نکات کلیدی
۱. مسئلهی رنج، چالش بنیادین ایمان
به نقطهای رسیدم که دیگر نمیتوانستم باور کنم که حاکمی مهربان و خیرخواه بر جهان فرمانروایی میکند.
بحران شخصی. بارت ارمن، نویسنده، سفر خود را از یک مسیحی متعصب و تازهتولد یافته به سوی شکاکیت بازگو میکند؛ سفری که عمدتاً بهخاطر مسئلهی فراگیر رنج در جهان شکل گرفت. او در تلاش بود تا وجود خدایی قادر مطلق و مهربان را با درد و رنج عظیمی که بشر تجربه میکند، سازگار کند. این کشمکش فکری و عاطفی در نهایت به از دست دادن ایمان او انجامید.
معضل تئودیسه. ارمن به مسئلهی فلسفی تئودیسه اشاره میکند که توسط لایبنیتس مطرح شده است و میپرسد چگونه سه گزارهی ظاهراً درست میتوانند همزمان وجود داشته باشند: خداوند قادر مطلق است، خداوند مهربان است، و رنج وجود دارد. او میگوید تلاشهای معمول برای انکار یکی از این گزارهها (مثلاً خداوند قادر مطلق نیست یا مهربان نیست) اغلب ناکافی یا ناسازگار با کتاب مقدس به نظر میرسند.
پاسخهای ناکافی. دفاع رایج «ارادهی آزاد» که رنج را ناشی از انتخاب انسان میداند، نمیتواند بلایای طبیعی مانند طوفانها، سونامیها یا بیماریها را توضیح دهد. تجربهی شخصی ارمن، از مشاهدهی قحطیهای جهانی تا رنج خانوادهاش، او را به این باور رساند که پاسخهای سادهانگارانه تنها ذهن را آزار میدهند و اعصاب را فرسایش میدهند.
۲. دیدگاه کلاسیک: رنج بهعنوان کیفر الهی برای گناه
اگر قوم خدا رنج میکشند، به این دلیل است که خدا از رفتار نادرست آنها خشمگین است.
بیانات پیامبران. بسیاری از نویسندگان کتاب مقدس عبری، بهویژه پیامبران، رنج را بهعنوان مجازات مستقیم خدا برای نافرمانی مردم تفسیر میکنند. آنها معتقد بودند خداوند قادر مطلق، بلاهایی چون قحطی، خشکسالی، بیماری و شکست نظامی را برای بازگرداندن اسرائیل به راههای خود نازل میکند.
نمونههایی از کتاب مقدس. پیامبرانی مانند عاموس، هوشع، اشعیا و ارمیا پیامهایی دربارهی نابودی و رنج قریبالوقوع بهخاطر گناهان اسرائیل ارائه دادند، از جمله:
- بیعدالتی اجتماعی (ستم به فقرا، دریافت رشوه)
- بتپرستی (پرستش خدایان دیگر مانند بعل)
- شکستن عهد و قوانین خداوند
موضوعی گسترده در کتاب مقدس. این دیدگاه کلاسیک فراتر از پیامبران در ادبیات حکمت (امثال، جایی که عدالت پاداش و شرارت عذاب میآورد) و روایات تاریخی (پیدایش، تثنیه، تاریخ تثنیهای) نیز دیده میشود. نظام قربانی نیز برای کفاره گناهان و دفع خشم الهی طراحی شده بود که پیوند گناه و رنج را تقویت میکند.
۳. گناه انسانی: رنج بهعنوان پیامد مستقیم اعمال شرورانه
اغلب «گناه» منجر به رنج میشود، نه بهخاطر کیفر خدا، بلکه بهدلیل ظلم دیگر گناهکاران.
فراتر از کیفر الهی. در حالی که کیفر خداوند برای گناه موضوعی تکراری است، کتاب مقدس رنج را بهعنوان پیامد مستقیم شرارتهای انسانی نیز نشان میدهد. این دیدگاه اذعان دارد که انسانها به یکدیگر درد، ستم و خشونت وارد میکنند و موجب رنج فراوان میشوند.
روایات کتاب مقدس از ظلم انسانی:
- قتل هابیل توسط قابیل (اولین قربانی مستقیم گناه)
- بردگی و قتل نوزادان اسرائیلی توسط مصریان
- قتل بیگناهان در اریحا و توسط هیرودیس
- تجاوز و قتل کنیز لاوی در داوران ۱۹
- قتل اوریا توسط داوود برای پنهان کردن زنا با بتشبع
- استفاده از کار اجباری توسط سلیمان برای پروژههای ساختمانیاش
نمونههای عهد جدید. رنج عیسی در صلیب، سنگسار استفان و آزارهای متعدد پولس همگی پیامدهای شرارت و بیعدالتی انسانی هستند. این اعمال، هرچند گاهی بخشی از نقشهی بزرگتر خداوند دیده میشوند، اما همچنان به انتخابهای گناهآلود افراد نسبت داده میشوند.
دعوت به اقدام. این فهم از رنج، مشابه دفاع «ارادهی آزاد»، مسئولیت انسانی را برجسته میکند. اگر رنج ناشی از ارادهی آزاد انسانها برای انجام شر است، پس باید انسانها برای پایان دادن به ظلم، شکنجه و قتل اقدام کنند، نه اینکه همهی رنجها را به ارادهی الهی نسبت دهند.
۴. رنج نجاتبخش: خداوند از دل شر، خیر میآفریند حتی از طریق درد
اگرچه قصد داشتی به من آسیب برسانی، خداوند آن را برای خیر خواست تا جمعیتی فراوان حفظ شود، همانطور که امروز انجام میدهد.
هدف الهی در سختیها. برخی نویسندگان کتاب مقدس پیشنهاد میکنند که رنج، هرچند دردناک، میتواند هدف الهی بزرگتری داشته باشد و به نتایجی خوب منجر شود که بدون آن ممکن نبود. خداوند میتواند نجات را از دل رنج بیرون آورد و آن را نجاتبخش سازد.
نمونههای کلیدی کتاب مقدس:
- داستان یوسف: عمل شرورانه برادرانش در فروختن او به بردگی، در نهایت منجر به نجات خانواده و ملت اسرائیل از قحطی میشود.
- آفات خروج: خداوند دل فرعون را سخت میکند و رنج اسرائیل را طولانی میسازد تا قدرت و جلال خود را در رهایی آنها نشان دهد.
- مرگ لعازر: عیسی به تأخیر در شفا دادن لعازر میپردازد تا رستاخیز او جلال خدا و قدرت عیسی بر مرگ را عمیقتر نشان دهد.
- داوود و بتشبع: از اتحاد گناهآلود آنها و قتل اوریا، سلیمان پدید میآید، پادشاهی بزرگ و نیاکان مسیح.
رستگاری نهایی مسیح. برای نویسندگان عهد جدید مانند پولس و مرقس، رنج و صلیب عیسی نهایت رنج نجاتبخش است. مرگ او بهعنوان قربانی لازم برای کفاره گناهان بشر و آوردن نجات و بازگرداندن رابطهی درست با خدا تصویر میشود.
۵. رنج بهعنوان آزمون ایمان: اثبات پارسایی بیغرضانه
دست به پسر مگذار و هیچ کاری با او نکن؛ زیرا اکنون میدانم که از خدا میترسی، چون پسر یگانهات را از من دریغ نکردی.
داستان ایوب. روایت نثری کتاب ایوب، رنج را بهعنوان آزمونی برای ایمان معرفی میکند. خداوند به شیطان اجازه میدهد تا ایوب را از دارایی، خانواده و سلامتیاش محروم کند تا نشان دهد پارسایی او واقعی است و صرفاً واکنشی به برکات الهی نیست. صبر و تحمل ایوب در نهایت پاداش مییابد.
قربانی ابراهیم. داستان فرمان به ابراهیم برای قربانی کردن اسحاق نمونهای دیگر است. خداوند اطاعت و وفاداری ابراهیم را میآزماید و قربانی نهایی را میطلبد، سپس در آخرین لحظه مداخله میکند. این نشان میدهد که وفاداری به خدا بر هر چیز دیگر، حتی اخلاق انسانی یا قوانین الهی علیه قتل، مقدم است.
تحمل مسیحی. در عهد جدید، تمایل عیسی به رنج و مرگ طبق ارادهی خدا و رستاخیز او، الگویی است. مسیحیان تشویق میشوند رنج را بهعنوان «آزمون آتشین» تحمل کنند تا وفاداری خود را اثبات کنند و در رنجهای مسیح شادمان باشند، همانطور که در نامهی اول پطرس آمده است.
چالشهای اخلاقی. ارمن این دیدگاه را از نظر اخلاقی مشکلساز میداند. او خدایی را زیر سؤال میبرد که چنین رنج عظیمی، از جمله قتل کودکان بیگناه، را صرفاً برای اثبات وفاداری یا شرطبندی تحمیل میکند. ایدهی قابل جایگزین بودن کودکان، همانطور که ایوب فرزندان جدید میگیرد، را ناپسند میداند.
۶. راز رنج: هیچ توضیح الهی ارائه نمیشود
میدانم که تو میتوانی همه چیز را انجام دهی و هیچ نقشهای از تو ناکام نمیماند... من از شنیدن گوش تو را شناختم، اما اکنون چشمم تو را میبیند؛ بنابراین خود را خوار میشمارم و در خاکستر توبه میکنم.
سرکشی شاعرانهی ایوب. در گفتگوهای شعری ایوب، او به شدت دیدگاه کلاسیک دوستانش را که رنجش را کیفر گناه میدانند رد میکند. او بر بیگناهی خود تأکید دارد و از خدا توضیح میخواهد و عدالت الهی را در برابر عذاب ناعادلانه به چالش میکشد.
پاسخ غلبهآمیز خدا. وقتی خدا در گردباد ظاهر میشود، هیچ توضیحی دربارهی رنج ایوب نمیدهد. بلکه با پرسشهای بلاغی دربارهی آفرینش و ادارهی جهان، قدرت مطلق خود را نشان میدهد و بیاهمیت بودن ایوب را یادآور میشود. پیام خدا روشن است: او قادر مطلق است و پاسخگو به انسانهای فانی نیست.
تسلیم، نه فهمیدن. ایوب در برابر جلال ترسناک خدا، نه از گناه بلکه از گستاخی خود برای پرسشگری توبه میکند. گفتگوهای شعری با این واقعیت تلخ پایان مییابد که پاسخ رنج بیگناهی این است که پاسخی وجود ندارد و انسان حق ندارد از خدا آن را طلب کند.
انتقاد از بیپاسخگویی الهی. ارمن این توضیح «قدرت حق است» را عمیقاً ناراضیکننده و منزجرکننده میداند. اگر خدا میتواند بدون پاسخگویی عذاب و قتل تحمیل کند، این با معیارهای عدالت انسانی که خود از خدا گرفته شدهاند، در تضاد است. این دیدگاه در نهایت بهانهای برای فرار از مواجهه با بیمعنایی رنج است.
۷. دیدگاه جامعهالواعظین: زندگی گذراست، رنج غیرقابل توضیح است، از آنچه داری لذت ببر
تباهی تباهیها، میگوید واعظ، تباهی تباهیها! همه چیز تباهی است.
بیمعنایی ذاتی زندگی. کتاب جامعهالواعظین، نوشتهی «واعظ» (قوهلث)، دیدگاهی کاملاً متفاوت ارائه میدهد. او میگوید همهی زندگی «هَوَل» است—گذرا، زودگذر، بیمعنی، مانند مهای که به سرعت ناپدید میشود. واعظ میگوید با وجود تلاش، حکمت یا لذت، همه چیز میگذرد و در نهایت همه میمیرند.
رد حکمت سنتی. جامعهالواعظین بهطور مستقیم نظر امثال را که عدالت پاداش و شرارت عذاب میآورد به چالش میکشد. واعظ میگوید:
- نیکوکاران در نیکی خود میمیرند.
- شروران اغلب عمر طولانی و موفقیت دارند.
- پاداشها و کیفرها اغلب تصادفی و وابسته به «زمان و شانس» هستند.
عدم عدالت پس از مرگ. برای جامعهالواعظین، عدالت نهایی یا پاداش در زندگی پس از مرگ وجود ندارد؛ مرگ پایان همه است، چه عاقل و چه نادان، چه نیکوکار و چه شرور. «سگ زنده بهتر از شیر مرده است» چون زنده میداند خواهد مرد، اما مرده هیچ نمیداند و سهمی در آنچه زیر آفتاب میگذرد ندارد.
لذت بردن از خوشیهای ساده. با توجه به گذرا بودن زندگی و حضور غیرقابل توضیح رنج، نصیحت مکرر واعظ این است که از لذتهای ساده زندگی بهره ببر: خوردن، نوشیدن، لذت بردن از کار و گرامی داشتن روابط. این ناامیدی نیست، بلکه پذیرش واقعیت بهصورت عملی است تا بهترین استفاده را از هدیهی گرانبهای زندگی بکنیم.
۸. آخرالزمانگرایی: رنج ناشی از شر کیهانی و پایان آن با پیروزی قریبالوقوع خدا
زمان کامل شده است، پادشاهی خدا بسیار نزدیک است. توبه کنید و خبر خوش را باور کنید!
توضیحی نو برای رنج. آخرالزمانگرایی یهودی زمانی ظهور کرد که دیدگاه پیامبری سنتی (رنج بهعنوان کیفر گناه) نتوانست توضیح دهد چرا نیکوکاران رنج میکشند، اغلب بهخاطر پایبندی به قانون خدا. آخرالزمانگرایان معتقد بودند خدا اسرار آسمانی را برای توضیح واقعیتهای زمینی آشکار کرده است.
اصول اصلی آخرالزمانگرایی:
- دوگانگی: جهان تحت کنترل نیروهای کیهانی خیر (خدا) و شر (شیطان/شیاطین) است. این «عصر شر» به شر سپرده شده و باعث رنج میشود.
- بدبینی: تلاشهای انسانی نمیتواند این عصر شر را بهبود بخشد؛ اوضاع بدتر خواهد شد تا خدا مداخله کند.
- برائت: خدا بهزودی مداخلهای فاجعهبار خواهد داشت، شر را سرنگون میکند، زندگان و مردگان را داوری میکند و پادشاهی ابدی و آرمانی خود را بر زمین برقرار میسازد.
- نزدیکی: این مداخله الهی «بسیار نزدیک» است و انتظار میرود در نسل حاضر رخ دهد.
عیسی بهعنوان آخرالزمانگرا. اناجیل اولیه عیسی را پیامبری آخرالزمانی معرفی میکنند که اعلام میکند پادشاهی خدا نزدیک است. او تعلیم میداد که «پسر انسان» کیهانی بهزودی در داوری خواهد آمد و سرنوشت جهان را وارونه میکند: فروتنان بالا میروند، ثروتمندان پایین میآیند و رنجکشیدگان در پادشاهی آینده پاداش میگیرند.
۹. تحول امید آخرالزمانی: از پادشاهی زمینی به بهشت و جهنم
زیرا خود خداوند با فریاد، با صدای فرشته بزرگ و با شیپور خدا از آسمان نازل خواهد شد؛ و مردگان در مسیح نخست برخاسته خواهند شد.
دیدگاه آخرالزمانی پولس. پولس رسول، آخرالزمانگرایی یهودی، معتقد بود رستاخیز عیسی «اولین میوه» رستاخیز عمومی است که نشان میدهد پایان عصر آغاز شده و تبدیل نهایی بدنهای فانی به بدنهای جاودان نزدیک است. او انتظار داشت برای بازگشت مسیح و ربوده شدن مؤمنان زنده باشد.
رنج در این میان. برای پولس، عصر حاضر همچنان دورهای از رنج است، دورهای از «ناله» مانند زایمان، پیش از رستگاری کامل بدنها. او رنجهای فراوان خود (شلاق، زندان، کشتیشکستگی) را نشانههای رسولی واقعی میدانست که با رنج مسیح هماهنگ است.
اوج مکاشفه. کتاب مکاشفه، نمونهای کلاسیک از آخرالزمان، فجایع رو به افزایش زمینی، جنگها، قحطیها و آزارها را به تصویر میکشد که به نبرد نهایی آرماگدون میانجامد. این کتاب نابودی امپراتوریهای شرور (نماد رم/نرون) و شیطان را پیشبینی میکند و سپس اورشلیم جدید آرمانی را که در آن رنج، درد و مرگ پایان مییابد، ترسیم میکند.
پیشبینیهای ناکام و تغییر الهیات. وقتی آخرالزمان مورد انتظار در نسل عیسی یا عمر پولس رخ نداد، مسیحیان اولیه دوگانگی زمانی (این عصر در برابر عصر آینده) را به دوگانگی مکانی (زمین در برابر آسمان) تبدیل کردند. پادشاهی خدا به مقصدی آسمانی برای ارواح پس از مرگ بدل شد، نه تحولی زمینی. این تغییر زمینهساز آموزههای بهشت و جهنم شد.
۱۰. نتیجهگیری شخصی: رد پاسخهای سنتی، پذیرش عمل
در نهایت، ممکن است راهحلهای نهایی برای مشکلات زندگی نداشته باشیم.
خلاصه نقدها
کتاب «مسئله خدا» به بررسی توضیحات کتاب مقدس دربارهی رنج انسان میپردازد و استدلال میکند که این توضیحات متناقض و ناکافی هستند. خوانندگان از نگارش روان و تحلیلهای دقیق او از متون کتاب مقدس، بهویژه کتاب ایوب و جامعهگرا، استقبال کردهاند. این کتاب همچنین سفر شخصی نویسنده را از مسیحیت انجیلی به سوی شکگرایی شرح میدهد که ناشی از دغدغههای مربوط به مسئله تئودیسه است. در حالی که برخی از کاوش صادقانه او قدردانی میکنند، منتقدان معتقدند که او استدلالهای الهیاتی را بیش از حد سادهسازی کرده، تفاسیر پیچیدهتر را نادیده گرفته و مواضع ضعیفسازی شدهای را مطرح کرده است. بسیاری اشاره میکنند که او چندین توضیح کتاب مقدسی—از جمله مجازات گناه، رنج نجاتبخش و دیدگاههای آخرالزمانی—را بررسی میکند بدون آنکه به این نکته توجه کند که ممکن است این دیدگاهها مکمل یکدیگر باشند و نه متضاد. نتیجهگیری او بر این است که کاهش رنج باید از طریق اقدام انسانی صورت گیرد و نه مداخله الهی.
دیگران نیز خواندهاند