نکات کلیدی
۱. ارز مستقل: آزادی مالی نهایی
دولتی که ارز خود را صادر میکند، همیشه میتواند نیروی کار بیکار را به کار گیرد.
واقعیت عملیاتی. دولت مستقل، یعنی دولتی که ارز شناور خود را صادر میکند، اساساً متفاوت از یک خانوار یا شرکت عمل میکند. این دولت انحصار صدور ارز خود را دارد، به این معنا که میتواند بهسادگی و با چند کلیک، هر مقدار ارز مورد نیاز را ایجاد و به حسابهای بانکی واریز کند. این واقعیت عملیاتی به این معناست که محدودیت مالی هرگز مانع هزینهکرد دولت در ارز خودش نمیشود.
محدودیتهای خارجی وجود ندارد. برخلاف نهادهایی که از ارز استفاده میکنند، صادرکننده مستقل ارز هیچ محدودیت مالی خارجی برای هزینهکرد خود ندارد. نیازی نیست پیش از هزینهکرد، از طریق مالیات یا استقراض پول جمعآوری کند. این اصل بهطور جهانی برای کشورهایی مانند ایالات متحده، ژاپن و بریتانیا صدق میکند، صرفنظر از اندازه یا سطح توسعه اقتصادی آنها.
محدودیتهای واقعی منابع. اگرچه دولت مستقل از نظر مالی محدودیتی ندارد، اما همچنان با محدودیتهای واقعی منابع روبروست. دولت تنها میتواند آنچه در ازای ارز خود قابل خرید است را تهیه کند. اگر منابع (نیروی کار، مواد، فناوری) کمیاب یا کاملاً بهکار گرفته شده باشند، هزینهکرد بیش از حد دولت میتواند منجر به تورم شود یا منابع را از مصارف مطلوب دیگر منحرف کند؛ بنابراین انتخاب سیاستهای عاقلانه اهمیت فراوان دارد.
۲. مالیاتها محرک پولاند، نه تأمینکننده هزینهها
تنها چیزی که لازم است، اعمال و اجرای تعهد مالیاتی است که باید به ارز دولت پرداخت شود.
ایجاد تقاضا. هدف اصلی مالیاتها برای صادرکننده مستقل ارز، جمعآوری درآمد برای تأمین هزینهها نیست، بلکه ایجاد تقاضا برای ارز دولت است. با تحمیل تعهدات مالیاتی (یا عوارض، جریمهها، ده درصدها) که فقط با ارز خود دولت قابل پرداخت است، دولت تضمین میکند که ارز او مورد تقاضا و پذیرش مردم قرار گیرد. این مکانیزم ارزش و کارایی بنیادی ارز را شکل میدهد.
ترتیب منطقی. ترتیب منطقی امور مالی دولت این است: «ابتدا هزینه کن، سپس مالیات بگیر.» دولت باید ابتدا ارز خود را به وجود آورد (با واریز به حسابهای بانکی) تا افراد و شرکتها بتوانند آن ارز را برای پرداخت مالیات به دست آورند. مالیاتها سپس بهطور مؤثر ارز را از گردش خارج کرده و تعهد مالی را برآورده میکنند.
فراتر از درآمد. مالیاتها علاوه بر ایجاد تقاضا برای ارز، نقشهای مهم دیگری نیز دارند:
- ثبات تقاضای کل: مالیاتها میتوانند هزینهکرد خصوصی را کاهش داده و به کنترل تورم در شرایط گرمای اقتصادی کمک کنند.
- توزیع درآمد و ثروت: مالیاتهای تصاعدی میتوانند نابرابری را کاهش دهند.
- بازدارندگی فعالیتهای نامطلوب: مالیاتهای «گناه» بر آلودگی یا محصولات ناسالم هدف تغییر رفتار دارند، نه کسب درآمد حداکثری.
۳. ترازهای بخشی: هویتی حسابداری اجتنابناپذیر
اگر کسریهای یک یا چند بخش را جمع کنیم، باید برابر با مازادهای بخش(های) دیگر باشد.
حقیقت کلان اقتصادی. اقتصاد را میتوان به سه بخش تقسیم کرد: بخش خصوصی داخلی (خانوارها و شرکتها)، دولت داخلی و بخش خارجی (باقی جهان). یک هویت حسابداری بنیادی حکم میکند که مجموع ترازهای مالی این سه بخش همیشه صفر است. یعنی کسری یک بخش همواره با مازاد یک یا چند بخش دیگر جبران میشود.
جریانهای به هم پیوسته. این هویت نشان میدهد کسری بودجه دولت یک رویداد جداگانه نیست، بلکه بهطور ذاتی با موقعیت مالی بخش خصوصی و خارجی مرتبط است. برای مثال، اگر بخش خصوصی بخواهد پسانداز کند (مازاد داشته باشد) و بخش خارجی متعادل باشد، بخش دولت باید کسری معادل آن داشته باشد تا خواست پسانداز خصوصی برآورده شود.
پیچیدگی علیت. اگرچه این هویت همیشه درست است، جهت علیت پیچیده است. نظریه MMT معتقد است هزینهکرد کل عمدتاً درآمد کل را تعیین میکند. بنابراین تصمیم یک بخش برای هزینهکرد بیشتر از درآمد (کسری) میتواند علت ایجاد ثروت مالی برای بخشهای دیگر باشد، نه اینکه محدود به پساندازهای پیشین باشد.
۴. کسریهای دولت ثروت خصوصی ایجاد میکند
بدهیهای دولت به بخش خصوصی زمانی انباشته میشود که دولت بیشتر از درآمد مالیاتی خود هزینه کند.
داراییهای مالی خالص. وقتی دولت مستقل بیشتر از مالیاتهای دریافتی هزینه میکند، کسری بودجه ایجاد میشود. این کسری مستقیماً منجر به افزایش خالص داراییهای مالی بخش غیر دولتی (خانوارها، شرکتها و نهادهای خارجی) میشود. این داراییها به شکل ارز دولت (نقد، ذخایر بانکی) و اوراق قرضه دولتی هستند.
سود بخش خصوصی. برای بخش خصوصی، بدهی دولت بار مالی نیست بلکه دارایی مالی است. اگر دولت همیشه بودجه متعادل داشته باشد، ثروت مالی خالص بخش خصوصی از بدهیهای دولت صفر خواهد بود. کسری بودجه دولت به معنای افزایش ثروت مالی خالص بخش خصوصی است، و مازاد بودجه دولت به معنای کسری بخش خصوصی و کاهش ثروت مالی خالص آن است.
«ثروت بیرونی.» بخش خصوصی نمیتواند برای خود ثروت مالی خالص ایجاد کند؛ هر دارایی مالی خصوصی با یک بدهی مالی خصوصی جبران میشود («ثروت درونی»). برای انباشت ثروت مالی خالص («ثروت بیرونی»)، بخش خصوصی نیازمند داراییهای مالی از بخش دیگر، عمدتاً دولت است. بنابراین کسریهای دولت منبع پسانداز خالص بخش خصوصی هستند.
۵. اوراق قرضه سیاست پولیاند، نه استقراض
به همین دلیل، فروش اوراق قرضه عملیاتی برای استقراض (به معنای معمول) دولت مستقل نیست، بلکه ابزاری است که به بانک مرکزی در هدفگذاری نرخ بهره کمک میکند.
مدیریت ذخایر. وقتی دولت مستقل هزینه میکند، حسابهای بانکی را اعتبار میدهد و همزمان ذخایر بانکی در بانک مرکزی افزایش مییابد. اگر این ذخایر بیش از حد مورد نیاز بانکها باشد (برای تسویه یا الزامات ذخیره)، بانکها آن را در بازار بینبانکی قرض میدهند و نرخ بهره شبانه را پایینتر از هدف بانک مرکزی میآورند.
کنترل نرخ بهره. برای جلوگیری از کاهش نرخ بهره شبانه، بانک مرکزی (یا خزانهداری هماهنگ) اوراق قرضه دولتی میفروشد. این فروشها ذخایر اضافی را از سیستم بانکی خارج میکند و اوراق قرضه با بهره را جایگزین ذخایر بدون بهره یا کمبهره میکند. این یک عملیات سیاست پولی برای مدیریت نقدینگی و حفظ نرخ بهره هدف است، نه جمعآوری پول برای هزینهکرد.
نیاز به «استقراض» نیست. دولت مستقل نیازی ندارد ارز خود را از بخش خصوصی «استقراض» کند تا هزینه کند. ارزی که خرج میکند را خودش ایجاد میکند. فروش اوراق قرضه عملیاتی داوطلبانه برای مدیریت نقدینگی و نرخ بهره است و به بخش خصوصی گزینهای با بهره برای نگهداری ذخایر اضافی میدهد.
۶. نرخ ارز ثابت، حاکمیت ملی را محدود میکند
نرخ ارز شناور تضمین میکند که دولت آزادی بیشتری برای دنبال کردن اهداف دیگر مانند حفظ اشتغال کامل، رشد اقتصادی کافی و ثبات قیمتها دارد.
فضای سیاستگذاری. انتخاب رژیم نرخ ارز تأثیر قابل توجهی بر فضای سیاستگذاری داخلی کشور دارد. نرخ ارز شناور، جایی که دولت تعهدی برای تبدیل ارز به نرخ ثابت به طلا یا ارز خارجی ندارد، بیشترین استقلال سیاستی را فراهم میکند. این امکان را میدهد که دولت اهداف داخلی مانند اشتغال کامل و ثبات قیمت را بدون محدودیت ذخایر خارجی دنبال کند.
محدودیتهای نرخ ثابت. برعکس، رژیم نرخ ارز ثابت (شامل هیئتهای ارزی یا استاندارد طلا) فضای سیاستگذاری را به شدت محدود میکند. برای حفظ نرخ ثابت، دولت باید ذخایر ارزی خارجی جمعآوری و حفظ کند. این معمولاً به اقدامات سخت ریاضتی (کاهش تورم، کاهش واردات) یا استقراض ارزی منجر میشود که در صورت کاهش ذخایر یا بدهی خارجی غیرقابل مدیریت، خطر ورشکستگی دارد.
خطر نکول. در حالی که دولت مستقل با ارز شناور نمیتواند بهطور اجباری در تعهدات ارزی خود نکول کند، دولتی که به نرخ ثابت متعهد است ممکن است در وعده تبدیل ارز نکول کند. این خطر کشورها را در برابر حملات سفتهبازی آسیبپذیر میکند و میتواند به بحرانهای اقتصادی منجر شود، همانطور که در نمونههای تاریخی دیده شده است.
۷. یورو: آزمایشی بدون حاکمیت ارزی
از دیدگاه اتحادیه اقتصادی و پولی اروپا، جدا کردن سیاست مالی از صدور ارز نه یک نقص، بلکه یک ویژگی طراحی بود—هدف از این جدایی جلوگیری از استفاده دولتها از بانک مرکزی اروپا برای کسری بودجههای تأمین شده با «کلیکهای صفحهکلید» بود.
طراحیشده برای شکست. اتحادیه اقتصادی و پولی اروپا (EMU) آزمایشی منحصر به فرد است که در آن کشورهای عضو ارزهای مستقل خود را کنار گذاشتند و یورو را پذیرفتند. در حالی که سیاست پولی متمرکز در بانک مرکزی اروپا (ECB) است، سیاست مالی عمدتاً در دولتهای ملی باقی مانده است. این ساختار عملاً کشورهای عضو را به «کاربران» نه «صادرکنندگان» ارز تبدیل کرده، مشابه ایالات آمریکا.
انضباط بازار. هدف طراحی، اعمال انضباط بازار بر سیاستهای مالی ملی بود، با این باور که دولتهایی که کسری یا بدهی بیش از حد داشته باشند، با افزایش نرخ بهره مواجه شده و مجبور به ریاضت اقتصادی میشوند. اما این باعث آسیبپذیری شد: هنگام بحران مالی جهانی، کشورهای پیرامونی با هزینههای استقراضی سرسامآور و کاهش رتبه اعتباری روبرو شدند که به چرخه بدهی منجر شد.
نقش بانک مرکزی اروپا. بانک مرکزی اروپا در ابتدا ممنوعیتهای سختگیرانهای برای تأمین مالی مستقیم دولتها داشت که بحران را تشدید کرد. تنها با مداخلات اضطراری، مانند تعهد ماریو دراگی به «هر کاری لازم است»، بانک مرکزی بهعنوان وامدهنده نهایی عمل کرد و بازار اوراق را تثبیت نمود. این نشان داد که بدون یک مرجع مالی مرکزی یا بانک مرکزی قدرتمند، اعضای یورو در معرض ریسک نکول قرار دارند که صادرکنندگان مستقل ارز ندارند.
۸. مالیه کارکردی: سیاست برای هدف عمومی
اصل اول: اگر درآمد داخلی خیلی پایین است، دولت باید بیشتر هزینه کند (نسبت به مالیاتها).
سیاست هدفمند. مالیه کارکردی، که توسط آبا لرنر توسعه یافته، معتقد است سیاست مالی و پولی دولت باید بر اساس توانایی آن در تحقق اهداف اجتماعی، بهویژه اشتغال کامل و ثبات قیمتها، ارزیابی شود، نه بر اساس اهداف بودجهای دلخواه. برای صادرکننده مستقل ارز، بودجه دولت باید برای خدمت به هدف عمومی مدیریت شود، نه برای تراز کردن حسابها.
دو اصل اساسی:
- اشتغال کامل: اگر بیکاری وجود دارد، هزینهکرد دولت خیلی پایین (یا مالیاتها خیلی بالا) است. دولت باید هزینه خالص را افزایش دهد تا اشتغال کامل حاصل شود.
- کنترل نرخ بهره: اگر نرخ بهره داخلی خیلی بالاست، دولت باید «پول» (ذخایر) بیشتری فراهم کند تا آن را کاهش دهد و تعادل پرتفوی حفظ شود.
رد «مالیه سالم». لرنر مفهوم مدیریت مالی دولت مانند خانوار یا شرکت را که «مالیه سالم» نامید، رد کرد. او استدلال کرد که تراز بودجه یا پایبندی به نسبتهای بدهی دلخواه «ناسازگار» است اگر مانع تحقق اشتغال کامل و اهداف عمومی شود. تراز بودجه «درست» صرفاً تراز سازگار با اشتغال کامل است.
۹. تضمین شغل: اشتغال کامل با ثبات قیمت
در واقع، برنامه تضمین شغل/کارفرمای آخرین راهحل میتواند بهعنوان برنامه ذخیره بافر تحلیل شود که مشابه برنامه تثبیت قیمت پشم استرالیا عمل میکند.
اشتغال همگانی. برنامه تضمین شغل (JG) یا کارفرمای آخرین راهحل (ELR) پیشنهاد میکند که دولت به هر کسی که آماده و مایل به کار است، شغلی با دستمزد و مزایای پایه یکسان ارائه دهد. این برنامه اشتغال کامل مداوم را تضمین میکند و مشکل اساسی بیکاری اجباری را حل میکند.
لنگر قیمتی. برنامه JG بهعنوان تثبیتکننده خودکار کلان اقتصادی و لنگر قیمتی قدرتمند عمل میکند. دستمزد ثابت برنامه کف دستمزدها را در سراسر اقتصاد تعیین میکند و از رقابت به پایین در دوران رکود جلوگیری میکند. در دوره رونق، نیروی کار JG بهعنوان «ارتش ذخیره شاغل» عمل میکند و فشارهای تورمی دستمزد را کاهش میدهد چون کارفرمایان خصوصی میتوانند از این نیروی کار استفاده کنند.
مزایای متعدد. فراتر از اشتغال و ثبات قیمت، JG مزایای فراوانی دارد:
- کاهش فقر: ارائه دستمزد و مزایای معیشتی.
- بهبود اجتماعی: کاهش جرم، بهبود سلامت، تقویت جوامع.
- افزایش مهارت: آموزش و تجربه کاری فراهم میکند.
- بهبود محیط زیست: میتواند نیروی کار را به پروژههای خدمات عمومی مانند بازسازی محیط زیست هدایت کند.
۱۰. ابرتورم: واقعیتی پیچیده، نه چاپ ساده پول
ابرتورمها ناشی از شرایط بسیار خاصی هستند، اگرچه برخی ویژگیهای مشترک کشورها و رژیمهای پولی که ابرتورم را تجربه میکنند وجود دارد.
فراتر از مکتب پولی ساده. باور رایج که ابرتورم صرفاً ناشی از «چاپ بیش از حد پول» توسط دولتها برای تأمین کسریها است، سادهسازی بیش از حد است. اگرچه رشد سریع عرضه پول و کسریهای بزرگ در ابرتورمها مشاهده میشود، اما اغلب اینها علائم یا پیامدها هستند، نه علت اصلی.
شرایط خاص. ابرتورمهای تاریخی (مانند آلمان وایمار، زیمبابوه) معمولاً ریشه در ترکیبی از مشکلات واقعی شدید دارند:
- فروپاشی عرضه: جنگ، بلایای طبیعی یا آشوب سیاسی ظرفیت تولید را نابود میکند (مثلاً غرامتهای آلمان، اصلاحات ارضی زیمبابوه).
- بدهی خارجی: بدهیهای بزرگ ارزی که از طریق صادرات قابل پرداخت نیست.
- حکمرانی ضعیف: ناتوانی در اعمال و جمعآوری مالیات یا بیثباتی سیاسی.
- شاخصبندی: شاخصبندی گسترده دستمزدها و قیمتها میتواند مارپیچ دستمزد-قیمت ایجاد کند.
کسریها بهعنوان پیامد. در محیطهای تورمی بالا، درآمدهای مالیاتی که معمولاً با تأخیر جمعآوری میشوند، عقبتر از هزینههای دولت (بهویژه اگر شاخصبندی شده باشند) میمانند. این کسریها را ایجاد یا تشدید میکند و آنها پیامد تورماند، نه علت اصلی. توقف ابرتورم نیازمند پرداختن به این مسائل واقعی و سیاسی است، نه فقط محدود کردن عرضه پول.
۱۱. تسهیل کمی: سیاستی نادرست فهمیده شده
در واقع، تسهیل کمی به معنای جایگزینی سپردههای ذخیره در فدرال رزرو به جای اوراق خزانه و اوراق بهادار رهنی در سمت دارایی بانکها است.
تعویض دارایی. تسهیل کمی (QE) ابزاری در سیاست پولی است که بانک مرکزی داراییهای مالی (مانند اوراق قرضه دولتی یا اوراق بهادار رهنی) را از بانکهای تجاری میخرد. در مقابل، بانک مرکزی حسابهای ذخیره بانکها را اعتبار میدهد. این اساساً تعویض دارایی است: بانکها داراییهای بهرهدار را با ذخایر که معمولاً بهره کمی یا هیچ بهرهای ندارند، مبادله میکنند.
چاپ پول برای هزینهکرد نیست. QE مستقیماً هزینهکرد دولت را تأمین نمیکند یا «پول» را به اقتصاد واقعی تزریق نمیکند که باعث تورم شود. ذخایر ایجاد شده در سیستم بانکی باقی میمانند و در اقتصاد واقعی برای افزایش تقاضای مصرفکننده گردش نمیکنند.
تأثیر محدود. اثرات واقعی QE اغلب نادرست فهمیده میشود:
- کاهش سودآوری بانکها: بانکها بهره کمتری روی ذخایر نسبت به اوراق قرضه دریافت میکنند و ممکن است انگیزه وامدهی کاهش یابد.
- **کاهش
خلاصه نقدها
متنی برای ترجمه ارائه نشده است. لطفاً متن مورد نظر خود را ارسال کنید تا بتوانم آن را به فارسی ترجمه کنم.
دیگران نیز خواندهاند