شروع دوره آزمایشی رایگان
Searching...
SoBrief
فارسی
EnglishEnglish
EspañolSpanish
简体中文Chinese
繁體中文Chinese (Traditional)
FrançaisFrench
DeutschGerman
日本語Japanese
PortuguêsPortuguese
ItalianoItalian
한국어Korean
РусскийRussian
NederlandsDutch
العربيةArabic
PolskiPolish
हिन्दीHindi
Tiếng ViệtVietnamese
SvenskaSwedish
ΕλληνικάGreek
TürkçeTurkish
ไทยThai
ČeštinaCzech
RomânăRomanian
MagyarHungarian
УкраїнськаUkrainian
Bahasa IndonesiaIndonesian
DanskDanish
SuomiFinnish
БългарскиBulgarian
עבריתHebrew
NorskNorwegian
HrvatskiCroatian
CatalàCatalan
SlovenčinaSlovak
LietuviųLithuanian
SlovenščinaSlovenian
СрпскиSerbian
EestiEstonian
LatviešuLatvian
فارسیPersian
മലയാളംMalayalam
தமிழ்Tamil
اردوUrdu
دروازه محافظت‌شده

دروازه محافظت‌شده

تعصب، اوژنیک و قانونی که دو نسل از یهودیان، ایتالیایی‌ها و دیگر مهاجران اروپایی را از آمریکا بیرون نگه داشت
اثر دنیل اوکرنت 2019 496 صفحه
4.05
۵۰۰+ امتیاز
گوش دادن
۳ روز دسترسی کامل رایگان
قفل گوش دادن و امکانات بیشتر را باز کنید!
ادامه

نکات کلیدی

۱. نژادپرستی علمی: علمی زاده‌ی ترس‌های نخبگان

«علم وراثت به زودی قدرتی شگرف فراهم خواهد کرد؛ و در کشوری، در زمانی نه چندان دور، این قدرت برای کنترل ترکیب جمعیت یک ملت به کار گرفته خواهد شد.»

چشم‌انداز گالتون. فرانسیس گالتون، پسرعمو و همکار چارلز داروین، در اواخر قرن نوزدهم پیشگام نژادپرستی علمی بود و معتقد بود استعداد، هوش و اخلاقیات انسان‌ها به‌صورت زیستی به ارث می‌رسد. او با جمع‌آوری داده‌های وسواسی، هرچند اغلب بی‌اهمیت (مانند شمارش کرم‌های مرده یا نیش‌های کک)، به این نتیجه رسید که انتخاب گزینشی در تولیدمثل می‌تواند گونه‌ی انسانی را بهبود بخشد، همانند حیوانات. حتی تصور می‌کرد که در کلیسای وست‌مینستر مراسم ازدواج دسته‌جمعی برای افراد «ذاتاً برتر» برگزار شود و با پرداخت مبالغ هنگفت، آن‌ها را به تولید «نوزادان برتر» برای بریتانیا ترغیب کنند.

ماهیت و پرورش. گالتون اصطلاحات «ماهیت و پرورش» را برای توصیف تعامل وراثت و محیط ابداع کرد، هرچند تأکید زیادی بر وراثت داشت. آثار او، به‌ویژه کتاب «نبوغ ارثی»، استدلال می‌کرد که «وراثت ویژگی‌های ذهنی و اخلاقی در انسان، مفهوم بنیادین زندگی و کار گالتون شد.» این مبنا را برای «نژادپرستی مثبت» (تشویق به تولیدمثل مطلوب) و «نژادپرستی منفی» (جلوگیری از تولیدمثل نامطلوب) فراهم آورد، از جمله محروم کردن «طبقات نامطلوب» از حق تولیدمثل.

دینی نوین. ایده‌های گالتون با آرزوی کمال‌پذیری جامعه، به‌ویژه در میان نخبگان ثروتمند، هم‌صدا شد. او نژادپرستی علمی را پایه‌ی دینی نوین و راهی علمی برای بهبود انسان می‌دید. اما این چشم‌انداز به‌سرعت از آرمان‌های ایده‌آل‌گرایانه به کاربردهای تاریک کنترل تولیدمثل تبدیل شد و زمینه را برای تفسیرهای شوم‌تر آن فراهم کرد.

۲. برهمن‌های بوستون: معماران اولیه‌ی تبعیض

«غرور نژادی یا تعصب نژادی، هرچه که نامیده شود... مدت‌هاست که دیگر زیان‌آور نیست.»

بیگانه‌هراسی نخبگان. اشرافیت درون‌زاده‌ی بوستون، یا «طبقه برهمن»، نفرت عمیقی نسبت به «مهاجرت جدید» از جنوب و شرق اروپا داشت. شخصیت‌هایی چون هنری کابوت لاج، سناتور و دانشمند، و جو لی، خیر برجسته، معتقد بودند که میراث آنگلوساکسون آن‌ها را ذاتاً برتر می‌سازد. لاج، برای نمونه، با تحلیل‌هایی مشابه گالتون، «برتری توانایی» آمریکایی‌ها را به اصالت انگلیسی‌های ماساچوست نسبت داد.

انجمن محدودیت مهاجرت (IRL). این انجمن در سال ۱۸۹۴ توسط فارغ‌التحصیلان جوان هاروارد مانند رابرت دکورسی وارد، پرسکات فارنسورث هال و چارلز وارن تأسیس شد و صدای نهادی این بیگانه‌هراسی نخبگان گردید. با وجود پیشینه‌های ممتاز، این افراد زندگی خود را وقف محدود کردن مهاجرت کردند، زیرا معتقد بودند ورود «نژادهای پست‌تر» به خون «یانکی‌های توانمند و صرفه‌جو» آسیب می‌رساند. جو لی، دموکراتی مادام‌العمر و مدافع مسائل اجتماعی، به‌طور پارادوکسیکال حامی مالی اصلی IRL شد، ترسیده از اینکه آمریکا به «ملت داگو» تبدیل شود و باورمند به «محرومیت نژادی.»

ناپیدا و آشکار. برای این اشراف‌زادگان بوستونی، مهاجران جدید هم «ناپیدا و هم در معرض دید» بودند. آن‌ها از «آشفتگی چندزبانه» تازه‌واردان منزجر بودند و آن‌ها را «بیگانگان زشت و کوچک» و «گونه‌ای مهاجم» می‌دیدند که «کثافت، کاهش سطح زندگی، جهل و زوال نژادی» به همراه می‌آوردند. این نگرش باعث شد باور کنند مهاجران نه تنها متفاوت، بلکه از نظر زیستی پست‌ترند و تلاش‌هایشان برای «حفاظت از تمدن در برابر تزریق تهدیدآمیز» را توجیه کند.

۳. «خودکشی نژادی» و نبرد برای خون آمریکایی

«اگر همه‌ی دوستان خوب ما در خیابان بیکن، نیوپورت، خیابان پنجم و فیلادلفیا یک فرزند یا هیچ فرزندی نداشته باشند، در حالی که همه‌ی فینگان‌ها، هولیگان‌ها، آنتونیوها، ماندلبام‌ها و رابینسکی‌ها هشت، نه یا ده فرزند دارند—این صرفاً مسئله‌ی جدول ضرب است. چگونه می‌خواهید از آن فرار کنید؟»

هشدار تئودور روزولت. تئودور روزولت، هرچند اغلب به‌عنوان فردی بازاندیش دیده می‌شود، عمیقاً نگران کاهش نرخ تولد «آمریکایی‌های بومی» و «مهاجران رو به افزایش» بود. او اصطلاح «خودکشی نژادی» را برای توصیف تهدید فرضی کاهش جمعیت آنگلوساکسون ابداع کرد و از «آمریکایی‌های بومی» خواست فرزندان بیشتری داشته باشند تا «جنگ گهواره» را ببرند. او معتقد بود «بهترین مردان» راضی‌اند که «شهروندان آینده از نطفه‌ی دیگران باشند» و این آینده‌ای «غم‌انگیز» خواهد بود.

تحریک ادوارد ای. راس. جامعه‌شناس ادوارد ای. راس، ترس‌های روزولت را تشدید کرد و به حامی فکری برجسته‌ی جنبش محدودیت مهاجرت تبدیل شد. راس، که خود را «رادیکال دشت» می‌نامید، استدلال کرد که «نژاد برتر به آرامی و بدون اعتراض خود را حذف می‌کند تا از رقابت تلخی که نتوانسته با اقدام جمعی دفع کند، رهایی یابد.» او مهاجران جنوب و شرق اروپا را چنین توصیف کرد:

  • «افرادی پرمو، پیشانی کوتاه و چهره‌های بزرگ با هوش ظاهراً پایین»
  • «مردمی شبیه گاو که به وضوح متعلق به دوران پایان عصر یخبندان و زندگی در کلبه‌های حصیری هستند»
  • «مصون در برابر برخی انواع آلودگی‌ها؛ آن‌ها می‌توانند چیزی را تحمل کنند که یک مرد سفیدپوست را می‌کشد.»

پستی زیستی. راس به‌صراحت کاهش نرخ تولد «مردان با استاندارد بالا» را به ورود «مردان با استاندارد پایین» مرتبط دانست و ادعا کرد که «برتری یک نژاد بدون افتخار به خون حفظ نمی‌شود.» این استدلال بحث را از نگرانی‌های اقتصادی به تهدید زیستی تغییر داد و مدعی شد «خونی که اکنون به رگ‌های مردم ما تزریق می‌شود، «زیر متوسط» است و به انقراض قطعی یک ملت فاقد «افتخار نژادی» منجر خواهد شد.»

۴. دفتر ثبت نژادپرستی علمی: جمع‌آوری «داده» برای تبعیض

«ما پیشاپیش به دو نکته‌ای که پیش‌تر ناشناخته بود، به‌طور مقدماتی پی برده‌ایم: اول اینکه فرزندان دو والد بلندقد، بلندقد هستند و دوم اینکه فرزندان دو والد لاغر معمولاً (یا همیشه؟) لاغرند.»

چشم‌انداز داونپورت. چارلز داونپورت، زیست‌شناس برجسته، در سال ۱۹۱۰ دفتر ثبت نژادپرستی علمی (ERO) را در کلد اسپرینگ هاربر تأسیس کرد که عمدتاً توسط مری هریمان، «ثروتمندترین زن جهان»، تأمین مالی می‌شد. هریمان، فعال اجتماعی متعهد و پرورش‌دهنده اسب، هدف داشت «زوال نژاد آمریکایی» را متوقف کند. داونپورت که ابتدا به وراثت عمومی علاقه‌مند بود، به سرعت به ایده به‌کارگیری اصول نژادپرستی علمی در جمعیت‌های انسانی روی آورد و معتقد بود «انتخاب گزینشی می‌تواند جمعیت را بهبود بخشد.»

روش‌شناسی معیوب. مأموریت ERO جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها برای تسریع اجرای نژادپرستی علمی در آمریکا بود. این دفتر از جوانان، عمدتاً زنان، فارغ‌التحصیل کالج‌های ممتاز، برای جمع‌آوری تاریخچه‌های خانوادگی و «شجره‌نامه» برای ده‌ها هزار نفر، از جمله بیماران روانی، فقرا و زندانیان، استفاده می‌کرد. این «جمع‌آورندگان ویژگی» موظف بودند ۳۵۰۰ ویژگی و نقص انسانی را شناسایی و عددی کنند، از رنگ مو تا «بی‌انگیزگی»، «اسطوره‌سازی» و «علاقه به هیجان و خطر.» این فرایند عمیقاً معیوب بود:

  • متکی به یادآوری، شایعات و حرف‌های محلی بود.
  • تأثیرات محیطی را نادیده می‌گرفت و فقر را به نقص ژنتیکی نسبت می‌داد.
  • بر افراد تحت مراقبت مؤسسات تمرکز داشت و نمونه‌ای نامتعادل ایجاد می‌کرد.

اشتباه علمی. خطای بنیادین در کار داونپورت باور به این بود که ویژگی‌های پیچیده انسانی مانند حافظه، وفاداری یا جرم توسط «ویژگی‌های واحد» تعیین می‌شوند، مشابه رنگ گیاهان نخود مندلی. این «فرض حیرت‌انگیز» به او اجازه داد پیشنهاد دهد که گونه انسانی می‌تواند از طریق جفت‌گیری کنترل‌شده تغییر یابد. با وجود ردهای علمی بعدی، داونپورت همچنان معتقد بود سیاست نژادپرستی علمی می‌تواند کشور را از «نابودی ژنتیکی» نجات دهد و باور داشت «فرزندان دو والد هنرمند یا خواننده یا هر دو با مهارت مکانیکی بالا، همه ظرفیت مشابهی خواهند داشت!»

۵. فرانز بواس: صدای تنها در برابر شبه‌علم نژادی

«اگر حتی شکل جمجمه در نسل‌ها قابل تغییر باشد، او معتقد بود که تمام ویژگی‌های جسمی و ذهنی نیز چنین‌اند.»

چالش نظریه نژاد. فرانز بواس، برجسته‌ترین انسان‌شناس آمریکا، مخالف سرسخت موج رو به رشد نژادپرستی علمی بود. بواس، یهودی آلمانی، با «استقلال آهنین» و «انزجار پایدار از امتیازات ثروت و ادعاهای نجابت» به مبارزه مادام‌العمر برای فروپاشی «مراتب فرضی انواع نژادی» پرداخت. او استدلال کرد که عوامل محیطی، نه تفاوت‌های ذاتی نژادی، عمدتاً استعدادها و ویژگی‌های فردی را شکل می‌دهند.

مطالعه کمیسیون دیلینگام. در سال ۱۹۰۸، بواس مطالعه‌ای عظیم برای کمیسیون مهاجرت آمریکا انجام داد و شکل جمجمه (شاخص سفالیک) نزدیک به ۱۸ هزار مهاجر یهودی، ایتالیایی، بوهمی و اسکاتلندی و فرزندان متولد آمریکا را به دقت اندازه‌گیری کرد. این مطالعه چالشی مستقیم برای باور رایج به شکل جمجمه به‌عنوان نشانه‌ای غیرقابل تغییر نژادی بود. یافته‌های او انقلابی بودند:

  • هرچه خانواده مدت بیشتری در آمریکا زندگی کرده بود، شکل جمجمه فرزندان به میانگین آمریکایی نزدیک‌تر می‌شد.
  • یهودیان اروپای شرقی با جمجمه گرد، فرزندان بلندجمجمه بیشتری داشتند.
  • ایتالیایی‌های جنوبی با جمجمه بلند، فرزندان گردجمجمه بیشتری داشتند.

پرورش بر ماهیت. کار بواس به‌طور قاطع نشان داد که تأثیرات محیطی، به‌ویژه تغذیه، حتی می‌تواند ویژگی‌های ظاهراً پایدار جسمی مانند شکل جمجمه را تغییر دهد. او استدلال کرد که اگر ویژگی‌های جسمی قابل تغییر باشند، «تمام ویژگی‌های جسمی و ذهنی» نیز چنین‌اند و اساس زیستی سلسله‌مراتب نژادی را به‌طور مؤثری رد کرد. با وجود «تجربه‌گرایی بی‌امان» و «صفحات خسته‌کننده» داده‌ها، کمیسیون دیلینگام عمدتاً یافته‌های او را نادیده گرفت و به جای آن به فرهنگ لغت «غیرقابل فهم انسان‌شناسی» دانیل فولکمار تکیه کرد.

۶. آزمون سواد: ابزاری معیوب برای پالایش «نژادی»

«آزمون سواد، به گفته کلیولند، صرفاً «بهانه‌ای برای محرومیت» بود.»

جهاد لاج. سناتور هنری کابوت لاج آزمون سواد را به‌عنوان ابزاری برای محدود کردن مهاجرت تبلیغ کرد و ابتدا آن را اقدامی اقتصادی برای حمایت از کارگران آمریکایی معرفی نمود. اما هدف واقعی او نژادی بود؛ می‌خواست «کاه را از گندم جدا کند» و «نژادهایی که از نظر فکر، زبان و خون بسیار متفاوت از مردمی هستند که این کشور را ساخته‌اند، محروم سازد.» او آشکارا اعلام کرد که این آزمون «بیشترین تأثیر را بر ایتالیایی‌ها، روس‌ها، لهستانی‌ها، مجارها و آسیایی‌ها خواهد داشت.»

ردهای مکرر. با وجود حمایت قوی کنگره، آزمون سواد بارها توسط رؤسای جمهور وتو شد. گروور کلیولند در سال ۱۸۹۷ آن را «انحراف رادیکال از سیاست ملی» و «بهانه‌ای برای محرومیت» خواند. وودرو ویلسون در ۱۹۱۵ نیز آن را «محدودیت، نه انتخاب» و شکلی از تعصب دانست. این وتوها ماهیت تبعیض‌آمیز قانون پیشنهادی را که هدفش محروم کردن ملیت‌های خاص بود، برجسته ساخت.

پیروزی تلخ. سرانجام قانون مهاجرت ۱۹۱۷ پس از ۲۴ سال تلاش، بر وتوی ویلسون غلبه کرد و آزمون سواد قانونی شد. اما این پیروزی برای محدودکنندگان تلخ بود؛ زیرا به زودی متوجه «تناقض مرکزی» آزمون شدند: این آزمون آموزش را در میان همان مهاجرانی که می‌خواستند محروم کنند، تشویق می‌کرد. پرسکات هال، یکی از بنیان‌گذاران IRL، تأسف خورد که «مدارس ابتدایی به زودی در بسیاری از نقاط اروپا تأسیس خواهد شد... بنابراین آزمون خواندن، در حالی که کیفیت مهاجرت را بهبود می‌بخشد، احتمالاً به مرور زمان ارزش خود را به‌عنوان وسیله‌ای برای محدودیت از دست خواهد داد.» این امر محدودکنندگان را مجبور کرد به دنبال اقدامات «قطعی‌تر» فراتر از سوادآموزی باشند.

۷. «نژاد بزرگ» مدیسون گرانت: نقشه‌ای برای تعصب

«ترکیب مرد سفیدپوست و هندی، هندی است؛ ترکیب مرد سفیدپوست و سیاه‌پوست، سیاه‌پوست است؛ ترکیب مرد سفیدپوست و هندو، هندو است؛ و ترکیب هر یک از سه نژاد اروپایی با یهودی، یهودی است.»

ایده‌آل نوردیک. مدیسون گرانت، ثروتمند و فعال محیط زیست نیویورکی، در سال ۱۹۱۶ کتاب «زوال نژاد بزرگ» را منتشر کرد که به متنی بنیادین برای نژادپرستی علمی بدل شد. گرانت، نژادپرست و ضدیهودی سرسخت، مفهوم «نوردیک» را به‌عنوان «مرد سفیدپوست برتر» و «نژاد برتر» شامل «سربازان، دریانوردان، ماجراجویان و کاوشگران، اما بالاتر از همه، فرمانروایان، سازمان‌دهندگان و اشراف» ترویج داد. او ادعا کرد که «ویژگی‌های اخلاقی، فکری و معنوی... بدون تغییر از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند.»

تاریخ تحریف‌شده و شبه‌علم. کتاب گرانت ترکیبی «بیمارگونه تحریف‌شده» از نژادپرستی علمی و بیگانه‌هراسی بود که با «خلاصه‌ای تلخ از تاریخ بشر» و تفسیرهای «خیالی» ادعاهایش را پشتیبانی می‌کرد. او مدعی بود:

  • «دانته، رافائل، تیتان، میکل‌آنژ، لئوناردو داوینچی همه از نوع نوردیک بودند.»
  • ایتالیایی‌های جنوبی «با خون آفریقایی آلوده شده‌اند» و به‌دلیل «ناتوانی سیاسی و تمایل به خیانت» خطرناک‌اند.
  • «کلمبوس، از روی پرتره‌ها و پیکره‌هایش، چه اصیل باشند یا نه، به‌وضوح نوردیک بود.»

پیشگام نژادپرستی. با وجود انتقادات شدید دانشمندان معتبری چون فرانز بواس که آن را «تبلیغات خبیثانه» و «خطرناک» خواند، کتاب گرانت موفقیت تجاری متوسطی داشت و نفوذ قابل توجهی یافت. این کتاب توسط تئودور روزولت و بعدها رئیس‌جمهور وارن جی. هاردینگ حمایت شد. چارلز اسکریبر، ناشر گرانت، آن را «پیشگام» خواند و گفت «مسئله نژاد اکنون محبوب شده است» و اسکریبر به مرکزی برای نژادپرستی علمی تبدیل شد. «زوال نژاد بزرگ» پایه‌ی «علمی‌نمای» استدلال محدودیت را فراهم کرد و تمرکز را از ویژگی‌های فردی به پستی فرضی کل «نژادها» منتقل ساخت.

۸. آزمون‌های هوش و مهاجران «پست»: شبه‌علم در کنگره

«اگر آزمون‌های ارتش «به‌روشنی به مردم ما نشان داد که کشور ما فاقد هوش است و درجات هوش نژادهای مختلفی که به ما می‌آیند چگونه است»، من معتقدم این آزمون‌ها ارزش هزینه جنگ را داشتند، حتی به قیمت جان انسان‌ها.»

آزمون‌های هوش ارتش. رابرت یرکز، روان‌شناس تطبیقی، جنگ جهانی اول را فرصتی برای اجرای گسترده آزمون‌های هوش دید. او آزمون‌های آلفا و بتا را بر روی نزدیک به ۱.۷۳ میلیون سرباز انجام داد تا «نشان دهد روان‌شناسی فناوری ارزشمندی برای مدیریت اجتماعی دارد.» اما این آزمون‌ها از نظر فرهنگی جانبدارانه بودند و سوالاتی مانند:

  • «خودروی اورلند در... بوفالو دیترویت فلینت تولدو ساخته می‌شود؟»
  • «ویاندوت نوعی... اسب، پرنده، گاو، سنگ مرمر است؟»
  • «ولوت جو در تبلیغات... پودر دندان، کالاهای خشک، تنباکو، سوپ ظاهر می‌شود؟»
    این سوالات که برای سنجش «هوش ذاتی» طراحی شده بودند، در واقع آزمون اطلاعات عمومی بودند و مهاجران باهوش اما ناآشنا با فرهنگ آمریکا را «کندذهن» جلوه می‌دادند.

مطالعه «هوش آمریکایی» بریگهام. کارل بریگهام، روان‌شناس پرینستون، داده‌های یرکز را تحلیل کرد و نتیجه گرفت «نوردیک‌ها از آلپاین‌ها باهوش‌ترند، آلپاین‌ها از مدیترانه‌ای‌ها باهوش‌ترند، و آن‌ها کمی باهوش‌تر از سیاه‌پوستان هستند.» کتاب او «مطالعه‌ای در هوش آمریکایی» که توسط دانشگاه پرینستون منتشر شد، ادعا کرد «هوش آمریکایی در حال کاهش است» به‌دلیل «مردم پست» از جنوب و شرق اروپا که «پایین‌تر از میانگین سیاه‌پوستان» هستند. این کتاب توجیهی علمی‌نما برای تبعیض نژادی فراهم کرد.

«فلز و ضایعات» لافلین. هری لافلین، شاگرد چارلز داونپورت و «نماینده متخصص نژادپرستی علمی» در کنگره، تحلیل خود را با عنوان «فلز و ضایعات در دیگ ذوب مدرن آمریکا» ارائه داد. او با استفاده از آمار معیوب از ۴۴۵ مؤسسه عمومی «اثبات» کرد که برخی «نژادها» به‌طور نامتناسبی «اجتماعاً ناکارآمد» هستند. برای مثال:

  • رومی‌ها ۴۱٪ بیشتر احتمال جرم داشتند.
  • ایتالیایی‌ها ۵۷٪ بیشتر احتمال بیماری روانی داشتند.
  • روس‌ها و لهستانی‌ها دو برابر بیشتر احتمال سل داشتند.
    روش‌شناسی لافلین که تأثیرات محیطی و قوانین مهاجرت موجود را نادیده می‌گرفت، «به اندازه سراب بی‌اساس» بود، اما توسط نماینده آلبرت جانسون «از نظر زیستی و آماری دقیق و ظاهراً معتبر» خوانده شد.

۹. قوانین سهمیه‌ای: بستن درها به روی اروپای جنوبی و شرقی

«نیاز به محدودیت آشکار است. مؤسسات آمریکایی در معرض تهدیدند.»

وحشت پس از جنگ. پایان جنگ جهانی اول موجی از مهاجرت و هراس ضد رادیکال و بیگانه‌هراسی را به همراه داشت. نماینده آلبرت جانسون، رئیس کمیته مهاجرت مجلس، قانون اضطراری مهاجرت را معرفی کرد که هدفش توقف کامل مهاجرت به مدت دو سال بود. او از ترس «فقر و نیاز» پس از جنگ اروپا و آمار نگران‌کننده‌ای که «بیش از ۷۵ درصد [ورودهای اخیر] از نژاد سامی بودند» سخن گفت. این ترس با گزارش‌های وزارت امور خارجه که یهودیان لهستانی و روسی را «کثیف، غیرآمریکایی و اغلب خطرناک» و سیسیلی‌ها را «کوتاه‌قد و کم‌هوش» توصیف می‌کرد، تشدید شد.

قانون سهمیه ۱۹۲۱. قانون اضطراری مهاجرت ۱۹۲۱، هرچند موقتی، سیستم سهمیه‌ای بر اساس کشور را معرفی کرد و کل مهاجرت را به ۳۵۵ هزار نفر در سال محدود ساخت. سهمیه هر کشور بر اساس ۳٪ جمعیت مهاجر آن کشور در آمریکا در سال ۱۹۱۰ تعیین شد. این قانون مهاجرت از جنوب و شرق اروپا را به شدت کاهش داد:

  • لهستان: ۷۰٪ کاهش
  • یوگسلاوی: ۷۴٪ کاهش
  • ایتالیا: ۸۲٪ کاهش
    این امر به «مسابقه مهاجران» منجر شد که کشتی‌ها برای پر کردن سهمیه‌های ماهانه به بنادر می‌رسیدند و اغلب «یونانی‌های اضافی» و دیگر «بیگانگان مازاد سهمیه» را اخراج می‌کردند.

قانون جانسون-رید ۱۹۲۴. این قانون دائمی محدودیت‌ها را بیشتر کرد، سقف سالانه را به ۱۶۰ هزار نفر کاهش داد و سهمیه‌ها را بر اساس ۲٪ سرشماری ۱۸۹۰ تعیین کرد. این اقدام عمدتاً به نفع کشورهای نوردیک بود، زیرا سرشماری ۱۸۹۰ پیش از موج عظیم مهاجرت جنوب و شرق اروپا بود. طرح «منشأ ملی» جان ترور زمینه قانونی این سیاست را فراهم کرد تا «برند آمریکایی شهروند برای مدتی طولانی باقی بماند.» این قانون به‌طور مؤثر «ژاپنی‌ها و دیگر آسیایی‌ها را بدون هیچ کلمه‌ای» حذف کرد و به مرگ تراژیک و خودکشی وایشنو داس باگای، مهاجر هندی، انجامید.

۱۰. نژادپرستی علمی آمریکایی: الگویی برای سیاست نژادی نازی‌ها

«آنچه داروین نتوانست انجام دهد، ژنتیک به انجام رساند. نظریه برابری انسان را نابود کرد.»

الهام‌بخش نازی‌ها. ظهور نازیسم در آلمان دهه ۱۹۳۰، پتانسیل هولناک ایدئولوژی نژادپرستی علمی را آشکار ساخت. آدولف هیتلر در «نبرد من» به‌صراحت ایالات متحده را به‌عنوان الگویی برای «سیاست و تفکر نژادی» ستود، به‌ویژه قوانین مهاجرت و کمپین‌های عقیم‌سازی آن. ایدئولوگ‌های نازی مانند آلفرد روزنبرگ و هانس اف. ک. گونتر، نژادپرستان آمریکایی چون مدیسون گرانت و لوتروپ استودارد را «پدران معنوی» و الگوهای «دولت نژادی» آلمان می‌دانستند.

همدستی آمریکایی. بسیاری از نژادپرستان علمی آمریکایی، از جمله هری لافلین، چارلز داونپورت و فرفیلد آزبورن، روابط نزدیکی با همتایان آلمانی خود داشتند و تحقیقات و ایده‌ها را به اشتراک می‌گذاشتند. لافلین به‌ویژه در سال ۱۹۳۶ توسط دانشگاه هایدلبرگ به‌عنوان «نماینده دوراندیش سیاست نژادی در آمریکا» برای کارهایش در زمینه عقیم‌سازی اجباری و محدودیت مهاجرت مورد تجلیل قرار گرفت. او «شواهد تفاهم مشترک دانشمندان آلمانی و آمریکایی» درباره «ویژگی‌های نژادی و سلامت نژادی» را مشاهده کرد.

نشریه نژادپرستی علمی. نشریه رسمی انجمن تحقیقات نژادپرستی علمی، که تحت تأثیر لافلین و هم‌پیمانانش بود، به سکویی برای تبلیغات نازی تبدیل شد. این نشریه مقالاتی منتشر کرد که جشن می‌گرفتند:

  • «عقیم‌سازی نژادپرستی علمی در آلمان»
  • سخنرانی ویلهلم فریک درباره «بهداشت نژادی در خدمت دولت»
  • ایده‌آل‌های اخلاقی و نژادی هانس گونتر در آلمان نوین
    کلارنس کمپبل، رئیس انجمن گالتون، حتی در کنگره جمعیت جهانی ۱۹۳۵ در برلین، «آن رهبر بزرگ، آدولف هیتلر!» را تحسین کرد و نشان داد که همسویی ایدئولوژیک عمیقی میان نژادپرستی علمی آمریکایی و نازی‌ها وجود دارد.

۱۱. هزینه انسانی: جان‌های از دست رفته در «دروازه‌های محافظت‌شده»

«به‌خاطر قانون مهاجرت ۱۹۲۴، بسیاری از افرادی که ممکن بود راه خود را به شیکاگو، بوستون، دالاس یا باتاویا، نیویورک پیدا کنند، به جای آن جان باختند.»

سفر نفرین‌شده. سهمیه‌های سخت‌گیرانه قانون جانسون-رید پیامدهای انسانی ویرانگری داشت، به‌ویژه برای پناهندگان یهودی فراری از ترور نازی‌ها. کشتی SS سنت لوئیس که بیش از ۹۰۰ پناهنده یهودی را در سال ۱۹۳۹ حمل می‌کرد، مجبور شد به اروپا بازگردد زیرا سهمیه آلمان پر شده بود. با وجود گزارش‌های گسترده از این تراژدی، افکار عمومی آمریکا عمدتاً مخالف پذیرش پناهندگان بیشتر، حتی کودکان یهودی، بود و ۶۰٪ با قانونی برای تسهیل سهمیه برای آن‌ها مخالفت کردند.

مسئولیت و تقصیر. اگرچه مسئولیت نهایی هولوکاست بر عهده هیتلر و نازی‌هاست، قوانین مهاجرت آمریکا بی‌تردید به مرگ «صدها هزار» نفری که از ورود محروم شدند، کمک کرد. «قطار پیامدها» از جنبش نژادپرستی علمی و سیاست‌های ضد مهاجرت مستقیماً بر سرنوشت این افراد تأثیر گذاشت. در «دادگاه پزشکان» نورنبرگ، متهمان نازی حتی به حکم عقیم‌سازی باک علیه بل و قانون جانسون-رید استناد کردند و ادعا کردند که «از آمریکایی‌ها پیروی می‌کردند.»

فراتر از پناهندگان یهودی. رنج‌ها فراتر از پناهندگان یهودی بود و شامل گروه‌های دیگری می‌شد که هدف قانون ۱۹۲۴ قرار گرفتند. صدها هزار صرب و یونانی توسط گروه‌های مرگ مرتبط با نازی‌ها کشته شدند. کولی‌ها و همجنس‌گرایان قتل‌عام شدند. میلیون‌ها روس در جنگ یا گرسنگی جان باختند. ژاپنی‌ها، چینی‌ها و دیگر آسیایی‌ها برای دهه‌ها به‌طور دائم از ورود محروم شدند، در حالی که صدها هزار نفر احتمالاً آرزوی مهاجرت به آمریکا را داشتند. «کارناوال محرومیت» تأثیر عمیق و تراژیکی در سطح جهانی داشت.

۱۲. میراث شرم‌آور: عقب‌نشینی تدریجی از نژادپرستی علمی

«یکی از پرادعا‌ترین این مطالعات مقایسه‌ای نژادی—مطالعه خود نویسنده—بی‌اساس بود.»

پس‌گرفتن‌ها و انکارها. با آشکار شدن وحشت‌های نازیسم، بسیاری از دانشمندان و مؤسسات برجسته آمریکایی شروع به فاصله‌گیری از نژادپرستی علمی کردند. هربرت جنینگز، ژنتیک‌دان معتبر، از کمیته نژادپرستی علمی آمریکا استعفا داد و روش‌های آن را «غیرعلمی» و هدفش را «تبلیغات نوردیک» خواند. ریموند پرل، نژادپرست اولیه، علناً انکار کرد و جنبش را «آمیخته‌ای از جامعه‌شناسی، اقتصاد، انسان‌شناسی و سیاست ناپایدار و غیرانتقادی، پر از درخواست‌های احساسی به تعصب طبقاتی، که به‌عنوان علم ارائه شده» توصیف کرد.

پس‌گرفتن بریگهام. مهم‌تر از همه، کارل بریگهام، که کتاب «مطالعه‌ای در هوش آمریکایی» را نوشته بود و توجیه علمی کلیدی برای قانون ۱۹۲۴ فراهم کرده بود، در سال ۱۹۳۰ کاملاً کار خود را رد کرد. او اعتراف کرد که مطالعه‌اش «ساختار فرضی کامل تفاوت‌های نژادی کاملاً فرو می‌ریزد» و اذعان داشت که هیچ آزمون عادلانه‌ای نمی‌تواند در فرهنگ‌های مختلف اعمال شود و هوش یک ویژگی واحد و ارثی نیست. ادوارد ای. راس، «پدر خودکشی نژادی»، نیز «افسانه نوردیک» پیشین خود را رد کرد و گفت: «از این تمسخر پشیمانم.»

تحولات نهادی. بنیاد راکفلر شروع به خروج از پروژه‌های نژادپرستی علمی کرد. موزه تاریخ طبیعی آمریکا، که زمانی «استادیوم خانگی» نژادپرستی علمی بود، شاهد توطئه مقاماتش برای «پنهان کردن ارتباطات زشت موزه» با این جنبش بود. دفتر ثبت نژادپرستی علمی در نهایت به دفتر ثبت ژنتیک تغییر نام داد و آرشیوهای آن «برای مطالعه ژنتیک انسانی نامناسب» اعلام شد. با وجود این تحولات، چارلز داونپورت، بنیان‌گذار ERO، تا حد زیادی از «تأثیر مخرب کار خود» غافل ماند و از تسلیح علمش آگاه نشد.

پایان سهمیه‌ها. سیاست‌های نژادی ایجاد شده توسط نژادپرستی علمی و جنبش‌های ضد مهاجرت برای دهه‌ها ادامه یافت. اما به تدریج جریان تغییر کرد، با لغو قانون محرومیت چینی در دوران جنگ جهانی دوم و اقدامات اصلاحی در دهه ۱۹۵۰. سرانجام در سال ۱۹۶۵، قانون مهاجرت و تابعیت سهمیه‌های تبعیض‌آمیز را لغو کرد و «سیستم مهاجرت بدون توجه به ملیت» را برقرار ساخت. رئیس‌جمهور لیندون بی. جانسون هنگام امضای این قانون در جزیره آزادی اعلام کرد: «چراغ این بانوی بزرگ و کهن امروز روشن‌تر است—و در طلوع آزادی افزون برای مردم همه کشورهای جهان، دروازه طلایی که او نگهبانی می‌کند، درخشان‌تر می‌درخشد.»

آخرین بروزرسانی:

Report Issue

خلاصه نقدها

4.05 از 5
میانگین ۵۰۰+ امتیاز از Goodreads و Amazon.

کتاب «دروازه‌ی محافظت‌شده» به بررسی جنبش ضد مهاجرت در اوایل قرن بیستم آمریکا می‌پردازد که ریشه در نژادپرستی شبه‌علمی و نظریه‌های نژادپرستی داشت. دنیل اوکرنت در این اثر شرح می‌دهد چگونه شخصیت‌های برجسته‌ای از جمله رؤسا، دانشگاهیان و روشنفکران با تکیه بر نظریه‌های نادرست ژنتیکی، محدودیت‌هایی را علیه مهاجران جنوب و شرق اروپا، به‌ویژه یهودیان و ایتالیایی‌ها، توجیه کردند. قانون جانسون-رید ۱۹۲۴ که بر اساس سهمیه‌های نژادپرستانه وضع شد، تا سال ۱۹۶۵ برقرار بود و مانع ورود میلیون‌ها نفر به آمریکا شد؛ پیامدهایی که در دوران هولوکاست به‌طرز تراژیکی آشکار گردید. منتقدان، پژوهش دقیق اوکرنت و نثر روان او را ستایش کرده‌اند و در عین حال به شباهت‌های نگران‌کننده این موضوع با بحث‌های مهاجرتی معاصر و تأثیر این جنبش بر ایدئولوژی نازی‌ها اشاره کرده‌اند.

Your rating:
4.4
21 امتیاز
Want to read the full book?

درباره نویسنده

دنیل اوکرنت در طول چهار دهه فعالیت حرفه‌ای خود در رسانه‌های مختلف حضور داشته است. او به‌عنوان ویراستار در ناشرانی برجسته همچون کناف، وایکینگ و هارکورت فعالیت کرده و نخستین ویراستار عمومی روزنامه نیویورک تایمز بوده است. او مؤسس مجله نیو انگلند مانثلی و سردبیر ارشد مجله لایف نیز بوده است. اوکرنت در مستند بیسبال ساخته کن برنز حضور گسترده‌ای داشته و در اواخر دهه ۱۹۹۰ مدیریت عملیات اینترنتی شرکت تایم اینک را بر عهده داشته است. فعالیت‌های نویسندگی او شامل چندین کتاب غیر داستانی برجسته است که از کتاب ناین اینینگز در سال ۱۹۸۵ آغاز شده و تا کتاب لست کال در سال ۲۰۱۰ ادامه یافته است و او را به‌عنوان نویسنده‌ای متنوع و جذاب در حوزه غیر داستانی معرفی کرده است.

Follow
گوش دادن
Now playing
دروازه محافظت‌شده
0:00
-0:00
Now playing
دروازه محافظت‌شده
0:00
-0:00
1x
Queue
Home
Swipe
Library
Get App
Try Full Access for 3 Days
Listen, bookmark, and more
Compare Features Free Pro
📖 Read Summaries
Read unlimited summaries. Free users get 3 per month
🎧 Listen to Summaries
Listen to unlimited summaries in 40 languages
❤️ Unlimited Bookmarks
Free users are limited to 4
📜 Unlimited History
Free users are limited to 4
📥 Unlimited Downloads
Free users are limited to 1
Risk-Free Timeline
Today: Get Instant Access
Listen to full summaries of 26,000+ books. That's 12,000+ hours of audio!
Day 2: Trial Reminder
We'll send you a notification that your trial is ending soon.
Day 3: Your subscription begins
You'll be charged on Jun 6,
cancel anytime before.
Consume 2.8× More Books
2.8× more books Listening Reading
Our users love us
600,000+ readers
Trustpilot Rating
TrustPilot
4.6 Excellent
This site is a total game-changer. I've been flying through book summaries like never before. Highly, highly recommend.
— Dave G
Worth my money and time, and really well made. I've never seen this quality of summaries on other websites. Very helpful!
— Em
Highly recommended!! Fantastic service. Perfect for those that want a little more than a teaser but not all the intricate details of a full audio book.
— Greg M
Save 62%
Yearly
$119.88 $44.99/year/yr
$3.75/mo
Monthly
$9.99/mo
Start a 3-Day Free Trial
3 days free, then $44.99/year. Cancel anytime.
Unlock a world of fiction & nonfiction books
26,000+ books for the price of 2 books
Read any book in 10 minutes
Discover new books like Tinder
Request any book if it's not summarized
Read more books than anyone you know
#1 app for book lovers
Lifelike & immersive summaries
30-day money-back guarantee
Download summaries in EPUBs or PDFs
Cancel anytime in a few clicks
Scanner
Find a barcode to scan

We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel
Settings
General
Widget
Loading...
We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel