شروع دوره آزمایشی رایگان
EnglishEnglish
EspañolSpanish
简体中文Chinese
繁體中文Chinese (Traditional)
FrançaisFrench
DeutschGerman
日本語Japanese
PortuguêsPortuguese
ItalianoItalian
한국어Korean
РусскийRussian
NederlandsDutch
العربيةArabic
PolskiPolish
हिन्दीHindi
Tiếng ViệtVietnamese
SvenskaSwedish
ΕλληνικάGreek
TürkçeTurkish
ไทยThai
ČeštinaCzech
RomânăRomanian
MagyarHungarian
УкраїнськаUkrainian
IndonesiaIndonesian
DanskDanish
SuomiFinnish
БългарскиBulgarian
עבריתHebrew
NorskNorwegian
HrvatskiCroatian
CatalàCatalan
SlovenčinaSlovak
LietuviųLithuanian
SlovenščinaSlovenian
СрпскиSerbian
EestiEstonian
LatviešuLatvian
فارسیPersian
മലയാളംMalayalam
தமிழ்Tamil
اردوUrdu
Searching...
SoBrief
شیرین‌ترین فراموشی
شیرین‌ترین فراموشی

شیرین‌ترین فراموشی

اثر دنیل لوری 2018 384 صفحه
4.01
۳۰۰٬۰۰۰+ امتیاز
گوش دادن
فراگیر
V2.0
Amazon Kindle Audible
۳ روز دسترسی کامل رایگان
قفل گوش دادن و امکانات بیشتر را باز کنید!
ادامه

خلاصه داستان

نگاه خیره‌ای که همه چیز را آغاز کرد

یک نگاه خصمانه در کلیسا، بدترین برداشت اول را رقم می‌زند

النا آبلی، دختر بزرگ یکی از رؤسای کوزا نوسترای نیویورک، پس از فرار شش ماه پیش و رابطه با مردی غریبه — مردی که خانواده‌اش بعداً او را کشتند — نالایق ازدواج شناخته شده است. احساس گناه رهایش نمی‌کند و با انگشتری پنجاه‌سنتی که آن مرد مرده به او داده و حاضر نیست درآورد، سنگین‌تر می‌شود. به خاطر رسوایی النا، خواهر کوچک‌ترش آدریانا به جای او به نیکلاس روسو، دان بیست‌ونه‌ساله‌ی یک خانواده‌ی رقیب، پیشنهاد داده می‌شود. النا از معرفی در کلیسا طفره می‌رود، اما پدرش ملاقاتی در سرسرا ترتیب می‌دهد. نیکو با اشاره به اینکه قبلاً همدیگر را دیده‌اند، النا را شرمنده و پدرش را نگران می‌کند. النا او را بی‌ادب، جذاب و به‌طرز خطرناکی تیزبین می‌یابد. نیکو انگشتر ارزان‌قیمتش را می‌بیند. النا خالکوبی‌های زیر کت‌وشلوار شیکش را. هیچ‌کدام قصد ندارند دیگر به آن یکی فکر کنند.

خون روی رومیزی یکشنبه

نیکو پسرعمویش را می‌زند تا جان النا را نجات دهد

در ناهار حیاط که برای اتحاد دو خانواده ترتیب داده شده، برادر بی‌پروای النا، تونی، یکی از پسرعموهای نیکو را درباره‌ی کشتن یک روسو تحریک می‌کند. پسرعمو از کوره در می‌رود، دستش را دور النا حلقه می‌کند و اسلحه‌ای به شقیقه‌اش می‌چسباند. فریادها به ایتالیایی بلند می‌شود. اسلحه‌ها از هر طرف بالا می‌آیند، اما این صدای آرام نیکوست که از میان همه می‌گذرد — و به مرد دستور می‌دهد عقب بکشد. وقتی مرد تردید می‌کند، نیکو ماشه را می‌کشد. خون روی لباس سفید النا می‌پاشد. پدرش به همه دستور می‌دهد بنشینند و تیرامیسویشان را تمام کنند، و النا دسر را می‌خورد در حالی که پاهای مرد مرده به پاهایش می‌خورد. بعد از آن، نیکو بارها مشت به صورت تونی می‌زند و یک گلوله از دست راستش رد می‌کند به عنوان مجازات. اتحاد به‌سختی از اولین یکشنبه‌اش جان سالم به در می‌برد.

سیگار زیر ستاره‌ها

نیکو سیگارش را با خواهر اشتباهی آبلی تقسیم می‌کند

در مهمانی نامزدی آدریانا، النا با اسکار پرز مواجه می‌شود — کلمبیایی‌ای که برای پدرش کار می‌کند و همیشه لمس‌هایش حالت شکارچی‌گونه‌ای داشته. اسکار زمزمه می‌کند که از رابطه‌ی النا با مرد دیگری ناامید شده و اشاره می‌کند که انتظار داشته با او ازدواج کند. مالکیت‌طلبی‌اش مثل چیزی سمی زیر پوست النا می‌خزد. النا به حیاط فرار می‌کند، جایی که نیکو پیدایش می‌کند و او را به نقطه‌ی کوری دور از دوربین‌های امنیتی می‌برد. سیگاری روشن می‌کند و به دستش می‌دهد. النا با اولین پک سرفه می‌کند و نیکو با سرگرمی نیمه‌پنهانی تماشایش می‌کند. وقتی النا نگران می‌شود مادرش بوی دود را حس کند، نیکو او را به خودش نزدیک می‌کشد و صورتش را در موهایش فرو می‌برد — ظاهراً برای بررسی. کف دستش از کمر النا به باسنش می‌لغزد، و النا هیجان ایستادن در چند سانتی‌متری شعله‌ای را حس می‌کند که نمی‌تواند نامش بگذارد.

افلاطونی و آتش‌افروزی

بوسه‌ای در صندلی ماشین، پیش‌درآمد آتش‌سوزی پمپ بنزین

بعد از اجرای رقص النا که در آن نقش مرگ را بازی می‌کند و روی صحنه شریکش تایلر را می‌بوسد، نیکو با نگاهی قاتلانه جلوی در تئاتر منتظر است. در ماشین، تهدید می‌کند که به پدرش درباره‌ی رقصنده‌ی مردی که از النا قرار خواسته خبر می‌دهد. النا برای محافظت از تایلر، قبول می‌کند ثابت کند آن بوسه افلاطونی بوده — با بازسازی‌اش. لب‌هایش را روی لب‌های نیکو می‌گذارد، نفسش را برای سه ثانیه‌ی عذاب‌آور استنشاق می‌کند، سپس لب بالایی‌اش را در مکشی گرم و مرطوب می‌گیرد و عقب می‌کشد. می‌گوید افلاطونی بود. نیکو کنار یک پمپ بنزین نگه می‌دارد تا خودش را جمع‌وجور کند. داخل مغازه، صندوقدار النا را لمس می‌کند. النا سعی می‌کند کوچکش کند، اما نیکو حقیقت را بیرون می‌کشد، تمام پمپ بنزین را با بنزین خیس می‌کند و آتش می‌زند در حالی که صندوقدار به سمت خروجی می‌دود. پمپ بنزین قدیمی پرونتو در آینه‌ی بغل النا شعله‌ور می‌شود همان‌طور که دور می‌شوند.

مجازات کنار استخر

نیکو جلوی سی شاهد النا را به استخر هل می‌دهد

در مهمانی پنت‌هاوس نیکو، النا از دستور او برای دوری از کریستین آلیستر — مأمور خوش‌قیافه‌ی اف‌بی‌آی و دوست نیکو که پدرش به عنوان شوهر احتمالی در نظر گرفته — سرپیچی می‌کند. روی تراس با کریستین حرف می‌زند و سرکشی را بر ترس ترجیح می‌دهد. نیکو بعداً در راهرو گیرش می‌اندازد، با ملایمت از گلو به دیوار می‌چسباندش و تا قبول نکند دست بردارد رهایش نمی‌کند. النا تحت فشار تسلیم می‌شود، اما پنج دقیقه بعد دوباره با یک جین‌تونیک روی تراس است. انتقام نیکو علنی و فوری است: یک دست روی پهلویش، او را به استخر هل می‌دهد. تمام مهمانان از پشت شیشه تماشا می‌کنند. چهره‌ی پدرش تیره می‌شود. النا خیس‌خیس از آب بیرون می‌آید و خانواده‌ها در سکوتی سنگین می‌روند و اتحاد بیشتر ترک برمی‌دارد.

تیراندازی و یک اعتراف

تیراندازی از ماشین شیشه‌ها را خرد می‌کند و راز یک خواهر فاش می‌شود

در رستوران فرانچسکو، یک ماشین تاون‌کار سیاه آهسته از کنار پنجره رد می‌شود و گلوله‌ها شیشه را در غرشی ممتد خرد می‌کنند. نیکو بدنش را روی النا می‌اندازد. وقتی تیراندازی متوقف می‌شود، النا خونی را می‌بیند که روی تخته‌های کف می‌چکد — بازوی پسرعمویش بنیتو دوباره زخمی شده. اما انفجار واقعی از آدریاناست که خیره به روبه‌رو دو کلمه زمزمه می‌کند که همه چیز را عوض می‌کند: حامله است. بازجویی‌ای که پس از آن می‌آید بی‌رحمانه است. عموها و پدر النا سعی می‌کنند نام پدر بچه را بیرون بکشند، و وقتی النا اصرار می‌کند که درباره‌ی نکشتن او دروغ می‌گویند، عمویش به صورتش حمله می‌کند. نیکو مچ دست مرد را در نیمه‌ی ضربه می‌گیرد و به هرکسی که در حضورش به زنی دست بزند وعده‌ی مرگ می‌دهد. آدریانا هرگز نمی‌شکند. اما قرارداد ازدواج با نیکو حالا باطل شده است.

قرارداد جدید، عروس جدید

النا جایگزین آدریانا به عنوان نامزد نیکلاس روسو می‌شود

سالواتوره اعلام می‌کند النا باید با نیکو ازدواج کند چون حاملگی آدریانا قرارداد اصلی را باطل کرده. النا اعتراض می‌کند — او اول خواهرش را انتخاب کرده، النا گزینه‌ی دوم اوست — اما قرارداد جدید از قبل امضا شده. اسکار پرز، مردی که پدرش برای النا در نظر گرفته بود، همان صبح با شلیک اعدام‌گونه کشته شده، و النا شروع به شک کردن می‌کند که نیکو ماشه را کشیده. به او دستور داده می‌شود وسایلش را جمع کند و فوراً به خانه‌ی آجر قرمز نیکو در برانکس نقل مکان کند. در ماشین، بدنش بین وحشت و کشش گرانشی نزدیکی‌اش در جنگ است. در خانه‌اش، نیکو ساعت نه صبح ویسکی می‌ریزد و مالکیت‌طلبی‌اش آشپزخانه را مثل گرمای کوره پر می‌کند. به النا می‌گوید این ازدواج انجام می‌شود. النا حق انتخاب ندارد، اما وقتی جایگزینی را که پدرش انتخاب می‌کرد در نظر می‌گیرد، آرامشی عجیب در او می‌نشیند.

برهنه در آشپزخانه

نیکو سهمش از معامله را می‌گیرد و النا رازهایش را جمع می‌کند

النا چانه می‌زند — هر وقت نیکو بخواهد لباسش را درمی‌آورد به شرطی که قول بدهد عاشق آدریانا، باغبانی به نام رایان، را نکشد. نیکو قبول می‌کند، هرچند باز هم آن مرد را کتک خواهد زد. در آشپزخانه‌اش، النا تکه‌تکه لباس‌هایش را درمی‌آورد: پیراهن، سوتین، شلوارک، تا جایی که فقط با یک شورت صورتی داغ می‌ایستد. نیکو از آن سوی اتاق با بی‌تفاوتی نمایشی ویسکی می‌نوشد و تماشا می‌کند، اما چشم‌هایش در لبه‌ها می‌سوزند. به سمتش می‌آید، صورتش را در گردنش فرو می‌برد، بلندش می‌کند روی پیشخوان، و با خضوعی که النا را کاملاً از هم می‌پاشد، پایین می‌رود. از النا می‌خواهد صدایش کند نیکو، نه نیکلاس. بعد بدون هیچ حرف دیگری از در بیرون می‌رود. النا روی پیشخوان دراز کشیده و ویران شده، و کاغذهای حساب بانکی‌اش را روی پیشخوان کنارش می‌بیند. شماره‌ها را در کیف ورزشی‌اش یادداشت می‌کند.

همه چیز به جز لب‌هایش

النا بدنش را تسلیم می‌کند اما آخرین مرز را حفظ می‌کند

آن شب، النا از راهرو به اتاق خواب نیکو می‌رود. او لبه‌ی تخت در نور مهتاب نشسته و منتظر است. النا انگشت‌هایش را در موهایش فرو می‌برد؛ دست‌های نیکو از ران‌هایش بالا می‌رود. وقتی به النا می‌گوید انگشتر را دربیاورد، اطاعت می‌کند — و آن تکه جواهر پنجاه‌سنتی روی زمین می‌افتد. برای اولین بار با هم می‌خوابند: شدید، خام، و بدون کاندوم چون النا حاضر نیست از کاندوم‌های کشوی پاتختی‌اش که برای زنان دیگر بوده استفاده کند. می‌خواهد با هر زنی قبل از خودش فرق داشته باشد. اما لب‌هایش را نمی‌بوسد — این تنها مرزی است که حفظ می‌کند، آخرین خندق دور قلبش. بعد از آن، انگشتر را برمی‌دارد و دوباره دستش می‌کند. از اتاق نیکو صدای برخورد آباژوری که به دیوار پرتاب شده می‌آید. او از آن انگشتر بیش از هر چیز دیگری در زندگی‌اش متنفر است.

شامپوی شکوفه‌ی گیلاس

معشوقه‌ی سابق نیکو، النا را به خانه‌ی پدرومادرش برمی‌گرداند

النا در حمام با ایزابل آشنا می‌شود — آشپز، نظافتچی و معشوقه‌ی سابق نیکو. شامپوی شکوفه‌ی گیلاس این زن هفته‌هاست در حمام نیکو جا خوش کرده. ایزابل بدجنس و تحقیرآمیز است و النا را یک دختر لال خیابانی صدا می‌زند. النا با دقتی سرد تلافی می‌کند، اتاق خواب نیکو را قلمرو خودش اعلام می‌کند و پیشنهاد می‌دهد ایزابل شامپویش را دوباره پر کند. اما این برخورد عمیقاً زخمش می‌زند — النا آینده‌ای را تصور می‌کند که شوهرش را با زنان دیگر تقسیم کند. وقتی لوکا، معاون نیکو، و ایزابل در دفتر سرگرم می‌شوند، النا به پسرعمویش بنیتو پیام می‌دهد و از در جلویی بیرون می‌رود. یادداشتی روی پیشخوان آشپزخانه می‌گذارد، اما ایزابل آن را دور می‌اندازد. تا وقتی نیکو متوجه رفتن النا می‌شود، فکر می‌کند النا ترکش کرده. با اسلحه به خانه‌ی آبلی‌ها می‌رود.

انتخاب روی پله‌ها

با اسلحه‌های کشیده، النا از کنار پدرش رد می‌شود و به سمت نیکو می‌رود

سرسرای خانه‌ی آبلی تبدیل به صحنه‌ی رویارویی می‌شود. نیکو و بنیتو اسلحه به شقیقه‌ی هم گرفته‌اند. سالواتوره، تونی و دومینیک با سلاح‌های کشیده وارد می‌شوند. پدر النا به او دستور می‌دهد برود اتاقش؛ نیکو می‌خواهد بیاید پیش او. النا بالای پله‌ها ایستاده، فلج شده بین دو دنیا. سالواتوره تهدید می‌کند قرارداد را کلاً لغو کند. نیکو هشدار می‌دهد که این یعنی جنگ. النا به پدرش نگاه می‌کند — کسی که او را به اسکار پرز فروخت و شش ماه تنبیهش کرد — بعد به نیکو نگاه می‌کند که چشم‌هایش چیزی را آشکار می‌کنند که هرگز از او ندیده: آسیب‌پذیری. از پله‌ها پایین می‌آید و از کنار پدرش رد می‌شود. لوکا دستش را دور کمرش حلقه می‌کند و تا ماشین همراهی‌اش می‌کند. این اولین باری است که النا از سالواتوره آبلی سرپیچی می‌کند، و آخرین بار نخواهد بود.

بوسه‌ای که نمی‌توانست رد کند

تماس تصادفی لب‌ها به تسلیم بازگشت‌ناپذیر تبدیل می‌شود

حین رابطه اتفاق می‌افتد. نیکو صدایش می‌زند عزیزم و لب‌هایش هنگام تغییر وضعیت تصادفاً به لب‌های النا می‌خورد. تماس الکتریکی است. النا جلو خم می‌شود و او را می‌بوسد — زبانش به دهانش می‌لغزد، دست‌هایش صورتش را قاب می‌گیرند. نیکو ناله می‌کند و سد می‌شکند. ساعت‌ها بعد از آن همدیگر را می‌بوسند: تنبل و خیس، خشن و عمیق، بعد آهسته و ویرانگر. وقتی نیکو دهانش را به عنوان تنبیه برای تمام هفته‌هایی که النا از او دریغش کرده دریغ می‌کند، النا باسنش را تکان می‌دهد تا نیکو تسلیم شود. النا می‌پرسد چه کسی با او می‌خوابد، و نیکو می‌پرسد چه کسی دیگر. جواب فقط اوست. بعد از آن، دراز کشیده روی سینه‌اش، ضربان قلبش را تند حس می‌کند و با وضوحی ناگهانی و ویرانگر درمی‌یابد: آخرین رشته‌ی خویشتنداری‌اش پاره شده و کاملاً عاشق شده است.

خانم روسو، سه‌شنبه بعدازظهر

نیکو قبل از اینکه کسی مداخله کند، در دادگاه با النا ازدواج می‌کند

نیکو به النا می‌گوید لباس بپوشد — امروز ازدواج می‌کنند، نه هفته‌ی بعد. النا درباره‌ی لباس عالی‌اش، مراسم برنامه‌ریزی‌شده و ترتیبات مادرش اعتراض می‌کند. نیکو کوتاه نمی‌آید: بعد از اینکه سالواتوره تهدید به لغو قرارداد کرد، نیکو ریسک از دست دادن النا را نمی‌پذیرد. با لوکا به عنوان تنها شاهد به دادگاه برانکس می‌روند. دست‌های النا هنگام ادای سوگند می‌لرزد. انگشتر پنجاه‌سنتی را به دست راستش منتقل می‌کند تا جا برای انگشتر مادر نیکو باز شود — حرکتی که بیش از آنچه کسی بداند برایش هزینه دارد. روی پله‌های دادگاه به عنوان خانم نیکلاس روسو او را می‌بوسد. در هفته‌ی بعد از هم جدانشدنی‌اند: نیکو شعبده‌بازی با کارت و درست کردن املت یادش می‌دهد، و النا یاد می‌گیرد که وقتی این مرد چیزی می‌گوید، کاملاً منظورش را دارد.

انگشتر به خانه برمی‌گردد

النا دو میلیون دلار می‌دزدد تا بدهی خانواده‌ی مرد مرده را بپردازد

النا با این آگاهی بیدار می‌شود که باید دست به کار شود. شلوار جین و کتانی می‌پوشد، گوشی‌اش را روی پیشخوان می‌گذارد و وقتی نیکو در گاراژش کار می‌کند بیرون می‌زند. با استفاده از کامپیوتر پول‌شویی عمویش فرانچسکو، دو میلیون دلار از حساب نیکو انتقال می‌دهد. در بانک، بخشی را به پول نقد تبدیل می‌کند. با اتوبوس به ایست ترمونت می‌رود، جایی که مادر مرد مرده زندگی می‌کند، و یک کیف سبز پول روی ایوان می‌گذارد: پنجاه هزار دلار نقد، یک چک بانکی، انگشتر پنجاه‌سنتی و یک نامه. از روی نیمکتی تماشا می‌کند که زن آن را پیدا می‌کند و از شدت گریه زانو می‌زند. سباستین پرز — برادر اسکار — از بانک تعقیبش کرده و تمام مدت کنارش روی نیمکت نشسته. وقتی ماشین نیکو با صدای جیغ لاستیک در خیابان ترمز می‌زند، سباستین را دو بار با قنداق اسلحه می‌زند و بدون هیچ حرفی به النا دستور می‌دهد سوار ماشین شود. او را به پنت‌هاوس می‌برد و تنها رهایش می‌کند.

تمام حقیقتش، سرانجام

النا همه‌ی رازهایش را فاش می‌کند و یک قول غیرممکن می‌خواهد

ساعت یک شب، نیکو در پنت‌هاوس ظاهر می‌شود. لبه‌ی تخت با پشت به النا می‌نشیند و می‌گوید از اول شروع کن. النا همه چیز را اعتراف می‌کند: شهربازی‌ای که برای دیدنش فرار کرد، غریبه‌ای که در پارکینگ خالی ملاقات کرد، آخر هفته‌ی بی‌معنایی که جان آن مرد را گرفت، احساس گناهی که ماه‌ها انگشترش را به دستش نگه داشت. به نیکو می‌گوید فقط دو مرد بوده‌اند — او و آن غریبه‌ی مرده — و هرگز قبل از نیکو عاشق کسی نشده. سؤال نیکو از تاریکی می‌گذرد: آیا تلاش برای عاشق نشدن جواب داد؟ نه، زمزمه می‌کند. نیکو هنوز از دزدی، دروغ‌ها و وحشت باور اینکه النا فرار کرده عصبانی است. اما وقتی النا از کلمه‌ی امنشان — افلاطونی — استفاده می‌کند تا مکث کند و وفاداری بخواهد، جواب نیکو همه چیز را بازنویسی می‌کند: النا برایش کافی است.

چراغ‌های طلایی در باران

یک چرخ‌وفلک رؤیای کودکی را در کنار اعتراف عشق محقق می‌کند

روز عروسی النا گرم و پر از اضطراب آغاز می‌شود. در حالی که مادرش کرستش را سفت می‌کند، در سطل آشغال بالا می‌آورد. آدریانا، که حالا با رایان نامزد شده، با لباس ساقدوش صورتی کنارش ایستاده. مراسم همه‌ی آن چیزی است که النا روزی آرزویش را داشت: کانن در ری فضای کلیسا را پر می‌کند، سیصد مهمان تماشا می‌کنند که به سمت مردی با کراوات صورتی قدم برمی‌دارد، و هر سوگندی را از ته دل می‌گوید. بیرون بعد از مراسم، نیکو می‌گوید به سیگار نیاز دارد و او را از پله‌ها پایین می‌برد. النا خشکش می‌زند. آنجا در پارکینگ ترک‌خورده، با چراغ‌های زرد چشمک‌زن در برابر آسمان ابری، یک چرخ‌وفلک ایستاده — رؤیای کودکی‌ای که روزی او را به سمت غریبه‌ای و هرآنچه پس از آن آمد فراری داد. باران شروع به باریدن می‌کند وقتی به نیکو می‌گوید دوستش دارد. نیکو هم همین را می‌گوید. و او را تا ابد دوست داشت.

تحلیل

النا آبلی در قفسی زرین زندگی می‌کند که زیبایی‌اش ارز است، اطاعتش ارزش، و تنها عمل مستقلانه‌اش — فرار — به گناهی تبدیل می‌شود که ماه‌ها تعریفش می‌کند. رمان صرفاً مافیا را رمانتیک نمی‌کند؛ بررسی می‌کند که زنان درون چنین نظام‌هایی چگونه سازوکارهای بقای پیچیده‌ای توسعه می‌دهند که از بیرون شبیه تسلیم به نظر می‌رسد.

سفر روان‌شناختی النا پیشرفت از مهربانی نمایشی به هویت اصیل را ترسیم می‌کند. شخصیت «آبلی شیرین» آن کسی نیست که هست، بلکه کسی است که تربیتش کرده‌اند باشد — و رابطه‌اش با نیکو بوته‌ی آزمایشی می‌شود که در آن کشف می‌کند قدرت لبخند زدن در میان درد نیست، بلکه انتخاب نبردهایی است که لایق سرکشی‌اش هستند. نکته‌ی مهم این است که النا بیشترین شباهت به خودش را وقتی دارد که بیشترین نافرمانی را می‌کند: دزدیدن پول، رویارویی با پدرش، جواب دادن به یک دان.

شخصیت‌پردازی نیکو کهن‌الگوی رمانس تاریک را واژگون می‌کند و نشان می‌دهد خطرناک‌ترین مرد نیویورک همچنین از نظر عاطفی گرسنه‌ترین است. بزرگ‌شده توسط مادری معتاد و پدری خشن، او کنترل را با امنیت یکی می‌داند. مالکیت‌طلبی‌اش نسبت به النا صرفاً سلطه‌ی جنسی نیست — اولین بیان دلبستگی واقعی از مردی است که هرگز یاد نگرفته چگونه چیزی بخواهد بدون اینکه با زور تصاحبش کند.

انگشتر پنجاه‌سنتی به عنوان قطب‌نمای اخلاقی مرکزی رمان عمل می‌کند. احساس گناه النا نمایشی نیست؛ او به‌طور سیستماتیک در جهت جبران مالی تلاش می‌کند در دنیایی که پول‌شویی حرفه‌ی خانوادگی است. اینکه او از ثروت مجرمانه‌ی شوهرش برای جبران خسارت خانواده‌ی مردی استفاده می‌کند که خویشاوندانش کشته‌اند، حلقه‌ی اخلاقی ظریفی ایجاد می‌کند — ثروت کوزا نوسترا، استخراج‌شده از خشونت، به سمت ترمیم هدایت می‌شود.

در نهایت، رمان استدلال می‌کند که عشق در نظام‌های فاسد درباره‌ی فرار از تاریکی نیست، بلکه درباره‌ی یافتن کسی است که حاضر باشد در کنارت بسوزد. چرخ‌وفلک در پایان این تز را متبلور می‌کند: معصومیت کودکی می‌تواند حتی وقتی پارکینگ خالی است زنده بماند، به شرطی که کسی به اندازه‌ی کافی اهمیت بدهد تا آنچه نبوده را بسازد.

آخرین بروزرسانی:

Report Issue

خلاصه نقدها

4.01 از 5
میانگین ۳۰۰٬۰۰۰+ امتیاز از Goodreads و Amazon.

«شیرین‌ترین فراموشی» عمدتاً نقدهای مثبتی دریافت کرد و خوانندگان تنش جنسی، شیمی بین شخصیت‌های اصلی و سبک نوشتاری نویسنده را ستودند. بسیاری شخصیت نیکو روسو را به‌ویژه جذاب یافتند. برخی خوانندگان از کلیشه سوءتفاهم و توسعه شخصیت النا انتقاد کردند. این کتاب مکرراً به عنوان اعتیادآور و برجسته در ژانر عاشقانه مافیایی توصیف شد. چندین منتقد به خواندن مکرر کتاب اشاره کردند. با این حال، تعدادی از خوانندگان طرح داستان را ضعیف یافتند یا از شخصیت‌ها خوششان نیامد.

Your rating:
4.46
1609 امتیاز
Want to read the full book?

شخصیت‌ها

النا آبلی

آبلی شیرین در جستجوی آزادی

دختر بزرگ رئیس مافیای نیویورک (سالواتوره آبلی)، با لقب «آبلی شیرین» به خاطر زیبایی، وقار و اطاعت آرامش. در پس این ظاهر صیقل‌خورده، زنی زندگی می‌کند که زیر بار انتظاراتی که هرگز انتخاب نکرده خفه می‌شود. او احساس گناه عمیقی را با خود حمل می‌کند که نمی‌تواند درباره‌اش حرف بزند و یک انگشتر ارزان را به عنوان کفاره شخصی به دست می‌کند. روان‌شناسی النا بر محور تنش میان وظیفه و خواسته تعریف می‌شود — او تربیت شده بود تا لبخند بزند، اطاعت کند و ازدواج سیاسی کند، اما تشنه استقلال و اصالت است. او تیزبین است، در خفا رمانتیک علی‌رغم ادعای واقع‌بینی، و به طرز خطرناکی کنجکاو درباره آنچه فراتر از قفس طلایی‌اش قرار دارد. جذب شدنش به شدت، نیاز سرکوب‌شده‌ای به چیزی خام و واقعی را آشکار می‌کند. او دارد یاد می‌گیرد که قدرت در شیرینی نیست، بلکه در انتخاب کسی است که لایق النای واقعی باشد.

نیکلاس «نیکو» روسو

دان با قلبی روغن‌آلود

جوان‌ترین دان حاکم در نیویورک که پس از کشته شدن پدرش توسط یک خانواده رقیب، این عنوان را به ارث برده است. با لقب «آس» به خاطر منشأ اولین قتلش شناخته می‌شود و بی‌تفاوتی سرد را نمایش می‌دهد در حالی که در درون با مالکیت‌طلبی و دقت می‌سوزد. توسط مادری معتاد به مواد مخدر و پدری خشن و بی‌وفا بزرگ شده و از همان اوایل آموخت که عشق غیرقابل اعتماد است و قدرت تنها امنیت است. بازسازی ماشین‌های کلاسیک برایش درمان است، فقط وقتی آشفته است سیگار می‌کشد و ظاهری جنتلمنانه بر درونی بی‌رحم حفظ می‌کند. روان‌شناسی او حول محور کنترل می‌چرخد — کنترل خودش، امپراتوری‌اش، احساساتش. آنچه بیش از همه او را می‌ترساند گلوله یا رقبا نیست، بلکه آسیب‌پذیری‌ای است که همراه خواستن چیزی می‌آید که نمی‌تواند با زور یا پول به دست آورد. او وفادار، قلمروطلب، به طرز شگفت‌آوری سخاوتمند و اساساً ناتوان از بیان آنچه نیاز دارد است.

آدریانا آبلی

خواهر عجیب‌وغریب، شورشی خاموش

خواهر کوچک‌تر النا — دانشجوی هنرهای نمایشی که وسایل صحنه جمع می‌کند، فیلم‌های ترسناک کالت تماشا می‌کند و مجموعه لباس‌هایش را مثل خانواده‌اش می‌داند. بی‌تفاوتی عجیبش هوش عاطفی عمیقی را پنهان می‌کند؛ او آدم‌ها را با دقت حیرت‌آوری می‌خواند در حالی که به نظر می‌رسد از هنجارهای اجتماعی بی‌خبر است. در اصل قرار بود با ازدواج ترتیب‌داده‌شده وارد خانواده روسو شود، اما قلبش کاملاً جای دیگری است. شورش آدریانا آرام اما تزلزل‌ناپذیر است: او از آنچه دوست دارد با سکوت لجوجانه و بی‌باکی‌ای محافظت می‌کند که خواهرش به آن حسادت می‌ورزد.

تونی آبلی

برادر بی‌پروا، قلب ناپایدار

برادر بزرگ‌تر النا بر اساس هوس و غرور عمل می‌کند و زخم‌ها و دشمنان را مثل غنیمت جمع می‌کند. دشمنی‌هایش ریشه در خیانت‌های شخصی مربوط به زنان دارد، اما در پس این خودنمایی مردی نهفته است که واقعاً خواهرش را دوست دارد. تونی بر اساس فلسفه‌ای زندگی می‌کند که هر چیزی که دوست نداشته باشد لایق یک گلوله است، و همین او را هم به یک بمب ساعتی و هم به کاتالیزوری ناخواسته برای تغییر تبدیل می‌کند. بی‌ثباتی‌اش مکانیزم بقا در دنیای خشنی است که هرگز انتخاب نکرده.

سالواتوره آبلی

پاپا با افسار آهنین

رئیس آبلی خانواده‌اش را با اقتدار آرامی اداره می‌کند که وقتی سرپیچی شود به خشم سرد تبدیل می‌شود. رابطه‌اش با النا به خاطر خطای گذشته دخترش شکسته شده — او آزادی النا را نه از روی بی‌رحمی بلکه از تصور کج‌وکوله‌ای از محافظت محدود می‌کند. او واقعاً دخترانش را دوست دارد اما آن‌ها را دارایی‌های استراتژیک می‌بیند. درگیری‌هایش با مردان جوان‌تر و قدرتمندتر از تشخیص نیرویی سرچشمه می‌گیرد که نمی‌تواند مهارش کند.

جیانا

مدپرست دهه هفتادی، زخم‌های پنهان

نامادری نیکو — فقط یک سال از او بزرگ‌تر — که با پدر مسنش ازدواج کرد تا از گذشته‌ای آشفته فرار کند. لباس‌هایی با سبک ناهمزمان می‌پوشد، بدون فیلتر حرف می‌زند و از کوکائین برای کرخت کردن درد عمیق‌تر استفاده می‌کند. در پس شخصیت سرزنده‌اش زنی نهفته است که از استثمار و از دست دادن جان سالم به در برده. رابطه‌اش با نیکو پیچیده است — بخشی رقابت خواهر-برادری، بخشی بقای مشترک — و او به عنوان آینه‌ای غیرمنتظره برای زنانی عمل می‌کند که در ساختارهای قدرت مردانه مسیر خود را پیدا می‌کنند.

بنیتو

پسرعموی وفادار، تبلیغ متحرک ادکلن

پسرعموی بزرگ‌تر و همراه دائمی النا، بنیتو راننده، محافظ و منبع شوخی‌های اوست. با هر زنی که سر راهش قرار بگیرد لاس می‌زند، برنامه آراستگی چشمگیری دارد و با شدت از النا محافظت می‌کند علی‌رغم اینکه برای پدرش کار می‌کند. وفاداری‌هایش دائماً بین وظیفه خانوادگی و مراقبت واقعی از دخترعمویی که دوستش دارد آزمایش می‌شود.

لوکا

دست راست سردچشم نیکو

معاون و قابل‌اعتمادترین پسرعموی نیکو، لوکا هیبت‌دار، سرد و همیشه بی‌تأثر است. روی همه چیز شرط‌بندی می‌کند، نظرات طعنه‌آمیز درباره زندگی شخصی نیکو می‌دهد و با بی‌میلی نقش‌های خانگی را وقتی دستور داده شود انجام می‌دهد. مشاهدات تیزبینانه‌اش اغلب آنچه را که دیگران از پذیرفتنش سر باز می‌زنند شناسایی می‌کند.

سلیا

مامان شراب‌دوست در انکار

مادر النا زندگی همسر مافیایی را از طریق بی‌خبری انتخابی، سریال‌های تلویزیونی و استانداردهای سخت‌گیرانه آشپزخانه سپری می‌کند. دخترانش را شدیداً دوست دارد در حالی که دائماً از آن‌ها انتقاد می‌کند و نگرانی‌اش را از طریق تیرادهای ایتالیایی بیان می‌کند که به همه چیز می‌پردازد جز مشکل واقعی.

نونا

مادربزرگ تیززبان

مادربزرگ النا حکمت را در لفافه طنز گزنده ارائه می‌دهد، آدم‌ها را با دقت عصب‌خردکنی می‌خواند و عروسش سلیا را برای سرگرمی اذیت می‌کند در حالی که در خفا نوه‌هایش را می‌پرستد.

اسکار پرز

شکارچی جذاب با کراوات آبی

یک همکار کلمبیایی پدر النا که جذابیت صیقل‌خورده‌اش تمایلات خشونت‌آمیز نسبت به زنان را پنهان می‌کند. او به طرز ظریفی شکارچی است — لمس‌هایش همیشه به اندازه کافی بی‌گناه هستند تا از عواقب فرار کند — و النا را به عنوان همسر آینده‌اش طمع می‌کند.

کریستین آلیستر

مأمور اف‌بی‌آی، کمال‌گرای یخ‌زده

یک مأمور اف‌بی‌آی و دوست غیرمنتظره نیکو، کریستین جذابیت ویرانگر را با یخبندان عاطفی ترکیب می‌کند. ظاهر کمال‌گرایانه‌اش گذشته‌ای را پنهان می‌کند که با جذابیت تمرین‌شده از آن طفره می‌رود.

سباستین پرز

برادر جذاب و خطرناک اسکار

برادر کوچک‌تر کلمبیایی اسکار که با شوخ‌طبعی تاریک و انعطاف‌پذیری دستکاری‌گرانه به کسب‌وکار نزدیک می‌شود و همین او را همزمان غیرقابل اعتماد و مفید می‌سازد.

جنی

دوست‌دختر بی‌وفای تونی

دوست‌دختر بلوند تونی از سیستم فرزندخواندگی که به رابطه‌ای که دوست ندارد برای امنیت مالی چسبیده است. بی‌وفایی‌اش به کاتالیزوری برای خشونت بین مردان تبدیل می‌شود.

دومینیک

پسرعموی درهم، سیگار علف‌دود

ساکت‌ترین پسرعموی النا — یک بادیگارد درون‌گرا که عمدتاً از طریق پیامک و لبخندهای نادر ارتباط برقرار می‌کند، اما وقتی لازم باشد قابل اتکا ثابت می‌شود.

تمهیدات داستانی

انگشتر پنجاه سنتی

گناه پوشیدنی

یک انگشتر ارزان دستگاه فروش خودکار که مردی که خانواده النا پس از فرارش کشتند به او داده بود. او آن را به عنوان کفاره خودخواسته می‌پوشد — یادآوری قابل مشاهده‌ای از جان بی‌گناهی که ناخواسته باعث پایانش شد. برای نیکو، این انگشتر نماینده یک رقیب است؛ او معتقد است که نماد عشق به مرد دیگری است. انگشتر هر بار که نیکو متوجهش می‌شود حسادت، سوءتفاهم و تنش ایجاد می‌کند. النا حتی در لحظات صمیمی هم حاضر نیست آن را دربیاورد و همین نیکو را به پرتاب مبلمان وامی‌دارد. بازگرداندن نهایی آن به مادر مرد مرده — همراه با دو میلیون دلار غرامت — نشان‌دهنده گذار النا از گناه به پذیرش است و بحران اوج داستان را زمانی رقم می‌زند که نیکو متوجه می‌شود هم پول و هم همسرش رفته‌اند.

کلمه «دوستانه»

بهانه‌ای که به رمز امنیتی تبدیل شد

از ادعای ناامیدانه النا پس از بوسیدن نیکو در ماشینش زاده شد — او بوسه را دوستانه نامید تا شریک رقصش را از انتقام نجات دهد. نیکو در طول رابطه‌شان این کلمه را به سلاح تبدیل می‌کند و از آن برای اذیت کردن، اغوا و به چالش کشیدن النا استفاده می‌کند. این کلمه از یک بهانه به رمز امنیتی صمیمیت‌شان تکامل می‌یابد و از انکار جذابیت به ابزاری برای ایجاد رضایت و مرزها تبدیل می‌شود. این کلمه کل مسیر آن‌ها را دنبال می‌کند: از خواسته ممنوع تا تسلیم تا لحظه محوری که النا از آن برای متوقف کردن رابطه جنسی و مطالبه وفاداری استفاده می‌کند — تنها شرطی که قبل از تعهد کامل نیاز دارد. سفر این کلمه از دروغ به طناب نجات، آینه تکامل خود النا از تظاهر به اصالت است.

فندک آس پیک

تکه‌ای دزدیده‌شده از او

نیکو لقب «آس» را پس از آن گرفت که اولین قتلش شامل یک آس پیک بود. این نماد روی ساعدش خالکوبی شده و روی فندک زیپوی او حک شده است. پس از دعوای رستوران بین نیکو و تونی، النا فندک را روی زمین پیدا می‌کند و آن را برمی‌دارد — تکه‌ای از او که قرار نبود نگه دارد. در اتاق خوابش، در تاریکی آن را باز و بسته می‌کند و شعله‌ای را تغذیه می‌کند که می‌داند نباید مراقبش باشد. فندک به نماد ملموس احساسات پنهانش تبدیل می‌شود، طلسمی مخفی که او را به مردی متصل می‌کند که به خودش می‌گوید نباید بخواهدش. وقتی بعداً اعتراف می‌کند که آن را نگه داشته چون مال او بود، این اعتراف نشانه صداقت عمیق‌تری درباره دلبستگی‌اش است.

اوراق حساب بانکی نیکو

ابزاری برای جبران اخلاقی

از همان ابتدا، النا به دنبال اطلاعات مالی خصوصی می‌گردد — ابتدا در گاوصندوق قفل‌شده پدرش، سپس جزئیات حساب نیکو را پیدا می‌کند که بی‌دقتی روی پیشخوان آشپزخانه‌اش رها شده بود، روزی که نقل مکان می‌کند. او شماره‌ها را کپی می‌کند و برنامه‌ریزی می‌کند تا پول را به عنوان غرامت به خانواده مرد مرده انتقال دهد. این اوراق نشان‌دهنده برخورد وجدان اخلاقی النا با زندگی جدیدش به عنوان همسر روسو است. امور مالی پدرش نفوذناپذیر بود؛ بی‌دقتی نیکو فرصتی را که نیاز داشت به او داد. وقتی سرانجام از این اطلاعات برای انتقال دو میلیون دلار استفاده می‌کند، بزرگ‌ترین بحران داستان را رقم می‌زند — و اعتراف کاملی را اجبار می‌کند که در نهایت ازدواجشان را به جای نابودی تقویت می‌کند.

چرخ‌وفلک

رؤیای کودکی که واقعی شد

در کودکی، النا یک چرخ‌وفلک موزیکال کوچک از پدربزرگش هدیه گرفت و آرزو داشت یکی واقعی ببیند. شبی که فرار کرد، سوار اتوبوس شد تا به یک کارناوال برود اما فقط یک پارکینگ خالی پوشیده از برف پیدا کرد — جستجوی ناکامی که او را به غریبه‌ای رساند که مرگش را با خود حمل می‌کند. چرخ‌وفلک نماد آرزوی معصومانه در دنیایی فاسد است: رؤیای ساده دختری که به طرز فاجعه‌باری به خطا رفت. وقتی نیکو یک چرخ‌وفلک واقعی را بیرون کلیسا در روز عروسی‌شان قرار می‌دهد، نماد معصومیت از دست رفته النا را به اثبات اینکه برخی رؤیاها حتی از تاریک‌ترین انحرافات جان سالم به در می‌برند تبدیل می‌کند. این حرکتی است که اعلام عشق نهایی او را آزاد می‌سازد.

درباره نویسنده

دنیل لوری نویسنده‌ای است که به نوشتن قهرمانان اخلاقاً مبهم و روابط عاشقانه از نفرت به عشق در رمان‌های عاشقانه شناخته می‌شود. او تجربه در هر دو زیرژانر فانتزی و معاصر دارد. لوری در ایالت آیووا با خانواده و حیوانات خانگی‌اش زندگی می‌کند. فرآیند نوشتن او معمولاً شامل قهوه و الهام از فیلم‌های کمدی عاشقانه دهه ۱۹۹۰ است. او حضور آنلاین فعالی از طریق وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی و خبرنامه‌اش دارد. لوری انتشارات آینده‌ای برنامه‌ریزی کرده است، از جمله «شوهر عزیزم»، «باشگاه وینتیج» و «خالص‌ترین اعتیاد» که چهارمین کتاب از مجموعه «ساخته‌شده» اوست. آثار او پایگاه طرفداران اختصاصی‌ای به دست آورده و خوانندگان توانایی او در خلق شیمی شدید بین شخصیت‌ها را ستایش می‌کنند.

دانلود PDF

To save this شیرین‌ترین فراموشی summary for later, download the free PDF. You can print it out, or read offline at your convenience.
Download PDF

دانلود EPUB

To read this شیرین‌ترین فراموشی summary on your e-reader device or app, download the free EPUB. The .epub digital book format is ideal for reading ebooks on phones, tablets, and e-readers.
Download EPUB
Want to read the full book?
Follow
گوش دادن
Now playing
شیرین‌ترین فراموشی
0:00
-0:00
Now playing
شیرین‌ترین فراموشی
0:00
-0:00
1x
Queue
Home
Swipe
Library
Get App
Try Full Access for 3 Days
Listen, bookmark, and more
Compare Features Free Pro
📖 Read Summaries
Read unlimited summaries. Free users get 3 per month
🎧 Listen to Summaries
Listen to unlimited summaries in 40 languages
❤️ Unlimited Bookmarks
Free users are limited to 4
📜 Unlimited History
Free users are limited to 4
📥 Unlimited Downloads
Free users are limited to 1
Risk-Free Timeline
امروز: دسترسی فوری
گوش دادن به خلاصه کامل بیش از ۲۶,۰۰۰ کتاب. بیش از ۱۲,۰۰۰ ساعت محتوای صوتی!
روز دوم: یادآوری دوره آزمایشی
به شما اطلاع می‌دهیم که دوره آزمایشی‌تان به‌زودی پایان می‌یابد.
روز سوم: شروع اشتراک شما
مبلغ اشتراک در تاریخ Jul 14,
کسر می‌شود. هر زمان قبل از آن می‌توانید لغو کنید.
Consume 2.8× More Books
2.8× more books Listening Reading
Our users love us
600,000+ readers
Trustpilot Rating
TrustPilot
4.6 Excellent
This site is a total game-changer. I've been flying through book summaries like never before. Highly, highly recommend.
— Dave G
Worth my money and time, and really well made. I've never seen this quality of summaries on other websites. Very helpful!
— Em
Highly recommended!! Fantastic service. Perfect for those that want a little more than a teaser but not all the intricate details of a full audio book.
— Greg M
Save 62%
Yearly
$119.88 $44.99/year/yr
$3.75/mo
Monthly
$9.99/mo
Start a 3-Day Free Trial
3 days free, then $44.99/year. Cancel anytime.
Unlock a world of fiction & nonfiction books
26,000+ books for the price of 2 books
Read any book in 10 minutes
Discover new books like Tinder
Request any book if it's not summarized
Read more books than anyone you know
#1 app for book lovers
Lifelike & immersive summaries
30-day money-back guarantee
Download summaries in EPUBs or PDFs
Cancel anytime in a few clicks
Scanner
Find a barcode to scan

We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel
Settings
General
Widget
Loading...
We have a special gift for you
Open
38% OFF
DISCOUNT FOR YOU
$79.99
$49.99/year
only $4.16 per month
Continue
2 taps to start, super easy to cancel