نکات کلیدی
۱. آغازهای فروتنانه، آرزوهای بزرگ: مسیرهای غیرمنتظره بنیانگذاران
«ما ناامن بودیم و نمیدانستیم دقیقاً چه کار میکنیم»، این جملهای است که او به من گفت.
ریشههای غیرمنتظره. بنیانگذاران Airbnb و Uber از شرایطی ساده و گاه ناامیدکننده شروع کردند. برایان چسکی و جو گبیا، فارغالتحصیلان مدرسه طراحی، وبسایت Airbedandbreakfast.com را برای پرداخت اجاره در جریان یک کنفرانس طراحی راهاندازی کردند، در حالی که ناتان بِلچارچیک، مهندس فارغالتحصیل هاروارد، در ابتدا این ایده را «احتمالاً بازار بزرگی ندارد» تلقی میکرد. تلاشهای اولیه آنها با رد شدن از سوی سرمایهگذاران و حتی یک اقدام طنزآمیز با فروش غلات صبحانه برای حفظ بقا همراه بود.
حل مشکلات شخصی. گرت کمپ، کارآفرین ثروتمند، ایده UberCab را از سر ناامیدی نسبت به خدمات تاکسی افتضاح سانفرانسیسکو شکل داد، حتی بهخاطر این کار توسط شرکتهای تاکسی در فهرست سیاه قرار گرفت. تراویس کالانیک، کارآفرینی باتجربه اما «بدشانس»، به عنوان مشاور به تیم پیوست و در ابتدا آن را ایدهای کوچک میدید. این ناامیدیهای شخصی محرک آنها برای خلق راهحلهایی بود که در نهایت صنایع جهانی را متحول کرد.
پشتکار بیوقفه. با وجود شکستهای اولیه، از جمله سقوط وبسایت، تردید سرمایهگذاران و شک و تردیدهای درونی، بنیانگذاران استقامت ذهنی فوقالعادهای نشان دادند. سالهای «خون، عرق و رامِن» کالانیک در استارتاپهای قبلی و توانایی «سوسکمانند» تیم Airbnb برای تحمل هر چالشی، تعهد بیوقفه آنها به پروژههای نوپایشان را نشان داد و زمینهساز امپراتوریهای آینده شد.
۲. گوشیهای هوشمند، آغازگر عصری نوین از تحول
«تمام این روندهای همزمان بزرگترین تغییر زمینشناسی در تاریخ محاسبات از زمان اختراع مرورگر وب را رقم زد.»
همگرایی فناوری. ظهور Uber و Airbnb تنها به خاطر ایدههای نو نبود، بلکه به دلیل زمانبندی دقیق همافزایی پیشرفتهای فناوری بود. عرضه آیفون و فروشگاه اپلیکیشن آن، فراگیری اینترنت موبایل، رشد شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک برای تأیید هویت و ادغام نقشههای گوگل زیرساختهای ضروری برای این شرکتها را فراهم کرد که «دنیای دیجیتال را به دنیای فیزیکی گسترش دادند.»
اقتصاد اعتماد نوین. این پلتفرمها «اقتصاد اعتماد نوینی» را به وجود آوردند که به غریبهها امکان میداد خودرو و خانههای خود را به اشتراک بگذارند؛ مفهومی که پیشتر به دلیل نگرانیهای ایمنی و هنجارهای اجتماعی غیرقابل تصور بود. با بهرهگیری از پروفایلهای آنلاین، نظرات کاربران و پرداختهای دیجیتال بیدردسر، Uber و Airbnb درجهای شگفتانگیز از شفافیت و اعتماد را ایجاد کردند و شک و تردید ذاتی انسانها نسبت به تعامل با غریبهها را پشت سر گذاشتند.
کارایی و سهولت. جذابیت اصلی هر دو سرویس در کارایی و سهولت بینظیر آنها بود. Uber به کاربران امکان میداد با یک لمس خودرو درخواست کنند، زمان رسیدن آن را پیگیری کنند و بهراحتی پرداخت نمایند، و این امر ناامیدیهای تاکسیهای سنتی را از بین برد. Airbnb اقامتگاههای منحصربهفرد و مقرونبهصرفهای ارائه میداد که تعامل شفاف میزبان و مهمان را ممکن میساخت و تجربه سفر را فراتر از هتلهای معمولی میبرد.
۳. هک رشد و کتابچه راهنما: مقیاسپذیری با سرعت بیسابقه
«پل اولین کسی بود که به ما اجازه داد بگوییم، اشکالی ندارد به چیزهایی فکر کنیم که ممکن است مقیاسپذیر نباشند و از اسطورههای سیلیکون ولی فاصله بگیریم»، گبیا میگوید.
تاکتیکهای رشد غیرمتعارف. ناتان بِلچارچیک، «هکر رشد» Airbnb، استراتژیهای هوشمندانه و گاه بحثبرانگیزی برای رشد به کار برد که شامل موارد زیر بود:
- ارسال خودکار ایمیل به آگهیدهندگان Craigslist برای جذب آنها به Airbnb.
- ایجاد ابزاری با یک کلیک برای کاربران Airbnb جهت انتشار همزمان آگهیها در Craigslist، که عملاً رقیب را به کانال تبلیغاتی رایگان تبدیل میکرد.
- هدفگیری تبلیغات فیسبوک با پیامهای بسیار خاص مانند «اتاق خود را به یک یوگی اجاره دهید!»
گسترش سیستماتیک Uber. Uber یک «کتابچه راهنما» برای توسعه سریع در شهرهای جدید تدوین کرد، رویکردی منحصر به فرد برای شرکتی فناوری که معمولاً با «روشن کردن یک ماشین دیگر» رشد میکرد. این شامل:
- اعزام تیمهای کوچک «SWAT» (مدیر کل، عملیات، مدیر جامعه) به شهرهای جدید.
- تحلیل دادههای بازار محلی برای شناسایی افزایش تقاضا و هدایت رانندگان.
- استفاده از یارانهها و اعتبارها برای جذب رانندگان و مسافران، ایجاد یک «چرخه فضیلت» رشد.
تصمیمگیری مبتنی بر داده. کالانیک اصرار داشت Uber «بر اساس دادهها عمل کند» و با دقت معیارهای هر بازار را رصد کند تا رشد را بهینه سازد. این رویکرد دادهمحور همراه با تمایل به آزمایش (مانند قیمتگذاری نامحدود در زمان اوج تقاضا) به Uber اجازه داد سریع سازگار شود و رقبایش را پشت سر بگذارد، حتی زمانی که استراتژیهای اولیه شکست خورد یا واکنش عمومی منفی به همراه داشت.
۴. میدان مبارزه با مقررات: نبرد، سازگاری و قانون تراویس
«محصول ما آنقدر برتر از وضع موجود است که اگر مردم فرصت دیدن یا امتحان کردنش را داشته باشند، در هر نقطهای از جهان که دولت مجبور باشد تا حدی پاسخگو باشد، آن را طلب میکنند و از حق وجودش دفاع میکنند.»
تقابل با قوانین قدیمی. هر دو شرکت Uber و Airbnb با مقاومت شدید و فوری از سوی صنایع تثبیتشده و مقررات منسوخ مواجه شدند. کمیسیونهای تاکسی، اتحادیههای هتل و شوراهای شهری که به محافظت از بازیگران قدیمی عادت داشتند، این تازهواردان را غیرقانونی میدانستند. اولین دستور توقف Uber در سانفرانسیسکو و مبارزه Airbnb با قانون چندواحدی نیویورک، درگیریهای اولیه در جنگی جهانی بودند.
قانون تراویس: بسیج کاربران. «قانون تراویس» کالانیک به اصل راهنمای Uber تبدیل شد: اگر محصول برتر باشد، کاربران آن را طلب و از آن دفاع میکنند. این منجر به تاکتیکهای تهاجمی شد:
- بسیج مشتریان برای ارسال ایمیل و توییت به اعضای شوراهای شهری (مثلاً #UberDCLove).
- چارچوببندی نبردهای قانونی به عنوان مبارزه با «یک آدم نفرتانگیز به نام تاکسی» که «در ماشین سیاسی تنیده شده است.»
- استفاده از خود اپلیکیشن برای نشان دادن تأثیر منفی مقررات پیشنهادی (مثلاً «Uber د بلازیو» در نیویورک).
رویکرد در حال تحول Airbnb. Airbnb در ابتدا مسیر مصالحهآمیزتری را دنبال کرد و بر «برند مقرراتی» و «همکاری باز» تأکید داشت. اما با مواجهه با رسوایی «هتل توشی» و احضاریه دادستان نیویورک، Airbnb نیز موضعی مبارزهجویانه اتخاذ کرد و برای حفظ حریم خصوصی میزبانان و قانونی کردن اجارههای کوتاهمدت از طریق توافقهای «شهرهای مشترک» که شامل جمعآوری مالیات بود، جنگید.
۵. رقابت بیرحمانه: جنگهای جهانی و ذهنیت زمینسوخته
«بدترین کاری که میتوانی با یک کپیکننده بکنی این است که بگذاری بچهاش را نگه دارد»، چسکی به اولیور یونگ شوخی کرد. «کپیکننده بچهاش را نمیخواهد. آن را میسازد تا از شرش خلاص شود.»
کپیها و تقلیدها. Airbnb بلافاصله با تهدیدهایی از سوی کپیهای اروپایی مانند Wimdu مواجه شد، شرکتی که توسط «سهگانه ترسناک» برادران سامور آلمانی تأسیس شده بود و به خاطر کپی سریع کسبوکارهای موفق اینترنتی شهرت داشتند. چسکی تصمیم گرفت بجنگد نه ادغام کند و با گسترش سریع بینالمللی و تمرکز بر جامعه و فناوری، Wimdu را پشت سر گذاشت.
رقبای داخلی Uber. Uber در ابتدا رقبای اشتراکگذاری سواری مانند Sidecar و Lyft را نادیده گرفت، معتقد بود مدل رانندگان بدون مجوز آنها غیرقانونی است. اما پس از قانونی شدن «شرکتهای شبکه حملونقل» در کالیفرنیا، کالانیک UberX را به اشتراکگذاری سواری تغییر داد و وارد «نبرد مرگ مگا یونیکورن جهانی» با Lyft شد که با:
- کاهش شدید کرایهها برای زیر سؤال بردن رقبا.
- تاکتیکهای «سلوگینگ» برای جذب رانندگان و مختل کردن خدمات رقیب.
- سرمایهگذاریهای استراتژیک در رقبای رقبایشان (مثلاً سرمایهگذاری دیدی در Lyft).
نبرد چین. شدیدترین مبارزه Uber در چین با دیدی چوکسینگ بود که توسط چنگ وی رهبری میشد، فردی به همان اندازه تهاجمی. این جنگ نیابتی بین علیبابا و تنسنت بود که میلیاردها دلار در دیدی و کوآیدی سرمایهگذاری کردند. با وجود مزایای اولیه Uber، تخصص محلی دیدی، اتحادهای استراتژیک و یارانههای بیوقفه آن را مجبور به واگذاری بازار چین و فروش عملیاتش به دیدی با سهام قابل توجه کرد.
۶. سایه موفقیت: جنجالها، اخلاق و اعتماد عمومی
«راننده مورد نظر در زمان حادثه در سیستم Uber خدمات ارائه نمیداد»، این جملهای بود که روز بعد در بلاگ Uber منتشر شد.
نگرانیهای ایمنی و مسئولیت. رشد سریع پیامدهای تراژیک و نظارت شدید به همراه داشت. مرگ سوفیا لیو که توسط راننده UberX در حال انتظار برای مسافر تصادف کرد، شکافهایی در سیاست بیمه و بررسیهای پیشینه Uber را آشکار ساخت و شرکت را مجبور به بازنگری مسئولیتهایش کرد. Airbnb نیز با مسائل مشابهی روبرو شد، از جمله مرگ ناشی از منوکسید کربن و خسارات اموال که منجر به «ضمانت Airbnb» و ابتکارات ایمنی شد.
حریم خصوصی و سوءاستفاده از دادهها. ابزار «دید خدا» Uber که به کارکنان امکان ردیابی مسافران را میداد، هنگامی که مدیر نیویورکی از آن برای نظارت بر یک خبرنگار استفاده کرد، خشم عمومی را برانگیخت. این موضوع همراه با پیشنهاد یکی از مدیران برای جمعآوری اطلاعات منفی درباره خبرنگاران منتقد، اعتبار Uber را به شدت خدشهدار کرد و فرهنگ شرکتی را نشان داد که رشد را بر حریم خصوصی کاربران و اخلاق مقدم میدانست.
شیوههای کاری و نارضایتی رانندگان. طبقهبندی رانندگان Uber به عنوان پیمانکار مستقل و نه کارمند، اعتراضات و شکایات گستردهای درباره دستمزد، مزایا و شرایط کاری به دنبال داشت. رانندگان که اغلب از کاهش کرایهها و افزایش کمیسیونها احساس ناتوانی میکردند، Uber را به «بردگی مدرن» متهم کردند و روایت شرکت درباره کار انعطافپذیر و فرصت اقتصادی را به چالش کشیدند.
۷. رهبری زیر آتش: تحول، کاستیها و بهای قدرت
«میدانم که ممکن است به عنوان مدافع سرسخت Uber شناخته شوم»، او گفت. «همچنین میدانم که برخی واژهای دیگر برای توصیف من به کار بردهاند.»
سبک مبارزهجویانه کالانیک. ذهنیت تهاجمی و «قهرمانی» تراویس کالانیک در موفقیت اولیه Uber نقش کلیدی داشت اما با رشد شرکت به باری تبدیل شد. لحن صریح، شخصیت «آلفای برادرانه» و فرهنگ «شایستهسالاری و لگد زدن» او محیطی پرتنش و بحثبرانگیز ایجاد کرد که کارکنان، سرمایهگذاران و عموم را از خود دور کرد.
رشد دیپلماتیک چسکی. برایان چسکی، هرچند به همان اندازه بلندپرواز، سبک رهبری همدلانهتر و دیپلماتیکتری پرورش داد. او یاد گرفت بحرانها را با:
- عذرخواهی عمومی برای اشتباهات (مثلاً ماجرای EJ و تبلیغات مالیاتی «تحقیرآمیز»).
- جستجوی اجماع و ایجاد ائتلاف با مربیان و اعضای هیئتمدیره مدیریت کند.
- تمرکز بر مأموریت Airbnb در «احساس تعلق» و جامعه، حتی در میانه نبردهای سیاسی.
سقوط کالانیک. «سال نارضایتی» Uber در ۲۰۱۷ با کمپین #deleteUber، اتهامات آزار جنسی (سوزان فاولر) و شکایت گوگل درباره فناوری خودروهای خودران به اوج رسید و منجر به برکناری کالانیک شد. مقاومت او در استخدام مدیران باتجربه، دخالت مداوم در دوران مرخصی و ناتوانی در تطبیق سبک رهبریاش، سرمایهگذاران را واداشت تا استعفای او را تحمیل کنند و اهمیت حاکمیت اخلاقی در شرکتهای بالغ را برجسته ساخت.
۸. آتش سرمایه: میلیاردها جذب شده، میلیاردها در خطر
«سرمایهگذاران بین دو نگرانی متضاد در نوساناند: ترس از دست دادن پول و ترس از عقب ماندن.»
ترس از عقب ماندن ارزشگذاریها را بالا برد. موفقیت عرضه اولیه سهام فیسبوک در ۲۰۱۳، «ترس از عقب ماندن» (FOMO) را در میان سرمایهگذاران شعلهور کرد و سیل بیسابقهای از سرمایه به شرکتهای فناوری خصوصی سرازیر شد. Uber و Airbnb به «غولهای دوقلو» این دوران تبدیل شدند و میلیاردها دلار با ارزشگذاریهایی در دهها میلیارد دلار جذب کردند که بسیار فراتر از معیارهای سنتی صنعت بود.
سرمایهگذاریهای استراتژیک. دورهای تأمین مالی به میدانهای نبرد استراتژیک تبدیل شدند، جایی که شرکتها نه تنها به دنبال سرمایه بلکه به دنبال متحدان قدرتمند بودند. سرمایهگذاری گوگل در Uber، سهم TPG Capital در هر دو شرکت و سرمایهگذاری دیدی در Lyft نمونههایی از استفاده از سرمایه برای کسب مزیت رقابتی، دسترسی به فناوری و ایجاد ارتباطات سیاسی است.
هزینه سرمایه. در حالی که تأمین مالی عظیم رشد سریع و تسلط بر بازار را ممکن ساخت، هزینههایی نیز به همراه داشت. سرمایهگذاران خواستار رشد تهاجمی بودند که منجر به یارانههای پرهزینه، جنگهای کرایه و تعقیب بیوقفه سهم بازار شد. نرخ سوختن سرمایه به حد نجومی رسید و شرکتها را مجبور کرد سرمایه بیشتری جذب کنند و سودآوری را به تعویق اندازند.
۹. فراتر از سواری و اقامت: چشمانداز آینده و تأثیر اجتماعی
«چیزهایی که مردم احساس خواهند کرد هنوز در راه است. نود و پنج یا نود و هشت درصد تأثیری که این خواهد داشت هنوز اتفاق نیفتاده است.»
تحول زندگی شهری. کالانیک و چسکی هر دو چشماندازهای بزرگی برای شرکتهای خود فراتر از معاملات ساده داشتند. کالانیک «حملونقل قابل اعتماد مانند آب جاری، در همه جا و برای همه» را تصور میکرد و وعده میداد ترافیک را حذف، انتشار CO2 را کاهش و شهرها را از طریق اشتراکگذاری خودرو (UberPool) و خودروهای خودران به ساکنان بازگرداند.
تجربهها و احساس تعلق. چسکی قصد داشت سفر را از صرفاً اقامت به «سفرهای جادویی» تبدیل کند و «تجربهها» و «مکانها»ی منحصربهفردی را که توسط محلیها گردآوری شدهاند، ارائه دهد. این چشمانداز میخواست گردشگران را از «تجربههای شلوغ و مصنوعی» نجات دهد و «فرهنگ و دیپلماسی مردم به مردم» را ترویج کند و اقتصادهای خرد جدیدی برای هنرمندان و کارآفرینان ایجاد نماید.
**معماران نوین قرن بیست و
خلاصه نقدها
کتاب «نوآوران» با نمرهی کلی ۴.۰۴ از ۵ ستاره، نقدهای عمدتاً مثبتی دریافت کرده است و روایت جذاب آن دربارهی رشد سریع شرکتهای اوبر و ایربیانبی مورد تحسین قرار گرفته است. خوانندگان از داستانسرایی گیرا و پژوهشهای دقیق براد استون استقبال کرده و آن را با رمانهای تجاری مقایسهای مثبت دانستهاند. بسیاری به دسترسیهای درونی و دیدگاه متعادل کتاب نسبت به جنجالها و پروندههای حقوقی هر دو شرکت ارج نهادهاند. برخی نقدها به تمرکز بیش از حد بر جزئیات مقررات، گرایش احتمالی به نفع شرکتها و پرشهای روایی میان داستانهای اوبر و ایربیانبی اشاره دارند. چندین منتقد نیز معتقدند کتاب به دلیل ادامهی جنجالها کمی قدیمی به نظر میرسد. در مجموع، اغلب بر این باورند که این کتاب برای درک چگونگی ظهور این شرکتهای تحولآفرین بسیار مفید است، هرچند برای کسانی که به دنبال تحلیلهای عمیق اقتصادی یا جامعهشناختی هستند، رضایتبخشتر نیست.
دیگران نیز خواندهاند