌کند. او در پس ظاهر دلپذیرش باهوش و محاسبه‌گر است، با نیاز سیری‌ناپذیر به بزرگی و وحشت از بی‌اهمیت یافته شدن.

کالوم

ذهن‌خوان، جاسوس، پدر پنهان

یک ذهن‌خوان که هم به عنوان جاسوس مرگبار شاه فقید و هم رهبر علنی مقاومت خدمت کرده، کالوم استاد دستکاری است که پشت آرامش ملایم پنهان شده. او دهه‌ها راز مدفون با خود حمل می‌کند — عشقش به ملکه‌ی فقید، نقشش در خیانت مقاومت، و کینه‌ای عمیق نسبت به دختری که تولدش زنی را که دوست داشت از او گرفت. وفاداری‌هایش فقط در خدمت خودش است و توانایی خواندن افکار او را تقریباً غیرممکن می‌سازد که فریب دهند — تا زمانی که کسی یاد بگیرد همان توانایی را علیه خودش استفاده کند.

لنی

سرباز وفادار امپراتوری، سپر پیدین

یک سرباز امپراتوری مو قرمز با لبخندی آسان و وفاداری شدید، لنی نزدیک‌ترین دوست زنده‌ی پیدین است. او داوطلبانه به قلعه بازگشت تا از او محافظت کند و اغلب به عنوان حائلی بین خشم پیدین و عواقب عمل کردن بر اساس آن عمل می‌کند. شوخ‌طبعی‌اش نگرانی واقعی برای کسانی که برایشان اهمیت قائل است را پنهان می‌کند، و فداکاری‌اش نسبت به پیدین ساده و استوار است — نوعی دوستی که هیچ چیز در عوض نمی‌خواهد.

ادریک آزر

ستمگر مرده، معمار دروغ‌ها

شاه فقید ایلیا که پیش از آغاز داستان توسط پیدین کشته شد. در فصل‌های فلش‌بک آشکار می‌شود که ادریک مردی بود غرق در اندوه از دست دادن همسرش آیریس، که غم را به نفرت وسواسی از افراد عادی تبدیل کرد. او شفادهندگان را رشوه داد تا بیماری جعلی بسازند، پسرانش را برای اهداف مختلف به سلاح تبدیل کرد و پادشاهی‌ای بر دهه‌ها فریب بنا نهاد — در حالی که باور داشت چیزی بزرگ می‌سازد. سایه‌ی او مدت‌ها پس از مرگش بر روان‌شناسی هر شخصیتی سنگینی می‌کند.

مایلا

مادر در حال مرگ کای، نگهدارنده‌ی اسرار

ملکه‌ی مادر، که به آرامی از غم در برج غربی قلعه جان می‌سپارد. مایلا در ازدواجی ترتیب‌داده‌شده توسط پدر مشاورش با شاه ادریک ازدواج کرد و به پنهان کردن حقیقت مرگ ملکه آیریس کمک کرد و وارثی قدرتمند برای شاه به دنیا آورد. او بار گناه اجازه دادن به بی‌رحمی ادریک نسبت به کای را حمل می‌کند در حالی که پسرش را در محدوده‌ی تنگی که شاه اجازه می‌داد به شدت دوست داشت.

بلر

قاتل آدنا، هدف پیدین

یک نخبه‌ی تله که بهترین دوست پیدین، آدنا، را در طول آزمون‌های پاکسازی کشت. محبوس در اتاقش و تحت نگهبانی لنی، او کانون اشتیاق سوزان پیدین برای انتقام می‌شود — تیززبان و بدون پشیمانی، اما پیچیده‌تر از آنچه شهرتش نشان می‌دهد.

مک

دوست‌پسر سوگوار آدنا

دوست‌پسر مخفی آدنا از محله‌های فقیرنشین، یک ویلدر نادر که جلیقه‌ی ست‌شده‌ای را می‌پوشد که آدنا برایش دوخته بود. اندوه او آینه‌ی اندوه پیدین است، هرچند سرزنشش را مستقیماً متوجه پیدین می‌کند به خاطر دخالت آدنا در آزمون‌های مرگبار.

ملکه زیلا

حاکم تیززبان ایزرام

ملکه‌ی ایزرام، نشسته بر تختی از استخوان. زیرک، زیبا و عمیقاً شکاک نسبت به حسن نیت ایلیا، او به جسارت و مقاومت عادی پیدین احترام می‌گذارد در حالی که شبکه‌ی اطلاعاتی پنهان خود را دارد.

جکس

برادر کوچک‌تر صمیمی کای

لاغراندام و مهربان، جکس والدینش را در غرق شدن کشتی در آب‌های کم‌عمق از دست داد و سفر دریایی کای را به کابوسی شخصی تبدیل کرد. محبت آشکارش به برادرش لحظات نادری از عشق بی‌پیچیدگی فراهم می‌کند.

اندی

دختر عموی رک‌گوی کای

یک هندی تغییرشکل‌دهنده که در قلعه کار می‌کند. عملگرا و تیززبان، او یکی از معدود کسانی است که آشکارا به کای درباره‌ی احساساتش نسبت به پیدین هشدار می‌دهد و هر دری که او خراب می‌کند را تعمیر می‌کند.

الی

ندیمه‌ی مهربان پیدین

آرام‌صحبت و تیزبین، الی به عنوان ندیمه و محرم خاموش پیدین خدمت می‌کند — بیش از آنچه نشان می‌دهد از اسرار پیدین می‌داند و وفاداری بدون قضاوت ارائه می‌دهد.

ایزل

سخنگوی دربار، صدای سیاسی

سخنگوی موسبز که خشم جمعی و عمل‌گرایی ایلیا را هدایت می‌کند. او آزمون‌های سه‌گانه را پیشنهاد می‌دهد و همواره از ثبات سیاسی در برابر احساسات شخصی دفاع می‌کند.

آدنا

بهترین دوست مرده، نور جاودانه

بهترین دوست درگذشته و لنگر عاطفی پیدین. هرچند پیش از آغاز این داستان رفته، آدنا در هر فصل حضور دارد — در کابوس‌ها، در برش کج موهای پیدین، در جلیقه‌ی زیتونی‌ای که حاضر نیست درآورد.

تمهیدات داستانی

حلقه‌ی نامزدی

معیار اسارت و عشق

حلقه‌ی الماسی که کیت در تالار تخت بر انگشت پیدین می‌لغزاند، هم ابزار سیاسی و هم سنجه‌ی عاطفی عمل می‌کند. برای پادشاهی، نماد اتحاد بین نخبگان و افراد عادی است که تجارت را دوباره باز خواهد کرد. برای پیدین، قفسی زرین است. موقعیت حلقه حیاتی می‌شود: کای مخفیانه آن را در یک دیدار دزدکی به دست راستش منتقل می‌کند — سرپیچی‌ای که کیت متوجه می‌شود و آن را دلیل رابطه‌ی پنهانی آن‌ها تفسیر می‌کند. در طول داستان، اینکه کدام انگشت الماس را حمل می‌کند نشان‌دهنده‌ی آن است که وفاداری واقعی پیدین کجاست. وقتی کیت می‌میرد، حلقه‌ی ازدواج خودش را در کف دست کای فشار می‌دهد به عنوان آخرین آرزو، و آنچه به عنوان نماد بندگی سیاسی آغاز شده بود به نماد عشق آزادانه انتخاب‌شده تبدیل می‌شود. سفر حلقه از دستی به دست دیگر و از انگشتی به انگشت دیگر، آینه‌ی سفر پیدین به سوی آزادی است.

خنجر نقره‌ای آدام گری

سلاح، میراث خانوادگی، لنگر هویت

خنجر با دسته‌ی پیچان‌دار گران‌بهاترین دارایی پیدین است که از مردی به ارث برده که باور داشت پدرش است. این خنجر سلاح اصلی‌اش در هر سه آزمون است: از آن برای باز کردن تابوت اولین ملکه استفاده می‌کند، در برابر راهزنان دفاع می‌کند و در نهایت تیغه‌ای می‌شود که در سینه‌ی غریبه‌ای در نبرد آرنا فرو می‌رود. کای آن را پیش از هر آزمون مانند آیینی محافظتی بازیابی و به او بازمی‌گرداند. خنجر هم توانایی مرگبار پیدین و هم اندوهش را نمایندگی می‌کند — متعلق به یک شفادهنده بود، نه یک سرباز، اما در دستان او جان‌های متعددی گرفته است. وقتی کالوم به عنوان پدر بیولوژیکی‌اش آشکار می‌شود، میراث خنجر تغییر می‌کند: دیگر صرفاً یادگار مردی مرده نیست بلکه گواهی است بر اینکه مردی که او را بزرگ کرد، عشق را بر خون ترجیح داد.

درخت بید

گورستان، پناهگاه، کلیسا

ریشه‌دوانده در باغ‌های قلعه، درخت بید جایی است که کای سال‌ها پیش از آغاز داستان خواهرش آوا را دفن کرد. این درخت به محل ملاقات مخفی او و پیدین تبدیل می‌شود — تنها پناهگاهشان از نظارت دربار. آن‌ها میان ریشه‌هایش شست‌جنگی بازی می‌کنند، زیر شاخه‌هایش اعتراف رد و بدل می‌کنند و آخرین شبشان را پیش از عروسی سیاسی پیدین روی پتویی در آنجا در هم تنیده سپری می‌کنند. درخت بعداً دفن دیگری را پذیرا می‌شود و سپس میزبان عروسی‌ای کاملاً متفاوت می‌شود — مراسمی زیر باران در زیر شاخه‌های آویزان، تنها احاطه‌شده توسط عزیزان. درخت بید با هر فقدان و هر بوسه معنا انباشته می‌کند: همزمان هم گورستان است و هم کلیسا، هر لایه‌ی شادی در کنار اندوه کاشته شده.

جعبه‌ی جواهرات آیریس

کپسول زمانی عشق ممنوع

جعبه‌ی چوبی حکاکی‌شده‌ای متعلق به ملکه‌ی فقید آیریس، که نزدیک به دو دهه در اتاق قفل‌شده‌اش مهر و موم بوده. کیت آن را در روز عروسی به پیدین می‌دهد با این قصد که تکه‌ای از جواهرات مادرش را بپوشد. اما پیدین به جای آن گل‌های رز خشک‌شده، دسته‌ای نامه‌ی عاشقانه با خط حلقه‌ای و عکسی که آینه‌ی صورت خودش است کشف می‌کند. جعبه مکانیزم بزرگ‌ترین افشاگری داستان می‌شود: آیریس عاشق مخفی‌ای داشته و پیدین دختر نامشروع آن‌هاست. کیت پیش از دادن جعبه نامه‌ها را یافته بود و خط را شناخته بود و از مشروعیت خودش ترسیده بود — ترسی که به اقدامات شدید منجر شد. جعبه‌ی جواهرات کپسول زمانی عشق ممنوعی است که در دو نسل منفجر می‌شود.

آزمون‌های سه‌گانه

چالش تشدیدشونده با اهداف پنهان

ساختاریافته حول شجاعت، نیکوکاری و بی‌رحمی — ویژگی‌هایی که شاه ادریک باور داشت یک حاکم را می‌سازند — آزمون‌ها موتور روایی اصلی داستان هستند. برای پادشاهی، آزمایش می‌کنند که آیا یک فرد عادی لایق تخت است. اما هدف دومی را پنهان می‌کنند که تنها بعداً آشکار می‌شود: اولی یک یادگار بازیابی می‌کند، دومی مخفیانه هدیه‌ای سلاح‌شده به پادشاهی بیگانه تحویل می‌دهد و سومی تلاش می‌کند ملکه‌ی آینده را برای همیشه حذف کند. هر آزمون از نظر خطر و هزینه‌ی شخصی تشدید می‌شود. آزمون شجاعت پیدین را به تاریکی مطلق و نبرد مرگبار وادار می‌کند. آزمون نیکوکاری او را از دریایی مرگبار عبور می‌دهد جایی که شورش و هیولاها در انتظارند. آزمون بی‌رحمی او را به آرنایی پرتاب می‌کند که زمانی شاهد مرگ آدنا در آن بود و با چیزی روبرو می‌شود که به نظر می‌رسد عزیزترین فردش باشد.

درباره نویسنده

لورن رابرتز نویسنده‌ای اهل میشیگان است که به خاطر رمان اولش بی‌قدرت شناخته می‌شود، کتابی که به لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز راه یافت. او فانتزی می‌نویسد با شخصیت‌های عاشقانه‌ی جذاب و دیالوگ‌های شوخ‌طبعانه. وقتی نمی‌نویسد، رابرتز از خواندن، بافتنی، لیزرتگ، استراحت در بانوج و رنگ‌آمیزی لذت می‌برد. سرگرمی‌هایش هم جوانانه و هم بالغانه هستند. رابرتز در شبکه‌های اجتماعی، به‌ویژه تیک‌تاک و اینستاگرام فعال است و با طرفدارانش درباره‌ی خواندن و نوشتن تعامل دارد. او آرزو دارد تا آخر عمر به نوشتن ادامه دهد و اشتیاقش را برای ساختن کلمات زیبا و خلق دنیاهای خیالی برای لذت خوانندگان ابراز می‌کند.

Follow
گوش دادن
Now playing
بی‌باک
0:00
-0:00
Now playing
بی‌باک
0:00
-0:00
1x
Queue
Home
Swipe
Library
Get App
Try Full Access for 3 Days
Listen, bookmark, and more
Compare Features Free Pro
📖 Read Summaries
Read unlimited summaries. Free users get 3 per month
🎧 Listen to Summaries
Listen to unlimited summaries in 40 languages
❤️ Unlimited Bookmarks
Free users are limited to 4
📜 Unlimited History
Free users are limited to 4
📥 Unlimited Downloads
Free users are limited to 1
Risk-Free Timeline
امروز: دسترسی فوری
گوش دادن به خلاصه کامل بیش از ۲۶,۰۰۰ کتاب. بیش از ۱۲,۰۰۰ ساعت محتوای صوتی!
روز دوم: یادآوری دوره آزمایشی
به شما اطلاع می‌دهیم که دوره آزمایشی‌تان به‌زودی پایان می‌یابد.
روز سوم: شروع اشتراک شما
مبلغ اشتراک در تاریخ Jun 27,
کسر می‌شود. هر زمان قبل از آن می‌توانید لغو کنید.
Consume 2.8× More Books
2.8× more books Listening Reading
Our users love us
600,000+ readers
Trustpilot Rating
TrustPilot
4.6 Excellent
This site is a total game-changer. I've been flying through book summaries like never before. Highly, highly recommend.
— Dave G
Worth my money and time, and really well made. I've never seen this quality of summaries on other websites. Very helpful!
— Em
Highly recommended!! Fantastic service. Perfect for those that want a little more than a teaser but not all the intricate details of a full audio book.
— Greg M
Save 62%
Yearly
$119.88 $44.99/year/yr
$3.75/mo
Monthly
$9.99/mo
Start a 3-Day Free Trial
3 days free, then $44.99/year. Cancel anytime.
Unlock a world of fiction & nonfiction books
26,000+ books for the price of 2 books
Read any book in 10 minutes
Discover new books like Tinder
Request any book if it's not summarized
Read more books than anyone you know
#1 app for book lovers
Lifelike & immersive summaries
30-day money-back guarantee
Download summaries in EPUBs or PDFs
Cancel anytime in a few clicks
Scanner
Find a barcode to scan

We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel
Settings
General
Widget
Loading...
We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel