نکات کلیدی
۱. تأمل، بیداری الهی نسبت به واقعیت است
تأمل، بالاتر از هر چیز، آگاهی از واقعیت آن منبع است.
شگفتی معنوی. تأمل اوج زندگی معنوی انسان است؛ حالتی از آگاهی عمیق و شگفتی نسبت به تقدس هستی. این حالت، سپاسگزاری خودجوش از زندگی است که منشأ آن را در منبعی نامرئی، متعالی و بینهایت فراوان میبیند. این آگاهی فراتر از عقل معمولی و ایمان ساده است و یقین عمیقی را به وجود میآورد که توصیف آن دشوار و درونی است.
فراتر از درک انسانی. این بینش معنوی چیزی نیست که با تلاش فکری یا تلقین به خود به دست آید؛ بلکه هدیهای الهی است. دانشی است «بدون دیدن» و «بدون دانستن»، عمقی از ایمان که در قالب تصویر، کلمه یا مفهوم روشن نمیگنجد. تأمل هنر، فلسفه و الهیات را پشت سر میگذارد و در تجربهاش، دیگر اشکال شهود برای لحظهای «میمیرند» تا در سطحی بالاتر دوباره زاده شوند.
ارتباط وجودی. تأمل بیداری نسبت به واقعیت در همه آنچه هست، آگاهی از وجود بینهایت در ریشههای وجود محدود خودمان است. پاسخی است به ندای بیصدا از جانب خدا، پژواکی عمیق در روح ما که زندگیمان با جلال و رحمت او طنینانداز میشود. ما هم سؤال و هم پاسخ میشویم و درمییابیم که «هستم» نه یک گزاره، بلکه تجربهای از خداوندی است که در ما به عنوان خود حقیقی ما زندگی میکند.
۲. خود حقیقیات را بیاب، نه آن خود خیالی را
رسالت ما تنها بودن نیست، بلکه همکاری با خدا در آفرینش زندگی، هویت و سرنوشت خودمان است.
خود کاذب. هر یک از ما سایهای از «خود کاذب» داریم؛ ساختاری خودمحور که میکوشد خارج از اراده و محبت خدا و خارج از واقعیت وجود داشته باشد. این خود کاذب، زاده خودخواهی و گناه نخستین است و ما را به انباشت لذات، قدرت و افتخار میکشاند تا نیستی خود را واقعی جلوه دهد. زندگیای است وقف سایهای که به پوچی و فریب خود میانجامد.
هویت پنهان. در مقابل، خود حقیقی ما در محبت و رحمت خدا پنهان است و در سادگی بینهایت او هویت دارد. مسئله تقدس و نجات اساساً کشف این خود حقیقی از طریق کشف خداست. این راه بسیار دشوار است، زیرا هیچ تلاش انسانی یا مخلوقی نمیتواند ما را به این ارتباط حیاتی برساند؛ تنها خود خداست که میتواند به ما بیاموزد چگونه او را بیابیم.
کشف الهی. کشف ما از خدا، به طرز پارادوکسیکالی، کشف خدا از ماست. او ما را مییابد و دیدن ما وجود و ذهنی نو به ما میبخشد که در آن نیز او را کشف میکنیم. زمانی که خدا در ما ظاهر میشود، ما متأمل میشویم؛ از نیستی خود عبور میکنیم و به واقعیت بینهایت میرسیم، جایی که به خود حقیقیمان بیدار میشویم و نه به اراده خود، بلکه به رحمت بیمنت او زندگی میکنیم.
۳. اراده خدا محبت است که در هر لحظه یافت میشود
در همه شرایط زندگی، «اراده خدا» نه صرفاً به عنوان حکمی بیرونی و قانون بیروح، بلکه بالاتر از همه به عنوان دعوتی درونی از محبت شخصی به ما میرسد.
دعوت محبتآمیز. بسیاری اراده خدا را نیرویی دلبخواه و خصمانه میپندارند که به ناامیدی میانجامد. مرتون آن را به عنوان دعوتی درونی از محبت شخصی بازتعریف میکند که به دنبال خیر و بیداری ماست. این بیداری، هرچند مستلزم «مرگ» خود بیرونی ماست، ریسکی ضروری در ایمان است که در را به سوی وجودی نو میگشاید.
بذرهای زندگی. هر لحظه و رویداد، «بذرهای حیات معنوی» را در جان ما میکارد که تجلی اراده خدا هستند. این بذرها تنها در «خاک خوب آزادی، خودجوشی و محبت» شکوفا میشوند. اگر اسیر ایدههای متعارف یا خواستههای خودخواهانه باشیم، نمیتوانیم این بذرهای حقیقت ناآشنا و اشتیاق ماورایی را دریافت کنیم.
شادی در پذیرش. هدف اصلی ما نباید لذت یا موفقیت باشد، بلکه شناخت اراده خدا در همه آنچه رخ میدهد. با رضایت شادمانه به اراده او، محبت و شادی او را در جان خود میپذیریم و به آنچه اوست—محبت—تبدیل میشویم. این یعنی وفاداری به عدالت، رحمت و محبت و انجام کارهایمان با دقت و کیفیت، در پیوند با اراده خدا در هر وظیفه.
۴. هر آنچه آفریده شده مقدس است و جلوهای از خداست
درخت با بودن درخت، جلال خدا را به نمایش میگذارد.
تناقضی نیست. دلکندن از اشیاء به معنای جدا کردن «اشیاء» از «خدا» نیست، گویی رقیب هم باشند. بلکه به معنای دلکندن از خود کاذب و خودمحور است تا همه چیز را در خدا و برای خدا ببینیم و به کار گیریم. در آفرینش خدا شر وجود ندارد؛ مانع، نیاز سرسختانه ما به حفظ اراده جداگانه خود است که آفرینش را برای پرستش خود به جای جلال خدا به کار میبریم.
دیدگاه قدیسان. قدیسان که در خدا غرقاند، توانایی ویژهای در دیدن و قدرشناسی از مخلوقات دارند و همه را دوست میدارند چون تنها او را دوست دارند. ملایمت و شیرینی آنان از اطاعت مستقیم به حقیقت و اراده خدا سرچشمه میگیرد و به گونهای از جهان سخن میگویند که جلال خدا را بیش از تقوای اجباری به نمایش میگذارد. آنان جهان را نیک میدانند و هرگز از چیزی آزرده نمیشوند، زیرا رحمت خدا را در همه جا میبینند.
شادی حقیقی. تنها شادی حقیقی در زمین، رهایی از زندان خود کاذب و پیوستن به زندگیای است که در هر مخلوق و جان ما ساکن است. در محبت خدا، همه چیز را داریم و از آن لذت میبریم و او را در آنها مییابیم. تا زمانی که خدا را کامل دوست نداریم، مخلوقات درد میآفرینند و هم تحقق بهشت و هم عذاب جهنم را بازتاب میدهند، بسته به اینکه خواسته ما به سوی خدا یا خود خیالیمان باشد.
۵. تنهایی حقیقی، شفقت میآفریند نه انزوا
به بیابان برو نه برای فرار از مردم، بلکه برای یافتن آنها در خدا.
هدف تنهایی. تنهایی فرار از کسانی که دوست نداریم نیست، بلکه وسیلهای است برای دوست داشتن عمیقتر خدا و دیگران. تنهایی حقیقی چاهی است که در جان باز میشود، گرسنگی برای خدا که هیچ مخلوقی نمیتواند آن را سیراب کند. این تنهایی از طریق گرسنگی، تشنگی، اندوه، فقر و اشتیاق به دست میآید و به خلأیی پر از خدا میانجامد.
فراتر از مکان فیزیکی. هرچند تنهایی فیزیکی (اتاقی آرام، کلیسا، طبیعت) از نظر اخلاقی لازم است، اما تنهایی حقیقی درونی است. دلکندن از خواستهها و دغدغههای دنیوی و رهایی از هیاهو و مشغلههای انسانهاست. این تنهایی درونی برای کسانی که زندگیشان پر از فعالیتهای بیقرار و وابستگیهاست و از تأمل آرام میترسند، غیرممکن است.
ارتباط، نه انزوا. تنهایی حقیقی خانه انسان است که شفقت و گفتگوی واقعی را پرورش میدهد، برخلاف تنهایی کاذب فردگرایی یا غرق شدن در جمع ناشناس. تنها کسی که از خود کاذب با تواضع و پاکی دل رها شده، جامعهای عمیق و غنی نه تنها با خدا بلکه با انسانها مییابد. هرچه بیشتر با خدا تنها باشیم، بیشتر با دیگران در جامعه حقیقی محبت متحد میشویم.
۶. تواضع راه آزادی و شادی است
در تواضع، بزرگترین آزادی است.
فراموشی خود. تواضع کلید آزادی معنوی است که ما را از نیاز به دفاع از خود خیالی یا مقایسه با دیگران رها میکند. وقتی خود را جدی نگیریم و بدانیم فضایل ما از آن خداست، شادی کامل را در فراموشی خود و خدمت به خدا برای خودش مییابیم.
غلبه بر غرور. غرور معنوی بیماری خطرناکی است که حتی قدیسان را فاسد میکند و باعث میشود فضایل را به خود نسبت دهند و خودستایی را با محبت الهی اشتباه بگیرند. این بیماری ممکن است به صورت لجاجت، تمایل به اصلاح دیگران یا باور به بیخطایی خود بروز کند. تواضع حقیقی یعنی دقیقاً همان شخص منحصر به فردی بودن که خدا خواسته، بدون نیاز به تطابق یا برجسته شدن.
اعتماد کامل. فرد متواضع از ستایش ناراحت نمیشود و آن را به خدا نسبت میدهد. از شکست یا هیچ چیز نمیترسد، زیرا تواضع کامل به اعتماد کامل به قدرت خدا دلالت دارد. این حالت امکان انجام کارهای بزرگ با کمالی نادر را فراهم میکند، چون فرد متواضع دیگر به منافع یا شهرت شخصی نمیاندیشد، بلکه تنها به اراده خدا توجه دارد.
۷. ایمان تماس عمیق و مبهم با خداست
ایمان تنها کلید گشایش جهان است.
فراتر از احساس یا عقل. ایمان نه یک احساس، نه یک تمایل مبهم و نه احساسی درباره وجود خداست. همچنین صرفاً نظر یا باور مبتنی بر تحلیل عقلانی یا شواهد علمی نیست. ایمان تصدیق عقلانی است که ذهن را کامل میکند و حقیقتی را در اختیار میگذارد که عقل به تنهایی نمیتواند درک کند و یقین درباره خدا به همان گونه که هست فراهم میآورد.
دریافت خدا. ایمان بیش از قبول گزارههاست؛ تماس و اتحادی از ارادههاست، «جوهر چیزهایی که امید میرود». ما را با خود خدا متحد میکند و اجازه میدهد «بله» بگوییم نه فقط به گفتهها درباره او، بلکه به خداوند نامرئی و بینهایت. این به نوری درونی تبدیل میشود، درکی خالص که فراتر از کلمات و مفاهیم است و به فهم در تاریکی میانجامد.
ادغام ناشناخته. ایمان ناشناخته و ناخودآگاه را در زندگی روزمره ما وارد میکند و عمق وجود خود را که در خدا زندگی میکند آشکار میسازد. تمام وجود ما را به «ناشناخته» بالاتر از خود تسلیم میکند و به زندگیای متعادل میرسیم که در آن بدن، ذهن و روح در خدا متحداند. این زندگی حکمت است، عشقی صوفیانه که فراتر از ذهنیت یا احساس صرف است.
۸. زندگی در مسیح اتحاد و دگرگونی عرفانی است
من «انسان نو» میشوم و این انسان نو، هویت روحانی و عرفانی واحدی است که هم مسیح و هم خود من است.
وجود نو. زندگی «در مسیح» وارد شدن به رازی است مانند تجسد، جایی که مسیح در درون ما ساکن است و درونیترین خود ما را با خود متحد میکند. این اتحاد ماورایی، کاری از روحالقدس است که «وجود نو»یی میآفریند؛ هویتی روحانی که همزمان مسیح و خود ماست. این شرکت در فرزندی و طبیعت الهی اوست، زندگیای از دریافت و بخشش محبت الهی.
فراتر از ظواهر. وقتی این زندگی الهی در ماست، شرایط بیرونی مانند درد، لذت، امید یا ترس قدرت برهم زدن ما را ندارند. زندگی حقیقی ما در بخشش خداست، هویتی که نمیتوان آن را برخلاف خواستهمان از دست داد. این مالکیت روحانی، جستجوی لذات زودگذر دنیوی را بیفایده میکند، زیرا تنها مانع زندگی و شادی واقعیاند.
هویت فداکارانه. جان ما مانند مومی است که باید به اراده خدا نرم شود تا مهر شباهت به مسیح را دریافت کند. این یعنی پذیرفتن راز صلیب و شرکت در قربانی رهاییبخش مسیح. مراسم عشای ربانی، به عنوان تجدید این قربانی، ما را به مسیح و یکدیگر پیوند میدهد، وجود ما را دگرگون میکند و آفرینش را به سرودی از جلال تبدیل میسازد.
۹. رهاسازی به آزادی و شادی معنوی میانجامد
مسئلهای که همه تقدس بر آن استوار است، رهاسازی، دلکندن و خودداری است.
فراتر از دراماتیک. راه تأمل اغلب در تاریکی بیهیاهو یافت میشود، در روال عادی کار، فقر، سختی و یکنواختی. زهد حقیقی در ناامنی تلخ و نیستی فقیران واقعی است؛ کسانی که کاملاً به دیگران وابستهاند، نادیده گرفته شده، تحقیر شده و فراموش شدهاند. این راه جستجوی بدبختی نیست، بلکه دوست داشتن فقر و فقرا و همدلی با مبارزاتشان است.
کنار گذاشتن وابستگیها. رهاسازی فراتر از اجتناب از گناهان آشکار است؛ شامل ریشهکن کردن وابستگیهای ناخودآگاه به مخلوقات و اراده خودمان میشود. در حالی که رذایل عمدی را میتوان با برنامهریزی مقابله کرد، وابستگیهای پنهان نیازمند مداخله مستقیم خداست، اغلب از طریق «شب تاریک» بیحالی و رنج. این فرایند خودخواهی عمیق را میزداید و به آزادی و قدرت حقیقی میانجامد.
شادی معنوی. این خلأ عمیق، فقر و تاریکی شکست نیستند بلکه وعدههای بخششهای ماوراییاند، مانند ظرفهایی که برای شراب خالی شدهاند. شادی حقیقی، برخلاف لذت خودخواهانه، در گسترش کامل آزادی شکوفا میشود و از آنچه به خودی خود نیکوست، نه فقط برای ما، شادمان است. این شادی از درد فراتر میرود و رنج را برای پاکسازی خودخواهی به کار میگیرد و به آزادی پاکی فراتر از سطح رنج میرسد.
۱۰. ریشه جنگ ترس و خودنفرت است
در ریشه همه جنگها ترس است: نه فقط ترس انسانها از یکدیگر، بلکه ترس آنها از همه چیز.
درگیری درونی. جنگ از نفرت عمیق و ناخودآگاه نسبت به خودمان سرچشمه میگیرد که آن را بر دیگران میتابانیم. مسئولیت گناهان خود را به سختی میپذیریم و آنها را کوچک میشماریم و در عوض خطاهای دیگران را بزرگ میکنیم. این وسواس به شر، که با فریب خود همراه است، به ایجاد قربانیان و نهایتاً خشونت میانجامد.
فراتر از تلاشهای انسانی. وقتی جهان در آشفتگی اخلاقی است، صلح با تلاشهای صرف انسانی یا نیتهای خوب به دست نمیآید. ایدهآلهای سیاسی اغلب توهماتی میشوند که مانع دیدن خوبی در دشمنان میگردند. صلح حقیقی نیازمند شناخت خطاپذیری مشترک و همکاری است، با اعتماد به اینکه خدا ما را از خطای مرگبار حفظ میکند و شر را به خیر تبدیل مینماید.
محبت، نه نفرت. پاسخ مسیحی به نفرت، فرمان محبت نیست، بلکه ایمان قبلی به این است که خدا ما را بیتوجه به شایستگیمان دوست دارد. این رهایی از مسئله شایستگی به ما امکان میدهد کسانی را که نمیتوانیم به آنها اعتماد کنیم، دوست بداریم و بار گناهشان را شریک شویم. صلح حقیقی در نفرت از جنگافروزان نیست، بلکه در نفرت از شهوتها و بینظمیهای درون جان خودمان است که علت جنگاند.
۱۱. مریم باکره تجسم تقدس پنهان است
تقدس او سکوتی است که تنها در آن مسیح شنیده میشود و صدای خدا از طریق تأمل او به تجربه ما بدل میگردد.
کمال پنهان. تقدس مریم پنهانترین تقدس است و بیشتر درباره کسانی که از او سخ
خلاصه نقدها
کتاب «بذرهای نوین تأمل» بهخاطر بینشهای عمیق معنوی و نثر زیبا مورد تحسین فراوان قرار گرفته است. خوانندگان از کاوشهای مرتون در زمینهی تأمل، خودشناسی و اتحاد با خدا استقبال میکنند. بسیاری این کتاب را تحولآفرین میدانند، هرچند برخی با مفاهیم پیچیدهی الهیاتی و آموزههای کاتولیکی آن دچار دشواری میشوند. منتقدان گاهی به تکرار مطالب و زبان خاص کتاب اشاره کردهاند. در مجموع، منتقدان خردمندی، تواضع و توانایی مرتون در بیان ایدههای پیچیدهی معنوی را ستوده و این اثر را منبعی ارزشمند برای کسانی میدانند که به دنبال ارتباط عمیقتر با ذات الهی هستند.
دیگران نیز خواندهاند
سؤالات متداول
What is New Seeds of Contemplation by Thomas Merton about?
- Exploration of Christian Contemplation: The book is a profound exploration of Christian contemplation, focusing on the union of the soul with God that transcends ordinary understanding and experience.
- Spiritual Journey and Self-Discovery: Merton guides readers through the spiritual journey, emphasizing the need to confront the false self and discover the true self hidden in God.
- Integration of Theology and Mysticism: The work blends Catholic theology with mystical insight, showing how faith and doctrine underpin authentic contemplative experience.
- Practical and Mystical Guidance: It offers both practical advice for daily spiritual life and deep reflections on mystical union, solitude, love, and the challenges of the contemplative path.
Why should I read New Seeds of Contemplation by Thomas Merton?
- Profound Spiritual Insight: Merton provides rare, poetic, and accessible insights into the contemplative life, making complex mystical theology relevant for modern readers.
- Guidance Through Spiritual Challenges: The book addresses common spiritual struggles such as despair, distractions, and false consolations, offering encouragement and practical wisdom.
- Integration of Faith and Practice: Readers learn how to integrate faith, obedience, humility, and detachment into daily life, fostering a spirituality that is both mystical and grounded.
- Timeless Wisdom for All Seekers: Whether a beginner or advanced in spiritual life, the book offers wisdom that nurtures growth in love, freedom, and union with God.
What are the key takeaways from New Seeds of Contemplation by Thomas Merton?
- Contemplation as Transformative Union: True contemplation is a gift from God that leads to a transformative union with Him, beyond words and concepts.
- True Self vs. False Self: The spiritual journey involves recognizing and surrendering the false, ego-driven self to discover the authentic self in God.
- Solitude and Community: Solitude is not isolation but a means to deeper love and unity with God and others.
- Faith, Humility, and Obedience: These virtues are foundational for spiritual growth and the contemplative life, helping overcome pride and self-will.
How does Thomas Merton define contemplation in New Seeds of Contemplation?
- Beyond Reason and Faith: Contemplation is a spiritual vision that transcends reason and faith, knowing God by “unknowing” and experiencing Him beyond sensory perception.
- Not an Achievement: It is not something achieved by effort or intellect, but a gift from God that awakens the deep, transcendent self.
- A Divine Dialogue: Contemplation is a response to God’s call, where the contemplative becomes both the question and the answer in a divine exchange.
- Union with God: The ultimate aim is a loving, peaceful awareness of God’s presence and a union of mind and will with Him.
What is the difference between the true self and the false self in New Seeds of Contemplation by Thomas Merton?
- False Self as Illusion: The false self is an illusory identity built from ego, desires, and social masks, alienating us from reality and God.
- True Self in God: The true self is hidden and can only be discovered through contemplation and surrender to God’s will.
- Obstacle to Spiritual Growth: The false self is the main obstacle to authentic spiritual life, leading to emptiness and sin.
- Spiritual Journey of Surrender: The contemplative path involves recognizing, confronting, and letting go of the false self to find peace and authentic identity in God.
What are the key concepts of contemplation in New Seeds of Contemplation by Thomas Merton?
- Union with God: Contemplation is a union of mind and will with God in pure love, beyond natural understanding and sensory experience.
- Three Modes of Contemplation: Merton describes three beginnings: sudden clarity, aridity and darkness, and tranquil rest in God’s presence.
- Detachment and Renunciation: Essential to contemplation is detachment from all created things, including spiritual consolations and self-will.
- Gift of Understanding: This is a mystical experience where the soul perceives God’s truth in a serene, dark light, awakening it to its true nature.
How does Thomas Merton describe the relationship between solitude and community in New Seeds of Contemplation?
- Solitude is Not Separation: True solitude is not physical isolation but a state that enables deeper love and unity with others.
- Preparation for Love: Solitude prepares the soul to love God and others more fully, serving as the “home of the person.”
- Communion in Contemplation: The contemplative life leads to unity where “the more we are alone with God the more we are with one another.”
- Reflects Divine Nature: This unity mirrors the Trinitarian nature of God as perfect society and love.
What role do faith and dogma play in contemplation according to New Seeds of Contemplation by Thomas Merton?
- Faith as Foundation: Faith is the essential starting point for contemplation, beginning with assent to Christ’s teaching through the Church.
- Dogma as Living Truth: Dogmas are not rigid formulas but living truths that guide and deepen the contemplative experience.
- Mystics and Church Authority: Saints and mystics reached their deepest knowledge of God through the Church’s teaching, not apart from it.
- Beyond Intellectualism: True contemplation transcends intellectual effort, resting in a simple, loving faith that unites the soul with God.
What practical advice does Thomas Merton offer for cultivating a contemplative life in New Seeds of Contemplation?
- Learn to Be Alone: Merton emphasizes the necessity of physical solitude and interior silence for cultivating contemplation.
- Ascetic Self-Discipline: He advocates moderation and self-denial in bodily appetites and habits to maintain spiritual freedom.
- Pray for Self-Discovery: Prayer should focus on discovering one’s true self and consenting to God’s will.
- Perseverance in Dryness: Merton encourages perseverance through spiritual dryness and distractions, seeing them as part of the journey.
How does New Seeds of Contemplation by Thomas Merton address spiritual dryness, despair, and false consolations?
- Despair as Extreme Self-Love: Despair is seen as ultimate pride, refusing God’s help and choosing misery over grace.
- False Consolations: Emotional fervor and sensible joys can be misleading and are not signs of true holiness.
- The Night of the Senses: Spiritual progress often involves a “dark night” where prayer feels empty, which purifies and deepens union with God.
- Faith Beyond Feelings: True faith persists even without consolation, enduring weakness and spiritual aridity.
What is the role of humility and obedience in the contemplative life according to New Seeds of Contemplation by Thomas Merton?
- Humility as Foundation: Humility is essential for spiritual growth, destroying self-centeredness and opening the soul to God.
- Obedience as Freedom: Obedience to spiritual authority is a path to true liberty, helping overcome self-will.
- Danger of Self-Guided Spirituality: Merton warns against relying solely on personal visions or guidance, which can lead to spiritual ruin.
- Mature Obedience: True obedience is a free, rational act of love that fosters spiritual maturity and peace.
How does Thomas Merton describe the ultimate goal of contemplation and pure love in New Seeds of Contemplation?
- Vanishing of the Self: The highest contemplation involves the disappearance of the separate self, merging into pure freedom and love that is God Himself.
- Beyond Experience and Language: This union transcends all human concepts and experiences, defying description.
- Perfection of Humility: Perfect contemplation is the perfection of humility, where pride is impossible and the soul rejoices in God’s infinite perfection.
- Living in Divine Love: Those who attain this state become “the strength of the world,” living in perfect harmony with God’s will.
What are the best quotes from New Seeds of Contemplation by Thomas Merton and what do they mean?
- “Every one of us is shadowed by an illusory person: a false self.” This highlights the central theme of confronting the ego-driven identity to discover the true self in God.
- “The more we are alone with God the more we are with one another.” Merton expresses the paradox that solitude with God deepens our unity with others.
- “Love is my true identity. Selflessness is my true self.” This quote encapsulates the book’s teaching that love and selflessness are at the core of authentic spiritual identity.
- “If we were incapable of humility we would be incapable of joy.” Merton underscores the foundational role of humility in spiritual happiness and growth.
دانلود PDF
دانلود EPUB
.epub digital book format is ideal for reading ebooks on phones, tablets, and e-readers.