نکات کلیدی
۱. فاجعه کشتی سفید و آغاز یک قرن نزاعهای دودمانی
غرق شدن کشتی سفید در یک شب، نسل جوانی از نخبگان آنگلو-نورمن را به کلی نابود کرد.
یک فاجعه سلطنتی. غرق شدن کشتی سفید در سال ۱۱۲۰ که حامل تنها پسر مشروع و وارث هنری اول، ویلیام آثلینگ بود، انگلستان را در بحران عمیق جانشینی فرو برد. این رویداد که در پی جشنهای مستی رخ داد، خط مستقیم مردانه دودمان نورمن را از بین برد و هنری اول را با وجود فرزندان نامشروع متعدد، بدون وارثی روشن گذاشت. تلاشهای بعدی او برای تضمین تاج و تخت به دخترش ماتیلدا با مقاومت روبرو شد و زمینهساز دههها بیثباتی گردید.
چنگال هرج و مرج. مرگ هنری اول در سال ۱۱۳۵ موجب آغاز «کشتی شکسته» شد؛ جنگ داخلی خونینی که به هرج و مرج معروف است، زیرا استفان بلوا، برادرزاده هنری، تاج و تخت را از ماتیلدا ربود. در این دوره انگلستان به بخشهای متخاصم تقسیم شد، دولتهای رقیب شکل گرفتند، خشونت مزدوران گسترش یافت و مردم عادی رنج فراوانی کشیدند. این نزاع شکنندگی پادشاهی قرون وسطایی اولیه را نشان داد، جایی که جذابیت شخصی و اقدام سریع اغلب بر ادعاهای ارثی غلبه میکرد.
ظهور هنری دوم. تنها با ظهور پسر ماتیلدا، هنری فیتزامپرس (که بعدها هنری دوم شد)، ثبات به انگلستان بازگشت. او با ترکیبی از مهارت نظامی، دیپلماسی استراتژیک و مرگ به موقع رقبایش، ادعای خود را تثبیت کرد. به سلطنت رسیدن او در سال ۱۱۵۴ پایان هرج و مرج و آغاز دودمان پلانتاجنت بود؛ قلمرویی که از جنگ زخمی شده بود اما برای رهبری قوی آماده بود.
۲. هنری دوم امپراتوری میسازد و قانون انگلستان را متحول میکند
هنری دوم مردی بود که به آسانی در دسترس بود، متکبر، انعطافپذیر و بذلهگو، در ادب بینظیر … در جنگ سختکوش … و در زندگی مدنی بسیار محتاط …
حکمران پویا. هنری دوم، نخستین پادشاه پلانتاجنت، فرمانروایی پرانرژی و هوشمند بود که امپراتوری وسیعی از اسکاتلند تا پیرنهها را متحد کرد. دوران حکومت او با سفرهای مکرر در قلمروهایش، علاقه شدید به حکومتداری و حضور نظامی قدرتمند که رقبای سرکش و رعایای شورشی را تحت تأثیر قرار میداد، شناخته میشود. او استاد دیپلماسی و اقدام قاطع بود و تاج و تخت انگلستان را به نیرویی مسلط در اروپا تبدیل کرد.
انقلاب حقوقی. ماندگارترین میراث هنری، تحول قانون و اداره انگلستان بود. او نظام قضایی پیچیدهای ایجاد کرد، قضات را به مناطق مختلف فرستاد و پایههای حقوق عرفی را بنا نهاد. اصلاحات کلیدی شامل موارد زیر بود:
- آسیز کلارندون (۱۱۶۶): قانون کیفری را تحت کنترل سلطنتی متمرکز کرد و هیئت منصفه را معرفی نمود.
- آسیز نورثهمپتون (۱۱۷۶): قوانین پیشین را تقویت کرد، مدارهای قضایی را برقرار ساخت و روش جدیدی برای حل اختلافات ملکی ارائه داد.
- دادگاه بنچ پادشاه: دادگاهی دائمی در وستمینستر ایجاد کرد که عدالت سلطنتی را قابل دسترستر و کارآمدتر ساخت.
این نوآوریها پایههای توسعه حقوقی انگلستان را برای قرنها فراهم آورد.
نزاع بکت. با وجود درخشش اداری، دوران هنری با منازعه فاجعهبارش با اسقف اعظم توماس بکت لکهدار شد. هنری خواستار اعمال قدرت سلطنتی بر کلیسا، به ویژه در مورد «کشیشان مجرم» بود، اما دفاع سرسختانه بکت از امتیازات کلیسایی به قتل او در ۱۱۷۰ انجامید. این رویداد، هرچند فاجعهای شخصی و سیاسی برای هنری بود، به طور ناخواسته بکت را به قدیس ملی تبدیل کرد و هنری را مجبور به توبه عمومی نمود، که قدرت پایدار کلیسا را نشان داد.
۳. جنگهای صلیبی ریچارد شیردل، قلمرو را برای جلال خالی میکند
ریچارد اول نخستین نجیبزاده شمال آلپ بود که در پاییز ۱۱۸۷ صلیب را بر دوش گرفت.
پادشاه جنگجوی صلیبی. ریچارد اول، «شیردل»، امپراتوری وسیع و به خوبی اداره شدهای به ارث برد اما عمدتاً به خاطر جلال جنگهای صلیبی سوم شناخته میشود. دوران حکومت او بیشتر در خارج از انگلستان گذشت و بر دفاع و گسترش قدرت پلانتاجنت در سرزمین مقدس و مبارزه با فیلیپ دوم فرانسه متمرکز بود. او جنگجویی شجاع و ماهر بود که به خاطر دلاوریهایش در سراسر اروپا افسانهای شد.
آرزوی پرهزینه. شور و شوق ریچارد برای جنگهای صلیبی هزینه مالی هنگفتی بر قلمروهایش تحمیل کرد. او بیرحمانه هر منبع درآمدی را بهرهبرداری کرد، دفاتر، اربابنشینها را فروخت و حتی شوخی میکرد که اگر خریدار پیدا کند، لندن را خواهد فروخت. این هزینههای عظیم، همراه با باج گزاف پس از اسارت توسط امپراتور هنری ششم، اقتصاد انگلستان را به شدت تحت فشار قرار داد.
- مالیات صلاحالدین: ۱۰۰,۰۰۰ پوند توسط هنری دوم جمعآوری شد.
- باج ریچارد: ۱۰۰,۰۰۰ مارک برای آزادی او پرداخت شد، به علاوه ۵۰,۰۰۰ مارک تضمین.
- تأمین مالی جنگهای صلیبی: ۱۴,۰۰۰ پوند در یک سال برای تدارکات.
این درخواستها، هرچند برآورده شدند، ظرفیت استخراج ثروت پادشاهی را نشان دادند اما همچنین آسیبپذیری آن در برابر جاهطلبیهای پادشاه غایب را آشکار ساختند.
میراث جنگ. با وجود دلاوریهای شخصی و پیروزیهای نظامی، جنگ صلیبی ریچارد از نظر هدف نهایی یعنی تصرف اورشلیم شکست خورد. جنگهای مداوم او با فیلیپ دوم، ناشی از رقابت شخصی و منازعات سرزمینی، داراییهای قارهای پلانتاجنت را در وضعیتی شکننده قرار داد. غیبت و فشار مالی او زمینهساز فروپاشی امپراتوری در دوران جان، جانشینش، شد.
۴. استبداد شاه جان به طور تصادفی منشأ مگنا کارتا میشود
جان واقعاً شاهزاده بزرگی بود اما به سختی خوشحال … در نهایت توسط مردان خود رها شد و اندکی برایش سوگواری کردند.
فروپاشی امپراتوری. شاه جان که امپراتوری وسیع اما از نظر مالی ضعیفی به ارث برد، حکومتی فاجعهبار داشت. دوران او با شکستهای نظامی متعدد، به ویژه از دست دادن نورماندی به فیلیپ دوم اوگوست در ۱۲۰۴، مشخص شد که عملاً پادشاهان انگلستان را به جزیره محدود کرد. این از دست دادن سرزمین، هویت آنگلو-نورمن اشراف را دگرگون کرد و آنها را مجبور به انتخاب وفاداری نمود و کانال را از پلی به جدایی تبدیل کرد.
حکمرانی ظالم. حکومت داخلی جان با بهرهکشی مالی شدید و عدالت خودسرانه همراه بود که بارونها و کلیسا را از خود رنجاند. روشهای او شامل:
- مالیات سنگین: وضع مالیاتهای بیسابقه مانند «سیزدهم» (۵۷,۴۲۵ پوند) و اسکوتاژهای گزاف.
- سوءاستفاده از حقوق فئودالی: دریافت هزینههای هنگفت برای ارث، ازدواج و سرپرستی که اغلب به مصادره زمینها منجر میشد.
- آزار یهودیان: وضع مالیاتهای سنگین و استفاده از شکنجه برای استخراج ثروت، که به حادثه معروف کشیدن دندانها انجامید.
- نزاع با کلیسا: قرار دادن انگلستان تحت تحریم پاپی و تحمل تکفیر، اما بهرهبرداری عظیم از اموال کلیسایی مصادره شده.
پارانویا و ظالمانه بودن او، که با گرسنگی دادن به خانواده بریوز و احتمالاً قتل برادرزادهاش آرتور نمایان شد، ترس و نفرت گستردهای ایجاد کرد.
تولد تصادفی مگنا کارتا. سوءمدیریت جان به جنگ بارونها و امضای اجباری مگنا کارتا در ۱۲۱۵ انجامید. اگرچه در ابتدا پیمان صلحی شکستخورده بود، اصول مگنا کارتا درباره محدودیت قدرت سلطنتی، دادرسی عادلانه و عدالت، به شعاری علیه استبداد پادشاهی تبدیل شد. این سند پیمانی قانون اساسی برقرار کرد: تأمین مالی سلطنت برای جنگها در برابر آزادیهای سیاسی، که زمینهساز قدرت پارلمانی آینده و تعریف وظایف پادشاهان انگلستان در چارچوب قانون شد.
۵. حکومت پارسای هنری سوم به شورش بارونها و اصلاحات انجامید
هنری سوم هنگام مرگ پدرش نه ساله بود و به سرعت تاجگذاری کرد.
پادشاه خردسال. دوران هنری سوم در ۱۲۱۶ در بحبوحه جنگ داخلی و تهاجم فرانسه آغاز شد و این پادشاه نه ساله به رجنتهای وفاداری مانند ویلیام مارشال تکیه داشت. سالهای اولیه او با تلاش برای تثبیت قلمرو و حفظ میراث پلانتاجنت، از جمله صدور مجدد مگنا کارتا در ۱۲۲۵ که پیشزمینهای برای پیوند مالیات با آزادیها بود، مشخص شد. با این حال، از دست دادن لا روشل در ۱۲۲۴ داراییهای قارهای انگلستان را کاهش داد و تنها بخش کوچکی از گاسکونی باقی ماند.
پارسا اما ناتوان. هنری به عنوان بزرگسال، عمیقاً پارسا، حامی هنر و شیفته پرستش ادوارد معترف بود که میخواست از او پیروی کند. او سرمایهگذاری زیادی در پروژههای ساختمانی باشکوه، به ویژه کلیسای وستمینستر، انجام داد و قصد داشت با اتحادهای بزرگ اروپایی و پروژه خیالی سیسیلی، اعتبار پلانتاجنت را بازگرداند. اما فاقد درایت سیاسی و مهارت نظامی اجدادش بود و اغلب به وزرای پدرسالار تکیه میکرد و سادگی منفعلانهای داشت که به اشتباهات مالی و سیاسی منجر شد.
مخالفت بارونها و مقررات آکسفورد. سوءمدیریت هنری، با حمایت بیش از حد از خارجیها (مانند لوزینیانها و ساوویها)، تجمل مالی و بیتوجهی به مگنا کارتا، مخالفت بارونها را برانگیخت. در ۱۲۵۸، ائتلافی از اشراف به رهبری سیمون دو مونتفور هنری را مجبور به پذیرش مقررات آکسفورد کردند که عملاً قدرت او را سلب و حکومت را به شورای بارونی سپرد. این تحول مهمی در پادشاهی نهادی بود که جامعه قلمرو حق اصلاح پادشاهی را که «قدرت عمومی را به نفع منافع خصوصی اعمال یا فاسد میکرد» به رسمیت شناخت.
۶. ادوارد اول: چکش ملل و معمار تسلط بریتانیا
ادوارد اول، اصلاحگر حقوقی و چکش اسکاتلندیها، از نظر جسمی ترسناکترین پادشاه پلانتاجنت بود.
پادشاهی مقتدر. ادوارد اول، «لانگشانکس»، چهرهای برجسته بود که قلمرویی زخمی از جنگ داخلی به ارث برده بود اما منتظر رهبری قوی بود. او سیاستمداری عملگرا و جنگجویی سرسخت بود که مصمم به بازگرداندن اقتدار سلطنت و گسترش تسلط پلانتاجنت در جزایر بریتانیا بود. دوران او با پیگیری بیوقفه حقوق سلطنتی، اصلاحات گسترده حقوقی و کمپینهای نظامی بیرحمانه مشخص شد.
فتح ولز. بزرگترین دستاورد ادوارد فتح ولز بود. از طریق دو تهاجم عظیم (۱۲۷۷، ۱۲۸۲-۸۳)، استقلال ولز را به طور سیستماتیک سرکوب کرد که به مرگ لیولین آخر انجامید. برای تثبیت دستاوردهایش، ادوارد بزرگترین برنامه ساخت قلعه در بریتانیا را آغاز کرد و حلقهای از قلعههای مستحکم مانند کانوی و کارنارفون ساخت که نمادهای آشکار تسلط انگلیسی و بخشی از اسطوره پلانتاجنت شدند.
- قانون ولز (۱۲۸۴): قانون و اداره ولز را لغو و سیستمهای انگلیسی را تحمیل کرد.
- ساخت قلعهها: فلینت، رودلان، آبریستویث، بیولث، دنیبیگ، هارلچ، کانوی، کارنارفون، بوماریس.
نوآوریهای حقوقی و مالی. دولت ادوارد به رهبری رابرت برنل برنامهای گسترده برای اصلاحات حقوقی و اداری در انگلستان اجرا کرد. قوانینی مانند وستمینستر اول و دوم، گلاستر و وینچستر عدالت را سادهسازی، مالکیت زمین را تنظیم و مقامات محلی را تقویت کردند. این اصلاحات، هرچند اغلب با انگیزه مالی، برای حفظ اجماع سیاسی و تأمین مالی جنگهای جاهطلبانه ادوارد حیاتی بودند.
جنگهای اسکاتلند و اخراج یهودیان. جاهطلبی ادوارد برای تسخیر اسکاتلند، که با دیدگاه «آرتوری» او درباره بریتانیای متحد تغذیه میشد، به جنگهای طولانی و بیرحمانه انجامید. رفتار سختگیرانه او با جان بالیول و اشراف اسکاتلندی مقاومت شدید را برانگیخت که به نبرد فالکیرک علیه ویلیام والاس انجامید. در داخل، دوران او با اخراج جامعه یهودیان انگلستان در ۱۲۹۰ لکهدار شده است؛ اقدامی مردمی که درآمد مالی عظیمی به همراه داشت اما رنج گستردهای ایجاد کرد و نشاندهنده مسیحیت تهاجمی و غیربردبار آن دوره بود.
۷. ضعفهای مرگبار ادوارد دوم انگلستان را به هرج و مرج و قتل پادشاهی کشاند
پادشاه مردم خوب سرزمینش را بیاحترامی کرد و دشمنانش مانند چاپلوسان، مشاوران دروغین و بدکاران را که به نفع منافع شخصی به او مشورت میدادند، گرامی داشت.
پادشاهی که به خاطر محبوبانش سقوط کرد. ادوارد دوم، با وجود به ارث بردن قلمرویی بالقوه پایدار، یکی از فاجعهبارترین پادشاهان انگلستان بود. دوران او با وسواس ناسالم نسبت به محبوبان مردانهاش، به ویژه پییِر گاوستون و سپس دسپنسرها، که تکبر و جاهطلبیشان اشراف انگلستان را از خود رنجاند، مشخص شد. ناتوانی ادوارد در حکومت بدون این همراهان به سرعت اقتدار سلطنتی را تضعیف و نفرت گستردهای ایجاد کرد.
بحران قانون اساسی و جنگ داخلی. بارونها که از سوءمدیریت ادوارد و بیتوجهی او به مقررات ۱۳۱۱ (که هدف محدود کردن قدرت سلطنت و پاکسازی مقامات فاسد را داشت) خسته شده بودند، بارها گاوستون را به تبعید واداشتند. قتل او در ۱۳۱۲ توسط توماس لانکستر جنگ خونینی را آغاز کرد که انگلستان را به جنگ داخلی کشاند. دسپنسرها که جایگزین گاوستون شدند، حتی طماعتر بودند و زمینها را تصاحب و قدرت سلطنتی را برای منافع شخصی به کار گرفتند و قلمرو را بیشتر دوقطبی کردند.
خلع و قتل. استبداد ادوارد، همراه با شکستهای نظامی مانند شکست فاجعهبار در بنوکبرن (۱۳۱۴) مقابل رابرت بروس، او را منزوی و آسیبپذیر کرد. همسرش، ملکه ایزابل، که توسط دسپنسرها تحقیر و بیخانمان شده بود، به فرانسه گریخت و اتحاد رسوایی با راجر مورتیمور تبعیدی تشکیل داد. تهاجم آنها در ۱۳۲۶ با حمایت اشراف ناراضی به سرعت ادوارد را سرنگ
خلاصه نقدها
کتاب «پلانتاژنهها» با نمرهی ۴.۲۵ از ۵، نقدهای عمدتاً مثبتی دریافت کرده است و بهخاطر سبک روایت جذاب خود که تاریخ ۲۵۰ سالهی سلطنت انگلستان از هنری دوم تا ریچارد دوم را پوشش میدهد، مورد تحسین قرار گرفته است. خوانندگان از نگارش روان و در دسترس دن جونز تمجید میکنند که گویی داستانی تخیلی را میخوانند، در حالی که دقت علمی و پژوهشی را نیز حفظ کرده است. این کتاب با زبانی زنده و گویا، رویدادهای دراماتیکی همچون فاجعهی کشتی سفید، مگنا کارتا و پادشاهان رنگارنگی مانند ریچارد شیردل و النور آکیتن را به تصویر میکشد. برخی منتقدان به گرایشهای جانبدارانه نسبت به برخی پادشاهان، کمبود ارجاعات علمی و پوشش ناکافی زنان و زندگی روزمره اشاره کردهاند. شکایات جزئی شامل تکرار نامها و گاه نادرستیهای اندک است، اما اکثریت، این کتاب را مروری عالی و مناسب برای مخاطبان عمومی میدانند.