نکات کلیدی
۱. «ملت فلسطین» اختراعی نوین است
دلیل بسیار سادهای برای این وجود دارد: فلسطینی وجود نداشت.
ساختاری تازه و نوظهور. مفهوم «ملت فلسطین» به عنوان یک هویت ملی متمایز، اختراعی مدرن است که عمدتاً برای اهداف تبلیغاتی در دهه ۱۹۶۰ میلادی شکل گرفت. در گذشته، اعراب ساکن در منطقهای که امروز به نام فلسطین شناخته میشود، خود را بخشی از هویت بزرگتر سوری یا عرب میدانستند و اغلب این سرزمین را «سوریه جنوبی» مینامیدند. این موضوع در درخواستهایی که در سال ۱۹۱۹ به کنفرانس صلح پاریس ارسال شد و توسط گروههایی با عنوان «انجمن مسلمانان و مسیحیان» امضا شده بود، به وضوح دیده میشود که تأکید داشتند فلسطین جداییناپذیر از سوریه است.
اقرار رهبران تاریخی. خود رهبران برجسته عرب نیز به فقدان هویت ملی فلسطینی مستقل اذعان داشتند. عونی بی عبدالهادی، رهبر مسلمان عرب، در سال ۱۹۳۷ به کمیسیون پیل گفت: «چنین کشوری به نام فلسطین وجود ندارد! «فلسطین» اصطلاحی است که صهیونیستها اختراع کردهاند!» همچنین، ظاهر محسن، عضو کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین در سال ۱۹۷۷ اظهار داشت: «ملت فلسطین وجود ندارد. ایجاد دولت فلسطین تنها وسیلهای برای ادامه مبارزه ما علیه اسرائیل به منظور وحدت عربی است.» حتی یاسر عرفات، که به عنوان پدر ملت فلسطین شناخته میشود، در سال ۱۹۹۳ اعتراف کرد: «فلسطین چیزی جز قطرهای در اقیانوس عظیم نیست. ملت ما ملت عرب است.»
موفقیت تبلیغاتی. سازمان امنیت شوروی (کاگب) در دهه ۱۹۶۰ به اختراع «ملت فلسطین» برای مقابله با تصویر اسرائیل و ایجاد روایت گروهی کوچک، بومی و مظلوم متهم است. این شامل جعل اسناد تاریخی، مانند جعل شناسنامه عرفات برای ادعای تولد او در بیتالمقدس بود. با وجود فقدان شواهد تاریخی یا باستانشناسی درباره فرهنگ، زبان یا نهاد سیاسی متمایز فلسطینی پیش از نیمه قرن بیستم، این روایت به طور گستردهای در جهان پذیرفته شده و به ابزاری قدرتمند در منازعه جاری تبدیل شده است.
۲. فلسطین پیش از سکونت صهیونیستها بیابانی متروک بود
فلسطین در ماتم و خاکستر نشسته است.
سرزمینی بایر و خالی. قرنها پیش از مهاجرت گسترده صهیونیستها، سرزمینی که بعدها اسرائیل نام گرفت، عمدتاً متروک، کمجمعیت و از نظر اقتصادی راکد بود. مسافران و مورخان متعددی، از دیو کاسیوس رومی در قرن دوم میلادی تا مارک تواین در سال ۱۸۶۹، این منطقه را ویران، بایر و خالی از سکنه توصیف کردهاند. تواین در کتاب «بیگناهان در سفر» نوشت: «فلسطین متروک و نامحبوب است» و اشاره کرد که در گسترههای وسیع آن «نه یک روستا» و «کمتر از ده انسان» دیده میشود.
گزارشهای عینی. بازدیدکنندگان اروپایی در قرون ۱۶ تا ۱۹ تصویری یکسان ارائه دادهاند:
- ۱۵۹۰: یک بازدیدکننده انگلیسی از بیتالمقدس نوشت: «هیچ چیز جز بخش کوچکی از دیوارهای قدیمی دیده نمیشود... و بقیه همه علف، خزه و هرزگی است.»
- ۱۶۹۷: هنری ماندریل ناصره را «روستایی ناچیز» و عکا را «چند کلبه فقیر» یافت.
- ۱۸۱۶: جیمز سیلک باکینگهام یافا را «روستایی فقیر» توصیف کرد.
- ۱۸۴۰: مسافری نوشت که زمین بین الخلیل و بیتلحم «اکنون متروک و بایر است.»
- ۱۸۵۷: کنسول بریتانیا در فلسطین اظهار داشت: «کشور تا حد زیادی خالی از سکنه است و بزرگترین نیاز آن جمعیت است.»
تداوم حضور یهودیان و ورود اعراب. با وجود این بیابانی، حضور یهودیان، هرچند کوچک و اغلب تحت فشار، در سرزمین ادامه داشت. ورود جمعیتهای عرب، به ویژه در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، اغلب همزمان با توسعه اقتصادی ناشی از سکونت صهیونیستها بود. کمیسیون پیل در سال ۱۹۳۷ اذعان کرد که «پیشرفت عربها تا حدی به واردات سرمایه یهودی به فلسطین و عوامل مرتبط با رشد وطن ملی مربوط است.» این زمینه تاریخی روایت جامعه بومی فلسطینی پرجنبوجوش که توسط «استعمارگران» یهودی رانده شده را به چالش میکشد.
۳. متون اسلامی موجب یهودستیزی و جهاد علیه اسرائیل میشوند
قطعاً یهودیان شدیدترین دشمنان مؤمنان هستند...
وظیفه دینی. ریشه اصلی منازعه اسرائیل و فلسطین صرفاً سرزمینی یا سیاسی نیست، بلکه عمیقاً مذهبی است و در متون اسلامی ریشه دارد که دشمنی با یهودیان و تسلط بر غیرمسلمانان را واجب میداند. قرآن مکرراً یهودیان را به عنوان خائن، دروغگو و «شدیدترین دشمنان مؤمنان» (۵:۸۲) معرفی میکند و حتی برخی را نفرینشده و به «میمون و خوک» تبدیل شده میداند (۲:۶۳-۶۶).
جهاد و برتریجویی. این چارچوب دینی، صلح واقعی با دولت یهودی را برای بسیاری از مسلمانان غیرممکن میسازد. اصول کلیدی اسلام عبارتند از:
- جهاد: جنگ علیه کافران برای برقراری برتری مسلمانان و قانون اسلام.
- «آنها را از جایی که شما را بیرون کردند، بیرون کنید» (قرآن ۲:۱۹۱): فرمان الهی که فلسطینیها آن را به عنوان دستور اخراج اسرائیلیها تفسیر میکنند.
- عدم حق حکومت غیرمسلمانان: غیرمسلمانان «هیچ حقی برای به دست گرفتن قدرت در هیچ نقطهای از زمین خدا ندارند» (سید ابوالعلا مودودی).
- پیشگویی آخرالزمان: حدیثی که میگوید مسلمانان یهودیان را خواهند کشت تا سنگها و درختان محل پنهان شدنشان را فاش کنند، به جز درخت غَرقد (مسلم ۶۹۸۵).
اظهارات صریح رهبران فلسطینی. بسیاری از روحانیون فلسطینی و عرب آشکارا اعلام میکنند که این منازعه جنگی دینی است، نه اختلافی سرزمینی. حماس مثلاً میگوید: «کشتن یهودیان عبادتی است که ما را به خدا نزدیک میکند.» محمود الهباش، مشاور نزدیک محمود عباس، آن را «نبرد تاریخ میان اسلام و دشمنان اسلام؛ میان مسلمانان و دشمنان مسلمانان» خوانده است. این دشمنی مذهبی گسترده که اغلب توسط سیاستمداران غربی نادیده گرفته میشود، مانع اصلی هر صلح پایدار است.
۴. رهبران عرب در سال ۱۹۴۸ باعث خروج فلسطینیها شدند
دولت عربی که فلسطینیها را تشویق به ترک موقت خانههایشان کرد تا از مسیر ارتشهای عربی دور باشند، به وعده خود برای کمک به آوارگان عمل نکرد.
تخلیه تاکتیکی. برخلاف روایت رایج که اسرائیلیها فلسطینیها را در سال ۱۹۴۸ به زور بیرون کردند، بخش قابل توجهی از جمعیت عرب به صراحت به دستور رهبران عرب خانههای خود را ترک کردند. این تصمیم استراتژیک برای باز کردن راه به روی ارتشهای عربی بود که وعده پیروزی سریع و بازگشت فلسطینیها به خانههایشان با اموال یهودیان شکستخورده را داده بودند.
شواهد از منابع عربی:
- مه ۱۹۴۶: عبدالرحمن حسن عزام، دبیرکل لیگ عرب، پیشنهاد تخلیه «تمام زنان و کودکان عرب از فلسطین» برای اعلام «جهاد» را داد.
- ژانویه ۱۹۴۸: روزنامه عربی «الشعب» از ترک خانهها توسط اعراب ابراز تأسف کرد، اما این بخشی از طرح بزرگتر بود.
- اکتبر ۱۹۴۸: «اکونومیست» گزارش داد که «مهمترین عاملها اعلامیههای رادیویی اجراییه عالی عرب بود که اعراب را به ترک تشویق میکرد.»
- فوریه ۱۹۴۹: روزنامه اردنی «فلسطین» شکایت کرد که «دولت عربی که فلسطینیها را به ترک موقت خانهها تشویق کرد، به وعده خود عمل نکرد.»
- اکتبر ۱۹۶۳: روزنامه مصری «أخبار الیوم» گزارش داد که مفتی بیتالمقدس از اعراب فلسطین خواسته کشور را ترک کنند چون ارتشهای عربی قصد ورود و جنگ دارند.
سلاح «آوارگان». این خروج سازمانیافته مشکل «آوارگان فلسطینی» را ایجاد کرد که دولتهای عربی با امتناع از ادغام آنها، عمداً آن را به سلاحی سیاسی علیه اسرائیل تبدیل کردند. انتظار این بود که ارتشهای عربی «کشور را با اسلحههای ما ویران کنند و هر جایگاه یهودیان را نابود سازند» تا فلسطینیها به سرزمینی بدون یهودیان بازگردند. پس از شکست ارتشهای عربی، روایت به «اخراج اسرائیلیها» تغییر کرد و فرمان قرآنی «آنها را از جایی که شما را بیرون کردند، بیرون کنید» تقویت شد.
۵. «راهحل دو دولت» توهمی شکستخورده است
تقسیم سرزمین فرصتی برای صلح نهایی فراهم میکند. هیچ طرح دیگری چنین نیست.
الگوی پافشاری اما ناکام. «راهحل دو دولت» که نخستین بار توسط کمیسیون پیل در ۱۹۳۷ پیشنهاد و سپس در قطعنامه ۱۸۱ سازمان ملل در ۱۹۴۷ رسمی شد، همواره به عنوان تنها مسیر صلح معرفی شده است. اما شکستهای مکرر آن طی دههها ناشی از درک نادرست از ریشههای مذهبی منازعه و تعهد بیچون و چرای رهبری فلسطینی به نابودی اسرائیل است. اعراب بلافاصله قطعنامه ۱۸۱ را رد کردند و جنگ ۱۹۴۸ آغاز شد.
رد قطعنامه خارطوم. پس از پیروزی اسرائیل در جنگ شش روزه ۱۹۶۷، قطعنامه خارطوم از سوی لیگ عرب به صراحت اعلام کرد «نه صلح با اسرائیل، نه به رسمیت شناختن اسرائیل، نه مذاکره با آن.» این رد قاطع هر راهحلی بود که دولت یهودی را مشروعیت بخشد. با این حال، تلاشهای بینالمللی، از جمله قطعنامه ۲۴۲، به فشار برای مصالحه ادامه دادند و اغلب از اسرائیل خواستند برای وعدههای مبهم صلح، امتیاز سرزمینی بدهد.
غزه به عنوان نمونه. عقبنشینی یکجانبه اسرائیل از غزه در ۲۰۰۵، با تخریب همه شهرکها و باقی گذاشتن زیرساختهای ارزشمندی مانند گلخانهها، نمونهای روشن از نتیجه احتمالی راهحل دو دولت بود. به جای ساختن دولتی صلحآمیز، فلسطینیها بلافاصله گلخانهها را غارت و تخریب کردند و سپس حماس را انتخاب کردند که غزه را به پایگاهی برای حملات مداوم علیه اسرائیل تبدیل کرد. این نشان داد که برای بسیاری از فلسطینیها، «دولت» پایان منازعه نیست بلکه پایگاهی جدید برای جهاد است، همانطور که برنامه حماس در ۲۰۱۷ مرزهای ۱۹۶۷ را پذیرفت «بدون به رسمیت شناختن اسرائیل یا واگذاری حقوقی.» شعار «از رود تا دریا» نماد این هدف حداکثری است که جایی برای دولت یهودی باقی نمیگذارد.
۶. «صلح» عرفات فریب تاکتیکی بود (حدیبیه)
این توافق را بیش از توافقی که پیامبر ما محمد با قریش امضا کرد نمیدانم، و به یاد دارید که خلیفه عمر این توافق را رد کرد و آن را «صلح ذلیلانه» خواند. اما محمد آن را پذیرفت و ما نیز اکنون این توافق [اسلو] را میپذیریم.
الگوی حدیبیه. پذیرش ظاهری یاسر عرفات از صلح و به رسمیت شناختن اسرائیل در توافقات اسلو (۱۹۹۳) فریبی تاکتیکی بود که خود عرفات آن را به صراحت به عنوان معاهده حدیبیهای مدرن توصیف کرد. این معاهده قرن هفتم، که پیامبر اسلام با مشرکان مکه امضا کرد، آتشبس موقتی (حدنه) بود که در زمانی که مسلمانان ضعیف بودند پذیرفته شد و پس از تقویت، نقض گردید. اظهارات خصوصی و عمومی عرفات به مخاطبان مسلمان این استراتژی را تأیید میکند.
دوگانگی عرفات:
- پیش از اسلو: برنامه سیاسی ۱۹۷۴ عرفات خواستار «مبارزه مسلحانه» برای آزادسازی «تمام سرزمین فلسطین» بود.
- تعهد اسلو: در نامهای به رابین، عرفات حق اسرائیل برای موجودیت را پذیرفت و تروریسم را رد کرد.
- واقعیت پس از اسلو: عرفات بلافاصله به تحریک بازگشت و «جهاد، جهاد، جهاد» را فریاد زد و تروریستها را «شهید» خواند. به خبرنگاری گفت که دروازه اسلو وسیلهای برای «بازگرداندن سازمان آزادیبخش و مقاومت به فلسطین» است و وعده داد «یهودیان مانند موشهایی که کشتی در حال غرق را ترک میکنند، فلسطین را ترک خواهند کرد.»
- «جنگ فریب است»: این اصل اسلامی (حدیث پیامبر) در جنگ اجازه دروغ به دشمن برای رسیدن به اهداف استراتژیک را میدهد.
پیامدهای فریب. توافقات اسلو که به عنوان نقطه عطفی جشن گرفته شد، به افزایش تروریسم فلسطینی انجامید و گروههایی مانند حماس را تقویت کرد که صلح سازمان آزادیبخش را تسلیم میدانستند. نخستوزیر اسرائیل، ییتسحاق رابین، که این توافق را امضا کرد، توسط یک افراطی اسرائیلی ترور شد، در حالی که عرفات به خاطر «صلح»ی که هرگز قصد اجرای آن را نداشت، جوایز بینالمللی از جمله جایزه نوبل دریافت کرد. این الگوی رهبران فلسطینی است که وعدههایی برای مصرف جهانی میدهند و در داخل به تحریک خشونت ادامه میدهند و هر مسیر واقعی همزیستی را تضعیف میکنند.
۷. مظلومنمایی فلسطینیها به طور سیستماتیک ساخته شده است
از دکتر خالد پرسیدم چگونه باید این داستان را پوشش دهیم. او گفت: «باید بیشترین بهره را از این ببریم.» پس بیانیهای نوشت که در دیر یاسین کودکان کشته شدند، زنان باردار مورد تجاوز قرار گرفتند و انواع جنایات رخ داده است.
تبلیغات به عنوان سلاح. یکی از ارکان اصلی مسئله فلسطین، ساختگی بودن سیستماتیک جنایات اسرائیل و مظلومنمایی است که بر اساس اصل اسلامی «جنگ فریب است» انجام میشود. این استراتژی با هدف شیطانسازی اسرائیل، جلب همدردی جهانی و فشار بر دولت یهودی برای امتیازدهی به کار گرفته میشود. سازمان ملل که اغلب بدون نقد این ادعاها را میپذیرد، اسرائیل را بیش از هر کشور دیگری محکوم کرده و تحریک و تروریسم فلسطینی را نادیده گرفته است.
جعلیات تاریخی:
- دیر یاسین (۱۹۴۸): دکتر حسین خالد، دبیر کمیته عالی عرب فلسطین، به جعل ادعاهای قتلعام و تجاوز برای تحریک ارتشهای عرب اعتراف کرد. این باعث ترس و فرار فلسطینیها شد، اما افسانه «قتلعام» همچنان تکرار میشود، حتی توسط افرادی مانند شیخ یوسف القرضاوی با اغراقهای وحشتناک.
- محمد الدره (۲۰۰۰): کشته شدن ادعایی پسر ۱۲ ساله فلسطینی که در ویدئو ضبط شد، نماد انتفاضه دوم شد. اما شواهد نشان میدهد این حادثه ساختگی است، با تناقض در فیلم و عکسهای خانواده و عدم حضور آمبولانس.
- قتلعام جنین (۲۰۰۲): صائب عریقات، مذاکرهکننده فلسطینی، ادعا کرد «کمتر از پانصد نفر» کشته شدند. تحقیقات بینالمللی از جمله عفو بینالملل و سازمان ملل هیچ
خلاصه نقدها
متنی برای ترجمه ارائه نشده است. لطفاً متن مورد نظر خود را ارسال کنید تا بتوانم آن را به فارسی ترجمه کنم.
دیگران نیز خواندهاند